8 دقیقه
تغییری دیرهنگام در کستینگ باعث شد گمانهزنیهای اولیه دربارهٔ فیلم The Batman: Part 2 داغ شود. بهگزارش منابع داخلی متعدد، ستارهٔ برندهٔ اسکار، اسکارلت جوهانسون، در مذاکرات نهایی برای بازی در یک نقش مهم در دنباله قرار دارد — نقشی که پیشتر طبق گزارشها به اما استون پیشنهاد شده بود.
از پیشنهاد تا مذاکرات
وبسایتها و منابع داخلی میگویند این نقش ابتدا به اما استون پیشنهاد شد، درست پس از آنکه استون با عملکرد اخیر خود مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و جوایزی دریافت کرد. براساس برخی گزارشها، استون این پیشنهاد را رد کرده است و منابعی در صنعت فیلم این تصمیم را تاحدی به انتظارات مالی نسبت میدهند؛ یعنی دستمزد درخواستی و ساختار پرداخت نقش تعیینکننده بوده است. در مقابل، گزارشها حاکی از آن است که اسکارلت جوهانسون گفتوگوها را پذیرفته است و ممکن است در ازای دریافت مبلغ اولیهٔ کمتر، سهمی از درآمد نهایی یا «پوینتهای بکاند» بپذیرد — رویکردی که بین سلبریتیهای سطح A رایج است تا در سود باکسآفیس پروژههای بزرگ سهیم شوند.
این نوع سازوکار مالی به بازیگر امکان میدهد با ریسک کمتر روی دستمزد ثابت و احتمال دریافت سود بیشتر در صورت موفقیت تجاری فیلم، همراه شود. برای تهیهکنندگان نیز چنین توافقهایی ابزار کنترل هزینه و مدیریت بودجه است؛ بهویژه وقتی پروژهها بودجهٔ کلانی دارند و سرمایهگذاران میخواهند ریسک نقدی را کاهش دهند.
اگر جوهانسون قرارداد را امضا کند، منابع نزدیک به پروژه حدس میزنند او ممکن است نقش یک معشوقهٔ اخلاقاً پیچیده یا یک «ضدقهرمان» قلمدادشونده را بازی کند که در مقابل بروس وینِ رابرت پتینسون قرار میگیرد — چیزی که در ادامهٔ رویکرد واقعگرایانه و نئونوآرِ مت ریوز به گاتهام خواهد بود، جایی که مرزبندی بین متحد و دشمن اغلب مبهم است و روابط انسانی نقش محوری در روایت دارند.
بازیگران، تیم تولید و جدول زمانی
رابرت پتینسون بار دیگر نقش بروس وین/بتمن را بازمیگرداند و چهرههای آشنایی مانند جفری رایت، اندی سِرسِیس و کالین فارل نیز انتظار میرود نقشهای خود را تکرار کنند. طبق برنامهریزیهای اولیه، تولید رسمی از فصل بهار آغاز خواهد شد و در تقویم فعلی تاریخ اکران برای 1 اکتبر 2027 مشخص شده است. البته این تاریخها ممکن است در صورت نیاز به بازنویسیهای بیشتر، مشکلات تأمین بودجه یا عوامل فنی تغییر کنند؛ اما در حال حاضر استودیو و تیم تولید برای حرکت در مسیر پیشتولید و برنامهریزی لوکیشنها آماده میشوند.
فازهای معمول تولید یک بلاکباستر بزرگ مانند این شامل پیشتولید مفصل (بازنویسی فیلمنامه، تستهای بازیگری، برنامهریزی جلوههای بصری و طراحی صحنه)، تصویربرداری اصلی و در نهایت پستولید میشود که جلوههای ویژه، تدوین نهایی، اصلاح رنگ و موسیقی متن را در بر میگیرد. برای پروژههایی با مقیاس و پیچیدگی بتمن: قسمت دوم، مرحلهٔ پستولید میتواند ماهها طول بکشد تا کیفیت بصری و صوتی که مورد انتظار مخاطبان جهانی است به دست آید.

این دنباله در فضای سینماییای قرار میگیرد که از تفسیرهای دیگرِ بتمن متمایز است: نسخهٔ مت ریوز بر جو غالب، ضربآهنگهای جنبهٔ پلیسی و درامِ محور شخصیتها تکیه دارد — متفاوت از واقعگرایی حماسی کریستوفر نولان یا گاتیکِ سبکشدهٔ تیم برتون. آوردن ستارهای مثل جوهانسون میتواند دنباله را بیشتر به سمت هالهٔ بلاکباسترهای جریان اصلی سوق دهد، در حالی که هنوز امکان حفظ هستهٔ تاریک و تمرکزمندِ فیلم بر درام شخصیتها وجود دارد. بنابراین ترکیبِ بازیگران شناختهشده با سبک رواییِ مت ریوز میتواند به توازنی میان جاذبهٔ تجاری و عمق هنری منجر شود.
زمینهٔ صنعتی و پیامهای آن
حرکات بزرگ در کستینگ امروزه بیش از پیش با شیوههای خلاقانهٔ تأمین مالی مرتبط شدهاند. استودیوها میتوانند پول نقد اولیهٔ کمتری پیشنهاد دهند و در عوض امتیازاتی از درآمد نهایی یا پوینتهای بکاند ارائه کنند تا هم بودجه را مدیریت کنند و هم به بازیگران انگیزهٔ مشارکت در موفقیت تجاری فیلم بدهند. این مدل توضیح میدهد چرا برخی بازیگران حاضرند تضمین نقدی کمتری بپذیرند تا در پروژههایی با چشمانداز سودآوری بالا سهیم شوند؛ مخصوصاً وقتی پای آثار کمیک-بوکی یا فرنچایزهای بزرگ در میان باشد که پتانسیل فروش جهانی قابلتوجهی دارند.
از زاویهٔ خلاق، انتخاب بازیگر نیز پیامهای مشخصی دربارهٔ جهتگیری اثر دارد. انتخاب اما استون با سوابق اخیر او در پروژههای آوانگارد و کارگردانمحور همخوانی داشت؛ بنابراین پیوستن به یک دنبالهٔ گستردهٔ کمیکبوکی ممکن است با مسیر حرفهای یا تقویم شغلی او همراستا نبوده باشد. در مقابل، کارنامهٔ اسکارلت جوهانسون گسترهٔ وسیعی از درامهای مستقل تا فرنچایزهای عظیم را در بر میگیرد و او تجربهٔ برندهای پرفروش را نیز دارد؛ این ترکیب میتواند از نظر هنری اعتمادخاطر و از نظر تجاری قابلیت جذب جمعیت بیشتری را فراهم کند.
طرفداران و شبکههای اجتماعی به سرعت واکنش نشان دادهاند: عدهای استقبال از ورود احتمالی جوهانسون را بهعنوان چرخشی تازه و جذاب تلقی کردهاند، در حالی که دیگران دربارهٔ اینکه او چه آرکتایپی از گاتهام را بازی خواهد کرد حدس و گمان میزنند — کتوومن، سیلور سنت کلود یا شاید کاراکتری اصیل و تازهخلقشده برای این فرنچایز. سابقهٔ مت ریوز نشان داده که او قابلیت معرفی یا بازآفرینی شخصیتها را مطابق با لحن واقعگرایانهٔ آثارش دارد، بنابراین شگفتیهای داستانی در انتظارند و احتمال معرفی شخصیت جدید یا نسخهٔ متفاوتی از یک شخصیت شناختهشده وجود دارد.
«کستینگ یک معیار برای بلندپروازیهای یک دنباله است»، میگوید آنا کوواکز، منتقد فیلم. «انتخاب ستارهای با جذابیت کراساور مثل جوهانسون نشاندهندهٔ تلاش برای گسترش رنج مخاطبان و افزایش جذب باکسآفیس است، در حالی که تلاش میشود DNA تاریک و مبتنی بر شخصیت فیلم حفظ شود.» این دیدگاه منعکسکنندهٔ چالشی است که سازندگان امروز فرنچایزها با آن روبهرو هستند: چگونه میتوان هم مخاطب عام را جذب کرد و هم اصالت هنری و تمرکز داستانی را حفظ نمود.
بین مسائل تجاری قراردادها و انتخابهای خلاقانهٔ تیم فیلمسازی، داستان این کستینگ بیش از یک فهرست نام است: این ماجرایی است دربارهٔ چگونگی ساختن بلاکباسترهای مدرن — متعادلسازیِ قدرت ستارهها، چشمانداز هنری و استراتژی مالی. چه جوهانسون قرارداد را امضا کند و چه یک سوپرایز دیگر بهوجود آید، بهنظر میرسد این دنباله یکی از ورودهای پرمخاطره و پرمحور در چشمانداز ابرقهرمانی معاصر خواهد بود.
از منظر تولید و بازاریابی، حضور یک نام بزرگ میتواند به اقدامات پیشتبلیغاتی کمک کند: تولید تیزرها، حضور در جشنوارهها یا نمایشهای اختصاصی، و کمپینهای جهانی که هدفشان نفوذ در بازار بینالمللی است. استودیوها معمولاً از ترکیبِ بازیگرانِ شناختهشده و روایتِ قابلتوجه برای ایجاد همافزاییِ رسانهای بهره میگیرند؛ حضور جوهانسون اگر نهایی شود، میتواند برای تامین پخشکنندگان بینالمللی و فروش حقوق توزیع مفید باشد.
در نهایت، هر توافقی باید با تقویم بازیگران و اولویتهای خلاقانهٔ کارگردان هماهنگ شود. مت ریوز که دیدگاهش به گاتهام تاکیدی بر صحنههای پلیسی و تحلیل شخصیت است، احتمالاً به نقشها و بازیگرانی نیاز دارد که بتوانند در تعادل بین اکشن، تعلیق و بررسی روانشناختی شخصیتها موثر باشند. انتخاب بازیگری مثل جوهانسون، با تجربهٔ گسترده در ایفای نقشهای پیچیده و حضور در آثار تجاری، میتواند چنین تعادلی را تقویت کند.
بهطور خلاصه، این گمانهزنیِ کستینگ ترکیبی از عوامل اقتصادی، هنری و استراتژیک را نشان میدهد که امروز شکلدهندهٔ فیلمهای بزرگِ ژانر ابرقهرمانی است. مخاطبان و تحلیلگران صنعت با دقت تحول قراردادها، فهرست بازیگران و پیامدهای آن برای روایت و عملکرد باکسآفیس را دنبال میکنند؛ چرا که نتیجهٔ نهایی میتواند معیاری برای جهتگیری بعدی فرنچایزها و استودیوها در دههٔ آینده باشد.
منبع: smarti
نظرات
مهران
بهنظر منطقیه؛ پیشنهاد پول پایه کمتر بهعلاوه پوینت بکاند معقول بنظر میرسه. فقط نذارند تجاریکاری همهچیو بکشه، داستان مهمه
لابکور
زیاد هیجانزده نشیم، این مدل بکاند ها گاهی فقط به نفع استودیو تموم میشه، کیفیت داستان مهمتره صبر کنیم ببینیم چطور پیش میره
توربوام
تحلیل جالب بود؛ انتخاب بازیگر یعنی تلاش برای متعادلسازی بین هنر و باکسآفیس. امیدوارم ترکیب نهایی بتونه تعادل رو نگه داره
کوینپ
این خبر جدیه یا شایعه؟ منابع داخلی همیشه اغراق میکنن، ولی اگه استون واقعا رد کرده باشه دلیلش فقط مالی بوده یا دلیل دیگه ای هم هست؟
رودایکس
واو، جوهانسون توی بتمن؟ انتظار نداشتم... اگه قبول کنه احتمالا فیلم حسابی مخاطب میکشه ولی نگرانم لحن ریوز رو تغییر بدن
ارسال نظر