بودجه توسعه؛ رگ حیات آینده سینمای هالیوود و استودیوها

مایکل دلوکا هشدار می‌دهد کاهش بودجه توسعه فیلم، خط تولید خلاقیت در هالیوود را خشک می‌کند و آینده سینما را به دنباله‌سازی و فرار استعدادها گره می‌زند.

4 دیدگاه
بودجه توسعه؛ رگ حیات آینده سینمای هالیوود و استودیوها

5 دقیقه

خط تولید یک استودیو را مثل شبکه آبرسانی یک شهر تصور کنید. اگر شیرها را کم کنید، محله‌ها خشک می‌شوند. مایکل دلوکا در کنفرانس «تولیدشده توسط» انجمن تهیه‌کنندگان دقیقا به همین نکته اشاره کرد و بی‌پرده گفت: توسعه فیلم یک ردیف هزینه اختیاری نیست. سرچشمه اصلی است.

دلوکا که با شیفتگی به سینمای نیویورک بزرگ شده و در میدان عملِ نیو لاین آبدیده شده بود، مثل کسی حرف می‌زد که هر دو سوی میز را تجربه کرده است: تهیه‌کننده مشتاقی که ایده‌های نیمه‌شبی را ارائه می‌کند و مدیری که در پایان سال مالی هزینه‌ها را جمع می‌زند. او از دوره‌ای کم‌نظیر از خوش‌اقبالی در اوایل دهه ۹۰ میلادی گفت: نخستین مجموعه فیلم‌هایی که شامل موفقیت‌های غیرمنتظره و آثاری شد که مسیر حرفه‌ای افراد را تغییر دادند. بعد شکست‌ها از راه رسیدند. بعد درس‌ها. ریتم ماجرا روشن بود: صداهای تازه را پرورش می‌دهید، ریسک می‌کنید، می‌پذیرید که بیشتر شرط‌ها جواب نمی‌دهند، اما چند مورد می‌توانند قواعد بازی را عوض کنند.

او گفت: «اگر بیش از حد عمیق آن را قطع کنید، خط تولیدتان خشک می‌شود.» جمله‌ای کوتاه، تصویری تند و روشن. در عین حال هشداری است که فراتر از یک یادداشت داخلی استودیو طنین دارد. دلوکا استدلال کرد که بودجه‌های توسعه با نظمی نگران‌کننده کاهش می‌یابند، چون در ظاهر ردیف‌های هزینه قابل حذف به نظر می‌رسند. اما این نگاه کوتاه‌مدت است. توسعه پرهزینه است، دقیقا چون اصالت و نوآوری در همین مرحله استخراج می‌شود: از فیلمنامه‌های خام، کارگردانان تازه‌کار و ایده‌های پرخطر. اگر این بخش از بین برود، صنعت سینما در خطر تبدیل شدن به کارخانه‌ای برای دنباله‌سازی و بازیافت مالکیت فکری قرار می‌گیرد.

او این وضعیت را با جابه‌جایی‌های لرزه‌ای قدیمی‌تر در سینما مقایسه کرد: انفجار بازار ویدئوی خانگی در دهه ۱۹۸۰ موجی از شرکت‌های مستقل را به دنیا آورد، از نیو لاین و وسترون تا کنن، شرکت‌هایی که شتاب فرهنگی‌ای را گرفتند که استودیوهای بزرگ از دست داده بودند. امروز همان الگو تکرار می‌شود. جایی که استودیوها تردید می‌کنند، تازه‌واردها پیش می‌تازند. ای۲۴، نیون، فوکوس و دیگران ثابت می‌کنند وقتی شرکت‌های قدیمی عقب‌نشینی می‌کنند، رقبای تازه نفس جای خالی را پر می‌کنند.

تفاوت امروز در میدان آزمون است. یوتیوب، تیک‌تاک و پترئون به مدرسه فیلم‌سازی و گروه کانونی مخاطبان در یک قاب تبدیل شده‌اند. کارگردانانی که مهارت خود را آنلاین ساخته‌اند، با مخاطبانی آماده و چرخه‌ای از بازخورد وارد میدان می‌شوند؛ چرخه‌ای که پیش از رسیدن حتی یک قاب به استودیو، کارشان را تیزتر و دقیق‌تر می‌کند. دلوکا به موفقیت‌های اخیر فیلم‌های ترسناک کم‌بودجه اشاره کرد که آرام‌آرام به داستان‌های قابل توجه گیشه تبدیل شدند. این فیلم‌سازان از هیچ جا ظاهر نشده‌اند؛ آن‌ها سال‌ها ایده‌ها را آزموده‌اند و لحن آثارشان را با مخاطبی جهانی تنظیم کرده‌اند.

دلوکا شبکه‌های اجتماعی را راه‌حل جادویی نمی‌داند. او درباره بده‌بستان‌های این فضا کاملا واقع‌بین است. دموکراتیک شدن صدای طرفداران می‌تواند یک فیلم را تقویت کند، یا اکران آن را یک‌شبه به زمین بزند. اینترنت سریع‌تر از چرخه‌های خبری و برنامه‌های مدیریت بحران حرکت می‌کند. با این حال، وقتی این سازوکار درست کار کند، شتابی می‌سازد که نسخه قدیمی بازاریابی سینما قادر به تولید آن نبود. او حتی حرکت‌هایی مثل عکس بلیت باربنهایمر تام کروز را نمونه‌ای دانست که نشان می‌دهد هواداری مدرن چگونه می‌تواند یک فصل کامل سینمایی را بالا بکشد.

زیر این مشاهدات، استدلال ظریف‌تری درباره معنای واقعی «مالکیت فکری» جریان دارد. برای بسیاری از مدیران، مالکیت فکری یعنی برندهای از پیش موجود یا لوگوهای مجموعه‌های سینمایی. دلوکا این برداشت را وارونه می‌کند. او تأکید دارد که مالکیت فکری همان استعداد است: نویسندگان، کارگردانان و بازیگرانی که به شخصیت‌ها و داستان‌ها جان می‌دهند. بتمن مالکیت فکری نیست؛ خالقانی که این شخصیت را ساختند و مدام بازآفرینی کردند، اصل ماجرا هستند.

همین نگاه توضیح می‌دهد چرا دلوکا از تصمیم‌هایی آزرده می‌شود که سرمایه فرهنگی بلندمدت را با آسایش کوتاه‌مدت ترازنامه معاوضه می‌کنند. او لحظه‌ای از دوران تهیه‌کنندگی خود را به یاد آورد که یک استودیو تصمیم گرفت سرمایه‌گذاری روی مواد اولیه و ایده‌های اصیل را متوقف کند و به جای آن به سمت درآمد تضمین‌شده دنباله‌ها و فرنچایزها بچرخد. به گفته او، نتیجه قابل پیش‌بینی بود: فاصله گرفتن استعدادها. او از کریستوفر نولان نام برد؛ فیلم‌سازی که زمانی همکار نزدیک وارنر بود و بزرگ‌ترین فیلم‌های اخیرش را به استودیویی دیگر برد. این همان نوع فیلم‌سازی است که از دست دادنش هزینه‌ای سنگین دارد. هنرمندان کمیاب فقط فیلم نمی‌سازند؛ آن‌ها دوران‌ها را تعریف می‌کنند.

دلوکا همچنین وارد جزئیات سازوکار توسعه شد. مدیران خوب فقط چراغ سبز نمی‌دهند؛ آن‌ها به فیلمنامه‌ها گوش می‌دهند، روی تازه‌واردها حساب باز می‌کنند و نسبت ضعیف ایده‌ها به فیلم‌های نهایی را می‌پذیرند. در یک مجموعه سالم، شاید از هر پنج پروژه یکی به تولید برسد. در محیطی تحت فشار، این نسبت می‌تواند به یک از ده یا حتی بدتر برسد. وقتی استودیوها شروع به کاهش این بودجه می‌کنند، مشکل را چند برابر می‌سازند: پرورش صداهای کمتر یعنی موفقیت‌های کمتر در آینده.

او گفت‌وگو را با خاطراتی از دوران نیو لاین همراه کرد؛ از ریسک‌هایی که جواب دادند، آن‌هایی که شکست خوردند و فروتنی دشواری که از هر دو به دست می‌آید. در هالیوود امروز اشتهای زیادی برای شرط‌های امن وجود دارد. دنباله‌ها، اقتباس‌ها و قسمت‌های تازه فرنچایزها بر گفت‌وگوهای اتاق‌های هیئت‌مدیره سایه انداخته‌اند. اما پیام دلوکا یادآور این بود که امنیت هزینه دارد: خشک شدن خط تولید، کاهش نوآوری و مهاجرت آرام استعدادها به جاهایی که هنوز روی ایده‌ها شرط می‌بندند.

مدیران استودیو می‌توانند وانمود کنند توسعه فیلم یک هزینه متغیر است. می‌توانند آن را کم کنند تا نتایج فصلی را سرپا نگه دارند. یا می‌توانند آن را همان سرمایه‌گذاری راهبردی بدانند که همیشه بوده است. این انتخاب فقط مشخص نمی‌کند تابستان آینده چه فیلمی روی پرده سالن‌های چندگانه می‌رود، بلکه تعیین می‌کند چه کسانی اجازه دارند داستان‌هایی را روایت کنند که دهه بعد را شکل می‌دهند.

استودیوها کدام مسیر را انتخاب خواهند کرد؟

نظر بگذارید

نظرات (4)

پمپزون

جای تردید هست، اما حرفش منطقیه. اگر توسعه کم بشه، شانس فیلمای تازه صفر میشه

رضا

من تو یه تیم مستقل دیدم؛ روی فیلمنامه خام وقت گذاشتیم، چند ایده شکست خورد اما دو تا اثر کوچک، کار رو عوض کرد. اینا سرمایه‌گذاریه نه هزینه، ولی قطع کردنش یعنی خروج استعدادها، ساده‌ست

توربو

واقعاً؟ استودیوها اینقد راحت ردیف توسعه رو حذف میکنن، بدون اینکه بفهمن بعدش چی میشه؟ مواظب باشن

رودکس

وااای، این تشبیهِ خط تولید به شبکه آب‌رسانی دقیقن نشون میده مشکل چیه! اگه توسعه خشک شه، سینما خالی میشه... خیلی نگران‌کننده