10 دقیقه
پاسخ رسمی به جنجال هنر مبتنی بر هوش مصنوعی
وقتی Penguin Random House نسخهٔ مصور ویژهٔ بیستمین سالگرد A Feast for Crows را منتشر کرد، بسیاری از طرفداران انتظار آثار دستی گرانقیمت و پرجزئیاتی را داشتند که به جهان گستردهٔ جورج آر.آر. مارتین احترام بگذارد. اما بهسرعت جوامع آنلاین نسبت به تصاویر منتشرشده بدگمان شدند. خوانندگان به نکاتی مانند تناقضات آناتومیک عجیب، تکرار مدلهای چهره و دیگر آشفتگیهای بصری در صفحات اشاره کردند و این شک و تردیدها به اتهاماتی انجامید که برخی تصاویر ممکن است با ابزارهای تولید تصویر مبتنی بر هوش مصنوعی خلق شده باشند.
Fevre River Studio — هاب خلاقیتی که مسئول مجوزدهی و نظارت هنری مربوط به رمانهای A Song of Ice and Fire است — برای آرام کردن فضا وارد عمل شد. Raya Golden، مسئول توسعهٔ هنر و مجوزدهی استودیو، بیانیهای تفصیلی در وبلاگ شخصی مارتین، Not a Blog، منتشر کرد. گلدن تأکید کرد که بر هر اثر هنری مرتبط با رمانها تأیید نهایی را دارد و اعلام کرد هنرمند مأمور شده استفاده از ابزارهای مولد تصویر مبتنی بر هوش مصنوعی را رد کرده است. اگرچه هنرمند اذعان کرد که برای تکمیل آثار از ابزارهای دیجیتال استفاده کرده است، گلدن تأکید نمود که هیچ برنامهٔ هوش مصنوعی در این فرآیند دخیل نبوده و استودیو هرگز بهطور ارادی با هنرمندانی همکاری نخواهد کرد که به تولید تصویر با هوش مصنوعی متکی هستند.
چرا برخی خوانندگان هنوز قانع نشدهاند
حس شک و تردید فروکش نکرده است. در عصر پردازش تصویر با وضوح بالا و یادگیری عمیق، تمایز میان نقاشی دیجیتال انسانی و خروجیهای مولد هوش مصنوعی برای چشم غیرمتخصص دشوار شده است — بهخصوص وقتی به دنبال ناسازگاریها و بافتهای غیرطبیعی میگردند. طرفداران نسخهٔ مصور را با آثار سنتیتر سری مقایسه کردند و به انحرافاتی در آناتومی، تکرار ساختارهای چهره و آرایشهای بافتی اشاره نمودند. این جزئیات زمینهٔ بحثی گستردهتر دربارهٔ اصالت، کار خلاقانه و انتظار مجموعهداران از یک انتشار پرمیوم را تقویت کردند.

شایان ذکر است که این نوع جنجالها منحصر به نشر فانتزی نیست. سینما و تلویزیون نیز با پرسشهای مشابهی دستوپنجه نرم کردهاند: چه زمانی کمکهای دیجیتال ارتقاء مشروع هنر است و چه زمانی جایگزین کار انسانی میشود؟ از کانسپتآرت در بلاکباسترها تا پوسترهای تبلیغاتی برای سرویسهای استریم، استودیوها بیش از پیش از زنجیرهٔ ابزارهای دیجیتال استفاده میکنند که کار دستی را با نرمافزار ترکیب میکنند. این ترکیب میتواند شامل مدلسازی سهبعدی، نقاشی دیجیتال، کامپوزیت و در برخی موارد استفاده از مدلهای یادگیری عمیق برای افزایش جزئیات یا بازسازی بافتها باشد.
زمینه: هوش مصنوعی، صنعت نشر و اعتماد خلاقانه
وقایع پیرامون A Feast for Crows در میانهٔ بازتعریف گستردهای در صنعت رخ داده است. تولید تصویر مبتنی بر هوش مصنوعی از نظر کیفیت و دسترسی رشد زیادی داشته و این رشد ناشران، گالریها و استودیوها را وادار به وضع سیاستهایی کرده است. برخی از ناشران هوش مصنوعی را بهعنوان ابزاری برای نمونهسازی اولیه (mock-up) یا تولید ایده میپذیرند؛ برخی دیگر استفاده از آن را برای آثار نهایی ممنوع کردهاند. برای مالکین فرنچایزهایی مثل استودیو مارتین، شهرت و پایبندی به انتظارات طرفداران اولویت دارد — و همین موضوع توضیح میدهد که چرا گلدن موضع قاطعانهای اتخاذ کرد.
این مناظره با نگرانیهای مشابه در صنعت فیلم نیز طنینانداز میشود: چگونه دبلهای دیجیتال، جلوههای ویژهٔ کمکی با هوش مصنوعی و کلونکردن صدا میتوانند بر اعتبار حرفهای، حقالزحمه و اصالت تأثیر بگذارند. طرفداران فرنچایزهای بلندمدت حساسیت بیشتری دارند چون هویت بصری اهمیت زیادی دارد: یک چهرهٔ آشنا، لباس یا تصویر روی جلد میتواند پیش از هر اقتباس تصویری، شیوهٔ تصور خواننده از شخصیت را شکل دهد. بنابراین هر گونه تغییر در شیوهٔ تولید تصویر میتواند روی درک جمعی طرفداران تأثیرگذار باشد.
از منظر فنی، مدلهای مولد تصویر مدرن (مانند مدلهای انتشار یا diffusion) با آموزش روی مجموعهٔ بزرگی از تصاویر یاد میگیرند الگوها و بافتها را بازتولید کنند. گاهی این پروسه باعث تولید آرایههایی از الگوهای تکراری یا اعوجاجات بارز در اندامها میشود که چشم تیزبین طرفداران را به خود جلب میکند. تشخیص همین الگوها یکی از دلایلی است که باعث شد ادعاهای استفاده از هوش مصنوعی مطرح شود؛ اما باید توجه داشت که برخی از اشتباهات بصری میتواند ناشی از روشهای ترکیبی سنتی-دیجیتال، فرایندهای upscaling، یا بازسازی بافت توسط ابزارهای غیرمولد هم باشد.
واکنش طرفداران و بررسی دقیق جامعه
شبکههای اجتماعی و انجمنهای طرفداری نقش محوری در بزرگشدن این جنجال داشتند. بازبینیهای فریمبهفریم، مقایسهٔ کناربهکنار با آثار قبلی و تحلیلهای طولانی دربارهٔ سبک قلم و نحوهٔ ایجاد بافت موجب شدند که خوانندگان پرشور یکشبه به تحلیلگرهای آماتور هنر تبدیل شوند. برخی خواستار تأیید از سوی شخص ثالث یا بررسی توسط کارشناس مستقل شدند؛ برخی دیگر شفافیت بیشتر از سوی ناشران دربارهٔ زنجیرهٔ تولید نسخههای مصور را مطالبه کردند.
«بهعنوان یک تاریخنگار سینما که فرهنگ بصری را دنبال میکنم، این مسئله فقط دربارهٔ یک جلد کتاب نیست — بلکه دربارهٔ اعتماد در نحوهٔ مدیریت میراث بصری فرنچایزهاست.» این سخن Marko Jensen، تاریخنگار سینما، است. «ناشران و استودیوها باید در مورد تکنیکهای بهکاررفته در تولید شفاف باشند. طرفداران سرمایهٔ عاطفی و مالی میگذارند و این رابطه به مسئولیتپذیری هنری روشن نیاز دارد.»
از منظر بررسی فنی، طرفداران و تحلیلگران مستقل از روشهایی مانند جستجوی معکوس تصویر، تحلیل متادیتا (EXIF) و بررسی رفتار پیکسلها برای پیبردن به نشانههای دستکاری یا بازتولید الگوریتمیک استفاده کردند. البته این تکنیکها هم محدودیت دارند: بسیاری از فرایندهای پستولیدی تصویر میتوانند متادیتا را پاک کنند یا تصاویر را بهشکلی تغییر دهند که ردیابی منبع دشوار شود؛ همچنین مدلهای هوش مصنوعی مدام تکامل مییابند و تولید تصاویری با اثرات طبیعیتر را ممکن میسازند.
ملاحظات حقوقی، اخلاقی و صنعتی
این جنجال به سؤالهای حقوقی و اخلاقی گستردهتری هم اشاره میکند. حقوق مالکیت معنوی، حقالسکوت دیجیتال (moral rights)، و مسائل مربوط به پیماننامههای کاری هنرمندان — همه در معرض بازنگریاند. انتشار آثار نهایی بدون افشای استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی ممکن است بحثهایی دربارهٔ شفافیت قراردادها و اطلاعرسانی به خریداران ایجاد کند. در برخی حوزهها پیشنهادهایی برای درج شناسنامهٔ تولید (production provenance) مانند اعلام ابزارها و مراحل خلاقانه در یادداشتهای هنری مطرح شده است.
از منظر بازار، مجموعهداران (collectors) معمولاً به اصالت و سابقهٔ اثر (provenance) اهمیت میدهند: بیانیهٔ هنرمند، یادداشتهای تولید و تضمینهای ناشر دربارهٔ روشهای تولید میتواند ارزش ادراکشدهٔ یک نسخهٔ مصور را شکل دهد. به همین دلیل برخی ناشران ممکن است به سیاستهای سختگیرانهتری روی بیاورند و استفادهٔ هرگونه هوش مصنوعی تولیدی را برای آثار نهایی ممنوع کنند؛ در حالی که گروهی دیگر مسیر میانهای را انتخاب میکنند و مجاز شمردن هوش مصنوعی را تنها بهعنوان ابزار ایدهپردازی و نمونهسازی اولیه مجاز میدانند، به شرطی که در برچسبها و توضیحات ذکر شود.
معیارهای فنی برای تشخیص و شفافیت در تولید تصویر
بهعنوان بخشی از راهکارهای فنی برای افزایش اعتماد، چند معیار قابلتصدیق پیشنهاد شدهاند: نگهداری و افشای لایههای PSD یا فایلهای اولیه، ثبت و نگهداری متادیتا (از جمله تاریخچهٔ ویرایش)، استفاده از واترمارکهای مقاوم در برابر حذف برای تصاویری که با ابزارهای مولد ساخته شدهاند، و امکان انجام بررسیهای مستقل توسط کارشناسان تصویرشناسی. علاوه بر این، توسعهٔ استانداردهای صنعتی برای برچسبگذاری و اعلام استفاده از هوش مصنوعی میتواند به خریداران و مجموعهداران در درک بهتر پروسهٔ تولید کمک کند.
اگرچه پیادهسازی چنین استانداردهایی زمانبر است، برخی از پیشنهادها شامل استانداردسازی اصطلاحات (مثلاً «کمک دیجیتال»، «تحلیلنشده»، «مولد هوش مصنوعی») و ایجاد سازوکارهای تایید توسط نهادهای معتبر نشر یا انجمنهای حرفهای هستند. این اقدامات میتوانند به بهبود شفافیت و اعتماد در بازار نشر مصور کمک کنند و از درگیریهای مشابه در آینده جلوگیری نمایند.
چه معنايي براي مجموعهداران و خالقان دارد
برای مجموعهداران، این جنجال یادآوریای است برای توجه بیشتر به مستندات اصالت: بیانیههای هنرمند، یادداشتهای تولید و تضمینهای ناشر اهمیت دارند. خالقانی که در حوزهٔ نشر و کانسپتآرت کار میکنند باید انتظار داشته باشند که مشتریان و ناشران دستورالعملهای روشنتری دربارهٔ روشهای قابلقبول ارائه دهند — از جمله اینکه آیا فرایندهای کمکشده توسط هوش مصنوعی برای نسخههای نهایی مجازند یا خیر.
سیاست بیابهام Fevre River — عدم همکاری با هنرمندانی که از تولید تصویر مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده میکنند — یکی از پاسخها به این موضوع بود. اما در بازار گستردهتر، بسیاری از نهادها ممکن است رویکرد میانه را انتخاب کنند: اجازهٔ استفاده از هوش مصنوعی در مرحلهٔ ایدهپردازی، اما ممنوعیت بهکارگیری آن در آثار نهایی که بهفروش میرسند مگر اینکه صراحتاً افشا شود. این رویکرد میتواند بین نوآوری خلاقانه و حفاظت از حقوق هنرمندان انسانی تعادلی برقرار کند.
صرفنظر از اینکه آیا نسخهٔ مصور Feast for Crows نهایتاً ناشی از سوءفهمی نسبت به تکنیکهای دیجیتال بوده یا نشانهای از استفادهٔ نادرست از هوش مصنوعی، این رخداد تاکید میکند که یک گفتوگوی فرهنگی وسیعتر در جریان است. موضوع نهفقط چگونگی تصویرسازی یک دنیای فانتزی محبوب، بلکه چگونگی تعریف مالکیت اثر، مهارت و اصالت در عصر دیجیتال است. تصمیمات کنونی ناشران و استودیوها میتواند مسیر توسعهٔ هنجارهای جدید در صنعت نشر و هنر مفهومی (concept art) را شکل دهد.
یادداشتی پایانی: بیانیهٔ استودیو ممکن است برخی طرفداران را آرام کند، اما گفتوگو دربارهٔ هوش مصنوعی و هنر تازه شروع شده است. باید انتظار نظارت بیشتر، سیاستهای شفافتر و ناگزیر، مناظراتی بیشتر را داشت، همزمان که تکنولوژی و شیوههای خلاقانه به هم نزدیکتر میشوند. در این میان، نقش کلیدی را شفافیت فنی، مستندسازی تولید و گفتگوهای میان ناشران، هنرمندان و مخاطبان ایفا خواهد کرد تا اعتماد در بلندمدت بازسازی و تقویت شود.
منبع: smarti
نظرات
آسمانگرد
اگر همه لایهها و PSD و تاریخچه ویرایش رو منتشر کنن، خیلی از بحثها تموم میشه؛ اما آیا کسی این رو میخواد؟ بعید میدونم...
سام_.
حقیقتش یه ذره فکر میکنم بزرگش کردن قضیه ست، ولی ناشر باید شفاف باشه، مردم حق دارن نگران باشن
آرمین
گفتوگو لازمه، نه فقط جنجال. مجموعهداران باید مستندات اصالت بخوان، ناشران هم مسئولیت دارن.
بیونیکس
تو پروژهای کانسپت آرت دیدم این بافتها و تکرارها از روشهای ترکیبی هم پیش میاد، پس لزوما AI نیست، تجربه میگم
توربومک
معقوله استودیو قاطع باشه، ولی ابزار دیجیتال هم بخشی از فراینده؛ باید خطمشی روشن باشه، همین.
سکهپی
این شفافیت ادعاها کافیه؟ حذف متادیتا و آپاسکیل کار رو پیچیده کرده، کسی مدرک مستقل دیده؟
راهنت
واااای این همه حساسیت طبیعیه، اما راستش جواب استودیو کمی رسمی و سرد بود، هنوز یه چیزی ته دلم قرص نیست...
ارسال نظر