3 دقیقه
دو اژدهایی که از حاشیههای کتاب آتش و خون زمزمه میشدند، شاید هنوز از داستان حذف نشده باشند.
در پایان فصل دوم خاندان اژدها، بالهای آشنایی را دیدیم؛ ورمیتور و سیاسموک با سواران تازه پیوند خوردند و سریال حتی حضور شیپاستیلر و تساریون را هم گوشهای نشان داد، اما دراگوناستون به شکلی عجیب ساکت به نظر میرسید. هیولاهای رامنشده جزیره در کتابها، یعنی گری گوست کمرنگ و گریزان و کنیبال بدنام با پولکهای سیاه، در صحنه بذرپاشی سرخ دیده نشدند؛ صحنهای که در صفحات جورج آر. آر. مارتین، آنها به شکل مشهوری در آن حضور داشتند.
همین غیبت، همراه با تصمیم آشکار سریال برای بردن خط داستانی شیپاستیلر به سمت ویل به جای نگه داشتن او در دراگوناستون، هواداران را به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که مطمئن بودند سریال گری گوست و کنیبال را کاملا کنار میگذارد، و گروهی که هنوز امیدوار بودند اقتباس اچبیاو غافلگیریهایی در آستین داشته باشد.
بعد قسمت چهارم فصل سوم قاب داستان را گستردهتر کرد؛ رینا با شیپاستیلر، دیرون با تساریون، و رایان کوندال، شورانر سریال، در گفتوگو با آیجیان اشاره کرد که فهرست اژدهایان هنوز کامل نشده است. او قراردادی برای ورود آنها امضا نکرد. تاریخی هم مشخص نکرد. با این حال، اشاره کرد که رقص اژدهایان هنوز فاصله زیادی تا پایان دارد و شاید زود باشد تصور کنیم برخی موجودات برای همیشه از صفحه بازی کنار رفتهاند. او گفت: «اینجا فرض کردن و انتظار داشتن، واژههای خطرناکی هستند» و این جمله کاملا حسابشده به نظر میرسید.

پس این حرف در عمل چه معنایی دارد؟ یعنی سازندگان سریال هنوز فضا باقی گذاشتهاند. فصل سوم تازه به نیمه رسیده و یک فصل چهارم کامل هم در افق دیده میشود. انتخابهای روایی تا اینجا، از تغییر محل نخستین ظهور اژدهایان گرفته تا جابهجایی اینکه کدام سوار با کدام هیولا پیوند میخورد، نشان میدهد نویسندگان برای بازآرایی رویدادها در قالب تلویزیون تردیدی ندارند. اگر گری گوست و کنیبال قرار است وارد داستان شوند، هنوز زمان کافی هست تا آنها در آشوب سیاسی و شکوه میدان نبردی که هویت سریال را میسازد، بافته شوند.
کنیبال از جنس کابوس است: اژدهایی وحشی، عظیمالجثه و سیاهزغال با چشمان سبز و شهرتی هولناک. در کتابها او نامش را به خاطر تغذیه از اژدهایان مرده، تخمها و نوزادان اژدها به دست آورد؛ اشتهایی که همانقدر ممنوعه است که ترسناک. گری گوست از نظر خوی کاملا نقطه مقابل اوست: شبحی فراتر از نامش، اژدهایی خاکستری روشن و سفیدگون که ابرها را ترجیح میداد، از آدمها دوری میکرد و در مه پنهان میشد. هر دو تضادی جذاب میسازند؛ یکی خشن و شکارچی، دیگری کمرو و شبحوار، و اگر روی پرده ظاهر شوند، بافت تازهای به جهان خاندان اژدها میبخشند.
اینکه سریال دقیقا به حضور آنها در کتاب وفادار بماند یا نه، پرسش دیگری است. اقتباسها کوتاه میکنند، جابهجا میکنند و گاهی دوباره میآفرینند. با این حال، وقتی یک شورانر از افشاگریهای ناگفته حرف میزند، هواداران باید گوش تیز کنند؛ چون در جهانی که فرمانروایان میمیرند و اتحادها با یک چرخش ساده سرنوشت عوض میشوند، ورود دو اژدها میتواند توازن قدرت را بر هم بزند. آیا مههای دراگوناستون سرانجام کنار میروند تا پیکری رنگپریده یا سایهای سیاه آشکار شود؟ منتظر بمانید؛ غرش بعدی شاید نزدیکتر از چیزی باشد که به گوش میرسد.
.avif)



نظر بگذارید
نظرات (3)
دیدگاه نسبتا متوازن، ولی اقتباسا همیشه تغییر دارن. زمان هست، پس شاید بهتره صبر کنیم و ببینیم چطور وارد میشن
واقعا این حرفای شورانر جدیه؟ یا داره طرفدارا رو نگه میداره تا شوک بعدی؟ یعنی کی قراره رسما اعلام کنن؟
ای وای، اگه واقعاً گری گوست و کنیبال بیان دیگه... نمیدونم کلی هیجان! اما امیدوارم خوب پرداخته بشن نه شتابزده