5 دقیقه
در دقایق ابتدایی «روز افشا» صحنهای آرام وجود دارد که فقط حال و هوا نمیسازد، بلکه از شما میخواهد دقیق نگاه کنید. کوتاه و برنده. سپس فیلم گستردهتر میشود: اسپیلبرگ در اوج نمایشپردازی سینمایی خود، اما این بار با لبههایی نرمتر، با تکیهای پررنگ بر صمیمیت و پرسشهایی درباره ایمان در عصر شلوغی و هیاهو.
«روز افشا» به کارگردانی و تهیهکنندگی استیون اسپیلبرگ، بر اساس فیلمنامهای از دیوید کپ و داستانی که به خود اسپیلبرگ نسبت داده شده، به یکی از پربحثترین اکرانهای علمیتخیلی سال ۲۰۲۶ تبدیل شده است. فهرست بازیگران شبیه فهرست نامزدهای جوایز سینمایی است: امیلی بلانت، جاش اوکانر، کالین فرث، ایو هیوسن و کولمن دومینگو. نامهای بزرگ. انتظارهایی حتی بزرگتر. و از نگاه بسیاری از منتقدان، فیلم تا حد زیادی به این انتظارها پاسخ میدهد.
واکنش منتقدان چگونه بوده است؟ تصویر کلی سایتهای گردآورنده نقد گویاست: راتن تومیتوز با ۲۱۳ نقد، امتیاز ۸۲ درصد منتقدان را ثبت کرده و متاکریتیک نیز بر اساس ۵۶ نقد، امتیاز ۷۵ از ۱۰۰ را نشان میدهد. این اعداد از استقبال گسترده همراه با چند ملاحظه حکایت دارند، درست همان نوع واکنشی که یک بلاکباستر فکرشده میتواند برانگیزد.
آنچه منتقدان بیش از همه میستایند، مرکز انسانی داستانی است که اسپیلبرگ از دل قلمرویی آشنا بیرون میکشد. فیلم در اصل جستوجویی برای امید در میان توطئه، تردید و عدم قطعیت است. امیلی بلانت موتور محرک آن است. بسیاری از منتقدان اجرای او را از بهترین نقشآفرینیهای کارنامهاش میدانند، نه پرزرقوبرق، بلکه آرام و ویرانگر. این همان نوع بازی در نقش اصلی است که سازوکار یک فیلم بزرگ تابستانی را فوری، جدی و از نظر اخلاقی چندلایه میکند.

برایان تالریکو در راجرایبرت دات کام این نگاه را با شور و تحسینی کموبیش فراگیر جمعبندی میکند، به فیلم امتیازی کامل و کمسابقه میدهد و مینویسد «روز افشا» ثابت میکند بلاکباسترها میتوانند همزمان سرگرمکننده و از نظر اخلاقی پیچیده باشند. اسکرین رنت نیز منطق احساسی فیلم و توانایی اسپیلبرگ در واداشتن ما به برداشتن نگاه از دستگاهها و نگاه کردن به یکدیگر را میستاید و به نتیجه ۹۰ از ۱۰۰ میرسد.
هالیوود ریپورتر و کولایدر نیز در همین محدوده تحسینآمیز قرار میگیرند، هر دو فیلم را با امتیازی بالا ارزیابی میکنند و بر گستره مضمونی آن دست میگذارند: ترس از ناشناخته، بهرهکشی، و شیوههایی که همدلی میتواند در برابر بدگمانی بایستد. این نقدها تأکید میکنند که «روز افشا» فقط درباره جلوههای تماشایی نیست؛ درباره این است که تماشاگری و نمایش با ما چه میکنند.
رسانههای دیگر از مهارت فنی فیلم تمجید کردهاند. امپایر آن را یک اثر علمیتخیلی توطئهمحور و منسجم مینامد؛ قلمروی آشنای اسپیلبرگ که با قهرمانان معمولی و حس امیدبخشی تکاندهنده پر شده است. گاردین نیز در سکانسهای آغازین به پژواکی از کودکی در سینمای اسپیلبرگ اشاره میکند، نه واقعگرایی خشن، بلکه شگفتی آمیخته به فقدان، چرخشی دلنشین بر موتیفهای تکرارشونده این کارگردان.
برخی نقدها محتاطانهترند. آیجیان و ورایتی هر دو در محدوده امتیازهای دهه ۷۰ قرار میگیرند، شتاب هیجانانگیز فیلم را تحسین میکنند اما یادآور میشوند که برخی پاسخهای روایی، همه کنجکاویهایی را که داستان ایجاد میکند برآورده نمیسازد. ورایتی آن را یک تریلر تعقیبوگریز باشکوه با لحظاتی از تأمل واقعی توصیف میکند، هرچند معتقد است فیلم هرگز به شوک مکاشفهآمیز کلاسیکهایی مانند «برخورد نزدیک» نمیرسد.
در سوی پایینتر طیف نقدها، ای وی کلاب و تلگراف فیلم را ناهموار میدانند. مونیکا کاستیلو میگوید «روز افشا» هرچند همیشه به بالاترین معیارهای اسپیلبرگ نمیرسد، همچنان یادآوری هیجانانگیزی از جادوی قصهگویی او و نقاط قوت تیم خلاق فیلم ارائه میدهد؛ طراحی تولید، موسیقی و مهارت در ثبت ضرباهنگهای احساسی. رابی کالین، با نگاهی انتقادیتر، استدلال میکند که دامنه بلندپروازانه فیلم گاهی از توان اجراییاش فراتر میرود.
در میان نقدها یک نکته بارها تکرار میشود: «روز افشا» یک فیلم ژانری است که همدلی را به بدبینی ترجیح میدهد. فیلم با ابزارهای قدیمی اسپیلبرگ معاشقه میکند؛ شگفتی کودکانه، دسیسههای دولتی و ناشناختهای که بر زندگی آدمهای عادی فشار میآورد، اما همه را از صافی اضطرابهای امروز درباره حقیقت، نظارت و پدیدههای هوایی توضیحناپذیر عبور میدهد. نتیجه در عین آشنایی، به شکلی عجیب صمیمی است.
اگر برای نمایشهای بیگانهمحور آمدهاید، آن را خواهید دید. اگر به دنبال پیچیدگی اخلاقی در قالب یک بلاکباستر هستید، آن را هم دریافت میکنید. و اگر آمدهاید تا ببینید امیلی بلانت چگونه آرام و بیادعا مرکز یک فیلم عظیم را از آن خود میکند، جدول امتیازها و سایتهای گردآورنده نقد فقط چیزی را تأیید میکنند که در تاریکی سالن احساس کردهاید: این اجرایی است که ارزش به خاطر سپردن دارد.
پس آیا «روز افشا» به یکی از نقاط عطف تازه در کارنامه اسپیلبرگ تبدیل میشود؟ همه پاسخ مثبت نمیدهند. اما در تابستانی شلوغ از فرنچایزها و مالکیتهای فکری، این فیلمی است که هنوز تلاش میکند پرسشهای بزرگ را با صدای بلند مطرح کند و کاری کند پاسخها برای ما اهمیت داشته باشند.
منبع: smarti
نظرات
اتو_ر
نقدها منطقی به نظر میاد؛ بلانت مرکز رو نگه میداره اما من دوست داشتم شوک بیشتری ببینم. تابستون شلوغـه، ارزش دیدن داره
مکس_x
فیلم قوی، اما گاهی شور احساس جای منطق مینشینه. بلانت عالیه، ولی بعضی کلیشهها اذیتم کرد…
کوینپی
آیا واقعا نقطه عطفه؟ به نظرم خوبه ولی بعضی جوابها رو نصفه رها میکنه، شتاب هست اما نه کامل
لابکور
وااای انتظار نداشتم اسپیلبرگ اینقدر لطیف و انسانی بزنه! امیلی بلانت از درون میسوزونه، صحنه اول رو چندبار باید دید...
ارسال نظر