9 دقیقه
بازی سنگ، کاغذ، قیچی اغلب بهعنوان تفریحی کودکانه نادیده گرفته میشود، اما عصبشناسان اجتماعی از آن بهعنوان ابزار دقیقی برای بررسی سازوکارهای تصمیمگیری در موقعیتهای رقابتی استفاده کردهاند. پژوهشهای جدید مبتنی بر هایپر اسکنینگ نشان میدهد که تمایل طبیعی مغز به بهرهگیری از نتایج اخیر در واقع عملکرد را تضعیف میکند: برندگان تاریخچه را سرکوب میکنند و بازندگان به آن میچسبند. این کشف، بینشی فنی و کاربردی در مورد چگونگی تأثیر حافظه کوتاهمدت و الگوهای تصمیمگیری بر رفتار رقابتی ارائه میدهد و پیامدهایی برای استراتژیهای انسانی در تجارت، ورزش و دیپلماسی دارد.
The simple strategy most people ignore
از منظر ریاضیاتی، بهترین راهبرد در بازی تکراری سنگ-کاغذ-قیچی این است که غیرقابلپیشبینی عمل کنید. اگر هر دو بازیکن بهصورت تصادفی و با احتمال برابر انتخاب کنند، هیچیک بر دیگری برتری بهدست نخواهد آورد. بیان این اصل ساده است اما اجرا کردن آن برای ذهن انسان دشوار است. تصمیمگیری انسان تمایل به الگوپذیری دارد: بازیکنان گزینههایی را بیش از حد استفاده میکنند، از تکرار دقیق اجتناب میکنند یا سعی میکنند حرکت قبلی حریف را «بخوانند». همه این تمایلات در را برای بهرهبرداری باز میکنند؛ یعنی یک حریف هوشمند میتواند از الگوها و سوگیریهای رونماییشده استفاده کند تا احتمال برد خود را افزایش دهد.
در یک تجربهٔ گسترده که در مجلهٔ Social Cognitive and Affective Neuroscience گزارش شده است، محققان حدود ۱۵۰۰۰ دور از بازی سنگ-کاغذ-قیچی را از میان جفتهای زیادی از بازیکنان جمعآوری کردند. نتایج به شکلی چشمگیر یکنواخت بودند: بیش از نیمی از شرکتکنندگان تمایل به انتخاب «سنگ» نشان دادند، «کاغذ» در رتبهٔ بعدی قرار داشت و «قیچی» کمتر انتخاب میشد. علاوه بر این، بازیکنان بسیار بیش از آنچه احتمال تصادفی پیشبینی میکرد، از تکرار فوری پرهیز کردند و در دور بعد انتخابهایشان را عوض میکردند به جای آنکه همان حرکت قبلی را تکرار کنند. این الگوها نمایانگر سوگیریهای رفتاری ثابت و قابلاندازهگیریاند که میتوانند مبنای مدلسازی محاسباتی شوند و برای طراحی مداخلات آموزشی یا ابزارهای تصادفیسازی مورد استفاده قرار گیرند.
How researchers tracked brains during play
برای بررسی بنیان عصبی این سوگیریها، پژوهش از روش هایپر اسکنینگ استفاده کرد: ثبت همزمان فعالیت مغزی دو فرد در حال تعامل. هایپر اسکنینگ تصویری پویاتر از تصمیمگیری اجتماعی ارائه میدهد که مطالعات تکمغزی قادر به ثبت آن نیستند؛ در شرایط تعاملی، پاسخ و تطبیقِ متقابلِ دو ذهن میتواند اطلاعاتی دربارهٔ فرآیندهای مشترک یا نامتقارن فراهم سازد. در حالی که پژوهشهای قبلی با هایپر اسکنینگ اغلب به همکاری پرداختهاند — جایی که پیشبینیپذیری به همآهنگی کمک میکند — این مطالعه تمرکز خود را بر رقابت گذاشت، جایی که غیرقابلپیشبینی بودن یک مزیت است.
جفتهای بازیکنان روی کامپیوتر در صدها دور با هم رقابت کردند و در همین حال سیگنالهای مغزی آنها بهصورت پیوسته ضبط میشد. آنالیز دادهها نشان داد که محققان میتوانند انتخاب قریبالوقوع یک بازیکن را از الگوهای فعالیت مغزی پیش از پاسخ آشکار رمزگشایی کنند. امضاهای عصبی نه تنها اطلاعاتی دربارهٔ تصمیم در جریان داشتند، بلکه نشانههایی از آنچه در دور قبلی رخ داده بود نیز در خود حمل میکردند: حرکت قبلی خود بازیکن و همچنین حرکت حریف؛ یعنی مغز همزمان اطلاعات مربوط به حافظهٔ کوتاهمدت و پیشبینی رقیب را در قالب سیگنالهای عصبی قابل رویت نگهداری میکند. این ظرفیت برای نگهداری همزمان اطلاعات مربوط به خود و دیگری، نقطهٔ اتصالی مهم میان علم عصبشناسی اجتماعی و نظریهٔ بازیها است.

Decisions, memory and the cost of overthinking
این ردپاهای عصبی یک بینش رفتاری کلیدی را آشکار میکنند: مردم بهطور طبیعی در هنگام تصمیمگیری به رویدادهای اخیر مراجعه میکنند. خط فکری معمولی این است: «دور قبل سنگ زد، حالا من چه بزنم؟» — چنین سوالی برای بسیاری از ذهنها جذاب است و مغز به آن گرایش نشان میدهد. اما مراجعه به گذشته همیشه مفید نیست؛ مطالعهٔ مذکور یک عدم تقارن مهم را نشان داد: مغز بازیکنانی که در دور قبلی باختند، در هنگام تصمیمگیری اطلاعات قویتری دربارهٔ دور پیشین حمل میکرد، در حالی که مغز برندگان چنین اطلاعات بارزی را نشان نمیداد. به عبارت دیگر، بازیکنان موفق کمتر تحتتأثیر تاریخچهٔ فوری قرار میگرفتند؛ اما بازیکنان ناکام اطلاعات دور قبلی را به دور بعد منتقل میکردند و این گرایش پیشبینیکنندهٔ نتایج ضعیفتر بود.
اهمیت این یافته فراتر از غرورهای زمین بازی است. از معاملهگران بازار مالی تا استراتژیستهای نظامی، پیشبینی رفتار رقیب بخشی مرکزی از کسب برتری رقابتی است. با این حال، این پژوهش یک پارادوکس مطرح میکند: تلاش برای «باهوشتر» شدن نسبت به حریف با کندوکاو در نتایج اخیر، ممکن است شما را قابلپیشبینیتر کند نه کمتر. در بسیاری از موقعیتها حرکت بهینه این است که زنجیرهٔ الگوها را بشکنید و بهصورت آماری تصادفی عمل کنید. این امر نه تنها با مدلهای نظری تصمیمگیری مطابقت دارد بلکه از نتایج تجربی نیز حمایت میشود و نشان میدهد کنترل بر رجوع به حافظهٔ کوتاهمدت میتواند عملکرد را بهبود بخشد.
Scientific context and future directions
این رده از پژوهش در تقاطع عصبشناسی اجتماعی، نظریهٔ تصمیم و اقتصاد رفتاری قرار دارد. هایپر اسکنینگ مجموعه ابزار ما را برای مطالعهٔ شناخت تعاملی گسترش میدهد، زیرا امکان اندازهگیری آنی چگونگی واکنش و تطبیق دو مغز نسبت به یکدیگر را فراهم میآورد. با ترکیب دادههای عصبی همزمان و تحلیل تطبیقی رفتار، میتوان نقشهٔ دینامیک بین دو عامل تصمیمگیر را ترسیم کرد — نقشهای که نشان میدهد چگونه سیگنالها و استراتژیها در سطح شبکههای عصبی میان فردی هماهنگ یا ناهمگن میشوند. کارهای آینده میتواند این روشها را به بازیهای رقابتی پیچیدهتر تعمیم دهد؛ بازیهایی که در آنها ردیابی الگوهای بلندمدت استراتژیک مفید است، یا به بسترهای واقعی با ریسک بالا مانند مذاکره، دیپلماسی و مسابقات ورزشی تعمیم یابد.
آزمایشهای فعلی عمداً یک سامانهٔ بازی حداقلی — سه انتخاب و پاداشهای ساده — را بهکار گرفتند تا قواعد بنیادین تصمیمگیری را جدا کنند. این وضوح مهم است: مشخص میکند کدام سیگنالهای عصبی با تکیه بر حافظهٔ کوتاهمدت همخوانی دارند و کدام با انتخاب اساساً تصادفی. مطالعات بعدی میتوانند هایپر اسکنینگ را با مدلسازی محاسباتی پیوند بزنند تا نشان دهند دینامیک عصبی چگونه به الگوریتمهای تصمیمگیری مشخص تبدیل میشود؛ همچنین میتوان مداخلاتی را آزمود که به افراد کمک میکند وقتی تصادفیبودن مطلوب است، استراتژیهای تصادفیتری اتخاذ کنند. از منظر روششناختی، تلفیق ضبط عصبی همزمان، تحلیل شبکههای عملکردی و مدلهای یادگیری تقویتی میتواند چارچوبی قدرتمند برای کشف روابط علی میان سیگنالهای عصبی، نگهداری حافظهٔ کوتاهمدت و تصمیم نهایی فراهم آورد.
Implications for cooperation and competition
جالب اینکه همان تمایل به تکیه بر رویدادهای گذشته میتواند در زمینههای همکارانه مفید باشد؛ جایی که پیشبینیپذیری به هماهنگی شرکا کمک میکند. پیشفرض مغز برای رجوع به نتایج اخیر بازتاب یک هورستیک عامالمنفعه است که در اغلب تعاملات اجتماعی بهخوبی کار میدهد؛ این هورستیک به صرفهجویی محاسباتی، سرعت در تصمیمگیری و هماهنگی میان افراد کمک میکند. اما در محیطهای رقابتی که انتظار تصادفی بودن میرود، این هورستیک به باری تبدیل میشود که عملکرد را تضعیف میکند.
نتایج عملی و قابلاجرایی ساده و در عین حال ضدّ شهودیاند: وقتی نیاز دارید غیرقابلپیشبینی باشید، از بیشتحلیل کردن دور قبلی دست بکشید. لنگر انداختن عادتگونه بر حرکتهای اخیر، الگوهای شما را آشکار و قابلاستفاده میسازد. آموزش افراد برای مقاومت در برابر این تکانه یا استفاده از ابزارهای تصادفیساز میتواند عملکرد را در رقابتهایی که عدمقابلیتپیشبینی را پاداش میدهند، بهبود بخشد. در سطوح سازمانی، طراحی فرایندهای تصمیمگیری که از تنوع و تصادفیسازی ساختاری حمایت میکنند ممکن است از بهرهکشی استراتژیک جلوگیری کند و به رفتارهای مقاومتر در برابر پیشبینیپذیری منجر شود.
Expert Insight
دکتر ماریا چن، عصبشناس شناختی که تصمیمگیری تعاملی را مطالعه میکند، میگوید: «این یافتهها یادآور این است که مغزهای ما برای زندگی اجتماعی بهینه شدهاند، نه برای بازیهای ریاضیاتی. اتکا به تجربهٔ اخیر در اغلب موقعیتها سازگارانه است، اما در رقابتهای صفر-جمع یک تلهٔ شناختی میشود. یادگیری تغییر استراتژی — سرکوب نشانههای تاریخچهٔ اخیر وقتی که تصادفیبودن مطلوب است — میتواند مهارتی ساده اما قدرتمند باشد.»
همانطور که محققان از بازیهای ساده به سناریوهای استراتژیک با تاریخچههای طولانیتر و پاداشهای پیچیدهتر حرکت میکنند، هایپر اسکنینگ همچنان روشی ارزشمند برای آشکارسازی چگونگی مذاکرهٔ دو ذهن برای کسب مزیت در زمان واقعی خواهد بود. برای حالا، اگر میخواهید در سنگ-کاغذ-قیچی برنده شوید، سعی کنید به دور قبلی فکر نکنید؛ و اگر بهدنبال بهینهسازی مهارتهای تصمیمگیری رقابتی هستید، تمرینهایی که عادت به لنگر انداختن روی نتایج اخیر را کاهش میدهند میتوانند سودمند باشند.
منبع: sciencealert
نظرات
امیر
معقول بهنظر میاد، البته کنترل کردن عادتِ لنگر انداختن آسون نیست؛ امتحانش میکنم تو بازی بعدی
سیتیلاین
مطلب خوبه ولی حس میکنم کمی اغراق داره؛ بازی سهگزینهای ساده با دنیای مذاکره یا بازار یکسان نیست، باید محتاط باشن
بیونیکس
تو مسابقات محلی دیدم بازیکنا از همون الگوها تبعیت میکنن، یکی میگفت "فکر نکن، شوک بز" و من یه بار دقیقا با همین اشتباه باختم!
توربو
نکتهش خوبه: مغز همزمان حافظه و پیشبینی رو نگه میداره. ساده، روشن، ولی سوال اینکه تو بازیای واقعی چطور پیچیدهتر میشه
کوینپی
این رو میشه تو بازار هم دید؟ یعنی تریدرها هم بعد باخت بیشتر به تاریخچه چسبیدن یا این فقط تو آزمایش واقعیتَر معلوم میشه؟
روداکس
وااای جدی؟ مغز ما انقدر سادهست که با یادآوری دور قبل خودش رو لو میده؟! حس عجیبیه، هم تعجب هم کمی نگران...
ارسال نظر