بازنگری گسترده: اثربخشی روزه متناوب در کاهش وزن

بازنگری گسترده‌ای از کارآزمایی‌های تصادفی نشان می‌دهد روزه متناوب احتمالاً کاهش وزن بالینی معناداری در یک سال ایجاد نمی‌کند؛ شواهد برای بهبود شاخص‌های متابولیک و کیفیت زندگی نامطمئن است و نیاز به پژوهش‌های بلندمدت‌تر وجود دارد.

6 نظرات
بازنگری گسترده: اثربخشی روزه متناوب در کاهش وزن

8 دقیقه

روزه متناوب وعدهٔ ساده‌ای داد: پنجرهٔ زمانی غذا خوردن را فشرده کنید تا بدن شروع به سوختن چربی کند. این ایده ظاهراً مرتب و متناسب با سبک زندگی مدرن به‌نظر می‌رسید و سریع محبوب شد. اما یک بازنگری گسترده از کارآزمایی‌های بالینی نشان می‌دهد که نتیجهٔ واقعی ممکن است کمتر از آنچه تیترها نوشتند باشد و در بسیاری موارد هم مبهم و نامشخص است. این بازنگری پرسش‌های مهمی دربارهٔ اثربخشی روزه متناوب برای کاهش وزن و بهبود سلامت متابولیک مطرح می‌کند و ضرورت شواهد بلندمدت‌تر و جامع‌تر را نشان می‌دهد.

آنچه بازنگری نشان داد

پژوهشگرانی به سرپرستی لوئیس گارگنانی در انستیتو دانشگاهی بیمارستان ایتالیایی در بوئنوس آیرس، 22 کارآزمایی تصادفی کنترل‌شده را مورد بررسی قرار دادند که بین سال‌های 2016 تا 2024 منتشر شده بودند. در مجموع نزدیک به دو هزار شرکت‌کننده از آمریکای شمالی، استرالیا، چین و چندین کشور اروپایی در این مطالعات حضور داشتند. نتیجهٔ کلی این بود که در میان رژیم‌های مختلف روزه متناوب، در طول یک سال تفاوت معنی‌داری در کاهش وزن قابل‌توجه بالینی در مقایسه با محدودیت کالری سنتی یا بدون تغییر رژیم غذایی دیده نشد.

مؤلفان نوشتند: «در مقایسه با توصیه‌های غذایی سنتی (مانند محدود کردن کالری یا تغییر نوع غذاها)، روزه متناوب ممکن است در کاهش وزن و کیفیت زندگی در بزرگسالان مبتلا به اضافه‌وزن یا چاقی تفاوت کمی یا هیچ تفاوتی ایجاد نکند.» آنها نسبت به یافته‌های مربوط به کاهش وزن اعتماد متوسطی ابراز کردند و برای سایر پیامدهای سلامتی، شواهد را بسیار نامطمئن دانستند. این نتیجه‌گیری نشان می‌دهد که گرچه برخی افراد ممکن است سودهای کوتاه‌مدت ببینند، شواهد فعلی برای پشتیبانی از توصیهٔ عمومی و گستردهٔ این روش کافی نیست.

مطالعات گنجانده‌شده در این بازنگری چندین استراتژی را آزمایش کردند: زمان‌بندی محدود غذا خوردن (پنجره‌های روزانه که اغلب کمتر از ده ساعت بودند)، روزهٔ دوره‌ای برای یک یا دو روز در هفته، روزهٔ هر روز در میان و روزهٔ هر روز در میان تعدیل‌شده (برای مثال دو روز با دریافت محدود و پنج روز با تغذیهٔ معمولی). بسیاری از مطالعات به دلیل دورهٔ پیگیری کوتاه حذف شدند؛ در برخی دیگر گزارش‌دهی ثابتی دربارهٔ رویدادهای ناخواسته، وضعیت دیابت یا رضایت شرکت‌کنندگان وجود نداشت. تنها یک مطالعه از مجموعه، کیفیت زندگی را ارزیابی کرد و فقط دو مطالعه علائمی مانند خستگی، سردرد یا تهوع را ثبت نمودند.

این فقدان داده‌های جامع اهمیت دارد. وزن یک معیار ساده و قابل‌استخراج برای تیتر است، اما منافع سلامت در حوزه‌های گوناگون اندازه‌گیری می‌شوند: لیپیدهای خون، حساسیت به انسولین، نشانگرهای التهاب و کیفیت ذهنی زندگی روزمره. در این حوزه‌ها شواهد یا ناسازگار است یا اصلاً گزارش نشده است. بنابراین نتیجه‌گیری تنها بر اساس کاهش وزن محدود ممکن است تصویر کامل را نشان ندهد؛ به‌ویژه هنگامی که هدف بالینی افزایش طول عمر، کاهش بیماری‌های قلبی-عروقی یا بهبود کنترل متابولیک باشد.

شواهد نوظهور در حال تردیدآمیز نشان دادن هیاهوی اطراف روزه متناوب هستند.

زمینهٔ علمی و پیامدها

چرا بین روایت محبوب و داده‌های پژوهشی تفاوت وجود دارد؟ یکی از دلایل، تنوع زیستیِ بیولوژیک است. انسان‌ها به یک الگوی غذایی یکسان پاسخ‌های متفاوتی می‌دهند. در برخی افراد، روزه‌های کوتاه‌مدت می‌تواند متابولیسم را به سمت اکسیداسیون چربی جابجا کند، در حالی که در دیگران تغییر قابل‌توجهی مشاهده نمی‌شود. زمان‌بندی نیز اهمیت دارد: پنجرهٔ 10 ساعتهٔ غذا خوردن در برابر پنجرهٔ 6 ساعته می‌تواند اثرات متابولیک متفاوتی داشته باشد و پروتکل‌های مطالعاتی به‌طور گسترده‌ای با هم متفاوت‌اند؛ از نحوهٔ اندازه‌گیری کالری گرفته تا کنترل فعالیت فیزیکی و محتوای ماکرونوترینت‌ها (کربوهیدرات، پروتئین، چربی).

مایک پیِتزنِر، مدل‌ساز داده‌های سلامت در مؤسسه سلامت برلین در شاریتِه، به گاردین گفت که اغلب چند روز روزه لازم است تا تغییرات متابولیک آشکاری در خون ظاهر شود. او افزود: «اگر افراد با چنین رژیم‌هایی احساس بهتری دارند، من مانع آنها نمی‌شوم، اما این کار — همراه با دیگر پژوهش‌های این حوزه — به‌روشنی نشان می‌دهد که شواهد محکمی برای اثرات مثبت فراتر از یک کاهش وزن احتمالی متوسط وجود ندارد.» این دیدگاه تأکید می‌کند که تجربهٔ فردی و احساس بهبود ممکن است با اندازه‌گیری‌های زیست‌نشانی (biomarkers) همخوانی نداشته باشد.

بازنگری همچنین یک نگرانی عملی را برجسته کرد: شرکت‌کنندگان مطالعات اغلب نمایندهٔ جمعیت وسیع‌تر دارای اضافه‌وزن یا چاقی نبودند. این موضوع قابلیت تعمیم نتایج را محدود می‌کند، به‌ویژه برای گروه‌هایی با جنسیت، سن یا زمینهٔ اقتصادی-اجتماعی متفاوت. گارگنانی و همکارانش پیشنهاد می‌کنند که پژوهش‌های هدفمندتر لازم است تا مشخص شود آیا روزه متناوب می‌تواند شکاف‌های تغذیه‌ای را تشدید کند یا پیامدهای ناخواسته‌ای در گروه‌های محروم ایجاد کند. به‌عنوان مثال، دسترسی متغیر به غذاهای مغذی، الگوهای کار شیفتی و تفاوت‌های فرهنگی در زمان‌بندی غذا می‌تواند باعث شود یک رژیم برای یک گروه مفید و برای گروه دیگر مضر باشد.

برای پزشکان و ارائه‌دهندگان خدمات بهداشتی که این نتایج را جدی می‌گیرند، تنشی آشنا وجود دارد. از یک سو، روزه متناوب کم‌هزینه، ساده برای توضیح و برای بسیاری جذاب است؛ از سوی دیگر، توصیهٔ یک درمان در مقیاس وسیع مستلزم شواهدی است که نشان دهد این شیوه به‌طور قابل‌اعتماد فراتر از کاهش وزن کوتاه‌مدت سلامت را بهبود می‌بخشد و آسیبی وارد نمی‌کند. بازنگری کنونی نشان می‌دهد هنوز به شواهد بیشتری نیاز است تا بتوان روزه متناوب را به‌عنوان یک راهکار بالینی مؤثر و ایمن توصیه کرد.

دیدگاه کارشناسی

دکتر النا موریس، پژوهشگر سلامت متابولیک در یک مرکز پزشکی دانشگاهی بزرگ، دیدگاهی عملی‌گرایانه ارائه می‌دهد: «روزه متناوب گلولهٔ جادویی نیست. برای بعضی بیماران می‌تواند ابزار رفتاری مفیدی باشد — به‌ویژه وقتی کمک می‌کند تنقلات اواخر شب کاهش یابد یا برنامه‌ریزی وعده‌ها ساده‌تر شود. اما برای دیگران ممکن است خستگی، الگوهای ناسالم خوردن یا اختلال در زندگی اجتماعی را به‌وجود آورد. ما به رویکردهای شخصی‌سازی‌شده و کارآزمایی‌های بلندمدت‌تر نیاز داریم که نشانگرهای متابولیک، نتیجه‌های گزارش‌شده توسط بیمار و ایمنی را در میان جمعیت‌های متنوع‌تر اندازه‌گیری کنند.»

هنوز دلایل مکانیستی برای مطالعهٔ روزه وجود دارد. مطالعات حیوانی و کارآزمایی‌های کوچک انسانی نشانگر اثراتی بر اتو فاژی (پاک‌سازی سلولی)، ترکیب میکروبیوم روده و زیست‌شناسی شبانه‌روزی (circadian biology) هستند — فرایندهایی که بر سلامت مغز، التهاب و ریسک قلبی-عروقی تأثیر می‌گذارند. با این حال ترجمهٔ آن تغییرات سلولی یا امضای خونی کوتاه‌مدت به منافع بالینی پایدار مستلزم کارآزمایی‌های بزرگ و با طراحی قوی است که نقاط پایان مناسب و طول پیگیری کافی را داشته باشند.

از نظر فنی، مطالعات آینده باید معیارهای زیر را مد نظر قرار دهند: اندازه‌گیری دقیق‌تر ترکیب بدن (مانند چربی تنه در برابر بافت‌های غیرچربی)، نشانگرهای التهابی (مثل CRP و اینترلوکین‌ها)، پروفایل لیپیدها، آزمون تحمل گلوکز و حساسیت به انسولین (مثل HOMA-IR یا ارزیابی‌های پویا با گلوکز و انسولین) و نیز پیامدهای گزارش‌شده توسط بیمار (کیفیت زندگی، خواب، سطح انرژی و سازگاری رفتاری). علاوه بر این، ثبت دقیق رویدادهای ناخواسته و اختلالات خوردن احتمالی ضروری است تا از آسیب‌زدن ناخواستهٔ یک مداخلهٔ غذایی جلوگیری شود.

برای بیماران و مراجعان عمومی، پیام روشن این است که روزه متناوب باید به‌عنوان یکی از چندین استراتژی تغذیه‌ای در نظر گرفته شود، نه به‌عنوان انتخابی برتر و بدون نیاز به ارزیابی. اگر این الگو به یک فرد کمک کند که پایبندی (adherence) بیشتری به برنامهٔ غذایی پیدا کند و کیفیت زندگی او را بهتر سازد، شایستهٔ توجه و بررسی است. اما داده‌های فعلی از توصیهٔ همگانی و گستردهٔ روزه متناوب برای کاهش وزن پایدار یا بهبود قطعی سلامت متابولیک پشتیبانی کامل نمی‌کنند.

آیندهٔ پژوهش — با پیگیری طولانی‌تر، شرکت‌کنندگان متنوع‌تر و گزارش‌دهی استانداردشدهٔ رویدادهای ناخواسته و معیارهای کیفیت زندگی — مشخص خواهد کرد که آیا روزه متناوب جایگاهی در راهنمایی‌های پزشکی عمومی پیدا می‌کند یا اینکه همچنان یک گرایش محبوب ولی مبهم در سبک زندگی باقی می‌ماند. این مطالعات باید همچنین تعاملات روزه متناوب با داروها (به‌ویژه داروهای دیابت) و شرایط پزشکی مزمن را بررسی کنند تا توصیه‌هایی ایمن و مبتنی بر شواهد برای گروه‌های خاص تولید شود.

در نهایت، رویکرد بالینی مطلوب احتمالاً ترکیبی از اصول علمی و تطبیق با ترجیحات فردی خواهد بود: تشخیص بیمارانی که ممکن است از این روش سود ببرند، پایش نشانگرهای بیولوژیک مناسب، و آماده بودن برای تغییر یا توقف رژیم در صورت بروز عوارض یا عدم اثربخشی. پزشکان باید بیماران را در مورد انتظارات واقع‌بینانه آگاه کنند و بر اهمیت کیفیت کلی الگوی غذایی، فعالیت بدنی و عوامل اجتماعی-اقتصادی که روی نتیجهٔ بلندمدت تأثیر می‌گذارند تأکید نمایند.

منبع: sciencealert

ارسال نظر

نظرات

مهدی

خیلی سروصدا روشه، مثل یه مد زودگذر. بعضیا سود می‌برن ولی بدون دستورالعمل ایمن و دادهٔ کافی نمی‌شه توصیه کرد

تریپل

برداشت متعادل؛ تاکیدش روی نیاز به مطالعات بلندمدته. کاش نمونه‌ها متنوع‌تر و معیارها دقیق‌تر بود

بیونیکس

من تو کلینیک دیدم مریضا اول انرژیشون بالا میره بعد ول میکنن، پایبندی سخته، تجربه میگم نه فقط تئوری 🙂

توربو

واقعاً این که میگن سوختن چربی فوریه، درست هست؟ شواهد بلندمدت کجاست، من تردید دارم.

کوینتک

معقول به نظر میاد، مخصوصا که داده‌ها متنوع و ضعیفن. برای بعضیا جواب میده اما نه نسخه‌ی همگانی

رودکس

چی؟ انصافا انتظار نداشتم اینقدر شک کنه به روزه متناوب... آدم فکر می‌کرد معجزه‌ست، ولی واقعیت پیچیده و دوپهلوئه

مطالب مرتبط