5 دقیقه
برخی سلولهای سرطانی را مانند سربازان زخمی تصور کنید که دیگر نمیجنگند، اما همچنان پیام میفرستند. رفتار عجیبی است، نه؟ پژوهشگران مؤسسه ویستار دریافتهاند که پس از شیمیدرمانی، بخشی از سلولهای سرطان تخمدان وارد حالتی میشوند که در آن تقسیم نمیشوند، اما از نظر متابولیکی فعال میمانند و شروع به ترشح یک قند آشنا میکنند: فروکتوز. به نظر میرسد این قند کاری فراتر از تأمین انرژی سلولها انجام میدهد و ممکن است سلولهای توموری مجاور را به کاهش چسبندگی و مهاجرت ترغیب کند.
خلاصه ماجرا این است: سلولهای سرطانی در حال مرگ یا پیرشده همیشه بیصدا کنار نمیروند. آنها ترکیبی از مولکولها را آزاد میکنند که به آن ترشحوم وابسته به پیری سلولی گفته میشود و در آزمایشهای پیشبالینی، همین عوامل ترشحشده کافی بودند تا سلولهای سرطانی نزدیک از جای خود جدا شوند و گسترش اولیه پیدا کنند. عامل غافلگیرکنندهای که این تیم شناسایی کرد، فروکتوز بود.
ایدن کول، دکترا، پژوهشگر پسادکتری در آزمایشگاه کاترین ایرد و نویسنده نخست مطالعه منتشرشده در نشریه نیچر ایجینگ، میگوید: «برخی سلولها از شیمیدرمانی جان سالم به در میبرند و تقسیم را متوقف میکنند، اما از نظر زیستی فعال میمانند.» این سلولها مولکولهایی آزاد میکنند که مانند یادداشتهایی هستند که از زیر درِ خانه همسایه رد میشوند. در این مورد، پیام یادداشت این است: چسبندگیات را کم کن.

چرا کاهش چسبندگی اهمیت دارد؟ چسبندگی نخستین نگهبان در مسیر متاستاز است. وقتی سلولهای توموری محکم به یکدیگر و به بافت اطراف خود میچسبند، احتمال کمتری دارد که جدا شوند و ضایعات جدیدی ایجاد کنند. اما وقتی این پیوندها ضعیف میشوند، فرار امکانپذیر میشود. در آزمایشگاه، افزودن مایع بهدستآمده از سلولهایی که پس از درمان زنده مانده بودند به سلولهای توموری سالم، بدون انتقال خود آن سلولهای بازمانده، باعث افزایش جداشدگی و گسترش اولیه شد. سپس تیم پژوهشی این اثر را به فروکتوزی نسبت داد که سلولهای پیرشده آزاد کرده بودند.
فروکتوز همهجا هست. بله، در میوهها وجود دارد، اما در نوشیدنیهای شیرین و بسیاری از غذاهای فراوریشده نیز به شکل شربت ذرت با فروکتوز بالا حضور پررنگی دارد. پژوهشگران بررسی کردند که آیا مواجههای شبیه به دریافت غذایی میتواند اثری مشابه مواد ترشحشده ایجاد کند یا نه. آنها دریافتند غلظتهایی قابل مقایسه با آنچه در نوشیدنیهای قندی یافت میشود، میتواند در مدلهای آزمایشی همان رفتار جداشدگی را ایجاد کند. به این ترتیب، یک مولکول غذایی ناگهان کمتر شبیه سوخت ساده و بیشتر شبیه پیامرسانی به نظر میرسد که میتواند رفتار تومور را تحت تأثیر قرار دهد.
این یافته پرسشی روشن را مطرح میکند: آیا مصرف زیاد فروکتوز میتواند بر رفتار یک تومور موجود اثر بگذارد؟ این ایده بسیار تأملبرانگیز است، زیرا رژیم غذایی عاملی قابل تغییر محسوب میشود. برخلاف بسیاری از عوامل ژنتیکی یا محیطی مؤثر بر پیشرفت سرطان، آنچه میخورید قابل اصلاح است. با این حال، نویسندگان تأکید میکنند که پیش از تغییر توصیههای پزشکی یا پروتکلهای درمان سرطان، انجام مطالعات بالینی ضروری است.
وقتی مسیر فروکتوز را درون سلولهای پاسخدهنده دنبال میکنید، داستان عمیقتر میشود. این تیم با استفاده از ابزارهای گسترده، از جمله غربالگری کریسپر، یک پیامد درونسلولی را کشف کرد: فروکتوز سنتز کلسترول را سرکوب میکرد. شاید این موضوع در نگاه نخست بیارتباط به نظر برسد، اما کلسترول در غشاهای سلولی و در سازوکارهای چسبندگی که سلولها را کنار هم نگه میدارند، نقش ساختاری دارد. کاهش کلسترول این اتصالات را تضعیف کرد و باعث شد سلولها بیشتر مستعد جدا شدن و مهاجرت باشند.

همین ارتباط مکانیکی پژوهشگران را به یک نقطه تلاقی بالینی رساند: استاتینها. این داروهای رایج کاهنده کلسترول توسط دهها میلیون نفر مصرف میشوند و از طریق مهار همان مسیرهای تولید کلسترول عمل میکنند که تیم پژوهشی نشان داد فروکتوز آنها را سرکوب میکند. در مدلهای آنها، استاتینها بهتنهایی چسبندگی میان سلولهای سرطان تخمدان را کاهش دادند و جداشدگی را تقویت کردند؛ یافتهای که احتیاط درباره تعامل احتمالی درمانهای کاهنده کلسترول و شیمیدرمانی را ضروری میکند.
کاترین ایرد، دکترا و نویسنده ارشد این مطالعه، میگوید: «ما هنوز این موضوع را در بیماران آزمایش نکردهایم، اما پرسشهای جدی درباره ترکیب استاتینها با شیمیدرمانی مطرح میکند.» سرطان تخمدان بیشتر زنان پس از یائسگی را درگیر میکند؛ گروهی که استاتینها برایشان بهطور رایج تجویز میشود. همین همپوشانی احتمالی را از نظر بالینی مهم میکند.
در نهایت، این پدیده شاید منحصر به سرطان تخمدان نباشد. این تیم احتمال میدهد جداشدگی وابسته به فروکتوز در تومورهای دیگری که در سراسر تنه گسترش مییابند، مانند سرطان پانکراس، روده بزرگ و کبد نیز رخ دهد، هرچند از تعمیم قطعی آن خودداری میکنند. نکته مهمتر این است که سلولهایی که زمانی بیاثر و خاموش تصور میشدند، در واقع میتوانند مدتها پس از پایان درمان محیط خود را بازآرایی کنند.
چنین پژوهشهایی نگاه ما را به بومشناسی تومور تغییر میدهد: موضوع فقط جهشها و نرخ تکثیر نیست، بلکه همسایگی شیمیایی سلولها نیز اهمیت دارد. اگر یک قند ساده غذایی یا یک داروی رایج بتواند این همسایگی را تغییر دهد، شاید روزی پزشکان و بیماران زمانبندی رژیم غذایی یا داروها را بخشی از راهبرد گستردهتر برای محدود کردن متاستاز بدانند. فعلاً این مقاله دری را باز میکند، نه اینکه پروندهای را ببندد؛ گامهای بعدی، مطالعات بالینی برای آزمودن این موضوع است که آیا این نشانههای آزمایشگاهی به پیامدهای واقعی در بیماران تبدیل میشوند یا نه.
علم بهندرت شرورها و قهرمانان ساده و سرراست معرفی میکند. فروکتوز هم ماده مغذی است و هم پیامرسان. استاتینها داروهایی نجاتبخشاند، اما ممکن است در شرایطی خاص رفتار تومور را نیز تغییر دهند. همین دوگانگی دقیقاً دلیل نیاز ما به کارآزماییهای دقیق و انسانمحور پیش از تغییر شیوه درمان است؛ و به همین دلیل، این کشف تا مدتها در محافل سرطانشناسی مورد بحث خواهد بود.














نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.