3 دقیقه
مارگارت کوالی بهتازگی عکسی از پشت صحنه فیلم آینده ریدلی اسکات، «ستارههای سگ»، منتشر کرده است؛ تصویری که مثل دعوتی آرام به جهانی به نظر میرسد که بیسروصدا در دل صحنه فیلمبرداری شکل گرفته است.
ریدلی اسکات، کارگردان «پرومتئوس» و «مریخی» و تازه از موفقیت «گلادیاتور ۲» در سال ۲۰۲۴، سکان اقتباس از رمان سال ۲۰۱۲ پیتر هلر را در دست دارد. فیلمنامه را مارک ال. اسمیت نوشته است؛ نویسندهای که سابقهاش در «گردبادها» و «از گور برخاسته» به این پروژه ستون فقراتی ادبی، خشن و محکم میدهد. اگر با سلیقه اسکات در فضاسازی آشنا باشید، همین حالا میتوانید بافت فیلم را حدس بزنید: آسمانهای عریان، چهرههای فرسوده و سکوتی که انگار خودش حرف میزند.
فهرست بازیگران گاهی خشک و صرفا اطلاعاتی است. اما این یکی بیشتر شبیه یک وعده سینمایی خوانده میشود. جیکوب الوردی نقش هیگ را بازی میکند؛ خلبانی که در چشماندازی ویران، راهی برای بقا میتراشد. جاش برولین در نقش بنگلی ظاهر میشود؛ مردی سختجان و عضو سابق نیروی دریایی. مارگارت کوالی نیز نقش سیما را بر عهده دارد؛ شخصیتی که حضورش در همان تکعکسی که منتشر کرده، هم شکنندگی را تداعی میکند و هم ارادهای سرسخت. اینجا جزئیات کوچک اهمیت دارند: ژاکتی که در برابر باد افتاده، یا نوری که روی گونه میلغزد. این یعنی قصهگویی بدون کلمه.
«ستارههای سگ» ریشه در ژانر پساآخرالزمانی دارد، اما ظاهرا میخواهد فراتر از نمایش ویرانهها برود و به چیزی صمیمیتر برسد. داستان درباره دو انسان است که میکوشند به زندگی ادامه دهند، آن هم وقتی بخش بزرگی از جهان از حرکت ایستاده است. میتوان آن را قصهای درباره بقا دانست که از دل لحظههای آرام انسانی عبور میکند: سیگاری مشترک، سگی کنار آستانه در، و تنش طولانی انتظار. همین تعادل میان ویرانی وسیع و احساسات نزدیک، دقیقا همان قلمرویی است که اسکات در آن بهترین عملکرد را دارد.

استودیو قرن بیستم پشتیبان این فیلم است و تاریخ اکران آن را ۲۸ اوت ۲۰۲۶ تعیین کرده؛ اکرانی در اواخر تابستان که کاملا حسابشده به نظر میرسد. استودیوها معمولا این بازه را برای فیلمهایی نگه میدارند که هم ظرفیت جذب مخاطب دارند و هم میتوانند زمزمههایی در فصل جوایز ایجاد کنند. اینکه «ستارههای سگ» دقیقا در کدام دسته قرار میگیرد، هنوز مشخص نیست، اما مواد اولیه کنار هم نشستهاند: رمانی پرجزئیات، یک مولف سینمایی، فیلمنامهنویسی باتجربه و گروه بازیگرانی که میتوانند وزن داستان را به دوش بکشند.
عکس پشت صحنه مارگارت کوالی چیزی فراتر از تبلیغات معمول است. مثل یک نشانه کوچک برای دنبال کردن مسیر فیلم عمل میکند. طرفداران آثار او میدانند که کوالی معمولا به نقشهایی جذب میشود که در سکوت، پیچیدگیهای زیادی دارند. اینجا تصویر منتشرشده از انتخابهای طراحی لباس، تصمیمهای لحنساز و تیمی خلاق خبر میدهد که ظاهرا بهجای ضربآهنگهای اکشن براق، دنبال اصالت و باورپذیری است. همین یک تصویر کافی است تا حدس و گمانها شروع شود: فیلم تا چه اندازه به کتاب هلر وفادار میماند؟ نگاه ریدلی اسکات چگونه تنهایی رمان را به زبان سینما تبدیل خواهد کرد؟
در فیلمسازی جملهای قدیمی هست: میتوانی شهری ویران را نشان بدهی، اما اگر میخواهی تماشاگر را تکان بدهی، دستی را نشان بده که در مکانی غیرعادی کاری کاملا معمولی انجام میدهد. با آنچه تا اینجا دیدهایم، «ستارههای سگ» به نظر میرسد روی همین لحظههای انسانی تکیه دارد. باید انتظار قابهای وسیع و احساسات فشرده را داشت؛ موسیقی متنی از صدای باد و صداهای کوچک خانگی، و بازیهایی که ایجاز را به خودنمایی ترجیح میدهند.
برای عکسهای بیشتر و انتشار تریلر، باید کانالهای رسمی را دنبال کرد. همین یک نگاه کوتاه به پشت صحنه، کنجکاویها را برانگیخته است. تا اوت، شاید با فیلمی روبهرو شویم که آخرالزمان را نه بهعنوان پایان، بلکه بهعنوان بستری برای مهربانی غیرمنتظره و تابآوری انسانی به تصویر میکشد.














نظر بگذارید
نظرات (3)
بعضی توضیحات زیادی شاعرانهان، یعنی امیدوارم بیش از حد کشند نکنن، ولی کوالی توی عکس ادمو میگیره، بازیها میتونه نجاتش بده 🙂
واقعا ۲۸ آگوست؟ اینکه فیلم بیشتر روی لحظههای ساده تمرکز کنه خوبه ولی کتاب رو چجوری معدله میکنن با فیلم؟
عکس خیلی حرفیه، یه حس خام و تنهایی که تو هر قاب میچرخه. اسکات باز هم داره توش ریزهکاری میذاره، کنجکاوم ببینم چطور از کتاب بیرون میاره