کشف پپتید بنزودیازپین مانند محیطی برای تسکین درد مزمن

پژوهشگران پپتید بنزودیازپین‌مانندی را در سیستم عصبی محیطی کشف کرده‌اند که می‌تواند سیگنال‌های درد را محلی کاهش دهد؛ این یافته امید به داروهای غیراعتیادآور و هدفمند برای درد مزمن و نوروپاتیک را افزایش می‌دهد.

7 نظرات
کشف پپتید بنزودیازپین مانند محیطی برای تسکین درد مزمن

10 دقیقه

محققان مکانیسم پنهانی در بدن انسان را کشف کرده‌اند که می‌تواند به‌طور طبیعی و بدون خطر اعتیاد یا خواب‌آلودگی، درد را ساکت کند. این کشف ممکن است تعریف درمان درد مزمن را تغییر دهد و نشان دهد که سیستم عصبی محیطی خودِ بدن می‌تواند کلید دست‌یابی به تسکین پایدار و ایمن باشد. یافته‌ها افق‌های جدیدی را در درمان درد مزمن و نورالژی (درد نوروپاتیک) باز می‌کنند و امید به جایگزین‌های غیراعتیادآور برای داروهای سنتی را تقویت می‌کنند.

پژوهشگران دانشگاه لیدز و آزمایشگاه‌های همکار، پپتیدی محلی و بنزودیازپین‌مانند را شناسایی کرده‌اند که در ساختارهای عصبی محیطی تولید می‌شود و سیگنال‌های درد را تضعیف می‌کند. برخلاف داروهای سیستمیک که از سد خونی-مغزی عبور می‌کنند و خطر خواب‌آلودگی یا وابستگی دارند، این پپتیدها نزدیک به منبع درد فعالیت می‌کنند؛ بنابراین امکان آنالژزی دقیق و غیراعتیادآور را برای شرایطی مانند درد نوروپاتیک و درد مزمن فراهم می‌آورند. این رویکرد به‌ویژه در زمینه توسعه داروهای محیطی (پَرِیفِرال آنالژتیک) اهمیت دارد.

یک «سوئیچ» پنهان درد در سیستم عصبی محیطی

طی دهه‌ها، پزشکان و دانشمندان برای درمان درد شدید عمدتاً به دو رده دارویی متکی بودند: داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی (NSAIDs) برای موارد خفیف‌تر و اپیوئیدها برای دردهای شدید‌تر. هر یک از این رویکردها محدودیت‌های مهمی دارند. NSAIDها به‌ندرت درد نوروپاتیک را کنترل می‌کنند و اپیوئیدها با اینکه تسکین قوی ایجاد می‌کنند، اما با مسائلی مثل تحمل دارویی، اعتیاد و عوارضی مانند اختلال شناختی و افسردگی تنفسی همراه‌اند. از طرف دیگر نیاز به گزینه‌های امن‌تر و هدفمندتر که خطرات سیستمیک را کاهش دهند، به‌وضوح احساس می‌شود.

مطالعه جدید به سرپرستی پروفسور نیکیتا گامپر در دانشگاه لیدز و با همکاری‌هایی از جمله پروفسور شیاونا دو در چین و دکتر تموگین برتا در سینسیناتی نشان می‌دهد که سلول‌های همراه عصب در گانگلیون‌های نخاعی می‌توانند پپتیدهایی آزاد کنند که به‌صورت محلی مانند بنزودیازپین‌ها عمل می‌کنند. این پپتیدها قابلیت تحریک‌پذیری نورون‌های حسی مشخص را کاهش می‌دهند و در نتیجه «بلندی» سیگنال‌های درد را قبل از رسیدن به نخاع و مغز پایین می‌آورند. این مکانیزم نشان می‌دهد که تنظیم محلی سیگنال‌های درد می‌تواند نقطه‌ضعفی درمان‌پذیر باشد.

از آنجا که این فعالیت محدود به سیستم عصبی محیطی است، باعث خواب‌آلودگی کلی بدن یا اثرات معروف سیستم عصبی مرکزی مرتبط با اعتیاد نمی‌شود. به زبان ساده، به‌نظر می‌رسد بدن یک سیستم آنالژزیک منطقه‌ای در اختیار دارد که می‌توان آن را برای درمان امن‌تر درد مزمن به‌کار گرفت؛ رویکردی که ممکن است منجر به داروهای محیطی با حداقل اثرات جانبی سیستمیک شود.

چگونه تیم تحقیقاتی این مکانیسم را کشف کرد و چرا اهمیت دارد

این کشف بر پایه سال‌ها الکتروفیزیولوژی، زیست‌شناسی مولکولی و آزمایش‌های مشترک در آزمایشگاه‌های لیدز، شی‌جیازوانگ و سینسیناتی بنا شده است. پژوهشگران گانگلیون‌های نخاعی را بررسی کردند؛ خوشه‌هایی از جسم سلولی نورون‌ها که اطلاعات حسی را منتقل می‌کنند، و شواهدی از پپتیدی طبیعی یافتند که به‌طور مشابه با بنزودیازپین‌ها به گیرنده‌های نورون‌های همسایه متصل می‌شود. شواهد مولکولی و عملکردی نشان می‌دهد که این پپتیدها گیرنده‌های محیطی را هدف قرار می‌دهند و به این ترتیب می‌توانند تحریک‌پذیری نورون‌های حسی را کاهش دهند.

پروفسور گامپر انگیزه بالینی پشت این کار را توضیح داد و گفت که علیرغم دانش گسترده درباره مسیرهای درد، درمان‌های ایمن و مؤثر برای درد مزمن—خصوصاً درد نوروپاتیک—هنوز محدود هستند. او اشاره کرد که بسیاری از بیماران یا تسکین کافی از داروهای بدون نسخه دریافت نمی‌کنند یا به اپیوئیدها وابسته می‌شوند که کیفیت زندگی روزمره را کاهش می‌دهد. این مکانیسم زیستی یک هدف نو برای پژوهشگران فراهم می‌آورد: تنظیم گیرنده‌های محیطی با مولکول‌هایی که اثر پپتید بومی بدن را تقلید می‌کنند تا آنالژزی بدون عوارض مرکزی به‌دست آید.

مطالعه نشان می‌دهد که اعصاب صرفاً سیم‌های انتقال‌دهنده منفعل نیستند؛ آن‌ها بافت‌های پویایی هستند که توانایی تنظیم سیگنال‌دهی خود را از طریق پیام‌رسان‌های شیمیایی محلی دارند. مسدودسازی یا تقویت این تعدیل‌کننده‌های محلی می‌تواند به استراتژی‌ای تبدیل شود برای کاهش شدت درد مزمن در منشأ آن، به‌جای سرکوب عملکرد مغز یا افسرده‌سازی گسترده مدارهای عصبی. این دیدگاه می‌تواند مسیرهای جدیدی در بیولوژی درد و توسعه درمان‌های هدفمند ایجاد کند.

پیامدهای بالینی و درمان‌های بالقوه

چند دلیل عملی وجود دارد که این کشف می‌تواند پارادایم مدیریت درد را تغییر دهد. اول، داروهایی که همانند پپتید اندوژن بنزو‌مانند عمل می‌کنند، می‌توانند به‌گونه‌ای طراحی شوند که از سد خونی-مغزی عبور نکنند و در نتیجه خطر خواب‌آلودگی و اعتیاد کاهش یابد. دوم، هدف‌گیری محیطی ممکن است به پزشکان اجازه دهد تا درمان‌ها را بر اساس نوع خاص درد نوروپاتیک یا محل اختلال عصبی تطبیق دهند، با استفاده از نشانگرهای زیستی (بیومارکرها) یا پروفایل‌های مولکولی مرتبط.

دکتر گانسان بارانیدهاران، مشاور درد، درباره اثر بالقوه بر بیماران گفت که درد مزمن یکی از پایدارترین مسائل خدمات سلامت است. او تأکید کرد که اگرچه روش‌های غیردارویی مانند فیزیوتراپی و خودمدیریتی اهمیت دارند، بسیاری از بیماران همچنان به داروهایی نیاز دارند که آن‌ها را شبیه «زامبی» نکند. آنالژتیک‌های محیطی جدید می‌توانند این خلا را پر کنند و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به درد مزمن و نوروپاتیک را ارتقا دهند.

ترجمه این مکانیسم به دارو نیازمند شناسایی مولکول‌های کوچک پایدار یا میمتیک‌های پپتیدی است که اثر درون‌زای پپتید را بازتولید کنند و پس از آن آزمایش ایمنی جهت اطمینان از اختصاصیت محیطی لازم است. تیم تحقیقاتی از پیش تأمین مالی برای دنبال‌کردن این مراحل را به‌دست آورده و کارهای ترجمه‌ای اولیه بر اعتبارسنجی اهداف مولکولی و نشانگرهای بالقوه مرتبط با درد نوروپاتیک متمرکز خواهد بود. این فرایند شامل مطالعات داروشناسی، فرمولاسیون‌سازی و تعیین مسیرهای تحویل دارو به بافت عصبی محیطی است.

منابع جدید مالی و شتاب همکاری‌های بین‌المللی

گروه تحت رهبری لیدز مبلغ 3.5 میلیون پوند از شورای تحقیقات پزشکی و شرکای دارویی دریافت کرده است تا نشانگرهای درد نوروپاتیک را بررسی کنند و استراتژی‌های درمانی مبتنی بر زیست‌شناسی گانگلیون نخاعی توسعه دهند. پروژه پنج‌ساله که از ژانویه 2025 آغاز شده، نقشه‌ای خواهد کشید از اینکه کدام نوع سلولی این پپتید را تولید می‌کند، انتشار آن چگونه تنظیم می‌شود و آیا شرایط درد مختلف این سیستم را تغییر می‌دهند یا خیر. این نوع سرمایه‌گذاری پژوهشی برای پیشبرد ترجمهٔ یافته‌های بنیادی به درمان‌های بالینی ضروری است.

دکتر برتا از سینسیناتی که پژوهش او توسط ابتکار NIH HEAL حمایت می‌شود، بر ماهیت همکاری‌محور این کار تاکید کرد. تیم‌های مستقل پس از شبکه‌سازی در یک همایش علمی به نتایج اولیه تطابقی رسیدند؛ این امر نشان می‌دهد که اعتبارسنجی تکرارپذیر و میان‌آزمایشگاهی می‌تواند کشف را تسریع و اعتماد به اهداف جدید دارویی را تقویت کند. چنین همگرایی بین‌المللی اغلب به شناسایی نشانگرهای قابل اندازه‌گیری بالینی و توسعه مسیرهای آزمون بالینی کمک می‌کند.

زمینه علمی: پپتیدهای بنزودیازپین‌مانند چیستند؟

بنزودیازپین‌ها رده‌ای از داروها هستند که سیگنال‌دهی مهاری در مغز را تقویت می‌کنند و معمولاً برای اضطراب، تشنج و بی‌خوابی استفاده می‌شوند. پپتید بنزودیازپین‌مانند، بخشی از این عملکرد مهاری را تقلید می‌کند اما به‌صورت محلی و در نورون‌های محیطی عمل می‌کند. به‌طور خلاصه، این پپتیدها با تعدیل فعالیت گیرنده‌ها بر روی نورون‌های حسی، تحریک‌پذیری عصبی را کاهش می‌دهند و احتمال اینکه یک محرک دردناک سیگنال قابل‌درکی ایجاد کند را کمتر می‌کنند. این مکانیسم در سطح مولکولی شامل تغییرات در عملکرد گیرنده‌های مهاری و مسیرهای داخل‌سلولی مرتبط با برانگیختگی عصبی است.

درک چگونگی تنظیم حساسیت نورون‌های محیطی توسط خود آن‌ها، جعبه‌ابزار ضددرد را فراتر از مسدودکننده‌های کانال یونی و آگونیست‌های گیرنده‌های اپیوئیدی می‌برد. این موضوع درهای جدیدی در نوروبیولوژی، فارماکولوژی و پزشکی ترجمه‌ای باز می‌کند که هدف آن تولید آنالژتیک‌های ایمن‌تر برای میلیون‌ها نفر مبتلا به درد مزمن است. استفاده از واژگان دقیق مانند "آنالژزی محیطی"، "پپتید اندوژن" و "درمان هدفمند نورون‌های حسی" در متون علمی و بالینی می‌تواند به همگرایی زبان بین تحقیق و کاربرد بالینی کمک کند.

دیدگاه کارشناسان

«این یک تغییر قانع‌کننده در نحوه تفکر درباره مدیریت درد مزمن است»، می‌گوید دکتر لائورا مندوزا، عصب‌شناس بالینی و پژوهشگر درد که در این مطالعه مشارکت نداشته است. «هدف‌گیری تعدیل‌کننده‌های محیطی می‌تواند عوارض سیستمیک را کاهش دهد و کنترل منطقه‌ای درد را ممکن سازد. چالش اکنون تبدیل یک مکانیسم زیستی جذاب به دارویی است که در انسان پایدار، قابل‌تحویل و به‌طور قابل‌اعتمادی محیطی باشد.»

مندوزا اضافه می‌کند که آزمایش‌های مبتنی بر نشانگر زیستی حیاتی خواهند بود. «درد مزمن ناهمگن است. برای کسب نتایج بالینی معنادار، باید بیماران را بر اساس امضای عصبی خاص یا نشانگرهای مرتبط با این سیستم پپتیدی انتخاب کرد.» این رویکرد دقیق (precision medicine) می‌تواند نرخ موفقیت آزمایش‌های بالینی را بهبود بخشد و زمان تا تصویب داروی مؤثر را کوتاه‌تر کند.

قدم بعدی برای بیماران و پژوهشگران چیست

برای بیماران، این کشف فوراً جایگزین داروهای فعلی نخواهد شد، اما مسیر امیدبخشی را نشان می‌دهد. تیم‌های پژوهشی به دنبال پروب‌های مولکولی، مطالعات حیوانی و پژوهش‌های فاز اولیه بالینی خواهند بود تا ایمنی و اثربخشی را تعیین کنند. در صورت موفقیت، ممکن است در چند سال آینده شاهد نخستین آزمایش‌های انسانی با آنالژتیک‌های عمل‌کننده در محیط باشیم، که به‌تدریج با آزمایش‌های بزرگ‌تر و هدفمند به سوی زیربخش‌های درد نوروپاتیک پیش خواهند رفت.

برای جامعه علمی، این یافته ارزش همکاری بین‌المللی و تکرارپذیری در علوم اعصاب بنیادی را تأکید می‌کند. با ترکیب الکتروفیزیولوژی، پروفایلینگ مولکولی و برنامه‌ریزی ترجمه‌ای، پژوهشگران در حال ساختن نقشه‌راهی از کشف تا درمان بالقوه هستند که ایمنی و اختصاصیت را در اولویت قرار می‌دهد. این نقشه‌راه شامل شناسایی بیومارکرها، توسعه مولکول‌های هدفمند و طراحی کارآزمایی‌های بالینی دقیق است.

در نهایت، استفاده از پپتیدهای بنزودیازپین‌مانند درونی بدن می‌تواند مسیر جدیدی به سوی تسکین درد پایدار و غیراعتیادآور فراهم کند و مراقبت از میلیون‌ها نفری را که هم‌اکنون درمان ناکافی یا عوارض زیان‌آور داروهای موجود را تجربه می‌کنند، متحول سازد. اگر تحقیقات ترجمه‌ای و بالینی با موفقیت انجام شود، این رویکرد می‌تواند نقطه‌عطفی در داروشناسی درد و سیاست‌های درمانی جهانی باشد.

منبع: scitechdaily

ارسال نظر

نظرات

مکس_ای

جالبه 🤔 ولی سوالم اینه: توی التهاب مزمن هم همون کارایی رو داره یا فقط شرایط خاص؟ اگه نه، محدودیت داره

رضا

اگر واقعاً بدون وابستگی باشه، خیلیا جان تازه میگیرن. اما کلی فاز آزمایشی مونده، بعید نیست عقب و جلو بشه

شهرلاین

خوشحال‌کننده اما یه ذره رسانه‌ایش اغراق داره؛ از آزمایشگاه تا بیمارستان راه طولانیه، صبر میخواد.

بیونیکس

به‌عنوان کسی که با نوروفیزیولوژی سروکار دارم، یافته امیدوارکننده‌ست ولی پایداری پپتید و تحویلش به بافت، چالش اصلیه

توربو

واقعاً میشه ازش دارو ساخت؟ چطور تضمین کنن وارد مغز نمیشه و اثرات مرکزی نده؟

کوینپی

منطقش خوبه، هدف‌گیری محیطی بهتر از داروهای سیستمیه. فقط نگران فرآیند ترجمه به داروی قابل استفاده‌ام، ولی امیدوارم

دیتاپال

وای... انتظار نداشتم بدن خودش همچین مکانیسمی داشته باشه! اگه واقعاً بدون خواب‌آلودگی عمل کنه، انقلابه ولی امیدوارم عجله نکنن

مطالب مرتبط