4 دقیقه
تصور کنید دستیاری خلاق دارید که هر فرمانی را اجرا میکند، سپس طوری بداههپردازی میکند که هم شما را میخنداند، هم معذب میکند و هم وادارتان میسازد برداشت را از نو ببینید. ادواردز نسل فعلی ابزارهای مولد را همینطور توصیف میکند: درخشان، بازیگوش و کاملا غیرقابل پیشبینی.
کارگردان «روگ وان» و «باززایی دنیای ژوراسیک» در ۹ ماه گذشته مدلهای انتشار را بهطور جدی آزمایش کرده است. او صرفا کنجکاوی تفننی ندارد. ادواردز در حال آزمودن جریانهای کاری، بازطراحی پیاپی تصاویر مفهومی و برنامهریزی برای پروژهای آینده است که آن را فیلمی ترکیبی مبتنی بر هوش مصنوعی مولد مینامد. او به تواناییهای این سیستمها علاقهمند است، اما نسبت به سرعت تحول فناوری محتاط میماند: چیزی که امروز ممکن است، شاید ۶ ماه دیگر قدیمی و ابتدایی به نظر برسد.
پیشینه او در جلوههای بصری زاویه دید ویژهای به او میدهد. ادواردز ورود هوش مصنوعی را با انقلاب تصاویر رایانهای در دهه ۱۹۹۰ مقایسه میکند، با این تفاوت که این بار تغییر میتواند عمیقتر و گستردهتر باشد. در حالی که تصاویر رایانهای جای ترفندهای آنالوگ را گرفتند، هوش مصنوعی نوید روشی تازه برای کشف سریع لحن، ترکیببندی و فضا را میدهد. این فناوری میتواند در کنار لنزها و نورپردازی، بخشی از جعبهابزار کارگردان باشد.
با این حال، او درباره محدودیتها صریح حرف میزند. سامانههای مصنوعی سلیقه ندارند. آنها برای ایدهپردازی قدرتمندند، برای بازآفرینی مداوم استوریبوردها، آزمونهای حالوهوا و تریلرها، اما هنوز بهتنهایی روایت انسانیِ اصیل و عاطفی تولید نمیکنند. او میگوید: «در کمک کردن به شما نابغه است. آن را مثل کارگردان گروه دوم تصور کنید که میلیاردری تحت تأثیر مواد روانگردان است.» همه چیز را امتحان میکند. اغلب درخشان. گاهی هم کاملا دور از هدف.

ادواردز استدلال میکند که همین ناپایداری دلیل اصلی ضرورت نظارت انسانی است. فیلمسازان باید پیوسته دستور بدهند، خروجیها را هرس کنند و مسیرشان را تغییر دهند تا ابزار با نیت خلاقانهای روشن هماهنگ شود. این فرایند بسیار شبیه همان دقت تدوینی است که کارگردانان هنگام طراحی حرکت در صحنه یا شکل دادن به بازی بازیگر به کار میگیرند: تصمیمگیری، بازنگری و توجه بیوقفه به جزئیات.
مزایای عملی هم وجود دارد. امکان تکرار و آزمون با هزینه کمتر میتواند دامنه خالقانی را که توان نمونهسازی و ارائه پروژه دارند گستردهتر کند. کارگردانان میتوانند ایدهها را با سرعت آزمایش کنند و پیش از ورود به صحنه فیلمبرداری بفهمند فیلم میخواهد چه باشد. اما ادواردز تأکید دارد که این فناوری بهطور جادویی تازهکارها را به مؤلفان سینما تبدیل نمیکند؛ فقط جعبهابزار کشف و توسعه را بزرگتر میکند.
همه حاضران در رویداد «هوش مصنوعی در لوکیشن» آمازون به اندازه او محتاط نبودند. پل شریدر که او هم سخنرانی داشت، نسبت به ظرفیت داستانگویی هوش مصنوعی خوشبینتر به نظر میرسید و گفت پیشنویسهای تولیدشده توسط ماشین ممکن است بهزودی به سطح نویسندگان باتجربه فیلمنامه نزدیک شوند. ادواردز اما خوشبینی خود را با کنجکاوی کنترل میکند. او ادعا نمیکند میداند هالیوود در نهایت به کجا میرسد. هیچکس نمیداند. چیزی که میداند این است: فیلمسازانی که با هوش مصنوعی مثل یک همکار رفتار کنند، همکاری غیرقابل پیشبینی، سخاوتمند و گاهی آشفته، همان کسانی خواهند بود که موج بعدی سینما را شکل میدهند. آمادهاید ببینید چه تولید میکند؟
منبع: hollywoodreporter
نظرات
شاهین_
خیلی خوشبینانهست، ابزار عالیه اما فکر نکنم تازهکارها ناگهان فیلمساز بشن. دست کم فعلا نیاز به چشم حرفهای داره
سینا
این هوش مصنوعی واقعا میتونه روایت انسانی بسازه؟ من شک دارم شاید برای ایده خوبه ولی نه جای احساس حقیقی
دیتاپالس
وای، تصویرسازیهای مولد واقعا مثل یه دستیاری خلاقه: باحال، عجیب و گاهی حسابی معذبکننده... هیجانزدهام ولی هم نگران، اگر این سرعت تحول ادامه پیدا کنه چی؟
ارسال نظر