4 دقیقه
یک تماس تلفنی ساده از اتاق نامهرسانی وارنر مسیر یک زندگی را تغییر داد. دیو می گوشی را برداشت، نتنوشتههای موسیقی را خواند و ناگهان مردی که کارش را به عنوان مهندس ضبط در هالیوود آغاز کرده بود، خود را در جایگاه تهیهکننده پروژههایی دید که قرار بود یک دوران را تعریف کنند.
می در ۱۳ آوریل در نشویل و به دلایل طبیعی درگذشت. او ۶۸ سال داشت. برای هر کسی که طی پنج دهه گذشته پیوند میان تولید موسیقی و بازسازی آرشیوی را دنبال کرده باشد، نام او چیزی فراتر از چند عنوان در شناسنامه یک آلبوم بود؛ نام دیو می یعنی مهارتی وسواسگونه، احترامی عمیق به تاریخ صدا و توانایی حرکت با اعتمادبهنفس یکسان میان استودیو و ورزشگاه.
او دو جایزه گرمی برای بهترین موزیکویدیوی بلند دریافت کرد: نخست در سال ۱۹۹۷ برای «جگد لیتل پیل، زنده» از آلانیس موریست و بار دیگر در سال ۲۰۰۷ برای فیلم کنسرتی «تور اعترافات» از مدونا. با این حال، جایزهها تنها بخشی از داستان را روایت میکنند. کارهای می در نقطه تلاقی فناوری و سلیقه قرار داشت؛ او گروهها را در مسیر تکنیکهای تازه مسترینگ هدایت میکرد و فرمتهای صوتی را به جلو میراند، بیآنکه یکپارچگی و اصالت اجراها را قربانی کند.
او بر چه کسانی اثر گذاشت؟ تقریبا بر هر نام مهمی در راک و پاپ مدرن: متالیکا و لد زپلین، نیل یانگ و اریک کلاپتون، گرین دی و آر.ای.ام، استیوی نیکس و ایگلز، کریم و دریم تیاتر، به همراه صداهای معاصر مانند جاش گروبن و مایکل بوبله. این فهرست شبیه فهرست بزرگان هنرمندانی است که هم وفاداری صوتی و هم میراث هنری برایشان اهمیت اساسی داشت.

مسیر حرفهای او در دهه ۱۹۷۰ در استودیو پاشا در هالیوود آغاز شد؛ جایی که میز کار به همان اندازه که به دستگاه نوار وابسته بود، به تخیل هم تکیه داشت. بعدها، هنگام کار در وارنر، بله، همان اتاق نامهرسانی، تماس غیرمنتظرهای که به دنبال فردی قادر به خواندن نتنوشتهها بود، به نخستین مأموریت بزرگ تهیهکنندگی او انجامید. از همان نقطه عطف، می بهتدریج وارد حوزه استعدادیابی، توسعه هنرمندان و تولید ویدیو شد و بر شیوه ضبط کنسرتهای زنده و تصویر شدن آنها روی صفحه اثر گذاشت.
او میان سالهای ۱۹۸۷ تا ۲۰۱۰ تمرکز خود را بر فیلمهای کنسرت زنده و ویدیوهای تبلیغاتی دوران امتیوی گذاشت و در وارنر رکوردز و راینو اینترتینمنت به جایگاهی ارشد رسید. او به عنوان پاسدار پروژههای آرشیوی شناخته میشد: کسی که میتوانست نوارهای قدیمی را دوباره زنده کند، بیآنکه ویژگی و شخصیت اولیهای را که آنها را خاص کرده بود از میان ببرد.
می در سال ۲۰۱۰ دلیکساندرا میوزیک را راهاندازی کرد؛ شرکت مشاورهای که به یونیورسال میوزیک گروپ، وارنر، راینو و آیکونیک آرتیستس گروپ و مجموعههای دیگر مشاوره میداد. او همچنین ترانهسرا و هنرمند ضبط مستقل بود، آلبومهای اورجینال منتشر کرد و موسیقیاش در مجموعههای تلویزیونی مانند «داستان ترسناک آمریکایی»، «گناهکار»، «پرونده سرد» و «برادران و خواهران» استفاده شد.
از او همسرش، میشل، و دخترانش الکس و دوین به یادگار ماندهاند. کسانی که میخواهند یاد او را گرامی بدارند، میتوانند به بنیاد موسیقیدانان جوان در لسآنجلس یا سیلوام هلث در نشویل کمک کنند؛ سازمانهایی که بازتاب باور او به دسترسی همگانی به موسیقی و مراقبت از جوامع کمتر برخوردارند. میراث او در آلبومهایی که هنوز پخش میکنیم و در کنسرتهایی که بهتر به گوش میرسند، زنده است، چون او اصرار داشت صدا باید چنین باشد.
منبع: hollywoodreporter
نظرات
روشنراه
من ۱۰ سال رو پروژههای آرشیوی کار کردم، حرفاشو میفهمم؛ حفظ اصالت واقعا سخته، اما آدمای مثل می میتونستن فرق رو بسازن. یادش گرامی، کلی نکته فنی تو متن بود
آرمین
آیا واقعا کسی میتونه نوارای قدیمی رو بدون دستکاری زنده کنه؟ به نظرم ادعا ش بزرگه، اما باید سند ببینم؛ پر از سوال موندم
دیتاپالس
واقعا یک تماس ساده مسیر زندگی رو عوض میکنه؛ داستان دیو می آدمو کمی میسوزونه و آروم هم میکنه. احترام به تاریخ صدا... خیلی غم انگیزه، کاش بیشتر درباره روشش میخوندیم
ارسال نظر