8 دقیقه
مدتها پیش از ظهور گلبرگهای رنگارنگ یا دستههای معطر گل، برخی از قدیمیترین گیاهان بذردار زمین از حس دیگری برای جذب همکاران استفاده میکردند: گرما. پژوهشهای تازه نشان میدهد که سیکادها — گیاهان کهن مخروطدار — سیگنالهای حرارتی ریتمیک تولید میکنند که حشرات شبرو، بهویژه سوسکها، را بین مخروطهای نر و ماده هدایت میکند و بدین ترتیب گردهافشانی نسل به نسل را تضمین مینماید. یافتهها نه تنها نشانگر وجود یک راهکار ارتباطی غیردیداری در گیاهان است، بلکه پیامدهای مهمی برای تکامل، اکولوژی و حفاظت از گونههای در معرض خطر دارد.
یک سیگنال فروسرخ قدیمیتر از گلبرگها
سیکادها بازماندگان زنده از دوره ژوراسیک به شمار میآیند: گیاهانی با تکامل کند، شبیه نخل، دارای تنههای استوانهای، برگهای پنّی سفت و مخروطهای برجسته. تفاوت اساسی آنها با بسیاری از گیاهان گلدار در این است که بهجای تکیه صرف بر رنگ یا بو، بخشهای زایشی بسیاری از سیکادها گرمای قابلسنجی تولید میکنند. تیمی از پژوهشگران به رهبری وندی والنسیا-مونتویا در هاروارد نشان دادهاند که این ترموژنز (تولید حرارت) اتفاقی نیست؛ بلکه راهبردی زمانبندیشده و فعال است که یک گونهٔ خاص سوسک را جذب میکند و احتمالاً پیش از پیدایش گلهای نماکار و رنگی تکامل یافته است.
این مطالعه بر گونه Zamia furfuracea متمرکز بود، یک سیکاد بومی مکزیک که وابسته به سوسک Rhopalotria furfuracea برای گردهافشانی است. با استفاده از تصویربرداری حرارتی در زیستگاه طبیعی، پژوهشگران مشاهده کردند که مخروطهای نر در یک برنامه روزانه دقیق گرم میشوند؛ دما از حوالی نیمهبعدازظهر افزایش مییابد، به اوج میرسد و سپس مجدداً کاهش پیدا میکند. مخروطهای ماده الگوی مشابهی دارند اما با حدود سه ساعت تأخیر، که این توالی حرارتی قابلپیشبینی را ایجاد میکند و سوسکها را وادار میسازد تا گرده را از مخروطهای نر به مخروطهای ماده انتقال دهند. ترتیب زمانی منظم این گرمایشها احتمال دخالت ساعتهای درونی چرخهای گیاه را نشان میدهد و نه صرفاً واکنش گذرا به دمای محیط یا نور.

تصویربرداری حرارتی از Zamia furfuracea در زیستگاه طبیعی. خطوط نقطهچین مخروطهایی را نشان میدهند که در مراحل رشد یا خیلی زود یا خیلی دیر برای گردهافشانی قرار دارند. (Valencia-Montoya et al., Science, 2025)
چگونه گیاهان و سوسکها سازوکار تطبیق بر پایهٔ گرما را اجرا میکنند
مکانیزم بهطور شگفتانگیزی ساده و در عین حال مولکولی است. از سوی گیاه، سیکادها ژنی به نام AOX1 (اکسیداز جایگزین) را در بافتهای مخروط فعال میکنند. AOX1 مسیرهای متابولیسم میتوکندری را از تولید مؤثر ATP منحرف میسازد و به سمت آزادسازی گرما هدایت میکند — یعنی سوخت مصرف میشود و انرژی بهصورت حرارت دفع میگردد بهجای آنکه ذخیره یا به ATP تبدیل شود. این فرایند افزایش دمایی مداوم و پایدار در مخروطها را طی پنجرهٔ گردهافشانی فراهم میآورد و بهعنوان یک سیگنال فیزیکی عمل میکند.
از سوی حشرات، سوسکهای گردهافشان مجهز به ساختارهای حسی خاصی هستند که قادر به شناسایی همین گرما هستند. در نوک شاخکهای آنها سنسیلای کولونکوئیک (coeloconic sensilla) قرار دارد — سازههای حسی تخصصی که برای شناسایی فروسرخ حرارتی تنظیم شدهاند. این سنسورها از کانال یونی TRPA1 برای تبدیل تابش حرارتی به سیگنالهای عصبی استفاده میکنند. پژوهشگران علیت را نشان دادند: وقتی نشانههای محیطی غیر از گرما (مانند بو یا کنتراست بصری) حذف شد، سوسکها همچنان به سمت مخروطهای گرم هدایت شدند؛ اما زمانی که کانال TRPA1 بهصورت تجربی غیرفعال شد، رفتار پاسخ به گرما از بین رفت. این نخستین شواهد مستقیم است که حس گرمای مبتنی بر TRPA1 را به رفتار گردهافشانی پیوند میدهد.

سوسکهای گونه Rhopalotria furfuracea بر روی یک مخروط نر از سیکاد Zamia furfuracea که مخروطهایش در هنگام گردهافشانی گرما تولید میکنند.
زمینهٔ علمی و روششناسی تجربی
پدیدهٔ ترموژنز در گیاهان پدیدهٔ تازهای نیست — برخی گیاهان مانند کلم بدبو (skunk cabbage) و تعدادی از آروئیدها (aroids) نیز دمبستههای گل (inflorescences) خود را گرم میکنند — اما اثبات مزیت تولید حرارت پایدار در مخروطها برای موفقیت تولیدمثلی نیازمند کار میدانی دقیق و تکنیکهای بینرشتهای بود. تیم تحقیقاتی از پایش ساعتی چرخههای شبانهروز (circadian monitoring)، تصویربرداری حرارتی، آزمونهای بیان ژن و آزمایشهای رفتاری روی سوسکهای زنده استفاده کرد. نشان دادن وجود یک چرخه تکرارشوندهٔ 24 ساعته بهخوبی وجود یک ساعت درونی را نسبت به یک پاسخ گذرا به دما یا نور بیرونی پیشنهاد میکند و پروفایلهای بیان ژنی AOX1 را بهعنوان یک عامل کلیدی در فازهای گرمایش برجسته ساختند.
آزمونهای رفتاری توانستند تابش حرارتی را بهعنوان جاذبهٔ اصلی جدا کنند. با ایجاد موانع یا غیرفعالسازی نشانههای دیگر (مانند بوی گل یا تفاوتهای بصری) و همچنین تضعیف انتخابی کانال TRPA1 در سوسکها، پژوهشگران توانستند همبستگی و علیت را از هم تفکیک کنند. حرکت سوسکها پیرو موج حرارتی از مخروطهای نر به مخروطهای ماده بود و انتقال گرده بهطور مستقیم نتیجهٔ همان جابهجایی حرارتی بود. آزمایشها همچنین کنترلهایی برای اثرات جانبی مانند حرکات باد، تغییرات رطوبت و اختلافات میکروزیستگاهی را در بر داشت تا از صحت نتایج اطمینان حاصل شود.
پیامدها برای تکامل، بومشناسی و حفاظت
این یافتهها بخشی از داستان نحوهٔ نخستین ارتباطات بین گیاهان و حشرات گردهافشان را بازنویسی میکنند. سیگنالدهی فروسرخ یک کانال اطلاعاتی مبتنی بر شدت فراهم میآورد — کانالی سادهتر از رنگ اما مقاوم در شرایط نور کم یا محیطهای شبانه. این ممکن است استراتژی مؤثری در دورانهای ابتدایی تکاملی بوده باشد، زمانی که بینایی حشرات سادهتر بود و پیش از انفجار تنوع پوششدارها (آنگیوسپرما) و پیچیدگی ادراک رنگ در حشرات طی کرتاسه.
امروزه حدود 300 گونهٔ سیکاد شناخته شدهاند که بسیاری از آنها در معرض خطر قرار دارند. ظهور گیاهان گلدار حدود 112 تا 93 میلیون سال پیش، طیفی گستردهتر از سیگنالهای بصری و بویی را معرفی کرد که گردهافشانهایی با توانایی دید رنگی و پردازش پیچیده بو را ترجیح دادند. در نتیجه، سیگنالدهی حرارتی ممکن است برای بسیاری از سیکادها به یک بنبست تکاملی تبدیل شده باشد — تخصصی و مؤثر در برخی زیستگاهها اما در رقابت با سیستمهای سیگنالدهی جدیدتر کمتر موفق.
فراتر از تاریخ تکاملی، این کشف سوالات کاربردی مهمی برای حفاظت مطرح میکند. سامانههای گردهافشانی تخصصی آسیبپذیرند: از دست رفتن یک گونهٔ سوسک یا اختلال در چرخههای روزانهٔ حرارتی بهواسطهٔ تغییرات اقلیمی میتواند تولیدمثل این سیکادها را به خطر اندازد. حفاظت از زیستگاههای میکروزیستی شبرو، مدیریت تغییرات اقلیمی موضعی و حفظ جمعیت حشرات شریک، از جمله اقداماتی هستند که برای بقای این «فسیلهای زنده» ضروری بهنظر میرسند. افزون بر این، برنامههای احیاء ممکن است نیازمند شناسایی و بازسازی شرایط زیستمحیطی که الگوهای حرارتی منظم را تضمین میکنند باشند.
دیدگاه کارشناسان
«این مطالعه درک ما از ارتباط میان گیاه و جانور را توسعه میدهد،» میگوید دکتر لورا مندِل، اکوفیزیولوژیست گیاهی که در این پژوهش مشارکت نداشته است. «با نشان دادن یک مسیر ژنتیکی و حسی مستقیم — AOX1 در گیاهان و TRPA1 در سوسکها — پژوهشگران مکانیزم روشنی برای چگونگی ساختاردهی گردهافشانی توسط نشانههای حرارتی ارائه کردهاند. این کار همچنین نشان میدهد که تا چه اندازه دربارهٔ سیگنالهای غیربصری در شبکههای اکولوژیک هنوز چیزهای بیشتری برای یادگیری وجود دارد.»
نتیجهگیری
کشف اینکه سیکادها با استفاده از گرمای زمانبندیشدهٔ چرخهای حشرات تخصصی را جذب میکنند، پلی بین دیرینهگیاهشناسی، زیستشناسی مولکولی و اکولوژی حسی ایجاد میکند. این نشان میدهد که سیگنالدهی فروسرخ احتمالاً پیش از آنکه گلبرگها و رنگها جهان گلها را تحت سلطه بگیرند، یک استراتژی مؤثر برای گردهافشانی بوده است — و نیز آسیبپذیری سامانههای وابسته به یکدیگر را در محیطی که با سرعت تغییر میکند برجسته میسازد. برای پژوهشهای آتی، تمرکز بر تنوع گونههای سیکاد، طیفهای مختلف سازوکارهای تولید حرارت، و تعاملات دقیقتر بین ژنهای مرتبط با ترموژنز و حسگرهای حسی حشرات میتواند دیدگاههای عمیقتری دربارهٔ همتکاملی گونهها و پیامدهای حفاظتی فراهم آورد.
منبع: sciencealert
نظرات
میلاد.
جالبه ولی یه جاهاش اغراق شده انگار؛ آیا واقعا فقط گرما کافیه؟ به نظرم برای تعمیم نیاز به نمونههای بیشتر از گونههای مختلفه
اتو_ر
من تو پروژه حفاظت دیدم که وقتی یه گردهافشان خاص از بین رفت، گیاه بازنده میشه. پس ارتباط تخصصی گرما و سوسک یعنی آسیبپذیری بالا، باید فکری کرد!
مهدیار
واقعیه؟ اگه تغییر اقلیم الگوی گرمایی رو بهم بزنه، این سیکادها و سوسکها چی میشن؟ نگرانکننده ست…
بیونیکس
معقول به نظر میاد، مخصوصا برای گردهافشانی شبانه. ساده اما مؤثر ، یه دلیل ساده و قدرتمند که باید بیشتر بررسی شه
رودایکس
وااای، گرما بهعنوان زبان گیاهان؟ عجیب و جذابه! سیکادها مثل یه ساعت کار میکنن، کلی سوال تو سرم مونده...
ارسال نظر