تصور کنید چربیهای سرسخت بدن کاهش پیدا کنند، در حالی که عضلات شما دستنخورده بمانند؛ بدون تمرینهای طاقتفرسای باشگاهی و بدون گرسنگی کشیدن. پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در موشهای سالخورده به نتیجهای نزدیک به همین دست یافتند، نه با تغییر مقدار پروتئین مصرفی حیوانات، بلکه با تنظیم ترکیب اسیدهای آمینه آن.
در مرکز این آزمایش، یک رژیم غذایی عمدا کمپروتئین قرار داشت که مقدار متیونین آن با دقت تنظیم شده بود؛ متیونین یک اسید آمینه ضروری است که در گوشت، ماهی، تخممرغ، لبنیات، حبوبات، مغزها و دانهها یافت میشود. این گروه پژوهشی به سرپرستی مورا فانتی و نویسنده ارشد، والتر لونگو، موشهای ۲۰ ماهه را که تقریبا معادل انسانهای اوایل دهه ۶۰ زندگی هستند، با یکی از این رژیمها تغذیه کردند: غذای استاندارد آزمایشگاهی، رژیم غربی پرچرب و پرقند، رژیم کتوژنیک، یا رژیم آزمایشی کمپروتئین با متیونین تنظیمشده. نتیجه چشمگیر بود: موشهایی که رژیم آزمایشی را دریافت کردند، چربی بدن خود را از دست دادند، توده بدون چربی را حفظ کردند، نشانههای ضعف کمتری نشان دادند و کنترل قند خون بهتری داشتند؛ آن هم در حالی که آزاد بودند هر قدر میخواهند غذا بخورند.

خلاصه گرافیکی پژوهش که شامل آزمایش روی موشها و همچنین تحلیل دادههای اپیدمیولوژیک انسانی بود.
پشت این فرمول غذایی، داستانی وجود دارد. نسخه قبلی رویکرد کماسیدآمینه باعث کاهش وزن خطرناک و بسیار سریع شده بود؛ بنابراین پژوهشگران مقدار کنترلشدهای از متیونین را دوباره وارد رژیم کردند تا از عضله محافظت کنند، بدون آنکه مزایای متابولیکی از بین برود. این گروه رژیم را بر پایه منابع پروتئینی گیاهی و ماهی طراحی کرد و سطح اسیدهای آمینه را با دقتی بسیار بالا تنظیم کرد. این یک رژیم مدیترانهای معمولی نبود؛ بلکه یک مداخله تغذیهای مهندسیشده بود که روی موشها آزمایش شد و نتایج آن در نشریه متابولیسم سلولی گزارش شد.
چطور مقدار کمی متیونین توانست چنین اثر بزرگی داشته باشد؟ به نظر میرسد این رژیم، کلیدهای هورمونی بدن را تغییر داده است. هورمون رشد و جیالپی ۱، هورمون رودهای که به تنظیم اشتها و گلوکز کمک میکند، افزایش یافتند. هورمون رشددهنده آیجیاف ۱ کاهش پیدا کرد. مهمتر از همه، سطح عامل رشد فیبروبلاستی ۲۱ در گردش خون بهشدت بالا رفت؛ هورمونی که معمولا در زمان روزهداری یا فشار ناشی از کمبود اسید آمینه آزاد میشود و نقش آن در تغییر سوخت بدن به سمت چربیسوزی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.
این پژوهش نشان میدهد عامل رشد فیبروبلاستی ۲۱ برای اثرات چربیسوزی و افزایش حساسیت به انسولین در این رژیم ضروری است.
وقتی پژوهشگران آزمایشهای کلیدی را در موشهایی تکرار کردند که از نظر ژنتیکی قادر به تولید عامل رشد فیبروبلاستی ۲۱ نبودند، مزایا از بین رفت: این حیوانات کاهش چربی قابلتوجهی نداشتند و در عوض دچار مقاومت به انسولین شدند. این نتیجه علّی نشان میدهد اثرات رژیم، صرفا پیامد مبهم مصرف پروتئین کمتر نیست، بلکه نوعی بازبرنامهریزی هورمونی مشخص است که متیونین در آن نقش تنظیمکننده دارد.

نمایی شماتیک از مسیرهای پیشنهادی که متیونین از طریق آنها بر سطح هورمونها اثر میگذارد. رنگهای مختلف مسیرها، دریافت زیاد در برابر دریافت کم یا متوسط متیونین و اثرات پاییندستی آن بر پروتئین و چربی، تعادل انرژی و سلامت متابولیک را نشان میدهند.
این گروه همچنین دادههای تغذیهای و سلامت بیش از ۲۰۰ هزار نفر را بررسی کرد. مصرف گزارششده بالاتر پروتئین حیوانی با شیوع بیشتر چاقی و تقریبا دو برابر شدن نرخ دیابت نوع ۲ در مقایسه با گروهی که کمترین مصرف پروتئین حیوانی را داشتند، همبستگی نشان داد. البته باید به محدودیتهای مهم توجه کرد: تحلیل انسانی از نوع مقطعی بود، یعنی تصویری لحظهای که میتواند ارتباطها را نشان دهد، اما علت و معلول را ثابت نمیکند. با این حال، ترکیب اپیدمیولوژی با آزمایشهای کنترلشده روی موشها، ضرورت انجام کارآزماییهای هدفمند را تقویت میکند.
پس آیا سالمندان باید از همین حالا مصرف پروتئین را کاهش دهند یا مکمل متیونین مصرف کنند؟ هنوز نه. مزایای متابولیکی به یک تعادل محدود و آزمودهشده در موشها وابسته بود. وقتی متیونین از نقطه بهینه فراتر رفت، مزایا ناپدید شدند. نویسندگان هشدار میدهند که این یافتهها در موشهایی مشاهده شده که رژیم را در سنین بالاتر آغاز کردهاند و برای تأیید در انسان به کارآزماییهای بالینی تصادفیسازیشده نیاز دارند.
والتر لونگو، که به داشتن منفعت مالی در شرکتی فعال در توسعه غذاهای پزشکی اشاره کرده است، برای بزرگسالان حدود ۰٫۳۷ گرم پروتئین به ازای هر پوند وزن بدن را توصیه میکند؛ با این شرط که دستکم نیمی از آن از منابع گیاهی تأمین شود. او همچنین معتقد است سالمندان بسته به شرایط ممکن است به ۱۰ تا ۲۰ درصد پروتئین بیشتر نیاز داشته باشند. فراتر از این توصیههای عملی، پیام اصلی پژوهش سازوکاری است: ترکیب اسیدهای آمینه در رژیم غذایی، اگر دقیق و ایمن تنظیم شود، میتواند پیامهای هورمونی را به نفع چربیسوزی بازآرایی کند و در عین حال از عضله محافظت کند.
گام بعدی روشن است. آیا میتوان همین کلید هورمونی را در انسانها نیز، بدون آسیبهای ناخواسته، به همین شیوه فعال کرد؟ پاسخ به این پرسش تعیین میکند که آیا رژیم تنظیمشده بر اساس اسیدهای آمینه به ابزاری قابلاستفاده برای سالمندی سالم تبدیل میشود یا به یافتهای زیبا و محدود به قفس موشها باقی میماند.
Discussion
Leave a Comment