راز بازگشت کریس ایوانز به انتقام جویان: روز رستاخیز

کریس ایوانز می‌گوید پیش از پذیرش بازگشت در «انتقام‌جویان: روز رستاخیز»، بارها پیشنهاد مارول را رد کرد تا پایان استیو را حفظ کند و فقط با داستانی معنادار بازگردد.

.4 دیدگاه
راز بازگشت کریس ایوانز به انتقام جویان: روز رستاخیز

4 دقیقه

دنبال کردن در گوگل

او گفت نه؛ آن هم بیشتر از یک بار. کریس ایوانز فاش کرد که پیش از امضا برای حضور در «انتقام‌جویان: روز رستاخیز»، دست‌کم دوازده دعوت برای بازگشت در نقش استیو راجرز را رد کرده بود.

این ماجرا از جایی شروع می‌شود که «انتقام‌جویان: پایان بازی» پرونده شخصیتی را بست که برای بسیاری از طرفداران، پایانی بی‌نقص داشت. ایوانز به اینترتینمنت ویکلی گفت مارول بارها با ایده‌های تازه سراغش آمد. لو دی‌اسپوزیتو و کوین فایگی حتی کمی پس از پایان فیلم‌برداری «پایان بازی» در سال ۲۰۱۸ او را به شام دعوت کردند تا ادامه‌ای با محوریت نومد را پیشنهاد دهند. او گوش داد. از آن‌ها خواست طرح‌ها را نشانش بدهند. پیشنهاد اول جذاب بود. اما چیزی درست به نظر نمی‌رسید. او می‌خواست بار عاطفی خداحافظی استیو دست‌نخورده بماند. بنابراین پیشنهاد را رد کرد؛ مودبانه و بارها.

در حدود هشت سال، به گفته ایوانز، مارول دست‌کم دوازده ایده متمایز برای بازگرداندن استیو مطرح کرد. هرکدام پرداخت حرفه‌ای داشتند. پشت هرکدام استعدادهایی حضور داشتند. با این حال، هیچ‌کدام آن‌طور که او امیدوار بود اثر نگذاشت. ایده‌ها می‌توانند روی کاغذ درخشان باشند و در احساس نهایی تهی به نظر برسند. ایوانز به نقطه‌ای رسید که از خود می‌پرسید آیا فصل او در نقش کاپیتان آمریکا به پایان طبیعی خود رسیده است یا نه. سپس معادله تغییر کرد. بازگشت رابرت داونی جونیور به جمع مارول فضا را عوض کرد و وقتی پیشنهاد «روز رستاخیز» رسید، ایوانز ناگهان احساس کرد زمان‌بندی و داستان با هم همسو شده‌اند.

او حاضر نبود فقط برای نوستالژی نقش را تکرار کند؛ دلیلی می‌خواست که به پایان استیو راجرز احترام بگذارد.

از نگاه استودیو، بازگرداندن ایوانز یک برد ساده است. نوستالژی فروش دارد. چهره‌ای آشنا می‌تواند به تکیه‌گاه کارزارهای بازاریابی فیلم مارول تبدیل شود و علاقه کم‌رنگ‌شده مخاطبان را دوباره بیدار کند. اما این تصمیم بی‌خطر نیست. وقتی شخصیتی پایانی قطعی و عاطفی دریافت می‌کند، همان‌طور که استیو در پایان حماسه بی‌نهایت دریافت کرد، بازگشت می‌تواند آن قطعیت را کم‌رنگ کند. طرفداران به‌درستی می‌پرسند: بازگرداندن قهرمانی که قوس داستانی‌اش کامل به نظر می‌رسید چه معنایی دارد؟

به نظر می‌رسد همین کشمکش دلیل اصلی تردید ایوانز بوده است. او نمی‌خواست دستاورد «پایان بازی» را از بین ببرد. همچنین نمی‌خواست برای یک حضور کوتاه یا تکرار همان مسیر قبلی قرارداد ببندد. در عوض، منتظر داستانی ماند که ضروری به نظر برسد، نه صرفاً نوستالژیک.

پس چه چیزی در «روز رستاخیز» تغییر کرد؟ بخشی از پاسخ به وعده یک گره عاطفی و روایی بزرگ‌تر برمی‌گردد. یکی از نظریه‌های محبوبی که میان بینندگان دست‌به‌دست می‌شود می‌گوید تصمیم استیو برای ماندن کنار پگی کارتر باعث شکل‌گیری تهاجم‌ها شد؛ رخنه‌هایی فاجعه‌بار که چندجهانی را تهدید می‌کنند. اگر درست باشد، این مسئله برای استیو تعهدی اخلاقی ایجاد می‌کند. حس وظیفه‌شناسی او و سنگینی عذاب وجدان می‌تواند به‌طور باورپذیر دوباره او را به میدان نبرد بکشاند. این راهی منسجم برای پیوند دادن مخاطرات شخصی با پیامدهای کیهانی است.

شایعه‌ای وسوسه‌کننده‌تر به پیچشی تاریک اشاره دارد: کاپیتانی که در تازه‌ترین تریلر «روز رستاخیز» دیده می‌شود شاید همان استیو احساساتی و آشنای خاطرات ما نباشد، بلکه کاپیتان هایدرا باشد؛ نسخه‌ای جایگزین و شرور که با دکتر دووم هم‌سو شده است. اگر ایوانز فرصت بازی در نسخه‌ای فاسد یا از نظر اخلاقی خاکستری از نقش شاخص خود را داشته باشد، این برای یک بازیگر فرصتی طلایی است: همان چهره، اما با سایه‌ای کاملاً متفاوت. چنین چرخشی بازگشت او را از نظر هنری توجیه می‌کند، نه فقط بر اساس محاسبات گیشه.

راهبرد مارول هم اهمیت دارد. این استودیو با پنهان‌کاری رشد می‌کند. تیزرها. افشاگری‌های کنترل‌شده. قطره‌چکانی از تأییدها که انتظار را به تب داغی تبدیل می‌کند. اعلام صرف بازگشت ایوانز موج‌هایی از هیجان به راه می‌اندازد. پنهان نگه داشتن کارت‌ها باعث می‌شود مخاطبان حدس بزنند و همین عامل غافلگیری، بخش اصلی بزرگ‌ترین موفقیت‌های مارول بوده است.

گزارش‌ها حتی نشان می‌دهند اکران دوباره آینده «پایان بازی» ممکن است شامل صحنه‌های تازه‌ای باشد که قرار است مستقیم به «روز رستاخیز» پل بزنند، هرچند مارول طبق عادت جزئیات را پنهان نگه داشته است. چه این افزوده‌ها دیده شوند و چه نه، هدف روشن است: ساختن رشته‌ای روایی که این بازگشت را شایسته و جدایی‌ناپذیر نشان دهد، نه وصله‌ای اضافه.

در قلب همه این‌ها یک اخلاق حرفه‌ای ساده قرار دارد. ایوانز نمی‌خواست قطعیت سفر یک شخصیت را فرسوده کند. او برای بازگشت به جایگاه استیو راجرز، دلیلی می‌خواست؛ روایی، عاطفی یا مضمونی. این صبر نشان می‌دهد او تا چه اندازه برای این نقش و برای طرفدارانی که با مسیر استیو زندگی کرده‌اند احترام قائل است.

در ماه‌های پیش رو خواهیم فهمید «روز رستاخیز» چگونه از پس این تعادل دشوار برمی‌آید. آیا میراث استیو راجرز را عمیق‌تر می‌کند؟ یا خاطره خداحافظی او را به شکلی بازآفرینی می‌کند که طرفداران انتظارش را ندارند؟ در هر صورت، تردید طولانی ایوانز و موافقت نهایی او نشان می‌دهد این یک بازگشت معمولی نیست. این قماری بر سر داستان است و بر سر اینکه آیا قهرمانی محبوب می‌تواند بازگردد بی‌آنکه چیزی را از دست بدهد که او را فراموش‌نشدنی کرده بود.

کیان جلیلی
سلام! من کیانم، منتقد فیلم، گیمر و کسی که از تماشای یه سریال خوب لذت می‌بره. اینجا براتون از بهترین فیلم‌ها، سریال‌ها و بازی‌های روز دنیا می‌نویسم.

نظر بگذارید

نظرات (4)

ماکس_

حس میکنم یه تیکه مارول میخواد از اسم او سو استفاده کنه، ولی اگه واقعن یه پیچش تاریک بدن، قبوله. اما باز هم تبلیغات سنگینه، خسته شدم از این همه راز و رمز...

آرمین

فکر میکنم صبر ایوانز قابل تحسین باشه، فقط باید ببینیم مارول میتونه این قوس رو متحد کنه با روز رستاخیز. شک دارم اما امیدوارم.

بیونیکس

آیا بازگرداندن استیو واقعا لازمه؟ اگه انگیزه داستانی نداشته باشه، فقط حس خداحافظی رو خراب میکنه. امیدوارم دست به کلیشه نزنه

دیتاپال

وای، نمیدونستم ایوانز اینقدر مقاومت کرده! احترام به خداحافظی استیو، ولی کنجکاوم ببینم آیا نسخه های هایدرا واقعی باشن یا فقط کلیپای مارکتینگ...