4 دقیقه
استیون اسپیلبرگ در عجیبترین گوشه وحشت اینترنتی سهمی جدی برای خود کنار گذاشته است. ددلاین گزارش داده که او تهیهکنندگی اقتباس سینمایی از کاتالوگ ماندلا را بر عهده میگیرد؛ مجموعه وبی در ژانر وحشت آنالوگ که زیباییشناسی فوتیج پیدا شده را به یک پدیده فرهنگی تبدیل کرد.
امبلین انترتینمنت هدایت این پروژه را بر عهده خواهد داشت و اسکات استابر از یونایتد آرتیستس به آن میپیوندد؛ آمازون امجیام نیز به عنوان شریک استودیویی در پروژه حضور دارد. خالق این مجموعه، الکس کیستر، کارگردانی فیلم را انجام میدهد و تایلر کلیفتن نگارش فیلمنامه را بر عهده گرفته است. رقابت برای به دست آوردن حقوق اثر بسیار سنگین بود، طبق گزارشها یازده استودیو برای خرید این دارایی پیشنهاد داده بودند، بنابراین مقصد نهایی پروژه اهمیت زیادی دارد.
کاتالوگ ماندلا صرفا اثری متکی بر ترساندنهای ناگهانی نیست. داستان در قالب مجموعهای از نوارهای ویدیویی خیالی روایت میشود که هجوم موجوداتی تغییرشکلدهنده به نام آلترنیتها را ثبت میکنند. این موجودات با تقلید از آدمهایی که ساکنان محلی زمانی میشناختند، آرام و بیصدا وارد زندگی آنها میشوند. هر فصل تازه، لایه دیگری از تاریخ شهر را کنار میزند و شخصیتهای جدید و افشاگریهای نگرانکنندهای را وارد خط زمانی داستان میکند.
میتوان آن را شبیه پازلی دانست که باید با چشمهای خود کنار هم بچینید. این مجموعه در سنت وحشت آنالوگ نفس میکشد: تصاویر دانهدانه، نوارهای هشدار شبیه پیامهای خدمات عمومی و پخشهای تلویزیونی مخدوش. همین قالب شما را وادار میکند تکهها را به هم وصل کنید، تاریخها، نامها و اشیای کوچک را کنار هم بگذارید تا در نهایت تصویری بزرگتر و هولناکتر آشکار شود.

آیا چنین تجربهای میتواند به یک فیلم دو ساعته تبدیل شود؟ نمونههای موفق و البته خطرهای آشکاری وجود دارد. نسخه سینمایی میتواند رازهای غیرخطی مجموعه وبی را به روایتی فشرده و سینمایی تبدیل کند یا با افزودن قوسهای داستانی تازه، اسطورهشناسی اثر را گسترش دهد و در عین حال به سبک رمزآلود نسخه اصلی وفادار بماند. فعلا سازندگان عمدا درباره این موضوع مبهم حرف زدهاند و مشخص نکردهاند که قرار است قسمتهای خاصی را اقتباس کنند یا داستانی کاملا تازه در همان جهان روایت شود.
علاقه اسپیلبرگ همچنین نشانهای از یک تغییر بزرگتر است: هالیوود جریان اصلی بیش از پیش برای یافتن ایدههای تازه به سراغ ترس اینترنتزاد میرود. کاتالوگ ماندلا از نظر فضاسازی با آثار وایرال دیگری مانند بکرومز شباهتهایی دارد، هر دو بر حس وحشتی نامتعارف و کجومعوج تکیه میکنند، اما کاتالوگ ماندلا در روایت خود رویکردی موزاییکی را ترجیح میدهد. اینجا ماجرا کمتر درباره یک راهرو یا یک موجود واحد است و بیشتر بر باز شدن تدریجی کابوسهای یک جامعه در گذر زمان تمرکز دارد.
نکته جالبتر این است که پیوستن اسپیلبرگ به این پروژه تقریبا یک ماه پس از اکران تریلر علمیتخیلی اخیر او، روز افشاگری، رخ میدهد. آن فیلم، نخستین اثر مهم او با محوریت بیگانگان پس از جنگ دنیاها در سال ۲۰۰۵، نقدهای قدرتمندی دریافت کرد و با بودجه ۱۱۵ میلیون دلاری، حدود ۱۹۹ میلیون دلار در سراسر جهان فروخت. روشن است که اسپیلبرگ با هدف و برنامه میان ژانرها حرکت میکند و حالا وحشت آنالوگ مقصد بعدی اوست.
حضور امبلین نشان میدهد این اقتباس از نظر تولید جاهطلبانه خواهد بود، در حالی که میکوشد صمیمیت وهمآلود مجموعه وبی را حفظ کند. طرفداران جوانی که نسخه اصلی را در یوتیوب کشف کردند، با دقت این پروژه را دنبال خواهند کرد. آیا فیلم میتواند همان تنش تکهتکه و وصلهپینهای را که مجموعه را به یک اثر کالت تبدیل کرد حفظ کند، یا برای جذب مخاطبان گستردهتر لبههای تیز آن را نرم خواهد کرد؟
هر مسیری که انتخاب شود، ترجمه کاتالوگ ماندلا برای پرده سینما یک ریسک جدی است، ریسکی که شاید تعریف کند وحشت عصر اینترنت چگونه میتواند از جهش به فیلمسازی پرهزینه جان سالم به در ببرد. باید منتظر ماند؛ نخستین نگاه به این همکاری عجیب و تازه میتواند پرده بعدی ژانر وحشت را دگرگون کند.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (3)
حس میکنم امبلین بزرگش میکنه، مخاطب عام جذب میشه ولی لبهها نرم میشن، ریسک داره اما کنجکاوم
واقعاً میشه توی دو ساعت همون حس پازلوار رو گرفت؟ شک دارم… چه پلانهایی قراره حذف شه؟
وای اسپیلبرگ این وسط؟! هم هیجانزدهم هم نگران، کاش دست نزنه به روح موزاییکیش...