شایعات تازه: کلوئی ژائو ممکن است کارگردان ماموریت: غیرممکن ۹ باشد

یک شایعه تازه می‌گوید کلوئی ژائو ممکن است نویسنده و کارگردان "ماموریت: غیرممکن ۹" باشد. این گزارش از DeuxMoi آمده و اگر درست باشد، تغییر خلاقانه‌ای در جهت فرنچایز پدید می‌آورد؛ اما هنوز رسمی نشده است.

6 نظرات
شایعات تازه: کلوئی ژائو ممکن است کارگردان ماموریت: غیرممکن ۹ باشد

9 دقیقه

شایعات تازه درباره ماموریت: غیرممکن ۹

یک شایعه تازه که در فضای آنلاین پخش شده ادعا می‌کند کارگردان برنده اسکار، کلوئی ژائو، قرار است فیلمنامه را بنویسد و ماموریت: غیرممکن ۹ را کارگردانی کند؛ دنباله‌ای از فرنچایز بلندمدت اکشن با بازی تام کروز. این خبر از حساب شایعات سلبریتی "DeuxMoi" منتشر شده و این حساب مدعی است که تام کروز با ژائو ملاقات کرده و هر دو درباره ایده‌های اولیه داستان صحبت‌هایی داشته‌اند. مانند بسیاری از گزارش‌هایی که منشأ آن‌ها شبکه‌های اجتماعی است، این خبر همچنان توسط رسانه‌های رسمی صنعت فیلم تأیید نشده است.

در گزارش‌های غیررسمی آمده که گفتگوهای اولیه بیشتر در قالب بحث‌های خلاقانه و تبادل نظر درباره جهت‌گیری داستان و تن صدای فیلم بوده است تا توافق رسمی؛ بنابراین باید تأکید کرد که در صورت نبود اعلامیه رسمی از سوی کمپانی تولید یا نمایندگان کلوئی ژائو و تام کروز، همه این موارد در زمره شایعه باقی می‌مانند. با این حال، همین نوع گزارش‌ها اغلب نشان‌دهنده علاقه یا کنجکاوی واقعی در داخل صنعت هستند و می‌توانند اولین نشانه‌هایی از تغییر مسیر خلاقانه در پروژه‌های بزرگ باشند.

اگر این همکاری شکل بگیرد، هم از منظر تجاری و هم از منظر هنری یک تغییر مهم خواهد بود: وقتی یک نام شناخته‌شدهٔ مستقل و هنری مثل کلوئی ژائو وارد فرنچایزی با سابقه بلند اکشن عملی و بدلکاری‌های پرریسک تام کروز شود، ترکیب دو زبان سینمایی متفاوت می‌تواند نتایج پرتنشی به همراه داشته باشد—یا دقیقاً همان چیزی باشد که این برند به آن نیاز دارد. در هر صورت، رسانه‌ها، طرفداران و تحلیلگران سینما با دقت خبرهای بعدی را دنبال خواهند کرد تا ببینند آیا این ملاقات‌ها به قرارداد رسمی تبدیل می‌شود یا نه.

چرا این تغییر خلاقانه می‌تواند چشمگیر باشد

کلوئی ژائو بیش از هر چیز به‌خاطر آثار حساس، انسان‌محور و با آگاهیِ چشم‌انداز طبیعی مثل "Nomadland" شناخته شده است؛ اثری که با رویکردی کم‌پیرایه و تأکید بر لحظات درونی شخصیت‌ها جایزه اسکار بهترین کارگردانی را برای او به ارمغان آورد. در سوی دیگر طیف، "Eternals" نمونه‌ای از فیلمی است که ژائو توانست با بُعد بصری و فضاسازی متفاوتی آن را بسازد؛ کاری که نشان داد او توانایی کار در پروژه‌های بزرگتر و پرهزینه‌تر را نیز دارد. ترکیب این سابقه با فرنچایزی که به خاطر بدلکاری‌های عملی وسیع، صحنه‌های اکشن جهانی و روایت‌های پرتنش شناخته می‌شود، یک شیفت تنالیته جدی را نوید می‌دهد.

سبک سینمایی ژائو بیشتر تمایل به لحظات آرام، نمایش جزئیات انسانی و گستره‌های چشم‌انداز دارد؛ یعنی ویژگی‌هایی که در نگاه اول با شتاب و آدرنالینِ فرنچایزهای هم‌رده مثل "ماموریت: غیرممکن" متضاد به نظر می‌رسند. اما همین تضاد می‌تواند ظرفیت خلق نسخه‌ای متفاوت از فیلم‌های اکشن را فراهم آورد: نسخه‌ای که در آن شدت بدلکاری‌ها و سکانس‌های مهیج در خدمت روایت شخصیت‌محور و تعمیق در انگیزه‌های شخصیت‌ها قرار می‌گیرد، نه صرفاً نمایش جلوه‌های بصریِ بزرگ. این نوع رویکرد می‌تواند به فیلم اجازه دهد هم برای تماشاگران عام سرگرم‌کننده باشد و هم توجه منتقدان اهل سینما را جلب کند.

از منظر بصری، ژائو احتمالاً به سمت فضاسازی‌های شاعرانه و قاب‌بندی‌هایی می‌رود که بر احساسات داخلی شخصیت‌ها تأکید دارند؛ اما او نشان داده که می‌تواند در پروژه‌های بزرگ با مقیاس سینمایی متفاوت نیز کار کند. بنابراین دو مسیر محتمل وجود دارد: یکی، او همان زبان سینماییِ آرام و تأملی خود را حفظ کند و آن را با مولفه‌های اکشن ترکیب کند؛ دوم، او دامنهٔ بصری و پروداکشن را تا حدی گسترش دهد که به انتظارات تجاری و بصری فرنچایز پاسخ دهد، اما از منظر روایت و عمق شخصیت‌ها رویکردی متفاوت ارائه دهد. هر یک از این مسیرها پیامدهای متفاوتی برای شکل‌گیری فیلم، تیم تولید، فرایند فیلم‌برداری و بودجه خواهند داشت.

اگر به نمونه‌های اخیر نگاه کنیم، هالیوود در سال‌های اخیر تلاش کرده است با دعوت از آرتیست‌ها و آتوئرها (auteurs) برای کار در فرنچایزهای بزرگ، تنوع خلاقانه ایجاد کند. نمونه‌هایی مثل همکاری تایکای وایتیتی با دنیای "ثور" یا انتخاب دنیس ویلنوو برای "دون" نشان می‌دهند که سازندگان می‌توانند زبان بصری و روایی جدیدی به آثار پرفروش بیفزایند. استفاده از کارگردانان صاحب سبک برای بازآفرینی یا تازه‌سازی فرنچایزها یک قاعده کلی نیست اما رویکردی رو به رشد در صنعت است که به دنبال حفظ تازگی در بازار فیلم‌های بلاک‌باستر است.

مقایسه‌ها بین شیوهٔ کار کریستوفر مک‌کواری و کلوئی ژائو اجتناب‌ناپذیر است: مک‌کواری مجموعه‌ای از قطعات صحنه‌ای پُرشور و روایت‌های معمایی فشرده را آورد که با شخصیت ریسک‌پذیر تام کروز همخوانی داشت. او فیلم‌هایی ساخت که حرکت و آکشن در اولویت قرار داشت و ساختار داستانی پیچیده‌ای را نیز همراه آن چید. در سوی دیگر، ژائو ممکن است محصولی محتاط‌تر و تأملی‌تر ارائه دهد؛ فیلمی که بر تعلیق درونی شخصیت‌ها، بُعد انسانی و انتخاب‌های اخلاقی تمرکز کند و در عین حال از زبان بصری گسترده و مناظر طبیعی برای تقویت تأثیرات احساسی استفاده نماید.

شاید ژائو بر روی بازنمایی روان‌شناختی شخصیت‌ها و پیامدهای انسانی تصمیمات آنان تأکید کند—برای مثال پرداختن به هزینه‌های شخصیِ سبک زندگی مأموران مخفی، یا نشان‌دادن نتایج تصمیماتی که در زمینهٔ ماموریت‌ها گرفته می‌شود. از سوی دیگر، او می‌تواند با کارگردان بدلکاری و هماهنگ‌کننده‌های اکشنِ پروژه همکاری نزدیک داشته باشد تا صحنه‌های عملیِ مشهور فرنچایز حفظ و حتی ارتقا یابند، اما در قالبی که به روایت کمک کند نه صرفاً خودنمایی فنی.

در نهایت، انتخاب یک کارگردان مانند کلوئی ژائو می‌تواند موجب تولید نسخه‌ای از "ماموریت: غیرممکن" شود که هم مخاطبان قدیمی فرنچایز را راضی نگه‌دارد و هم تماشاگران جدیدی را جذب کند که به دنبال پیچیدگی‌های احساسی و هنری در یک فیلم اکشن بزرگ هستند. چنین ترکیبی، اگر خوب اجرا شود، قابلیت بازتعریف انتظارات از یک فیلم تجاریِ بلوک‌باستر را دارد.

زمینه: خستگی از فرنچایز و اصلاح مسیر

نسخهٔ قبلی با عنوان "Mission: Impossible – The Final Reckoning" به‌عنوان فصلی جمع‌بندی‌شده در بازار معرفی شد، اما پایان آن درهای حضور فیلم‌های بیشتری را باز گذاشت. هرچند این فیلم در سطح گیشه شکست نخورده بود، اما نسبت به نقاط اوج پیشین مجموعه عملکردی متوسط نشان داد که منجر به گمانه‌زنی دربارهٔ احتمال نیاز به تجدیدنظر خلاقانه در سری گردید. در چنین شرایطی، واگذاری رهبری پروژه به اصوات تازه و کارگردانانی با رویکردهای متفاوت به‌عنوان یک اقدام اصلاحیِ محتمل مطرح می‌شود تا برند دوباره طراوت بگیرد.

دلایل پیشنهادی برای این اصلاح مسیر متنوع‌اند: تغییرات در ذائقهٔ مخاطبان، ریسک‌های بلندپروازانهٔ بدلکاری که گاهی مخاطبان را از تجربهٔ روایت دور می‌کند، رقابت شدید در بازار اکران جهانی و انتظارات روزافزون منتقدان نسبت به عمق احساسی آثار بزرگ. ترکیبی از این عوامل می‌تواند تولیدکنندگان را به این نتیجه برساند که برای بازگرداندن شور و جذابیت به مجموعه، باید از چهره‌ها و دیدگاه‌های جدیدی استفاده کرد که بتوانند لایه‌های تازه‌ای به شخصیت‌ها و روایت اضافه کنند.

نکات پشت‌صحنه و اطلاعات جالب: در آخرین فیلم، تام کروز با گروه آشنایی دوباره یافت که شامل بازیگرانی چون هایلی اتول، وینگ ریمز، سیمون پگ و ایسای مورالس بود؛ اخطارها و حضور این نقش‌آفرینان قدیمی نشان می‌دهد که فرنچایز همچنان به عناصر ثابت و محبوب خود تکیه دارد. اگر کلوئی ژائو به پروژه ملحق شود، او تبدیل به یکی از معدود کارگردانان برندهٔ جایزهٔ اسکار خواهد شد که نامشان به‌عنوان کارگردان یکی از قسمت‌های "ماموریت: غیرممکن" ثبت می‌شود؛ امری که هم از منظر هنری و هم رسانه‌ای اهمیت دارد.

یک یادداشت محتاطانه: "DeuxMoi" قبلاً چند خبر جنجالی منتشر کرده که برخی از آن‌ها بعدها توسط منابع رسمی تأیید شده‌اند، اما این حساب به‌عنوان منبع اولیه و رسمی صنعت شناخته نمی‌شود. به‌طور معمول، نشریات تجاریِ صنعتی نظیر Variety یا The Hollywood Reporter، یا بیانیه‌های رسمی شرکت تولید، نخستین منابعی خواهند بود که اخباری از این دست را به شکل قطعی اعلام می‌کنند. بنابراین تا زمان اعلامیهٔ رسمی از طرف استودیو یا نمایندگان هنرمندان، بهتر است این گزارش در زمرهٔ گمانه‌زنی نگه داشته شود.

در نتیجه، فارغ از صحت یا عدم صحت نهایی این شایعه، تصور کلوئی ژائو که فرنچایزی بزرگ و اکشن را بازتعریف می‌کند، خود یک آزمایش فکری جذاب است؛ آزمایشی که نشان‌دهندهٔ تلاش مداوم هالیوود برای ترکیبِ امکانات تجاری با خلاقیت‌های نو است تا سریال‌های بلاک‌باستر همچنان زنده و مرتبط باقی بمانند. اگر همکاری محقق شود، فرآیند توسعه فیلمنامه، انتخاب تیم بدلکاری، برنامه‌ریزی برای لوکیشن‌های جهانی و شیوهٔ بازاریابی همگی زیر ذره‌بین خواهند رفت تا ببینیم آیا این ایده می‌تواند مخاطب وسیع را راضی کند و در عین حال ارزش‌های هنری جدیدی به فرنچایز بیفزاید یا خیر.

منبع: smarti

ارسال نظر

نظرات

نورا_م

ایده جذابه ولی گاهی هالیوود فقط اسم آرتیستارو می‌فروشه تا بلیط بفروشه. امیدوارم تبلیغی نباشه و واقعاً کار هنری بشه

شهرگشت

خوندنی بود، منطقی نوشته شده. ترکیب ژائو و MI می‌تونه یا شاهکار شه یا معمولی، همه چیز به اجرا برمی‌گرده

میلاد

یه بار تو پروژه‌ای دیدم کارگردان مستقل اومد بلاک‌باستر، اگه تعامل باشه می‌تونه جالب باشه ولی دردسر هم داره...

بیوانیکس

این خبر از DeuxMoi؟ مگه میشه؟ تا وقتی استودیو نگه رسمی نکنه باور نمیکنم، شایعه‌ست انگار

توربو

یه تغییری لازمه، ولی نگرانم ژانرش لوپ نشه. ایده خوبه باید دید اجرا چطوره

دیتاپالس

نمی‌تونم تصور کنم ژائو و تام کنار هم چه می‌کنن! هم هیجان هم ترس، اگه جدی باشه دنیا سینما تکون می‌خوره 😮

مطالب مرتبط