3 دقیقه
یک مغز متفکر جنایتکار با کت تویید. مردی را تصور کنید که روزها درباره روانشناسی جنایی درس میدهد و شبها یک امپراتوری زیرزمینی را اداره میکند. همین تضاد، نیروی محرک «موریارتی» است؛ یک درام جنایی تازه که فرمنتل با همکاری آرچری پیکچرز، متعلق به کریس تایکیر، در حال توسعه آن است.
این سریال که کریس کورنول و الیور لنزلی نویسندگان آن هستند، آنتاگونیست مشهور آرتور کانن دویل را از زاویهای تازه بازآفرینی میکند: استاد روانشناسی جنایی در دانشگاه دورهام که زندگی دوم خود را به عنوان طراح پیچیدهترین جنایتهای شمال انگلستان پنهان کرده است. تنش زمانی آغاز میشود که یک سندیکای رقیب امپراتوری او را تهدید میکند و موریارتی را به توافقی ناآرام وادار میسازد: نفوذ در پلیس به عنوان مشاور و استفاده از قانون به عنوان سلاحی برای نابودی دشمن، در حالی که هویت واقعی خود را مخفی نگه میدارد.
در این میان، کارآگاه ایموجن باروز وارد ماجرا میشود؛ بازپرسی خونسرد از یورکشایر که غرایز دقیق و آرامش ظاهریاش به تدریج نقاب حسابشده موریارتی را ترک میاندازد. نویسندگان یک همکاری پرتنش را شکل میدهند: ترکیبی از همراهی و بازی موش و گربه، جایی که سوءظن رو به رشد کارآگاه، به اندازه هر باند رقیب دیگری برای نقشههای موریارتی خطرناک است.

در پشت دوربین، فرمنتل فروش جهانی را بر عهده خواهد داشت و آرچری پیکچرز به عنوان تهیهکننده مشترک حضور دارد. کریس تایکیر، تهیهکننده پروژه، این سریال را برداشتی شخصیتمحور از اسطوره هولمز توصیف میکند که به همان اندازه که بر نمایش جنایت تکیه دارد، سازوکار شرارت را نیز برجسته میسازد. ربکا داندون از فرمنتل نیز به ظرفیت این مجموعه برای تبدیل شدن به یک فرنچایز اشاره میکند و وعده یک سریال پلیسی معاصر، پرکشش و پیشبرنده را میدهد که در مرکز آن قهرمانی نامتعارف قرار دارد.
باید انتظار ترکیبی از لحنها را داشت: یک لحظه تحلیل ذهنی و دقیق، لحظه بعد تریلری فشرده و پرتعلیق. تیم خلاق سریال قصد دارد انتظارات رایج از سریالهای جنایی را دگرگون کند و ابهام اخلاقی و پیچیدگی روانشناختی را همزمان به نمایش بگذارد. آیا تماشاگران از جنایتکاری جذاب حمایت خواهند کرد که از خود سیستم برای شکست دادن دیگران استفاده میکند؟ همین کشمکش اخلاقی دقیقا هسته اصلی داستان است.
همکاری فرمنتل با آرچری بخشی از مجموعه گستردهتری از همکاریهاست که علاقه این شرکت به پروژههای پرستیژ، مؤلفمحور و روایتهای سریالی را نشان میدهد. «موریارتی» ظاهرا طوری طراحی شده که در نقطه تلاقی جذابیت عامهپسند و درام شخصیتمحور قرار بگیرد؛ سریالی که میتواند نگاه ما به شرارت در تلویزیون را بازتعریف کند.
اگر سریالهای پلیسی و جنایی را با هوش، تیزی و ضربه روایی دوست دارید، حتما این یکی را زیر نظر داشته باشید.








.webp)





نظر بگذارید
نظرات (2)
یکم هایپ داره، اما ایده خوبه. سوال اینه آیا موریارتی رو طوری میسازن که بتونیم باهاش همذاتپنداری کنیم یا فقط شو اوور؟ امیدوارم لایههای روانی بمونه، نه فقط قاتل خوشتیپ
جادوگریه؛ یه مغز متفکر که روز استاد و شبا جنایتکار؟ کنجکاوم ولی خط ظرافت اخلاقی چی میشه... خیلی چیزا میتونه لو بره، امیدوارم بازی موش و گربه جذاب باشه