3 دقیقه
کتابداری را تصور کنید که شبانه کار میکند و کتابهای تازه و ظریف را با دقت روی قفسه میگذارد تا تا صبح گم نشوند. بخشی از مغز شما هنگام خواب دقیقا چنین کاری انجام میدهد: خاطراتی را که در طول روز ساختهاید، بیصدا دستهبندی و تقویت میکند.
دانشمندان مؤسسه کندی کریگر و پزشکی جانز هاپکینز این حسابرسی شبانه مغز را دنبال کردند و دریافتند سه ناحیه مغزی، یعنی قشر اوربیتوفرونتال، تالاموس و هیپوکامپ، وارد ریتمی هماهنگ میشوند که به نظر میرسد از خاطرات تازه شکلگرفته محافظت میکند. وقتی این نواحی از هماهنگی خارج میشوند، افراد معمولا بیشتر فراموش میکنند.
این مطالعه نخستین شواهد مستقیم انسانی را ارائه میدهد که نشان میدهد هماهنگی میان قشر اوربیتوفرونتال، تالاموس و هیپوکامپ در طول خواب از تثبیت حافظه پشتیبانی میکند.
این گروه پژوهشی به چند نوع هماهنگی الکتریکی در مغز گوش داد: نوسانهای آهسته عصبی، فورانهای کوتاهی که به دوکهای خواب معروفاند، و ریپلهای سریع هیپوکامپ. در هماهنگی سالم، این ریتمها در سه ساختار مغزی مانند نوازندگانی که در یک اجرای منسجم همضرب میشوند، با هم همراستا هستند. اما در بیماران مبتلا به صرع، جهشهای ناگهانی صرعی میتوانند این ریتم را زودتر از موعد قطع کنند؛ درست مثل ضربهای نابهنگام بر طبل که کل گروه را از هماهنگی میاندازد.

برای رسیدن به این نتیجهها، پژوهشگران فعالیت درونجمجمهای افراد مبتلا به صرع را هنگام خواب ثبت کردند و سپس میزان همگامسازی را با عملکرد حافظه هر فرد مقایسه کردند. همگامسازی قویتر با یادآوری بهتر همراه بود. جهشهای صرعی پرتکرارتر نیز با حافظه ضعیفتر همزمانی داشتند. این الگو هم پایدار بود و هم معنادار.
دکتر کاترین چو، نویسنده همکار مقاله و متخصص صرع کودکان، گفت: «ما تاکنون بهخوبی نمیدانستیم چرا بیماران مبتلا به صرع با مشکلات حافظه روبهرو میشوند.» یافتههای تازه به توضیح این خلأ کمک میکند: فعالیت صرعی فقط به بافت مغز آسیب نمیزند، بلکه میتواند بهطور ظریف گفتوگوهای شبانه میان نواحی حافظه را نیز مختل کند.
این بینشها حاصل تلاشی میانرشتهای بود که ثبتهای بالینی را با ابزارهای ریاضی ترکیب کرد تا از میان دادههای فشرده عصبی، الگوهای معنادار استخراج شود؛ فرایندی که مارک کرامر، نویسنده همکار و ریاضیدان کاربردی، آن را به یافتن ملودی در دل آشوب صداها تشبیه کرد.
نتیجه کاربردی این پژوهش روشن و فوری است: اگر جهشهای صرعی فرایند وابسته به خواب مغز برای تثبیت حافظه را مختل میکنند، درمانها یا پایشهایی که این جهشها را در شب کاهش دهند، ممکن است به حفظ عملکرد شناختی کمک کنند. نشانگرهای زیستی جدید میتوانند مسیر درمان را دقیقتر کنند و به پزشکان کمک کنند بیمارانی را که در معرض خطر افت حافظه هستند، زودتر شناسایی کنند.
پس دفعه بعد که فکر کردید خواب زمانی بیکار و خاموش است، به یاد داشته باشید: خواب نوعی تمرین و بازآرایی است. برای افراد مبتلا به صرع، محافظت از این تمرین شبانه میتواند به معنای محافظت از همان داستانهایی باشد که هویت ما را میسازند.
.avif)



نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.