3 دقیقه
این همان رابین هودی نیست که در مدرسه دربارهاش شنیدهاید. کندتر است. خشنتر است. پیرتر است. مایکل سارنوسکی تصنیف آشنای قرن هفدهمی را برمیدارد و آن را تا رسیدن به چیزی عریان و سوگناک میتراشد؛ فیلمی که به همان اندازه که یک افسانه را از نو میسازد، فروپاشی آن را هم تماشا میکند.
هیو جکمن نقش رابین هود سالخوردهای را بازی میکند که پس از زخمی وحشیانه از سوی زنی مرموز، دوباره به جهان بازمیگردد. در اطراف او جودی کامر، بیل اسکارشگورد، موری بارتلت و نوآ جوپ حضور دارند؛ هرکدام وزنی تازه به داستانی میدهند که کبودیها و سکوتها را به قهرمانبازی ترجیح میدهد. سارنوسکی که صدای سینماییاش نخستین بار با فیلم خوک بهروشنی شنیده شد، به جای ضرباهنگهای پرزرقوبرق ماجراجویی اسطورهای، بر اتمسفر و فرسایش اخلاقی تکیه میکند.
واکنش منتقدان ترکیبی اما در مجموع مثبت بوده است. در راتن تومیتوز، فیلم بر اساس ۲۸ نقد امتیاز ۷۱ درصد را دارد؛ متاکریتیک نیز بر پایه نظر ۱۶ منتقد، امتیاز ۶۳ از ۱۰۰ را برای آن ثبت کرده است. این اعداد از فیلمی میگویند که نظرها را دو پاره میکند: اثری تحسینشده از نظر اجرا، اما محل پرسش از نظر دامنه احساسی.

برخی منتقدان در آن بازخوانی جسورانهای میبینند. دن مکا از نشریه فیلم استیج به فیلم امتیاز ۸۳ داده و استدلال کرده که در سالهای اخیر، کمتر فیلمی از زمان رابین و ماریان کمقدردیده ریچارد لستر، چنین خوانش روشن و فرامتنیای از مجموعه روایتهای رابین هود ارائه کرده است. در اینجا تلاشی دیده میشود برای بازجویی از خود افسانه؛ برای پرسیدن اینکه وقتی لباس قهرمان از تنش بیرون کشیده میشود، چه چیزی باقی میماند.
دن ارلیش از ایندیوایر که به فیلم امتیاز ۷۵ داده، آن را نه چندان یک روایت اصلاحگر تاریخی، بلکه کنشی در جهت اصلاح شیوه قصهگویی میداند. فیلم به جای پایبندی سختگیرانه به تاریخ، به خیال میدان میدهد و انتخابهای موجز سارنوسکی میکوشند هزار سال اسطوره را درنوردند؛ حتی اگر این بلندپروازی گاهی به داستانی منجر شود که پذیرشش به شکلی سرسختانه دشوار است.
گای لاج از ورایتی و جیم ویوودا از آیجیان هر دو حدود امتیاز ۷۰ را برای فیلم در نظر گرفتهاند و بازآفرینی تندوتیز، جهانسازی جسمانی و توجه صادقانه آن به مسئلههای معنوی و روانشناختی را ستودهاند؛ جنبههایی که بهندرت به آثار مبتنی بر نامهای بزرگ داده میشود. آنها یادآور میشوند که ریتم کند و شدت آرام فیلم، آن را از نظر روحی به آثار پیشین سارنوسکی نزدیکتر میکند تا به نمایشهای عظیم متکی بر مالکیتهای فکری مشهور.
با این حال، همه قانع نشدهاند. جیکوب اولر از ای.وی. کلاب با امتیاز ۵۰، فیلم را در بخش پایانی دچار سرگردانی دانسته و گفته است که بدون یک هسته روایی گیرا یا فرجام احساسی قانعکننده، اثر در معرض آن است که به نازکی همان افسانههایی شود که با آنها درگیر است. فرانک شک از هالیوود ریپورتر نیز با امتیاز سختگیرانهتر ۴۰، اتمسفر فیلم را ستوده اما استدلال کرده که تصاویر عبوس و تکرارشونده و بازتفسیر تیره فیلم هرگز به عمقی که هدف گرفتهاند، نمیرسند.
پس تماشاگر با چه اثری روبهروست؟ اگر حالوهوا، ریسک و نسخهای از رابین هود را دوست دارید که پرسشهای دردناکی درباره خشونت، گناهمندی و حافظه مطرح میکند، این فیلم به صبر و توجه شما پاداش میدهد. اگر به دنبال پالایش اسطورهای سرراست یا بازگویی پرسرعت هستید، این همان صندوق گنجی نیست که برایش آمدهاید. در هر صورت، سارنوسکی امر آشنا را به گفتوگویی واداشته که بهندرت در آن قرار میگیرد: یک افسانه چه دینی به حقیقت دارد و وقتی به آن میرسد، چه چیزی را از دست میدهد؟
انتظار داشته باشید سالن سینما را با حسی ناآرام ترک کنید و تصویر یاغی پیر و زخمی، مدتها پس از پایان تیتراژ در ذهنتان باقی بماند.






.webp)







نظر بگذارید
نظرات (3)
خلاصه ش: فیلم برای صبر و توجه ساخته شده، نه سرگرمیِ بیوقفه. بعضی سکانسها کشدار، بعضیشون میسازن
این بازخوانی جسورانهست ولی واقعا عمق احساسات کجاست؟ تصاویر محشرن اما قصه گاهی نازک میزنه 😕
وای، این رابین هود خشن و پیر، تصویری سوزناک از شکست قهرمانیه... هیو جکمن باز هم عالیه ولی ریتم ادمو میبره