3 دقیقه
او نزدیک بود سفرش را لغو کند. صبح همان روزی که قرار بود برای سینماکان به لاسوگاس پرواز کند، تودهای پیدا کرد. وحشتی کوتاه اما سنگین سراغش آمد. بعد نوبت مطب پزشک بود و جملهای که میتوانست هر تنشی را در پشت صحنه یک فیلم بشکند: ممکن است اپیدیدیمیت باشد، یا ممکن است سرطان باشد.
این لحظه یکی از بیپردهترین بخشهای پروفایل تازه دواین جانسون در مجله اسکوایر است؛ گزارشی که همزمان با اوج گرفتن تبلیغات این بازیگر برای نسخه لایو اکشن موآنا از دیزنی منتشر شده است. این معاینه درست در میانه تور رسانهای جومانجی اتفاق افتاد، در روزی پر از حضورهای عمومی که آخرین چیزی که جانسون به آن نیاز داشت، ابهام و نگرانی بود. پزشک به او گفت صبح روز بعد، در اولین فرصت، سونوگرافی انجام دهد. جانسون مجبور شد ۲۴ ساعت تمام نقش عادی بودن را بازی کند؛ شوخی کند، سخنرانی داشته باشد و با لبخند امضا بدهد، در حالی که ناشناختهای سنگین پشت قفسه سینهاش نشسته بود.
او از آن انتظار جان سالم به در برد. خندید و کار کرد. او حالا خوب است. اما آن ۲۴ ساعت رد عمیقی بر او گذاشت و جانسون درباره آن با صراحت کسی حرف میزند که هم نورافکنهای استودیو را دیده و هم اتاقهای انتظار بیمارستان را.
روی کاغذ، خط زمانی زندگی حرفهای او شبیه یک چرخش هالیوودی است: پس از درام سال گذشته ای۲۴ با عنوان ماشین کوبنده، انتخابی غیرمنتظره که دامنه بازیگری دراماتیک او را گسترش داد و تحسین منتقدان را برانگیخت، جانسون دوباره به قلمرو فیلمهای پرهزینه و جریان اصلی برگشت؛ ابتدا با جومانجی و حالا با موآنا. ماشین کوبنده او را با زمزمههای فصل جوایز به جشنواره ونیز برد؛ دوربینها او را در حالی ثبت کردند که آشکارا منقلب شده بود و میان تشویق ایستاده تماشاگران اشکهایش را پاک میکرد. زمزمههای اسکار بلندتر شد. نامزدی از راه نرسید. تلخی نادیده گرفته شدن هنوز باقی است، اما او را متوقف نکرد.

او به اسکوایر میگوید: «نامزد شدن میتوانست فوقالعاده باشد»، جملهای که هم آرزو در آن پیداست و هم پذیرش واقعیت. جانسون میپذیرد که چنین توجهی تا چه اندازه کمیاب است و صنعت سینما چقدر سریع میتواند زمزمههای امیدوارانه را به فهرست فصل بعد تبدیل کند. بنابراین دوباره به کار برگشت؛ با تمرکز بیشتر بر مهارت بازیگری و همچنین نقشهای عامهپسندی که به امضای حرفهای او تبدیل شدهاند.
وقتی گفتوگو به سیاست میرسد، جانسون موضع عمومی خود را محتاطتر میکند. او اوایل امسال به فاکس نیوز گفت حمایت از جو بایدن در سال ۲۰۲۰ میان بخشی از هوادارانش شکاف ایجاد کرد؛ چیزی که حالا از آن پشیمان است. موضعش روشن است: او میخواهد متحد کند، نه اینکه تفرقه بیندازد. میگوید از این به بعد، برخی چیزها میان او و صندوق رأی باقی خواهد ماند؛ او از نفوذ خود برای شعلهور کردن آتش سیاست استفاده نخواهد کرد.
اما هوش مصنوعی بحث دیگری است. اسکوایر در لحن او ترکیبی از کنجکاوی و احتیاط را میبیند. جانسون نمیخواهد سرش را در شن فرو کند و واقعیت را نادیده بگیرد. او میگوید: «میتوانیم بترسیم، یا میتوانیم بررسی کنیم این ابزار چه امکانی در اختیارمان میگذارد.» به بیان دیگر: نزدیک شو، آزمایش کن و سازگار شو. ساده است، اما سنگین.
در همه این روایت، یک خط مشترک دیده میشود: تابآوری. چهرهای عمومی که قدرت فیلمهای بلاکباستری را با لحظات آسیبپذیری متعادل میکند. مردی که حتی وقتی فیلمنامه زندگی علیه او تغییر میکند، باز هم حرکت را متوقف نمیکند. آیا موآنا وجه تازهای از این مسیر را نشان خواهد داد؟ پاسخ را تماشاگران باید بدهند.






.webp)







نظر بگذارید
نظرات (3)
تابآوری تحسینبرانگیزه اما یه چیزی تو روایتهاش گاهی شبیه داستانسازی هالیووده؛ همهچیز همزمان درخشان؟ یا ما داریم سادهسازی میکنیم؟
منظورش منطقیه، سیاست بهتره کمرنگ باشه. آدم مشهور بودن گاهی باید سکوت کنه و فقط کار کنه، ساده ست ولی درست
وااای، ۲۴ ساعتِ مرگ و زندگی براش… باید نقشِ عادی بودن رو بازی کنه، بعد صبح بره سونو؟ خیلی سنگینه، جانسون شجاع بوده، اما قلبم رفت بالا