10 دقیقه
هواوی فاصله خود را در بازار در حال تحول سریع گوشیهای تاشوی چین افزایش داده است، در حالی که رقبایی مانند آنر تا سامسونگ موقعیتهای کوچکتر اما قابل توجهی برای خود ایجاد کردهاند. آمار جدید IDC نشان میدهد این بخش فراتر از موج اولیه پذیرندگان حرکت کرده و به مقیاسی بزرگتر تبدیل میشود.
سهم بازار بر اساس ارقام: هواوی بسیار جلوتر
طبق گزارش IDC، هواوی در سه فصل اول سال (ژانویه تا سپتامبر) سهم قابل توجهی معادل 68.9% از بازار گوشیهای تاشوی چین را به خود اختصاص داده است. پس از هواوی، آنر با 11.2% در مقام دوم قرار دارد و ویوو 5%، اوپو 4.9% و سامسونگ 4.3% را از آن خود کردهاند.
- هواوی: 68.9%
- آنر: 11.2%
- vivo: 5%
- Oppo: 4.9%
- Samsung: 4.3%
حضور سامسونگ در بین پنج شرکت برتر در حالی که سهم کلی آن در بازار موبایل چین نسبتاً کوچک است، قابل توجه است. به نظر میرسد مدل Galaxy Z Fold7 این شرکت نزد خریداران چینی جذابیت واقعی دارد و به سامسونگ کمک میکند در این بخش تخصصی بیش از اندازه معمول خود تاثیرگذار باشد.

افزایش محمولهها — و چشمانداز رشد از نگاه IDC
دستهبندی گوشیهای تاشو در فصل سوم 2.63 میلیون واحد ارسال داشته است که نسبت به فصل سوم 2024 افزایشی 17.8% را نشان میدهد. مجموع محمولهها در سه فصل نخست به 7.62 میلیون واحد رسیده که نسبت به سال قبل 14.3% رشد دارد. بر پایه این روند، IDC پیشبینی میکند مجموع ارسالهای سالانه نزدیک به 10 میلیون واحد گوشی تاشو خواهد شد.
این ارقام حاکی از آن است که گوشیهای تاشو در حال خروج از فاز پذیرندگان اولیه هستند. بهبودها در باریکی بدنه، کاهش وزن و ارتقای ارگونومی کلی در نسل اخیر دستگاهها باعث شده است تا گوشی تاشو بیشتر به گزینهای مناسب برای استفاده روزمره تبدیل شوند و نه صرفاً یک نمایش فناوری.
افزایش عرضه همچنین با کاهش هزینه قطعات و بهبود فرایندهای تولید همراه بوده است؛ تولیدکنندگان پنلهای انعطافپذیر، لولاهای مقاوم و مواد پوششی ضدخراش را بهینهتر کردهاند. این روند به کاهش مشکلات دوام و اطمینان بخشیدن به مصرفکنندگان کمک میکند که یکی از موانع مهم برای پذیرش گروه بزرگی از خریداران بود.
در کنار بهبود سختافزاری، سازندگان نرمافزار نیز تجربه کاربری را برای صفحهنمایشهای بزرگ و حالتهای چندوظیفهای بهینه کردهاند. اپلیکیشنهایی که از نمایشهای تاشو بهره میبرند و توسعه رابطهای کاربری تطبیقی، نقش مهمی در تبدیل تاشوها به ابزارهای کاربردیتر ایفا کردهاند.
پیامدها برای مصرفکنندگان، سازندگان و زنجیره تأمین
برای مصرفکنندگان، این روند به معنای افزایش تنوع و سرعت تغییرات است: میتوان انتظار مدلهای سبکتر و باریکتر و قیمتگذاری رقابتیتر را با افزایش حجم تولید داشت. در عین حال، شبکههای خدمات پس از فروش، تعمیر و تامین قطعات، بخش مهمی از تجربه کاربری را شکل میدهند و سازندگانی که در این زمینه بهتر عمل کنند، مزیت رقابتی خواهند داشت.
برای برندها، پیام واضح است: فضای رشد وجود دارد، اما در حال حاضر هواوی در چین تعیینکننده مسیر بازار است. رقبای دیگر برای نزدیک شدن به این پیشتازی باید در طراحی محصول، بازاریابی هدفمند، مدیریت زنجیره تأمین و تضمین دسترسی به پنلهای انعطافپذیر و لولاهای باکیفیت سرمایهگذاری کنند.
علاوه بر این، برندها باید استراتژی قیمتگذاری و پوزیشنینگ محصول را پیشبینیپذیر کنند تا مصرفکنندگان معمولی را نیز جذب نمایند. کاهش قیمتهای اولیه با افزایش مقیاس تولید متوقع است، اما رسیدن به سطح قیمت گوشیهای معمولی هوشمند زمانبر خواهد بود و نیازمند نوآوری در مواد، تولید و طراحی است.
از منظر زنجیره تأمین، تامینکنندگان پنل مانند BOE، Visionox و چینیها و همچنین تولیدکنندگان بینالمللی مانند Samsung Display نقش محوری دارند. دسترسی به خطوط تولید با کیفیت بالا و مدیریت ذخایر قطعات نیمههادی، باتریها و شیشههای محافظ انعطافپذیر برای عرضه پیوسته بسیار اهمیت دارد.
سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه روی لولاها و مکانیزمهای تاشو که ضمن دوام بالا وزن را افزایش ندهند، یکی از نکات فنی کلیدی است. علاوه بر آن، مدیریت گرمایی و باتری در قالبهای تاشو چالشهای مهندسی ویژهای دارد که تولیدکنندگان باید حل کنند تا عمر باتری و عملکرد حرارتی در سطح رقابتی حفظ شود.
نکته دیگر رقابت در لایه نرمافزار است؛ بهینهسازی سیستمعامل برای حالتهای صفحهنمایش بزرگتر، تجربه چندوظیفهای نرم و هماهنگی اپلیکیشنها میتواند تفاوت ملموسی در نگاه مصرفکننده ایجاد کند. در چین، سازندگان محلی معمولاً از سیستمعاملها و اکوسیستمهای محلی بهره میبرند که مزیت دسترسی به اپهای بومی و خدمات یکپارچه را فراهم میسازد.
تحلیل رقبا: هواوی، آنر، ویوو، اوپو و سامسونگ
هواوی با تکیه بر تجربه خود در تولید Mate X و سریهای تاشو، توانسته است ترکیبی از طراحی، نوآوری نمایشگر و شبکه فروش قوی در داخل چین ایجاد کند. این شرکت از اکوسیستم سختافزاری و نرمافزاری خود برای ارائه تجربه یکپارچه استفاده میکند که به جذب کاربران حرفهای و کسانی که به قابلیتهای چندوظیفهای نیاز دارند کمک کرده است.
آنر به عنوان یک بازیگر سریعالرشد با استراتژی قیمتگذاری تهاجمی و طراحیهای جوانپسند، از سهم 11.2% استفاده کرده و مدلهایی را عرضه میکند که ارزش خرید بالاتری ارائه میکنند. ویوو و اوپو نیز با بهرهگیری از کانالهای فروش گسترده و هزینههای بازاریابی قابل توجه، در حال یافتن موقعیتهای خاص خود در این بازار هستند، هرچند سهم آنها هنوز نسبتاً ناچیز است.
سامسونگ، با توجه به سابقه طولانی در توسعه تاشوها و فناوری پنل خود، توانسته است با مدلهای پرچمدار مانند Galaxy Z Fold7 توجه بازار چین را جلب کند، اگرچه شبکه توزیع و حضور محلی آن در چین به اندازه برندهای چینی گسترده نیست. با این حال، تاکید سامسونگ بر کیفیت ساخت و نوآوریهای سختافزاری به آن کمک کرده تا در این بخش تخصصی تاثیرگذار باشد.
ارزیابی رقابتی نشان میدهد که راهبردهای متفاوت — تمرکز بر قیمت و ارزش، تمرکز بر نوآوری سختافزاری، و یا تقویت اکوسیستم نرمافزاری — میتوانند به کسب سهم بازار کمک کنند؛ اما موفقیت بلندمدت نیازمند ترکیب مؤثر چند عامل است: طراحی قوی، تجربه کاربری بهتر، عرضه مطمئن و بازاریابی هدفمند.
جزئیات فنی و چالشهای مهندسی
در لایه فنی، سه مؤلفه کلیدی تعیینکننده کیفیت یک گوشی تاشو هستند: پنل نمایش تاشو، مکانیزم لولا، و طراحی باتری/مدیریت حرارتی. پنلهای OLED انعطافپذیر باید علاوه بر کیفیت رنگ و روشنایی، در برابر خستگی مواد و شکست لایهها مقاومت داشته باشند. تولیدکنندگان روی پوششهای ضدخراش منعطف و فرآیندهای انجماد-پخت (curing) برای افزایش دوام کار میکنند.
مکانیزم لولا نقشی حیاتی در احساس کیفیت دارد؛ لولا باید توازن بین مقاومت، روانی حرکت و کوچک نگه داشتن ضخامت را برقرار کند. طراحیهای پیچیدهتر ممکن است قطعات بیشتر و فرآیندهای مونتاژ دقیقتری نیاز داشته باشند که هزینه تولید را افزایش میدهد، اما دوام و تجربه کاربری را بهبود میبخشد.
باتریها در فرمهای تاشو معمولاً از دو یا چند سل متصل تشکیل شدهاند تا ضمن حفظ قابل انعطاف بودن، ظرفیت مناسب فراهم شود. مدیریت حرارتی در طراحیهای باریک و نازکتر یکی از چالشهاست؛ تولیدکنندگان باید راهکارهایی مانند توزیع حرارت بهتر، استفاده از مواد هدایتکننده گرما و تنظیمات نرمافزاری برای کنترل مصرف انرژی را پیاده کنند.
از نظر نرمافزاری، بهینهسازی برای حالتهای چندپنجرهای، سوئیچ خودکار بین حالت تاشده و بازشده، و پشتیبانی از APIهای مخصوص تاشو برای اپلیکیشنها از نکات کلیدی است. توسعهدهندگان بومی و همکاران اکوسیستم باید برنامههای خود را با این قابها سازگار کنند تا بهرهوری و تجربه کاربری حفظ شود.
قیمتگذاری، نفوذ بازار و مسیر به سمت روزمره شدن
یکی از موانع بزرگ برای پذیرش گسترده گوشیهای تاشو قیمت اولیه بالای آنها نسبت به گوشیهای غیرتاشو است. با این حال، افزایش عرضه و رقابت میان تولیدکنندگان محلی در چین میتواند به کاهش قیمتها منجر شود. مدلهای ارزانتر با حفظ برخی ویژگیهای کلیدی ممکن است سطح جدیدی از مصرفکنندگان را جذب کنند.
همچنین کانالهای فروش مانند تخفیفهای اپراتورها، پرداخت اقساطی و برنامههای تعویض دستگاه از عواملی هستند که میتوانند بار مالی اولیه را برای خریدار کاهش دهند و پذیرش را تسریع کنند. در نهایت، وقتی قیمت و دوام در سطح قابل قبولی قرار بگیرند، گوشیهای تاشو میتوانند از طبقهٔ محصول لوکس به گزینهای قابل دسترس برای گروههای بزرگتری تبدیل شوند.
تحلیل روند بازار نشان میدهد که طی 2 تا 4 سال آینده، با ادامه بهبود تولید و کاهش هزینهها، شاهد رشد چشمگیر سهم بازار خواهیم بود که حتی میتواند منجر به عرضه مدلهای میانرده تاشو شود. این تغییر نیازمند سرمایهگذاری قابل توجه بر روی خطوط تولید، تامین قطعات و نوآوری در طراحی است.
نتیجهگیری: آیا گوشیهای تاشو حالا به جریان اصلی رسیدهاند؟
در چین، دادهها نشان میدهد که گوشیهای تاشو به سوی جریان اصلی شدن حرکت میکنند. افزایش محمولهها، بهبود دوام و کارایی، و رشد تنوع عرضهکنندگان همگی از نشانههای این انتقال هستند. با این حال مسیر کاملِ ورود به بازار انبوه هنوز نیازمند کاهش قیمتها، بهبود خدمات پس از فروش، و توسعه اکوسیستم نرمافزاری است.
برای مصرفکنندگان، حالا انتخابهای بیشتری وجود دارد و میتوان انتظار داشت که طی ماهها و سالهای آتی مدلهای سبکتر و مقرونبهصرفهتری نیز به بازار عرضه شوند. برای برندها، فرصت برای رشد گسترده فراهم است، اما تنها آنهایی که در طراحی، زنجیره تأمین و تجربه کاربری متمایز عمل کنند میتوانند سهم قابل توجهی کسب کنند.
بنابراین، آیا گوشی تاشو به «معمولی» تبدیل شده است؟ در چین پاسخ این سوال مثبت گرایش دارد: مسیر به جریان اصلی شدن آغاز شده و با شتاب بیشتری دنبال میشود، هرچند هنوز موانع فنی و اقتصادی برای پیمودن کامل این مسیر وجود دارد.
منبع: gsmarena
نظرات
نووا_ز
خیلی خوشبینانه نوشته، هنوز دوام طولانی و قیمت مناسب نیست، تبلیغ برندها هم نقش داره، اما روند کلی رو دوست دارم
دانیکس
خلاصه: تاشوها دارن جدی میشن، اما مسیرشون پر از چالش فنی و قیمتیه. ۲ تا ۴ سال، شاید.
پمپزون
تو کار تامین قطعات دیدم وقتی خطوط پنل بهتر شدن قیمت رفت پایین، پس این پیشبینی IDC منطقیه، فقط سرویس پس از فروش مهمه
توماس
این آمار قابل اعتمادِ؟ سامسونگ ۴.۳%؟ بعیده ولی Fold7 محبوب باشه، آیا دادهها شامل فروش خاکستری هم میشه؟
توربو
معقوله، اما هنوز قیمتا بالاست، تا وقتی قابل تعمیر نباشن عمومی نمیشن
روداکس
وای، هواوی انقدر جلو افتاده؟ ۶۸.۹% واقعا سنگینه، فکر نمیکردم بازار چین اینقدر سریع تاشوها رو بپذیره... ولی رقابت جذابه.
ارسال نظر