5 دقیقه
آیا هالیوود بیسروصدا شنلهای ابرقهرمانی را با دستههای بازی عوض میکند؟ متسون تاملین، فیلمنامهنویس پشت آثاری مانند بتمن قسمت ۲، پروژه قدرت و اقتباس برزرکر، دقیقا همین پرسش را در یک گفتوگوی کوتاه در ایکس مطرح کرد؛ زمانی که یکی از هواداران درباره سرنوشت فیلمنامه مگامن او پرسید.
تاملین بیپرده پاسخ داد. او اشاره کرد که استودیوها بیش از پیش به اقتباسهای بازیهای ویدئویی علاقه نشان میدهند و در مقابل، تمایل کمتری برای چراغ سبز دادن به فیلمهای ابرقهرمانی پرهزینه دارند؛ همان پروژههایی که زمانی شکستناپذیر به نظر میرسیدند. مسئله فقط این نیست که کدام عنوان موفق میشود یا شکست میخورد؛ موضوع این است که مدیران استودیوها بازار را چگونه میخوانند و بر اساس آن، ریسک را دوباره تقسیم میکنند.

کمی به آن فکر کنید. چند فیلم کمیکبوکی اخیر کمتر از انتظار ظاهر شدند و سر و صدای مربوط به این ناکامیها از همیشه بلندتر بود. شکست در گیشه و لغزشهای انتقادی میتواند روند بازنگری را سرعت بدهد. اما همزمان، چند فیلم کمهزینهتر که از فضاهای دیجیتال یا مستقل الهام گرفته بودند، به بازدهیهای غافلگیرکننده رسیدند. آیرون لانگ که با هدایت یوتیوبر مارک فیشباخ وارد مرحله تولید شد و بکرومز ساخته کین پارسونز، هر دو با بودجههایی محدود و تکیه بر علاقه پرشور هواداران وارد میدان شدند و از نظر واکنش مخاطبان بسیار فراتر از وزن خود ظاهر شدند.
این تضاد برای مدیران استودیوها وسوسهکننده است. پول کمتری در خطر است. یک پایگاه هواداری آماده و شیفته از قبل وجود دارد. امکان شکلگیری تبلیغات دهانبهدهان قدرتمند هم بالاست. طبیعی است که بعضی پروژهها رشد میکنند، چون سازندگانشان منبع اقتباس را با جزئیات میشناسند؛ فیلمسازان پشت آیرون لانگ و بکرومز از پیش در جهان همین آثار غرق شده بودند. این نزدیکی میتواند به فیلمی منسجمتر تبدیل شود که برای دیده شدن به یک کارزار بازاریابی میلیارد دلاری نیاز ندارد.

با این حال، اینطور نیست که فیلمهای ابرقهرمانی مرده باشند. اصلا چنین نیست. استودیوها هنوز هم پرچم خود را با ستونهای اصلی فرنچایزی بالا نگه میدارند و از مالکیتهای فکری بزرگ انتظار بازگشت سرمایه چشمگیر دارند. اما هاله شکستناپذیری که زمانی دور این ژانر را گرفته بود، کمرنگ شده است. مخاطبان سختگیرتر شدهاند و ساختن یک لحظه عظیم فرهنگی، وقتی واکنشها میتواند بهسرعت تغییر کند، پرریسکتر به نظر میرسد.
آنچه نظر تاملین برجسته میکند، نه پایان قطعی سینمای ابرقهرمانی، بلکه یک چرخش راهبردی است: هالیوود به دنبال شرطبندیهای امنتر و قابلاندازهگیریتر است و اقتباسهای بازیهای ویدئویی در حال حاضر اغلب با این نیاز بهتر هماهنگ میشوند.

البته چند نکته احتیاطی هم وجود دارد. هر تجربه تبدیل بازی به فیلم موفق از آب درنمیآید. تلاشهای پرنامونشانی مانند بوردرلندز با انتقادهای سنگینی روبهرو شدند و برخی اقتباسهای دیگر هم نتوانستند تخیل تماشاگران را درگیر کنند. از سوی دیگر، بعضی آثار کمیکبوکی همچنان میدرخشند و ثابت میکنند که کیفیت و زمانبندی فرهنگی هنوز بیش از هر چیز اهمیت دارد. بازار آشفته است. روندها تغییر میکنند. سلیقهها عوض میشوند.
اما برای خالقان آثار و هوادارانی که فهرست پروژههای در حال توسعه را دنبال میکنند، پیام روشن است: مرکز ثقل فرهنگی سرمایهگذاری در رسانههای گیک شاید در حال جابهجایی باشد. استودیوها مقیاسهای کوچکتر را آزمایش میکنند، به سازندگانی تکیه میکنند که زبان فندوم را میفهمند و به دنبال بازدهیهایی هستند که از هدفگیری هوشمندانه میآید، نه از بمباران تبلیغاتی فراگیر.

همین وضعیت جا را برای نتیجههای جالب باز میگذارد. شاید شاهد اقتباسهای صمیمیتر و وفادارانهتری از بازیهای کالت باشیم که در گیشه غافلگیرکننده ظاهر میشوند. یا شاید یک الگوی تازهتنظیمشده برای سینمای ابرقهرمانی شکل بگیرد؛ الگویی که جلوهفروشی را کمتر کند و به روایت فشردهتر و بودجههای هوشمندانهتر تکیه داشته باشد. در هر صورت، مطمئنترین پیشبینی این است که چند سال آینده شبیه دهه گذشته نخواهد بود.
کنجکاوید بدانید کدام فرنچایزها بهتر با این محاسبه تازه سازگار میشوند؟ من هم همینطور.
منبع: smarti
نظرات
پمپزون
نکته خوبش اینه که استودیوها دارن ریسک رو تقسیم میکنن، کمتر بمباران تبلیغاتی، بیشتر هدفمند. اگه این ادامه داشته باشه، شاید اقتباسهای صمیمی تر و وفادارتر بیارن. امیدوارم.
سروش
واقعا؟ اینقدر ساده است که بازی ها جای ابرقهرمانا رو بگیرن؟ شک دارم، ولی خب اگه پولش باشه کی میدونه...
دیتاپالس
واقعاً؟! یعنی هالیوود داره از شنل و بتمن میره سمت کالکشنهای بازی؟ یه ترکیب عجیب ولی منطقی هم هست... کنجکاوم ببینم چه فرنچایزی جون میگیره
ارسال نظر