5 دقیقه
روده بزرگ خود را مثل کارگاهی شلوغ تصور کنید که در آن میکروبها روی مواد شیمیایی ارسالی از کبد دستکاری انجام میدهند. بعضی از این دستکاریهای میکروبی مفیدند. بعضی دیگر اما میتوانند دردسرساز شوند. حالا اگر یک بشقاب رایج غربی، سرشار از چربی و گوشت و فقیر از فیبر، برخی باکتریها را به تولید ترکیبی سوق دهد که سلولهای روده را به سمت سرطان هل میدهد، چه اتفاقی میافتد؟
این ایده بحثبرانگیز در مرکز یک مطالعه تازه در نشریه گات قرار دارد؛ مطالعهای که در آن یک تیم بینالمللی به سرپرستی پژوهشگران آلمانی، آزمایشهایی روی خوکها و موشهای دستکاریشده ژنتیکی، بافت روده بزرگ انسان رشدیافته در آزمایشگاه و تحلیلهای میکروبی بیش از دو هزار نفر را کنار هم قرار داد تا یک زنجیره احتمالی از رژیم غذایی تا رشد تومور را دنبال کند.
کانون توجه شیمیایی این پژوهش، اسید دئوکسیکولیک یا دیسیای است. اسیدهای صفراوی ابتدا در کبد به شکل مولکولهایی ساخته میشوند که چربیها را امولسیون میکنند؛ بیشتر آنها پیش از رسیدن به روده بزرگ دوباره بازیافت میشوند. اما بخش کوچکی وارد روده بزرگ میشود؛ جایی که گروهی از باکتریها یک واکنش تخصصی به نام ۷-آلفا-دهیدروکسیلاسیون انجام میدهند و اسیدهای صفراوی اولیه را به انواع ثانویه مانند دیسیای تبدیل میکنند. میتوان این میکروبها را کیمیاگران شیمیایی دانست: واکنش نادرست، در جای نادرست، میتواند ترکیبی آسیبزا بسازد.
سرطان کولورکتال سومین سرطان شایع در جهان است و بهطور فزایندهای جوانان را نیز درگیر میکند.
در خوکهایی که از نظر ژنتیکی مستعد تشکیل پولیپهای روده بزرگ بودند، جایگزین کردن غذای معمول با یک رژیم غذایی به سبک غربی باعث بدتر شدن تومورها شد. سطح دیسیای در مدفوع افزایش یافت. سلولهای اپیتلیالی پوشاننده روده بزرگ شروع به تکثیر بیش از حد کردند. سپس پژوهشگران یک داروی قدیمی به نام کلستیرامین را وارد آزمایش کردند؛ دارویی که اسیدهای صفراوی را در روده به خود متصل میکند تا از بدن دفع شوند. با حذف اسیدهای صفراوی، رشد مهارنشده سلولی فروکش کرد. رابطه علّی، دستکم در این مدل، باورپذیرتر به نظر رسید.
برای محکمتر کردن زنجیره علّی، تیم پژوهشی از موشهای عاری از میکروب استفاده کرد؛ حیواناتی که میکروبیوم روده آنها را میتوان مثل یک فهرست پخش، بهصورت انتخابی چید. وارد کردن گونههای تولیدکننده دیسیای مانند کلستریدیوم سیندنس و اکستیباکتر موریس به اجتماعات میکروبی تعریفشده، به تولید دیسیای و مهمتر از آن، به افزایش تومورهای روده بزرگ در دو مدل سرطان موشی منجر شد. در یک آزمایش معکوس هوشمندانه، دانشمندان ژن دگرگونکننده صفرا را در باکتریای به نام فکالیکاتنا کونتورتا از کار انداختند. موشهایی که حامل سویه مهندسیشده بودند تومورهای کمتری ایجاد کردند و ارگانوئیدهای روده بزرگ انسان که در معرض این میکروب تغییریافته قرار گرفتند، تکثیر بیش از حد اپیتلیال کمتری نشان دادند.
سپس این نتایج حیوانی و آزمایشگاهی دوباره با دادههای انسانی تطبیق داده شد. پژوهشگران دیانای میکروبی استخراجشده از نمونههای مدفوع گروههایی شامل ۱,۰۳۴ فرد مبتلا به سرطان کولورکتال و ۱,۱۰۸ فرد شاهد را تحلیل کردند. ژنهای مرتبط با تولید دیسیای، بهویژه ژنهای وابسته به کلستریدیوم سیندنس و گونههای مشابه، در افراد مبتلا به سرطان کولورکتال بیشتر از افراد فاقد این بیماری دیده شد.
غذاهایی که میخوریم میتوانند بر میکروبیوم روده اثر بگذارند و پیامدهای زنجیرهای برای سلامت ما داشته باشند.
این زنجیره، یعنی تغییرات ناشی از رژیم غربی، تبدیل باکتریایی صفرا به دیسیای و تکثیر اپیتلیالی تحریکشده با دیسیای، یک پیوند زیستی قابل قبول میان آنچه میخوریم و خطر سرطان کولورکتال ارائه میدهد.
با این حال، نکات احتیاطی مهمی باقی میماند. کارهای حیوانی روی مدلهایی انجام شد که از پیش مستعد بیماری بودند و بخش انسانی مطالعه ماهیتی مشاهدهای داشت؛ یعنی میتواند ارتباطها را مشخص کند، اما ثابت نمیکند که دیسیای میکروبی در آن افراد باعث سرطان شده است. آزمایشهای کلستیرامین نیز الهامبخشاند، نه نسخه درمانی: این آزمایشها نشان نمیدهند که داروهای متصلشونده به اسیدهای صفراوی در انسان از سرطان پیشگیری میکنند. پیش از هر ادعای درمانی، انجام کارآزماییهای بالینی ضروری است.
با وجود این، مطالعه حاضر چندین خط شواهد را به شکلی کنار هم میدوزد که از عهده بسیاری از پژوهشهای تکمدلی خارج است. این کار بحث را از سطح همبستگی فراتر میبرد و به سمت سازوکار حرکت میدهد: رژیم غذایی به سبک غربی پویایی اسیدهای صفراوی را تغییر میدهد و میکروبهایی را برمیگزیند که دیسیای میسازند؛ سپس دیسیای ظاهرا میتواند رفتار غیرطبیعی سلولها را تحریک کند و روده بزرگ را برای رشد تومور آمادهتر سازد.
این یافتهها برای زندگی روزمره چه معنایی دارند؟ فعلا نتایج، توصیههای تغذیهای دیرینه را تقویت میکنند، نه اینکه آنها را زیر و رو کنند. رژیمهای غذایی سرشار از فیبر، میوه، سبزیجات و غلات کامل و کممقدارتر از نظر گوشت قرمز و گوشتهای فرآوریشده، بهطور مداوم با خطر کمتر سرطان کولورکتال ارتباط داشتهاند. این پژوهش تازه همچنین یک امکان جذاب برای غربالگری آینده مطرح میکند: پروفایلهای میکروبیوم شاید بتوانند افرادی را شناسایی کنند که روده آنها اسیدهای صفراوی را آسانتر به مولکولهای بالقوه زیانآور تبدیل میکند و در نتیجه در برابر خطرات ناشی از رژیم غذایی آسیبپذیرترند.
اکنون پژوهشگران باید بررسی کنند که آیا هدف قرار دادن شیمی صفراوی میکروبی میتواند از سرطان در انسان پیشگیری کند یا نه، و آیا مداخلات تغذیهای، دارویی یا میکروبی میتوانند این شیمی را به شکلی ایمن و مؤثر تغییر دهند. تا زمانی که نتایج چنین کارآزماییهایی منتشر شود، سادهترین اقدام عملی همان توصیه قدیمی است: گیاهان بیشتری بخورید، غذاهای فرآوریشده را کمتر مصرف کنید و به اکوسیستم روده خود فرصت دهید در سوی مفید شیمی باقی بماند.














نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.