نقد لایو اکشن موانا؛ بازسازی پرزرق وبرق اما ضروری؟

لایو اکشن موانا با جلوه‌های دیدنی و موسیقی آشنا تحسین و تردید منتقدان را برانگیخته است؛ بازسازی دیزنی میان وفاداری به نسخه اصلی و کمبود نوآوری گرفتار مانده.

.4 دیدگاه
نقد لایو اکشن موانا؛ بازسازی پرزرق وبرق اما ضروری؟

4 دقیقه

دنبال کردن در گوگل

تماشای جان گرفتن جزیره موانا در قالب لایو اکشن حس عجیبی دارد: ابتدا شگفتی از مهارت فنی و جزئیات ساخت، سپس کششی آشنا از حس آشناپنداری. فیلم براق، آفتاب‌زده و مشتاق جلب رضایت مخاطب از راه می‌رسد. اما منتقدان همچنان همان پرسش را تکرار می‌کنند: آیا واقعا به این بازسازی نیاز داشتیم؟

در راتن تومیتوز، موانا تاکنون 70 نقد دریافت کرده و امتیاز منتقدانش روی 36 درصد ایستاده است. متاکریتیک نیز بر اساس 30 نقد، امتیاز 45 از 100 را برای فیلم ثبت کرده است. این اعداد حکم نهایی و یکدستی ارائه نمی‌دهند. بیشتر نقشه یک بحث را ترسیم می‌کنند: فیلمی که از نظر فنی چشمگیر است، اما از نظر خلاقیت محل اختلاف.

برخی صداها ارزش واقعی در فیلم می‌بینند. دیوید رونی از هالیوود ریپورتر به فیلم امتیاز 80 از 100 می‌دهد و معتقد است این اقتباس به ساختار محکم نسخه اصلی احترام می‌گذارد و در عین حال با اعتمادبه‌نفس روی پای خود می‌ایستد. اوون گلیبرمن در ورایتی، او نیز با امتیاز 80 از 100، صریح می‌گوید: لایو اکشن، موانا را جادویی‌تر از انیمیشن نمی‌کند. هرگز هم نخواهد کرد. با این حال، او می‌پذیرد که این نسخه جای خود را کنار کلاسیک سال 2016 به دست می‌آورد، نه اینکه بخواهد جایگزین آن شود.

نل مینو در راجرایبرت دات کام با امتیاز 75 از 100 اذعان می‌کند که این بازسازی چرخ را از نو اختراع نمی‌کند. اما او شیمی میان مائویی و موانا را تحسین می‌کند و می‌نویسد فیلم داستانش را با صداقت، شوخ‌طبعی و جذابیت ماندگار موسیقی متن روایت می‌کند. همین عناصر تجربه تماشا را گرم و دلنشین نگه می‌دارند، حتی اگر آشنا باشد.

منتقدان دیگر محتاط‌ترند. لیز شنن میلر از کانسکوئنس با امتیاز 67 از 100 می‌گوید موانا از هر لغزش فاجعه‌باری دوری می‌کند؛ تعریفی کم‌جان در دوران احیای بلاک‌باسترها. او پیشنهاد می‌کند آنچه هنوز برای این بازسازی‌ها ممکن مانده، صرفا تفاوت است، نه لزوما بهتر شدن. مالی فریمن در اسکرین رنت با امتیاز 60 از 100 یک قدم جلوتر می‌رود: اگر انیمیشن موانا وجود نداشت، این فیلم می‌توانست یک پیروزی به نظر برسد. اما در این بستر، به خواهر و برادری قابل احترام، هرچند غیرضروری، تبدیل می‌شود.

هانا فلینت از آی‌جی‌ان با امتیاز 60 از 100 جلوه‌های بصری چشمگیر لایو اکشن را برای قهرمان پلی‌نزیایی فیلم تحسین می‌کند، اما یادآور می‌شود که اثر به دلیل وفاداری به فیلم‌نامه اصلی و لحظه‌های دوربین‌گذاری‌شده‌ای که بیش از حد چیده شده‌اند، در آزادی سینمایی خود محدود می‌ماند. ویلسون چپمن از ایندی‌وایر با امتیاز 50 از 100 تندتر برخورد می‌کند: بازسازی آن‌قدر به نسخه اصلی مدیون است که تماشایش نوعی بی‌حسی ایجاد می‌کند، زیرا چیز چندانی فراتر از آنچه فیلم 2016 پیش‌تر ارائه کرده بود، عرضه نمی‌کند.

تیلور گیتس از کلایدر با امتیاز 50 از 100 سکانس‌های موزیکال خوش‌ساخت و ادای احترام‌های فرهنگی را می‌پسندد، اما فیلم را ناتوان از احضار جادوی نسخه انیمیشنی می‌داند. پیتر بردشاو در گاردین با امتیاز 40 از 100 این اکران را نوعی محتوای اضافه می‌بیند که با نگاه درآمدزایی طراحی شده است. جان نیوجنت از امپایر با امتیاز 40 از 100 جای خالی یک صدای هنری متمایز را حس می‌کند؛ فیلم بیشتر وظیفه‌شناس است تا الهام‌گرفته. نیک شگر در دیلی بیست با امتیاز 35 از 100 شکایتی گسترده‌تر را خلاصه می‌کند: در فهرستی که همین حالا هم از بازآفرینی گذشته دیزنی توسط خود دیزنی انباشته شده، تهی‌بودن خلاقانه نشانه‌ای بیش از حد رایج است.

در مرکز بسیاری از نقدها، بازگشت دواین جانسون در نقش مائویی و حضور تازه کیارا لده در نقش موانا قرار دارد. جانسون تهیه‌کننده فیلم است و با مهارتی تمرین‌شده دوباره به غرور و خودنمایی نیمه‌خدای محبوب بازمی‌گردد. لده نیز پویایی بدنی تازه‌ای به نقش می‌آورد. این دو با هم فیلمی را سرپا نگه می‌دارند که اغلب دیدنی و شنیدنی است: چشم‌اندازهای دریایی غرق آفتاب، لباس‌های پرجزئیات و لحظه‌های موسیقایی که نقاط قوت نسخه اصلی را بازتاب می‌دهند. با این حال، سطح خیره‌کننده و بازسازی وفادارانه همیشه نمی‌تواند جای نوآوری را بگیرد.

برای بعضی تماشاگران، همین موانا کافی خواهد بود؛ برای برخی دیگر، شبیه پخش دوباره یک ترانه محبوب با سازهایی متفاوت احساس می‌شود. این تناقض، انسانی‌ترین ضعف فیلم و صادقانه‌ترین تعریف از آن است.

بازسازی‌ها ناگزیر به مقایسه دعوت می‌کنند. چاره‌ای هم جز این ندارند. اما هم‌زمان فرصتی برای بازاندیشی در لحن، مقیاس و شیوه نمایش فرهنگی فراهم می‌کنند. این موانای لایو اکشن بیش از هر چیز بر احترام و خویشتن‌داری تکیه دارد. فیلم وفاداری را به بازآفرینی ترجیح می‌دهد. اینکه این انتخاب رضایت‌بخش باشد یا نه، به چیزی بستگی دارد که برای دیدنش آمده‌اید: صدایی تازه یا پژواکی صیقل‌خورده.

در نهایت، آیا ما تازگی را به بهای از دست دادن حس آشنای آسایش می‌خواهیم؟ یا اگر پژواکی خوش‌ساخت به ما یادآوری کند چرا در وهله نخست عاشق نسخه اصلی شدیم، آن را می‌پذیریم؟ این بحث باعث می‌شود فیلم مدت‌ها پس از پایان تیتراژ همچنان در مرکز گفت‌وگو بماند.

ترانه علوی
من ترانه‌ام، عاشق نوشتن درباره دنیای فیلم و هنر. سعی می‌کنم هر چیزی که به زندگی جذابیت بیشتری بده رو باهات به اشتراک بذارم.

نظر بگذارید

نظرات (4)

اتو_ر

نقدها دقیقا تهِ ماجرا رو میگن: وفاداری به اصل گاهی خلاقیت رو خفه میکنه. جانسون و لده فیلمو نگه داشتن، اما نوآوری؟ نه خیلی، بیشتر یه پخشِ دوباره‌س.

حامد

آیا واقعاً لازم بود؟ اگه انیمیشن نبود، این می‌تونست یه پیروزی باشه، الان شبیه بازپخش با آلات جدیده... یه چیزی کم داره، حسِ جادوی اصلی نیست.

بیونیکس

خلاصه: فنی عالی، خلاقیت متوسط. به نظرم تماشاگرِ عام رو راضی می‌کنه اما برای من که دنبال تازگی‌ام، کم آورد. موسیقی اما هنوز کار میکنه، انصافاً.

رودایکس

وااای.. تصویرا واقعاً چشم‌نوازن، ولی یه حس تکرار میده. انگار دیزنی فقط یادآوری می‌کنه چرا عاشق نسخه‌اول شدیم، نه اینکه چیز تازه‌ای بده. یه جور دلتنگی.