6 دقیقه
تا اینجا چه میدانیم
بری لارسون قرار است در یک پروژهٔ ترسناک پرخرج و پرتوجه با عنوان فعلی «Skeletons» نقش اصلی را ایفا کند؛ فیلمی که تهیهکنندهٔ آن جی.جی. ابرامز و کارگردانی آن برعهدهٔ جی.تی. مولنِر است. این پروژه برای نخستینبار در سال ۲۰۲۵ با عنوان کاری «Fail-Safe» معرفی شد و بر پایهٔ داستان کوتاهی از نویسندهٔ ژانر، فیلیپ فراکاسی، اقتباس شده است. مولنر و نویسندهٔ فیلمنامه، برایان دافیلد، بهصورت مشترک فیلمنامه را نوشتند و وعدهٔ بازآفرینیی مدرن از ترسِ مبتنی بر موجودات و با تمرکز بر پویشهای خانوادگی را دادهاند.
فیلم «Skeletons» بهصورت روایی از منظر چشم یک پسر بچه تعریف میشود؛ قصهای دربارهٔ کودکی که آرامآرام درمییابد والدینِ دوستداشتنیاش حقیقتی نگرانکننده دربارهٔ ذات واقعی مادرش را پنهان کردهاند. این فرضیه به جای تکیهٔ صرف بر پریدن ناگهانی و جلوههای ترسآور سطحی، بر ترسهای نزدیک، روانشناختی و مداوم تمرکز دارد و در سنتِ سینمایی قرار میگیرد که در آن درامِ خانگی با عناصر غریب و هیولاوار ترکیب میشود و وحشتی درونی و بیپرده پدید میآورد.

هیاهوی صنعت و پیروزی بزرگ یک استودیو
شرکت سونی پیکچرز بهتازگی حق پخش جهانی «Skeletons» را پس از رقابت پیشنهاددهی با پارامونت، وارنر برادرز و شرکت مستقل نئون به دست آورد. منابع خبری میگویند پیشنهاد سونی تهاجمی بوده و گزارشها حاکی از آن است که مبلغ پیشنهادی بیش از ۲۰ میلیون دلار بوده است؛ رقمی که نشاندهندهٔ ارزشی است که استودیوها برای وحشتِ محورِ ستارهمحور که پشتوانهٔ جشنوارهای نیز دارد، قائلاند. هنوز تاریخ اکران مشخص نشده و بازیگران اضافی نیز اعلام نشدهاند.
این خرید منعکسکنندهٔ روندی گستردهتر در صنعت است: استودیوها بیش از گذشته حاضرند برای فیلمهای ترسناک با مفهومِ بلندمدت که هم میتوانند در گیشه و هم روی پلتفرمهای پخش قوی عمل کنند، مبالغ بالایی پرداخت کنند. ژانر وحشت همچنان یکی از مقرونبهصرفهترین ژانرها محسوب میشود—بودجههای تولید معمولاً پایینتر است و علاقهٔ ثابت مخاطبان اغلب به بازگشت سرمایهٔ قابلتوجه منجر میشود، بهویژه زمانی که یک ستارهٔ قابلفروش و یک تهیهکنندهٔ مشهور مانند ابرامز همراه باشند.
از منظر تجاری، خرید سونی نشان میدهد که ترکیبِ نام بازیگر شناختهشده، تهیهکنندگی پرقدرت و کارگردانی با سابقهٔ جشنوارهای میتواند بهسرعت موجب رقابت میان خریداران حقوق جهانی شود. این الگو در چند سال گذشته باعث شده تا آثار مستقل و مفهومیِ ژانر وحشت بهعنوان سرمایههایی جذاب برای هم سرمایهگذارهای تجاری و هم توزیعکنندگان جشنوارهای دیده شوند.
چگونه "Skeletons" با ترسهای اخیر تطابق دارد
فیلم «Skeletons» به لحاظ ماهوی با آثاری که از رازهای خانوادگیِ هیولاگون یا غریب از منظر کودک پرده برمیدارند خویشاوندی دارد؛ فیلمهایی مانند «The Babadook» (بابادوک)، «The Orphanage» (یتیمخانه) یا حتی «A Quiet Place» (یک مکان ساکت) در نحوهٔ روایتِ خانواده بهعنوان خط مقدم درامهای ترسناک دارای شباهتاند. این آثار نشان دادند که تمرکز بر تجربهٔ عاطفی و ادراکی یک کودک میتواند وحشتی دیرپا و تأثیرگذار خلق کند که فراتر از جیغها و شوکهای زودگذر است.
مولنِر در فیلم قبلیاش «Strange Darling» (۲۰۲۳) نشان داد که در ایجاد تنشِ خفهکننده و ترسهای مبتنی بر خلقوخوی فضا مهارت دارد؛ ادغام این رویکرد با دامنهٔ بازیگریِ لارسون—که هم در آثار بلاکباستری مانند «Captain Marvel» و هم در آثار مستقل نشان داده توانمند است—ترکیبی جذاب از تواناییهای دراماتیک و حسِ سینمایی میسازد. این تلفیق میتواند به فیلمی منجر شود که هم بار روانشناختی دارد و هم ظرفیتِ تحقق در قالب تولیدی با امکانات بالاتر را داراست.
لایهٔ متا نیز وجود دارد: دخالت شرکت Bad Robot (متعلق به ابرامز) یادآور ریسکهای ژانری مرتبط با ابرامز است که قبلاً نمونههایی نظیر «Overlord» را داشتهاند؛ جاهایی که حساسیتهای تجاری و جشنوارهای با هم تداخل پیدا میکنند. با موفقیتهای مولنر در جشنوارهها و سابقهٔ دافیلد در نوشتن فیلمنامههایی که بین مخاطب جشنواره و بازار عام پل میزنند، «Skeletons» میتواند جایی بین ترسِ هنری و نمایشِ هیجانِ عامهپسند بنشیند.
تحلیلگر سینما، تئو بارنز، میگوید: "بهنظر میرسد «Skeletons» آماده است تا وحشتی صمیمی را با توان مالی و پشتیبانی یک استودیو بزرگ تلفیق کند. وقتی سونی قیمت بالا پرداخت میکند و ابرامز در پشتصحنه حضور دارد، احتمالاً فیلم هم برای اعتبار جشنواره و هم برای رسیدن به گیشه هدفگذاری خواهد شد. نکتهٔ کلیدی این است که ترسِ کوچک و نزدیکِ داستان حفظ شود و تحت فشار انتظارات استودیویی از بین نرود."
نکاتی که باید دنبال کنید
- اعلامیههای بازیگران: اینکه چه کسانی نقش والدین و نقشِ پسر را بازی خواهند کرد، مشخصکنندهٔ میزان تراژدی و قوام عاطفی فیلم خواهد بود.
- تعادلِ لحن: آیا فیلم همچنان سبک کمصدای مولنر و ساختن تنشِ آهسته را حفظ خواهد کرد یا به سمت ترسِ بلوکباستری و جلوههای نمایشی سوق پیدا میکند؟
- استراتژی انتشار: ممکن است سونی ابتدا فیلم را در یک یا چند جشنواره نمایش دهد و سپس یک دورهٔ اکران سینمایی را دنبال کند و در نهایت قرارداد پخش با یک سرویس استریمینگ بسته شود.
علاوه بر این نکات فنی، توجه به نحوهٔ بازاریابی و نحوهٔ ارائهٔ ایدهٔ اصلی فیلم به مخاطب اهمیت دارد؛ آیا تبلیغات فیلم بر عنصر راز و ترسِ آرام تمرکز خواهند کرد یا بر ستارهٔ بازیگر و نامِ ابرامز؟ پاسخ به این سوال میتواند نشان دهد فیلم بیشتر به سمت مخاطب سختپسند جشنوارهای هدفگذاری میکند یا بازار گستردهتر و جریان اصلی مشتریان سینما را مدنظر دارد.
برای طرفداران وحشتِ روانشناختی مبتنی بر موجودات و روایتهای شخصیتمحور، «Skeletons» اثری است که باید دنبال شود. پیشینهٔ پروژه—حضور لارسون، نفوذ تولیدی ابرامز، چشمِ کارگردانی مولنر و خرید رقابتی توسط یک استودیو بزرگ—همه نشان میدهد که این فیلم قرار نیست صرفاً یک ورود معمولی به ژانر باشد. هرچند جزئیات هنوز کم است، اما انتظار برای اثری که ممکن است بهشکلی آرام مخاطبان را بههم بریزد و همزمان بازار وسیعی را جذب کند، رو به افزایش است.
یک فکر پایانی: اگر «Skeletons» هستهٔ کوچک و وهمآلودِ داستان کوتاهِ منبع را حفظ کند و همزمان از بازیهای قوی و حمایت استودیویی حسابشده بهره ببرد، میتواند نمونهای برجسته از وحشتِ موجودات معاصر باشد که هم به صمیمیتِ روایت احترام میگذارد و هم از مقیاسِ تولید استقبال میکند. چنین اثری میتواند بهعنوان الگویی برای تلفیقِ هنر جشنوارهای و نیازهای بازار تجاری در ژانر وحشت مطرح شود.
منبع: smarti
ارسال نظر