اهداکننده اسپرم حامل جهش نادر TP53؛ هشدار برای غربالگری

پروندهٔ اهداکنندهٔ اسپرم حامل جهش نادر TP53 که با تقریبا ۱۹۷ فرزند در چند کشور مرتبط شده، محدودیت‌های غربالگری ژنتیکی، موزائیسم گنادال و خلاهای قانونی در اهدای فرامرزی را آشکار می‌کند.

5 نظرات
اهداکننده اسپرم حامل جهش نادر TP53؛ هشدار برای غربالگری

8 دقیقه

یک اهداکنندهٔ اسپرم که حامل جهشی نادر مرتبط با افزایش خطر سرطان بود، با نزدیک به ۱۹۷ کودک متولدشده در چندین کشور مرتبط شده است، گزارش رادیوـتلویزیون دولتی دانمارک نشان می‌دهد. این پرونده محدودیت‌های غربالگری ژنتیکی روتین، پیچیدگی‌های اهدای اسپرم فرامرزی و چالش‌های ناشی از جهش‌های موزائیکی را که تنها در بخشی از سلول‌های اسپرم دیده می‌شوند، به‌روشنی برجسته می‌سازد و سوالات مهمی درباره ایمنی، مسئولیت‌پذیری و شفافیت در خدمات باروری ایجاد می‌کند.

نحوهٔ کشف پرونده

بانک اسپرم اروپایی دانمارک (ESB)، که یکی از بزرگ‌ترین تأمین‌کنندگان اسپرم در جهان است، در آوریل ۲۰۲۰ مطلع شد که کودکی که با استفاده از اسپرم اهدایی به دنیا آمده بود، به سرطان مبتلا شده و حامل یک موتاسیون ژنتیکی است. آزمایش‌های اولیهٔ نمونه‌های ذخیره‌شدهٔ اهداکننده آن موتاسیون را نشان نداد و بانک فروش نمونه‌ها را موقتاً متوقف کرد تا تحلیل‌های بیشتر انجام شود. پس از دور اول غربالگری فروش‌ها از سر گرفته شد، اما پیگیری‌ها ادامه یافت.

سه سال بعد، ESB مطلع شد که دست‌کم یک کودک دیگر که با اسپرم همان اهداکننده به دنیا آمده نیز به سرطان مبتلا شده است. آزمایش‌های بعدی روی چند نمونه نشان داد که اهداکننده حامل نوعی جهش قبلاً توصیف‌نشده در ژن TP53 است؛ ژنی که نقش مهمی در مهار تومور و کنترل چرخهٔ سلولی دارد. در پی این یافته‌ها، بانک در اواخر اکتبر ۲۰۲۳ استفادهٔ بیشتر از نمونه‌های ایشان را متوقف کرد تا از پخش بیشتر مواد ژنتیکی پرخطر جلوگیری شود.

مقصود دانشمندان از جهش نادر TP53 چیست

ESB و مقامات بهداشتی دانمارک این جهش را نادر و غیرمعمول توصیف کرده‌اند. به گفتهٔ بانک، تغییر خاص در TP53 تنها در کسری اندک از سلول‌های اسپرم اهداکننده قابل شناسایی بوده و در بقیهٔ بافت‌های بدن او شواهدی از این جهش دیده نشده است. به زبان ساده‌تر، این فرد ظاهراً فاقد علائم بالینی بوده زیرا جهش عمدتاً در گامت‌های جنسی او محدود مانده است؛ پدیده‌ای که به عنوان موزائیسم گنادال (gonadal mosaicism) شناخته می‌شود.

ژن TP53 یکی از ژن‌های کلیدی مرتبط با سرطان است که در تعمیر DNA و آغاز مرگ برنامه‌ریزی‌شدهٔ سلولی (آپاپتوز) زمانی که صدمات ژنتیکی شدید هستند، نقش دارد. جهش‌های گِرملاین (موروثی) در TP53 کلاسیکاً با سندرم لی-فرامنی (Li-Fraumeni) مرتبطند؛ وضعیتی ارثی که خطر بروز انواع متفاوت سرطان‌ها را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد. اما موتاسیون‌های موزائیکی، که در تنها بخشی از سلول‌های بدن حضور دارند، ممکن است در فرآیندهای غربالگری استاندارد سخت یا غیرممکن باشند؛ زیرا بسیاری از تست‌ها مبتنی بر نمونه‌های خونی یا رویه‌های تشخیصی با حساسیت محدود انجام می‌شوند و اگر جهش در بافت نمونه‌شده وجود نداشته باشد، قابل‌تشخیص نخواهد بود.

اعداد، محدودیت‌های غربالگری و خلاهای قانونی

سازمان ایمنی بیمار دانمارک گزارش داده است که ۹۹ کودک در دانمارک پس از درمان با اسپرم این اهداکننده متولد شده‌اند؛ ESB به مقامات گفته که گامت‌های این اهداکننده در ۶۷ کلینیک در ۱۴ کشور مورد استفاده قرار گرفته‌اند. پخش‌کنندهٔ عمومی DR تعداد کل فرزندان را پیش از کشف ناهنجاری حداقل ۱۹۷ نفر برآورد کرده است. این ارقام نشان‌دهندهٔ گستردگی پخش نمونهٔ اهدایی و پیچیدگی‌های ردیابی بالینی و اداری در سطح بین‌المللی است.

کلینیک‌های باروری معمولاً برای کاهش ریسک انتقال بیماری‌های شدید موروثی، مجموعه‌ای از آزمایش‌های ژنتیکی را انجام می‌دهند. با این حال، بیشتر تست‌های روتین روی واریانت‌های شایع یا شناخته‌شدهٔ پاتولوژیک متمرکزند و فرض می‌کنند که اگر جهشی وجود داشته باشد، در بافت نمونه‌شده (معمولاً خون یا نمونهٔ اسپرمِ نماینده) قابل‌کشف خواهد بود. موتاسیون‌های موزائیکی که تنها در زیرمجموعه‌ای از سلول‌های اسپرم حضور دارند، به‌ویژه وقتی فراوانی جهش در اسپرم پایین باشد، می‌توانند از غربالگری معمول فرار کنند و نتایج منفی کاذب ایجاد نمایند.

در برخی کشورهای اروپایی قوانین ملی محدودکنندهٔ تعداد فرزندانی که یک اهداکننده می‌تواند داشته باشد وجود دارد، اما هیچ سقف بین‌المللی یکسانی اعمال نمی‌شود. ESB اعلام کرده که طی دو دهه در بیش از ۷۰٬۰۰۰ تولد مشارکت داشته و در پایان ۲۰۲۲ حداکثر داخلی ۷۵ خانواده برای هر اهداکننده را تعیین کرده بود. با وجود این، اهدای فرامرزی، تفاوت قوانین ملی و شیوه‌های حفظ محرمانگی یا ناشناسی اهداکنندگان نظارت و ردیابی را هنگامی که نمونه‌ها در سطح جهانی توزیع می‌شوند، بسیار پیچیده‌تر می‌سازد. از منظر نظارتی، فقدان یک سامانهٔ مشترک بین‌المللی برای ثبت و پیگیری اهداکنندگان و گزارش‌دهی شواهد ژنتیکی، یک خلا جدی در مدیریت ریسک‌های ژنتیکی به شمار می‌آید.

تبعات قانونی، اخلاقی و پیامدها برای خانواده‌ها

برای خانواده‌ها و کلینیک‌ها، این پرونده سوالات عملی متعددی را مطرح می‌کند: چگونه گیرندگان باید مطلع شوند؟ چگونه می‌توان فرزندان تحت تاثیر را در سراسر مرزها شناسایی یا جست‌وجو کرد؟ چه زمانی و به چه کسانی باید آزمایش ژنتیک یا مشاورهٔ ارجاع شود؟ مقامات بهداشتی با یک توازن ظریف میان حفظ حریم خصوصی گیرندگان و نیاز به اطلاع‌رسانی به موقع و پیگیری پزشکی برای کودکان و بزرگسالان احتمالا درمعرض خطر روبه‌رو هستند.

از منظر اخلاقی، مسألهٔ رضایت آگاهانه و ناشناسی اهداکننده برجسته می‌شود: بسیاری از گیرندگان و فرزندان متولدشده ممکن است در زمان انجام فرایندهای درمانی از احتمال وجود موتاسیون‌های موزائیکی یا پیامدهای بلندمدت آن آگاه نبوده‌اند. همچنین ترتیب ارتباط میان کلینیک‌ها، بانک‌های اسپرم و نهادهای نظارتی برای اطلاع‌رسانی به خانواده‌ها باید طوری طراحی شود که هم اطلاعات مهم سلامت در دسترس قرار گیرد و هم حریم خصوصی و حقوق افراد رعایت شود. در مواردی که شناسایی گستردهٔ فرزندان ضرورت دارد، همکاری بین‌المللی و ایجاد مکانیسم‌های قانونی برای انتقال داده‌ها و حمایت‌های درمانی و روان‌شناختی ضروری است.

دیدگاه کارشناسان

دکتر امیلی کارتر، ژنتیک‌پزشکی بالینی در یک بیمارستان دانشگاهی بزرگ، در تبیین محدودیت‌های غربالگری استاندارد گفت: «وقتی جهشی تنها در بخش‌هایی از اسپرم یک اهداکننده وجود دارد، آزمایش‌های روتین—که غالباً بر اساس یک نمونهٔ منفرد انجام می‌شوند—ممکن است آن را از دست بدهند. این همان موزائیسم است که در عمل باعث بروز خطاهای تشخیصی می‌شود. برای خدمات باروری، واکنش مناسب می‌تواند شامل پیگیری‌های دقیق‌تر اهداکنندگان، ایجاد کانال‌های گزارش‌دهی روشن‌تر بین کلینیک‌ها در سطح بین‌المللی و فراهم کردن مشاورهٔ ژنتیکی در دسترس برای خانواده‌ها باشد.»

کارشناسان حوزهٔ باروری و ژنتیک پیشنهاد می‌کنند که با توجه به رشد خدمات تکمیلی تولیدمثل و حرکت نمونه‌ها و بیماران بین کشورها، نیاز به استانداردهای بین‌المللی بهتر برای ردیابی اهداکنندگان، گزارش شفاف نتایج ژنتیکی و به‌روزرسانی پروتکل‌های غربالگری که قابلیت شناسایی موتاسیون‌های موزائیکی را در شرایط منطقی داشته باشند، بیش از پیش احساس می‌شود. فناوری‌هایی مانند توالی‌یابی عمیق (deep sequencing)، PCR دیجیتال (ddPCR) یا تحلیل تک‌سلولی می‌توانند حساسیت تشخیصی را افزایش دهند، اما هزینهٔ بالاتر، نیاز به زیرساخت فنی، و پیامدهای حقوقی و اخلاقی استفادهٔ گسترده از این روش‌ها باید در سیاست‌گذاری لحاظ شوند.

از جنبهٔ مسئولیت مدنی و حقوقی نیز موارد پیچیده‌اند: تعیین اینکه کدام نهاد (بانک اسپرم، کلینیک باروری، یا ناشی از خلأ قانونی) در برابر پیامدهای بلندمدت پاسخگو است، وابسته به قوانین کشوری، قراردادهای موافقت‌نامه با اهداکنندگان و نهادهای اجرایی است. برخی از پیشنهادها شامل ایجاد سامانه‌های ثبت ملی یا بین‌المللی اهداکنندگان، الزام به اطلاع‌رسانی سریع در صورت کشف یافته‌های ژنتیکی مهم، و فراهم‌کردن حمایت درمانی و مشاوره‌ای برای خانواده‌های درگیر است.

در نهایت، این پرونده نمونه‌ای آموزنده است از اینکه چگونه پیشرفت‌های علمی و خدمات درمانی می‌توانند جلوه‌هایی از ریسک جدید ایجاد کنند و نیاز به هماهنگی میان علم، اخلاق، قانون و سیاست‌گذاری را پررنگ‌تر سازند. افزایش شفافیت، بهبود پروتکل‌های آزمایشگاهی و ایجاد مسیرهای قانونی-نظارتی بین‌المللی می‌تواند به کاهش وقوع موارد مشابه در آینده کمک کند و سلامت گیرندگان و فرزندان متولدشده را بهتر تضمین نماید.

منبع: sciencealert

ارسال نظر

نظرات

افق_ناز

گزارش خوبه اما فشار روی هزینه و حریم خصوصی رو کم نشون داده، جای قوانین شفاف و پیگیری بین‌المللی خالیه

آفتابرو

خودم تو کلینیک کار نکردم ولی خانواده‌ها همیشه نگران بودن، اطلاعات کم بود، چطور باید اطلاع‌رسانی کنن...

امیر

این پرونده خیلی پیچیدست، آیا مسئولیت قانونی بانک یا کلینیک مشخص شده؟ کی باید جوابگو باشه؟

بیونیکس

باید توالی‌یابی عمیق رو جدی بگیرن، هزینه مهمه اما سلامت بچه‌ها ارجح

دیتاپالس

وای... این واقعاً ترسناکه، ۱۹۷ بچه؟! چطور هیچ تستی نتونست این موزائیسم رو بگیره، سیستم‌ها باید بازنگری شن

مطالب مرتبط