10 دقیقه
تا کنون درباره دکتر استرنج ۳ چه میدانیم
گزارشها حاکی از آن است که ساخت دکتر استرنج ۳ در مراحل بسیار ابتدایی توسعه قرار دارد — اما نباید انتظار آغاز سریع فیلمبرداری را داشت. بنا بر شنیدههای صنعتی که NexusPointNews به آن اشاره کرده، پروژهٔ بعدی مارول برای شخصیت جادوگر اعظم با بازی بندیکت کامبربچ هنوز در حال شکلگیری است و بسیاری از جزئیات رسمی نشدهاند. نکتهٔ اصلی این است که گفته میشود کامبربچ اینبار در نقش یک عامل خلاقانهٔ فعالتر ظاهر خواهد شد، بهویژه در انتخاب فیلمنامهنویس و کارگردان.
این مشارکت احتمالی میتواند جهت هنری فیلم را دستخوش تغییر کند. نامی که ظاهراً موردپسند کامبربچ قرار گرفته، سم مندز است؛ اما تمرکز اخیر مندز روی یک مجموعهٔ جاهطلبانه دربارهٔ بیتلز احتمال دسترسی وی را کم میکند. در همین حال منابع صنعتی میگویند سام ریمی و فیلمنامهنویس مایکل والدِرن — کسانی که راهنماییِ دکتر استرنج در جنون چندجهانی (2022) را بر عهده داشتند — انتظار نمیرود برای فصل سوم بازگردند.

تقویم محتمل: زیاد زود امیدوار نباشید
مکانیزم زمانبندی عظیم مارول یک مانع دیگر است. گزارشها میگویند تولید دکتر استرنج ۳ احتمالاً پس از پایان فیلمبرداری اصلی انتقامجویان: جنگهای مخفی (Avengers: Secret Wars) آغاز خواهد شد. با توجه به جدول زمانی فعلی مارول و برنامههای انتشار برنامهریزیشده، انتظارات واقعبینانه برای اکران سینمایی به ۲۰۲۸ یا بعد از آن منتقل میشود. به عبارت دیگر، هواداران باید برای انتظار طولانی آماده باشند.
چرا این تاخیر طولانی است؟
چند واقعیت صنعتی این تأخیر را توضیح میدهد. نخست اینکه روایتهای درهمتنیدهٔ مارول نیازمند هماهنگی دقیقاند تا یک فیلم شاخص با فیلم دیگری تناقض پیدا نکند؛ این هماهنگی در سطح سناریو، جلوههای تصویری، خط داستانی شخصیتها و زمانبندی انتشار لازم است. دوم اینکه استودیو اغلب پروژههای بزرگ چندقابلهای مثل فیلمهای انتقامجویان را در اولویت قرار میدهد که به نوبهٔ خود راه ورود فیلمهای تکنفره را میبندد یا به تعویق میاندازد. و سوم، تغییرات خلاقانه، تداخل برنامهای با هنرپیشهها و عوامل مطرح، و رخدادهای جهانی یا اعتصابات گسترده (به یاد داشته باشید تأثیر COVID-19) میتواند شتاب پروژه را برای سالها کند کند.
برای درک بهتر اثر این عوامل، باید لایههای مختلف برنامهریزیِ استودیو، قراردادهای بازیگرانِ خواهان پروژههای متعدد، و نیاز به محافظت از انسجام بلندمدت دنیای سینمایی مارول را درنظر گرفت. در نتیجه، حتی اگر ایدهٔ اولیه و بحثهای ارشدی زودتر صورت گرفته باشند، اجرای نهایی نیاز به زمان و هماهنگی بالایی دارد.
از آرزوهای ترسناک تا دگرگونی هنری
برای فهم عقبماندگی فعلی، خوب است مسیر پرفراز و نشیب دکتر استرنج در جنون چندجهانی را مرور کنیم. وقتی خبر دنباله برای اولین بار اعلام شد، اسکات دریکسون — کارگردان نسخهٔ اول دکتر استرنج — قرار بود بازگردد و رویکردی واقعاً تحتتأثیر وحشت به دنیای MCU ارائه دهد. تیزرهای اولیه نشان میدادند فیلمی رازآلودتر و تاریکتر با عناصر ماورایی خواهیم دید که استرنج (بندیکت کامبربچ) و واندا ماکسیموف (الیزابت اولسن) را در یک قوس پرریسک و جسورانه قرار میدهد.
اما اختلافات خلاقانه باعث شد دریکسون اوایل ۲۰۲۰ پروژه را ترک کند و با خروج او هویت اولیهٔ فیلم که بر مؤلفههای وحشت استوار بود نیز تغییر کرد. مارول سام ریمی را برگزید؛ کارگردانی که معروف به ساخت صحنههای ژانرمحور و شوخطبعیِ تاریک است و توانست فضای بصریِ ویژهای به فیلم ببخشد. مایکل والدِرن، که پیش از این در سریال لوکی نقش محوری در فیلمنامهنویسی داشت، برای بازنویسی سناریو به پروژه اضافه شد. پاندمی نیز برنامههای تولید و تصمیمات خلاقانه را پیچیدهتر کرد و منجر شد فیلمی ساخته شود که از فاز مفهوم تا پردهٔ نقرهای تغییرات چشمگیری را تجربه کرد.
این تجربه نمونهای آموزنده از نحوهٔ تأثیر ترکیب ویراستهای خلاقانه، تغییر کارگردان و فشارهای بیرونی بر روند تولید یک عنوان بزرگ ابرقهرمانی است؛ مواردی که برای دکتر استرنج ۳ نیز میتواند تعیینکننده باشد. در عین حال، این فرآیند روشن کرد که چگونه ژانر وحشت و عناصر تیره میتوانند بهصورت موثری با امکانات گستردهٔ مارول تلفیق شوند، به شرطی که تیم خلاق روی یک دید مشترک توافق داشته باشد.
واکنش هواداران و نکات انتقادی
دکتر استرنج در جنون چندجهانی که در ۲۰۲۲ منتشر شد، حضوری قطبیکننده اما از لحاظ بصری مورد تحسین در MCU داشت. منتقدان و تماشاگران از کارگردانی پویای ریمی، سکانسهای متاثر از وحشتِ خلاقانه و جلوههای بصری چشمگیر ستایش کردند؛ جلوههایی که فیلم را به یکی از آثار شاخص از نظر سبکشناسی تبدیل کرد. با این حال، بسیاری از نقدها به ضعفهایی در فیلمنامه و پردازش شخصیتها اشاره کردند.

یکی از انتخابهای بحثبرانگیز، انتقال ناگهانی واندا به نقش آنتاگونیست بود — تغییری که خود الیزابت اولسن را شگفتزده کرد، چرا که او اخیراً از این گفته است که تنها چند هفته پیش از آغاز فیلمبرداری از این جهتگیری مطلع شده بود. برخی از طرفداران احساس کردند قوس شخصیتی استرنج کمتر از آنچه شایسته بود مورد توجه قرار گرفت و به همین خاطر بار عاطفی برای این شخصیت که بسیاری امید داشتند در فاز بعدی سری قرار گیرد، ضعیفتر شد.
بازخورد جمعی نشان میدهد که بین ارزشهای بصری و نیازهای دراماتیک توازن کاملی برقرار نشده است؛ نظرات حرفهای و عموم مخاطبان همزمان فیلم را از منظر سبک تصویری تحسین کردند اما خواهان روایت منسجمتر و پرداخت عمیقتر به پیچیدگیهای درونی شخصیتها شدند. این بازخوردها برای تیم تولید و بازیگرانی مانند کامبربچ اهمیت دارد، چرا که تعیین میکند چگونه در ادامه شخصیت استرنج را شکل دهند تا هم از نظر بصری چشمنواز و هم از نظر احساسی رضایتبخش باشد.
نقش کلئا و حضور چارلیز ترون کجاست؟
معرفی پس از تیتراژِ کلئا (با بازی چارلیز ترون) بهعنوان یک اشارهٔ روشن به آیندهٔ استرنج تلقی شد. این تیزر امیدها را برانگیخت که دنبالهای مستقیم سریعتر دنبال خواهد شد. اما وقتی نامی از کامبربچ یا ترون در فهرستهای اولیهٔ بازیگران انتقامجویان: روز جزا دیده نشد، گمانهزنیها افزایش یافت: آیا مارول خط کلئا را در یک دنبالهٔ مستقل ادامه خواهد داد، آن را در پروژهای دیگر تلفیق میکند، یا فعلاً کنار خواهد گذاشت؟
کلئا در کمیکها شخصیتی کلیدی و پیونددهنده به ابعاد جادویی و چندجهانی است و حضور چارلیز ترون میتواند راهی برای گسترش بُعد جادویی در MCU باشد. از منظر تولید و بازاریابی، تصمیمگیری دربارهٔ سرنوشت کلئا بر مبنای عوامل متعددی خواهد بود: اولویتهای فازهای آیندهٔ MCU، در دسترس بودن بازیگرانِ مطرح، و هدفگذاریِ داستانی که مارول برای شخصیت دکتر استرنج در سر دارد.
مقایسهها و زمینهٔ کلی
نگاهی به سراسر دنیای سینمایی مارول نشان میدهد آیندهٔ نامشخص دکتر استرنج موضوعی منحصر به فرد نیست. دنبالههای تکنفره اغلب وقتی استودیوها پروژههای چندقابلهای را در اولویت قرار میدهند با تأخیر روبهرو میشوند — همانطور که پروژههایی برای اسپایدرمن و ثور بر اساس زمانبندی کلی MCU شکل گرفتند. از منظر سبکشناسی، کار ریمی در جنون چندجهانی گرایش قوی به دیدِ وحشتنمای او دارد که یادآور آثار پیشینش مانند Evil Dead و سهگانهٔ اسپایدرمنِ اوست، در حالی که هدایت احتمالی توسط مندز ممکن است استرنج را به سوی تُنِ روانشناختیتر و محوریتبیشتر بر درونکاوی شخصیت سوق دهد.
از منظر صنعتی، مارول باید میان صداهای آتوئر و سازگاری کلانِ فرنچایز تعادل برقرار کند. این تنش توضیح میدهد که چرا گاهی کارگردانان پروژه را ترک میکنند و چرا بازیگرانی مانند کامبربچ ممکن است نقشهای تولیدی را برعهده بگیرند تا از مسیر بلندمدت شخصیت محافظت کنند. ورود یک بازیگر به نقشهای تولیدی میتواند نشاندهندهٔ تلاش برای حفظ انسجام شخصیت در طول چند پروژه و جلوگیری از پیامدهای متناقض داستانی باشد.
منتقد فیلم آنا کوواکز میگوید: "مقیاس مارول به این معنی است که هر فیلم تکنفره بخشی از یک صفحهٔ شطرنج بزرگتر است. وارد شدنِ کامبربچ به میز تصمیمگیری میتواند به حفظ هویت استرنج کمک کند، اما همزمان نشاندهندهٔ میزان هماهنگیای است که این فرنچایز میطلبد. طرفداران باید انتظار توسعهای حسابشده، نه شتابزده، را داشته باشند." این تحلیل بر اهمیت برنامهریزی طولانیمدت و حفظ یکپارچگی مفهومی اشاره میکند.
اطلاعات تکمیلی و واکنش طرفداران
- افشای دیرهنگام الیزابت اولسن دربارهٔ نقشِ واندا تبدیل به موضوعی داغ در فضای مجازی شد و رشتههای طولانی برای تحلیل رازآمیزیِ صحنههای فیلمبرداری و مخفیکاری در پروژههای بزرگ ایجاد کرد.
- حضور کوتاه چارلیز ترون بهعنوان کلئا موجی از آثار هنری طرفداران و فرومهای نظریهپردازی را برانگیخت که تا امروز ادامه دارد و علاقه به خط داستانی کلئا را حتی با وجود تأخیر حفظ کرده است.
خواه دکتر استرنج ۳ تبدیل به یک اثر صمیمی و کارگردانمحور شود یا فصل پرزرقوبرقِ پیوندی با رویدادهای انتقامجویان، انتخابهای مارول اکنون تعیین خواهد کرد نه تنها تم و لحنِ فیلم، بلکه نحوهٔ جایگیری استرنج در عصر بعدی MCU را. برای بسیاری از طرفداران، بهترین نتیجه بازگشتی سنجیده و برنامهریزیشده خواهد بود که شجاعت بصریِ جنون چندجهانی را پاس دارد و در عین حال ضربههای عاطفیای را که منتقدان احساس میکردند کمبودشان وجود دارد، بازسازی کند.
در این میان، انتظار داشته باشید شایعاتِ بیشتر، قطرهچکانی از اخبار رسمی، و بحثهای داغ هواداران را ببینید — ماشینِ MCU به ندرت اجازه میدهد یک شخصیت مثل دکتر استرنج مدت طولانی در آرامش بماند. از منظر کلان، هر خبر جدید دربارهٔ کارگردان، فیلمنامه یا جدول زمانی تولید میتواند سیگنالهایی مهم دربارهٔ جهتگیریِ هنریِ آیندهٔ این شخصیت بدهد؛ بنابراین دنبال کردن منابع قابلاعتماد و تحلیل تغییرات در تیم خلاق برای هر طرفداری که به روند و استراتژیِ دنیای سینمایی مارول علاقهمند است، ضروری خواهد بود.
منبع: smarti
نظرات
اتو_ر
خلاصه: کلی شایعه، تغییر ریتم، لو رفتن نقش واندا دیر به بازیگر گفته شده، یعنی برنامهریزی ضعیف؟ کمی شلوغش کردن، ولی بازم کنجکاوم.
بیوانیکس
تحلیل خوبه، توازن بین جلوه و روایت واقعا مهمه. اگه کامبربچ وارد تولید بشه ممکنه درونکاوی بهتر بشه، ولی ساختار MCU هم محدودیت داره.
توربوام
این تاخیر رو تو پروژههای بزرگ دیدم، هماهنگی با کلی شخصیت، تقویم سنگین، بازیگرها مشغول بیخود میشن، خلاصه صبر لازمه ولی اذیتکنه
آرمین
واقعاً سم مندز؟ یا شایعهسازیا دارن بازی درمیارن؟ منابع NexusPointNews چقد معتبرن، کسی خبر دیگهای داره…؟
سیتیلاین
منطق داره، مارول اول انتقامجوها رو میسازه بعد تک نفره ها. ساده و واضح
دیتاپالس
واااای، بندیکت میخواد انتخاب کارگردان و فیلمنامهنویس کنترل کنه؟ اگه مندز بیاد عالیه ولی احتمالاً مشغول بیتلزِ بزرگواره… ۲۰۲۸ هم باید صبر کنیم.
ارسال نظر