3 دقیقه
اتاقی را تصور کنید پر از افرادی در دهه هشتاد زندگی که نامها و داستانها را با همان آسانی فردی به یاد میآورند که نصف سن آنها را دارد. انگار مغز آنها یک رمز تقلب در اختیار دارد. اما آیا این فقط خوششانسی است؟ یک مطالعه تازه نشان میدهد پاسخ منفی است و این راز، بسیار جالبتر از یک قرعه ژنتیکی خوشیمن به نظر میرسد.
پژوهشگران مرکز HAARC دانشگاه شیکاگو و تیجن در شهر امید، فراتر از روایتهای پراکنده رفتند. آنها ۲۳۱ سالمند را از پنج مرکز در سراسر آمریکای شمالی وارد مطالعه کردند: ۱۴۲ نفر به عنوان سوپراجر و ۸۹ نفر از همسالان آنها با شناخت معمول مرتبط با سن. نمونههای خون، دیانای و آزمونهای دقیق شناختی ستون اصلی این پژوهش را تشکیل دادند. نتایج در نشریه پژوهش و درمان آلزایمر منتشر شد.
نخستین محور بررسی، APOE بود؛ ژنی که هنگام صحبت درباره بیماری آلزایمر دیررس همیشه زیر ذرهبین قرار میگیرد. سپس سه امتیاز خطر پلیژنتیک بررسی شد؛ شاخصهایی که هزاران سیگنال ژنتیکی را در یک برآورد واحد از خطر ارثی آلزایمر فشرده میکنند. اگر سوپراجرها صرفا افرادی بودند که ژنهای مرتبط با زوال عقل کمتری دارند، این معیارها باید مانند چراغ نئون خودنمایی میکردند. اما چنین نشد.
وضعیت APOE و امتیازهای خطر پلیژنتیک نتوانستند سوپراجرها را از گروه مقایسه متمایز کنند. حتی واریانتهای ژنتیکی نادری که پیشتر با تابآوری در برابر آلزایمر مرتبط دانسته شده بودند، در گروه سوپراجرها فراوانتر نبودند. خلاصه اینکه افرادی که حافظهای غیرمعمول و تیز را تا دهه ۸۰ زندگی حفظ میکنند، ظاهرا این توانایی را مدیون خطر ژنتیکی قابل اندازهگیری و کمتر برای آلزایمر نیستند.

این یافته جهت پرسش را عوض میکند. به جای اینکه بپرسیم سوپراجرها چگونه از خطر گریختهاند، دانشمندان میتوانند بررسی کنند چه چیزهایی به طور فعال از حافظه محافظت میکند. آیا مغز این افراد به شکل متفاوتی سازمان یافته است؟ آیا در برابر التهاب مقاومترند، سلامت قلبی عروقی بهتری دارند، معماری خواب آنها مطلوبتر است یا دههها عادت سالم برایشان ذخیره شناختی ساخته است؟ احتمالا پاسخ، ترکیبی از همه این عوامل است؛ موزاییکی از اثرات گوناگون، نه یک راهحل جادویی واحد.
تحلیلگران اصلی پژوهش بر رویکردی گستردهتر تأکید میکنند. به گفته آنها، ژنتیک همچنان برای فهم بیماری حیاتی است، اما نبود خطر ژنتیکی بالا به معنای وجود زیستشناسی محافظتکننده نیست. پژوهشهای آینده تصویربرداری مغزی، نشانگرهای زیستی خون، پروفایل ایمنی، پایش خواب و فعالیت و دادههای دقیق تاریخچه زندگی را کنار هم قرار خواهند داد تا مسیرهایی را ترسیم کنند که شناخت استثنایی را پایدار نگه میدارند.
این موضوع را مانند مقاومسازی یک خانه در نظر بگیرید. حذف خطرهای آتشسوزی کمککننده است. اما قفلها، آبپاشهای اطفای حریق و مراقبت همسایگان نیز به همان اندازه اهمیت دارند. در سوپراجرها، این قفلها و آبپاشها میتوانند ویژگیهای ساختاری مغز، الگوهای سبک زندگی و شبکههای اجتماعی باشند که در طول عمر لایههایی از محافظت ایجاد میکنند.
این مطالعه یک مرز روشن تعیین میکند: متهمان ژنتیکی همیشگی، پدیده سوپراجرینگ را توضیح نمیدهند. همین موضوع دست پژوهشگران را باز میگذارد تا به دنبال عوامل پویا و تمامنگر مرتبط با فرد بگردند؛ عواملی که شاید روزی راهبردهایی برای سالم نگه داشتن مغزهای بیشتر در مدت طولانیتر ارائه کنند.
راز دیگر این نیست که آیا سوپراجرها صرفا خوششانس بودهاند یا نه. پرسش اکنون این است که از کدام سازوکارهای دفاعی میتوانیم بیاموزیم و چقدر زود میتوانیم این دانش را به کار بگیریم.
.avif)



نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.