3 دقیقه
ممکن است جنگ ستارگان را صد بار تماشا کنید و هرگز متوجه نشوید داستان کجا نفس میکشد. این مهارت نامرئی، در بسیاری از لحظات، کار مارسیا لوکاس بود. او پس از مبارزهای طولانی با سرطان، در ۸۰ سالگی در رانچو میراژ کالیفرنیا درگذشت و میراثی به جا گذاشت که بیسروصدا سینمای مدرن را دگرگون کرد.
خانواده او در بیانیهای به دو وجه مهم زندگیاش اشاره کردند: روایتگری درخشان و پیشگامی برای زنان در سینما. این توصیف دقیق است. او از معدود تدوینگرانی بود که انتخابهایشان ریتم، تنش و ضربان فیلمهایی را تعریف کرد که هنوز بارها به تماشایشان بازمیگردیم.
لوکاس در سال ۱۹۷۸ برای تدوین نسخه اصلی جنگ ستارگان برنده جایزه اسکار بهترین تدوین فیلم شد. این جایزه چیزی را به رسمیت شناخت که تماشاگران حس میکردند اما کمتر نامی برایش داشتند: دقت پشت هر برش، هر اتصال و هر لحظهای که کهکشان دوردست را زنده و نزدیک جلوه میداد. او همچنین در بازگشت جدای و چند پروژه شاخص دیگر که سینمای اواخر قرن بیستم را شکل دادند، نقشآفرینی کرد.

فعالیت حرفهای او در دهه ۱۹۶۰ آغاز شد. او در کنار کارگردانانی کار کرد که از روایت سینمایی انتظار جسارت داشتند. از دیوارنگاری آمریکایی تا همکاری با مارتین اسکورسیزی در فیلمهایی مانند راننده تاکسی و نیویورک، نیویورک، لوکاس به شکلگیری صحنههایی کمک کرد که مدتها پس از پایان تیتراژ در حافظه تماشاگر باقی ماندند.
او در سال ۱۹۶۹ با جورج لوکاس ازدواج کرد؛ شراکتی که زندگی شخصی و سینما را به هم پیوند میداد. با این حال، تاثیر او مستقل و قائم به خود است. تدوینگران معماران پنهان ریتم و احساساند و مارسیا لوکاس از معدود کسانی بود که معماریاش بخشی از زبان فیلمسازی پرفروش و سینمای بلاکباستر شد.
برخی تدوینگران با ترفندهای پرزرقوبرق کار خود را به رخ میکشند. اما کسانی مانند مارسیا لوکاس هستند که هنرشان در شیوه نفس کشیدن داستان احساس میشود. در صنعتی که اغلب دستهای پشت قاب را نادیده میگیرد، نام او در زمانبندی، سکوت و برشی زنده خواهد ماند که یک صحنه را به نقطه تاثیر میرساند.
سهگانه اصلی را دوباره پخش کنید. به تدوینهای نامرئی گوش بسپارید. آنها به روشنی هر دیالوگی داستان میگویند و تکهای از روح مارسیا لوکاس را با خود حمل میکنند.
منبع: smarti
نظرات
آرمین
مطلب جالبیه، ولی آیا واقعا همه چیز به تدوین خلاصه میشه؟ گاهی فیلمنامه و اجرا هم کل ماجرا رو میسازن. قبول دارم لوکاس تاثیر بزرگ داشت، دنبال مثالهای دیگهام
روداکس
وای… هیچوقت به تدوین اینقدر فکر نکرده بودم. مارسیا واقعا نفسِ فیلمو ساخت، صد بار هم ببینی باز نگهمیداره. یه حسِ غمگین و شکرگزاری با هم
ارسال نظر