6 دقیقه
اپل ممکن است در حال آماده شدن برای یک همکاری شگفتآور باشد: گزارشها حاکی از آن است که این غول فناوری در نظر دارد تولید نسخه پایه تراشه M7 خود را به اینتل واگذار کند. اگر این خبر صحت داشته باشد، این تصمیم میتواند نقطه عطفی در زنجیره تأمین تراشههای اپل باشد و در عین حال تأییدیهای مهم برای تلاش اینتل در بازگشت به صنعت فاندری (foundry) محسوب شود. این تغییر احتمالی میتواند پیامدهای گستردهای برای رقابت بین شرکتهای تولیدکننده نیمههادی، قیمتگذاری، ظرفیت تولید و استراتژی تنوع تأمینکننده برای اپل داشته باشد.
آنچه شایعه میگوید — و چه کسی این گزارش را منتشر کرده
تحلیلگر شناختهشده مینگچی کوو مدعی شده است اپل در حال بررسی این است که نسخه عادی و پایه M7 — که احتمالاً در نسلهای آینده MacBook Air، برخی مدلهای iPad و شاید نسخه کمقیمتتر Vision Pro به کار خواهد رفت — روی گره 18A اینتل تولید شود. مطابق گزارش، اینتل برای نسخهای که برای اپل تولید میکند برچسب «18AP» را در نظر خواهد گرفت تا تمایز میان فرآیندهای داخلی و تولید قراردادی حفظ شود. انتظار نمیرود تولید انبوه تا سال 2027 آغاز شود، بنابراین در وضعیت فعلی این هنوز یک برنامهریزی اولیه و مرحلهای از مذاکره و آزمایش است و نباید آن را بهعنوان یک قرارداد قطعی در نظر گرفت. توضیحات بیشتر از سوی تحلیلگران همچنین شامل جزئیاتی درباره مراحل آزمایشی، نمونهسازی و ارزیابی کیفیت است که پیش از هرگونه قرارداد نهایی معمولاً انجام میشود؛ این مراحل شامل ارزیابی بازده (yield)، مصرف انرژی، دمای کاری و سازگاری با بستهبندیهای تراشه فعلی اپل خواهد بود.
چرا اپل تولید را تقسیم میکند
به نظر میرسد اپل رویکردی عملگرایانه نسبت به ظرفیت تولید و مدیریت ریسک اتخاذ کرده است. یکی از دلایل منطقی تقسیم تولید بین چند فاندری، مدیریت ظرفیت و تضمین پایایی زنجیره تأمین است؛ با واگذاری تولید نسخه پایه M7 به اینتل، اپل میتواند ظرفیت TSMC را برای تولید تراشههای پرحاشیهتر و پیچیدهتر مانند M7 Pro و M7 Max آزاد کند، تراشههایی که احتمالاً همچنان روی فرآیندهای پیشرفتهتر مانند N2P یا نسخه ارتقا یافته A18 تولید خواهند شد. این استراتژی به اپل اجازه میدهد تا حجم تولید را بین شرکای مختلف پخش کند در حالی که مهمترین و پیچیدهترین قطعات پردازشی را نزد شریک مورداعتمادتر خود در TSMC نگه میدارد. علاوه بر این، تقسیم تولید میتواند منجر به بهرهوری بهتر از ظرفیت تولید جهانی، کاهش ریسک توقف تولید در صورت بروز مشکل در یک کارخانه و انعطاف بیشتر در پاسخ به نوسان تقاضا برای محصولات رده پایینتر شود.
مزایا برای اپل
- افزایش توان تولید برای میلیونها دستگاه سطح پایه و میانرده که نیازمند تراشههای با مشخصات پایهتر اما کمهزینه هستند؛ این کار به اپل امکان میدهد عرضه را با تقاضای بازار تطبیق دهد و از کمبودهای عرضه جلوگیری کند.
- تقویت تابآوری زنجیره تأمین از طریق داشتن یک شریک فاندری دوم؛ تنوع در تأمینکنندگان نیمههادی باعث کاهش ریسک وابستگی به یک تنها تولیدکننده و بهبود پایداری عرضه در مواجهه با اختلالات جغرافیایی، سیاسی یا فنی میشود.
- پتانسیل دستیابی به مزایای قیمتی یا ظرفیت در درازمدت؛ مذاکره با فاندری دوم میتواند به اپل ابزار چانهزنی بیشتری برای بهبود قیمتها، تحویل یا شرایط قرار داد بدهد و امکان مدیریت بهتر هزینههای تولید را فراهم سازد.

مزیتهای احتمالی برای اینتل
برای اینتل، کسب قرارداد تولید نسخه پایه M7 میتواند یک مشتری تروفه (trophy client) و نشانهای از این باشد که استراتژی بازگشت آن به بازار فاندری دارد نتیجه میدهد. طی سالهای اخیر اینتل با تاخیر در رسیدن به گرههای مورد نظر و از دست دادن برخی مشتریان کلیدی روبهرو شد، اما داشتن اپل بهعنوان مشتری میتواند نه تنها اعتبار فنی اینتل را افزایش دهد بلکه به جذب سایر تولیدکنندگان تراشه که به دنبال تنوعبخشی به تأمینکنندگان خود هستند نیز کمک کند. از منظر بازار، پذیرش یک محصول سطح بالا و شناختهشده توسط اپل میتواند موجی از اعتماد را به جایگاه اینتل در خدمات تولیدی انتقال دهد و مسیر مشارکتهای بیشتر با طراحان تراشه را هموار کند. علاوه بر این، تجربه در تولید مقادیر بالا برای یک شرکت مصرفکننده بزرگ مانند اپل میتواند برای اینتل بهعنوان فرصتی برای بهبود بازده تولید، مقیاسپذیری و اثبات تواناییهای لجستیکی و زنجیره تأمین مفید باشد.
ملاحظات فنی و بازاری
هنوز انتظار میرود M7 Pro و M7 Max نزد TSMC بمانند و تراشهٔ پرچمدار عملکردی اپل به شریک تولیدی دیرینهاش وابسته بماند. این رویکرد حفظ تمایز میان محصولات سطح مصرفکننده و محصولات حرفهای است که به حداکثر عملکرد، بازده گرمایی و ویژگیهای پیشرفته نیاز دارند. در عین حال، منتقدان و ناظران بازار منتظر خواهند ماند تا عملکرد واقعی گره 18A اینتل و پیادهسازی آن در محصولات نهایی روشن شود؛ زمانبندی برای ارزیابی بهتر، پس از عرضه لپتاپهای مبتنی بر پلتفرم Panther Lake و همچنین نمونهسازیهای اولیه از M7 ساخته شده روی 18A خواهد بود. باید در نظر داشت تاریخچه پیچیده و گاهی پرتنش میان اپل و اینتل — که از همکاری سختافزاری طولانیمدت در گذشته تا رقابت مستقیم فعلی در حوزه پردازنده و طراحی سیستم روی تراشه (SoC) ادامه داشته — این خبر را از منظر روابط صنعتی جالب میکند؛ اعتماد مجدد به اینتل در حوزه تولید قراردادی نشاندهنده تحولات عمیقتر در اقتصاد فاندری و استراتژیهای شرکتهای بزرگ فناوری است.
تحقق یا عدم تحقق این برنامه وابسته به رسیدن اینتل به اهداف کیفیت، بازده تولید (yield) و زمانبندی تعیینشده است؛ همچنین تصمیم نهایی اپل بازتابدهنده خطمشی کلیتر آن در مدیریت ریسک تولید و استراتژی تأمین خواهد بود. در صورتی که این طرح اجرایی شود، میتواند دینامیک رقابتی در تولید تراشههای پیشرفته را تغییر دهد، فشار رقابتی را بر TSMC افزایش دهد و سایر بازیگران بازار فاندری را نیز به بازنگری در رویکردهایشان وادارد. همچنین پیامدهای اقتصادی و تکنولوژیکی برای اکوسیستم طراحی تراشه، شرکتهای طراحی زیرسیستمها، و حتی شرکای بستهبندی و تست (OSAT) وجود خواهد داشت؛ بهعنوان مثال نیاز به هماهنگی بیشتر بین طراحی تراشه اپل و فرآیندهای بستهبندی اینتل، تضمین سازگاری با فناوریهایی چون بستهبندی چندچیپ (chiplet) یا Foveros، و مدیریت حرارتی دستگاهها از جمله مواردی است که باید در فرایند مهندسی در نظر گرفته شوند.
منبع: gizmochina
ارسال نظر