4 دقیقه
مارول دوباره مسیر جسورانهای را انتخاب کرده است. پس از یازده سال، این استودیو به یکی از پرریسکترین تصمیمهای خود بازگشته: نامگذاری یک فیلم انتقامجویان بر اساس شخصیت شرور آن و ساختن تمام روایت پیرامون همان ضدقهرمان.
کمپین تبلیغاتی انتقامجویان: روز قیامت از دسامبر گذشته با تیزرهایی کوتاه و حسابشده آغاز شد؛ تیزرهایی که فقط طرفداران را هیجانزده نکردند، بلکه انتظارات را هم از نو شکل دادند. این کلیپها نخستین نگاهها به بازگشت کریس ایوانز در نقش استیو راجرز را نشان دادند و ورود شخصیتهای کلاسیک مردان ایکس از مجموعه فاکس را هم بهنوعی وعده دادند. نتیجه فوری بود. گفتوگوها اوج گرفت. کنجکاوی به مطالبه تبدیل شد.
جو و آنتونی روسو برای هدایت این پروژه عظیم بازگشتهاند و با آن مانند یک اصلاح مسیر برخورد میکنند. این دو برادر نخستین تریلر را در سینماکان ۲۰۲۶ نمایش دادند، اما آن تصاویر هنوز بهطور گسترده منتشر نشده است. چرا باید چنین لحظهای را لو داد، وقتی میتوان با نمایشهای منتخب، حضور ستارههای بزرگ و رونماییهای پنهانی، روایت را کنترل کرد؟ دیزنی دیگر برای فروش یک فیلم عظیم نیازی به فریاد زدن ندارد. آرام زمزمه میکند و مردم نزدیکتر میشوند.

در مرکز همه چیز دکتر دووم قرار دارد و همه چیز به او بستگی دارد. انتخاب رابرت داونی جونیور برای نقش دووم از همان لحظه اعلام، تعجب بسیاری را برانگیخت. روی کاغذ، این تصمیم شبیه بازی با نوستالژی به نظر میرسید: بازگرداندن چهرهای محبوب از سالهای طلایی دنیای سینمایی مارول، به امید زنده کردن همان جرقه قدیمی. اما در عمل، این انتخاب به جذابترین متغیر فیلم تبدیل شده است. داونی در همه بخشهای تبلیغاتی حضور دارد. هم حاضر است، هم برجسته، و در عین حال به شکلی عجیب دستنیافتنی.
همین حالا هم دهها نظریه درباره انگیزههای دکتر دووم و پیچشهای داستانی بعدی شکل گرفته است. آنچه روشن به نظر میرسد این است که فیلمسازان میخواهند مسیر شخصیتی او موتور احساسی داستان باشد؛ همان راهبردی که برادران روسو پیشتر با تانوس در جنگ ابدیت به کار بردند. آن فیلم به آنها آموخت چگونه یک گروه گسترده از شخصیتها را حول محور یک ضدقهرمان فلسفی و واحد سامان دهند. انتقامجویان: روز قیامت به نظر میرسد میخواهد همین کار را انجام دهد، اما پرصداتر و شخصیتر.
اگر عصر اولتران محصول ۲۰۱۵ را به یاد داشته باشید، این رویکرد به شکل دردناکی آشناست. اولتران توسط استارک و بنر به عنوان یک برنامه حفاظتی طراحی شد. سپس فاسد شد. پیامدهای آن یکی از جاهطلبانهترین سکانسهای اکشن بصری دنیای سینمایی مارول را رقم زد: نبرد سوکوویا. با این حال، بسیاری احساس کردند اولتران هرگز آنطور که باید و شاید جایگاه خود را به عنوان یک شرور واقعا بهیادماندنی به دست نیاورد. فیلم همچنان حدود ۱.۴ میلیارد دلار در سراسر جهان فروخت، اما میان طرفداران و منتقدان حس وعدهای نیمهتمام باقی گذاشت.

حالا به امروز برسیم: ریسک بزرگتر شده است. دنیای سینمایی مارول چند فصل دشوار را پشت سر گذاشته و مسیر آینده استودیو بر ترکیبی از استعدادهای امتحانپسداده و بازتنظیم خلاقانه تکیه دارد. تکیه بر نامهای آشنایی مانند داونی و ایوانز کمتر به نوستالژی ارزان شبیه است و بیشتر به تلاشی برای تثبیت جهان گستردهای میماند که به یک قطبنمای احساسی روشن نیاز دارد.
حضور داونی روایت را به شکلی مفید پیچیدهتر میکند. برخی انتخاب او را تلاشی برای احضار جادوی دوران مرد آهنی میدانستند؛ جادویی که شاید دیگر قابل بازگرداندن نباشد. گروهی دیگر با نزدیک شدن داونی به شخصیتی متفاوت از تونی استارک، نسبت به این ایده خوشبینتر شدهاند. اگر کسی بتواند در همان جهان سینمایی که از او یک ستاره ساخت، خودش را دوباره تعریف کند، احتمالا اوست. باید انتظار اجرایی را داشت که هدفش متمایز کردن دکتر دووم از هر شرور دیگر مارول است، نه تکرار کپیشده یک نقش قدیمی.
بازاریابی فیلم کاملا جراحیشده و دقیق بوده است. مارول با استفاده از چهرههای شاخص برای زمزمه کردن نکات داستانی، نه فریاد زدن آنها، هم جلوی افشای داستان را میگیرد و هم گمانهزنیها را زنده نگه میدارد. طرفداران هم به مخاطب کمپین تبدیل شدهاند و هم به موتور محرک آن؛ گفتوگو در شبکههای اجتماعی به تبلیغات رایگان بدل میشود. این شمشیری دولبه است، اما مزیتی است که به نظر میرسد استودیو مصمم به بهرهبرداری از آن است.
انتقامجویان: روز قیامت در تاریخ ۱۸ دسامبر ۲۰۲۶ روی پرده سینماها میرود. پرسش اصلی کمتر درباره فروش گیشه است و بیشتر به میراث فیلم مربوط میشود: آیا مارول میتواند این قمار تازه اما آشنا را به نقطه عطفی برای این مجموعه تبدیل کند؟ پاسخ این پرسش مسیر دنیای سینمایی مارول را برای سالهای آینده شکل خواهد داد و همه چیز به این بستگی دارد که آیا دکتر دووم واقعا میتواند به آن نوع شروری تبدیل شود که همه چیز را تغییر میدهد یا نه.






.webp)







نظر بگذارید
نظرات (4)
یه نکتهی مهم: میراث مارول مد نظرشه. اگه دووم عمق و تغییر واقعی داشته باشه، شاید واقعا بشه نقطه عطفِ مجموعه
تبلیغات خیلی جراحی شده، ولی حس میکنم زیادی دستکاری میکنن؛ طرفدارها هم ناخواسته تبلیغ رایگان میکنن، این هم یه خطره
واقعیه؟ ریسک بزرگیه. داونی همیشه تونی بوده، میشه اون رو واقعا جدا ببینیم؟ شک دارم اما کنجکاوم، خب چرا که نه
وااای، انتخاب داونی به عنوان دکتر دووم شوکهم کرد! اگه خوب بشه، میتونه قلبِ فیلم باشه... ولی نگرانم از بازی با نوستالژی، خیلی سخته