نابودی سریع یخچال های طبیعی در سناریوی گرمایش ۴ درجه

پیش‌بینی‌های جدید نشان می‌دهد در سناریوی گرمایش ۴ درجه، هزاران یخچال سالانه تا میان‌سده از بین می‌روند؛ پیامدها شامل تهدید به امنیت آب، افزایش سطح دریا و آسیب به زیست‌بوم‌های کوهستانی است.

6 نظرات
نابودی سریع یخچال های طبیعی در سناریوی گرمایش ۴ درجه

10 دقیقه

در یک سناریوی گرمایش بالا، یخچال‌های طبیعی جهان ممکن است با سرعتی شگفت‌انگیز ناپدید شوند. پیش‌بینی‌های جدید نشان می‌دهد که اگر دمای جهانی حدود ۴ درجه سلسیوس افزایش یابد، هزاران یخچال هرساله پیش از نیمه قرن از بین خواهند رفت و چشم‌انداز کوهستانی، منابع آب شیرین و میزان مشارکت در افزایش سطح دریا را برای نسل‌ها تغییر می‌دهند. این نتایج نشان‌دهنده پیامدهای بلندمدت برای هیدرولوژی، تنوع زیستی و جوامع انسانی است که به آب‌های ذوب‌شونده وابسته‌اند.

نرخ ناپدید شدن یخچال‌ها چگونه خواهد بود؟

مدل‌های اقلیمی و مدل‌های توده‌گلَسیری نشان می‌دهند که در جهانی که ۴ درجه گرم‌تر شده است، تا اواسط دهه ۲۰۵۰ ممکن است سالانه تا ۴۰۰۰ یخچال به‌طور کامل از بین بروند. ادامه این روند در طول سده باعث کاهش قابل‌توجه جمعیت جهانی یخچال‌ها خواهد شد: تحت این سناریو تنها حدود ۹٪ یعنی تقریباً ۱۸٬۲۸۸ یخچال ممکن است تا سال ۲۱۰۰ باقی بمانند. این ارقام فراتر از اعداد آماری هستند؛ آن‌ها نشان‌دهنده از دست رفتن مخازن آب شیرین، زیستگاه‌های حساس و نشانه‌های فرهنگی و تاریخی وابسته به یخچال‌ها هستند.

این پیش‌بینی‌ها مبتنی بر ترکیب خروجی‌های مدل‌های اقلیمی گسترده و مدل‌های توده یخچالی‌اند که تغییرات دما، تغییر در الگوهای بارش و پاسخ فیزیکی یخچال‌ها را در نظر می‌گیرند. این مدل‌ها شامل ناهمگنی‌های منطقه‌ای، اندازه یخچال‌ها، شیب و ارتفاع مبدا می‌شوند تا برآوردهای قابل‌اعتمادتری از نرخ نابودی فراهم آورند.

زمان‌بندی نابودی در مناطق مختلف — یخ کوچک، از دست رفتن سریع

لحظه اوج نابودی یخچال‌ها بر اساس اندازه و موقعیت جغرافیایی متفاوت است. مناطقی که تحت سلطه یخچال‌های کوچک کوهستانی قرار دارند، مانند آلپ اروپایی و آندهای نیمه‌گرمسیری، سریع‌ترین کاهش‌ها را تجربه خواهند کرد. در این مناطق ممکن است نیمی از یخچال‌ها ظرف دو دهه ناپدید شوند که این امر پیامدهای فوری برای منابع آب فصلی و اکوسیستم‌های کوهستانی به دنبال دارد.

یخچال‌های کوچک به دلیل نسبت سطح به حجم کمتر و گرایش به ارتفاع پایین‌تر، نسبت به افزایش دما حساس‌تر هستند. همچنین تغییر در الگوهای بارش و افزایش رخداد باران به‌جای برف می‌تواند ذخیره برفی و توانایی بازسازی توده یخچالی را کاهش دهد و فرایند حل‌شدن را سریع‌تر کند. این پدیده‌ها تأثیری مستقیم بر امنیت آب محلی و کشاورزی فصلی خواهند داشت.

یخ‌های بزرگ دیرتر می‌روند، اما باز هم کاهش می‌یابند

یخ بزرگ ماندگارتر، اما در بلندمدت آسیب‌پذیر

در مقابل، مناطقی با توده‌های یخی بزرگ—مانند گرینلند و بخش‌هایی از پیرامون قطب جنوب—اوج ناپدید شدن را دیرتر در سده خواهند دید. علت این است که یخچال‌ها و کلاهک‌های یخی بزرگ‌تر به زمان و انرژی بیشتری برای کاهش توده احتیاج دارند؛ حتی با ادامه گرمایش جهانی، کاهش آن‌ها آرام‌تر اما پیوسته خواهد بود. با این حال کاهش توده این یخ‌های بزرگ نیز می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی به افزایش سطح دریا کمک کند.

برای نمونه، ذوب گسترده گرینلند یا تغییرات در حاشیه‌های قطبی ممکن است باعث افزایش چشمگیر سهم بلندمدت از افزایش سطح دریا شود، که پیامدهایی فراتر از مناطق محلی داشته و به جوامع ساحلی سراسر جهان برمی‌گردد.

چرا نرخ نابودی در اواخر سده کند می‌شود

محققان تأکید می‌کنند که کاهش نرخ از دست رفتن سالیانه در اواخر این سده به معنای بازیابی یخچال‌ها نیست. در واقع، این کاهش رخ می‌دهد چون بسیاری از یخچال‌ها قبلاً از بین رفته‌اند و نمونه‌های باقیمانده به‌طور نسبی بزرگ‌تر و کندتر برای ذوب‌شدن‌اند. همان‌طور که یکی از پژوهشگران، ون تریخت، اشاره کرده است، نرخ از دست رفتن در آلپ «نزدیک به صفر» خواهد رسید زیرا «تقریباً یخچالی باقی نمانده است.» این جمله نشان‌دهنده وضعیت تکان‌دهنده‌ای است که به‌جای بازگشت طبیعی یخچال‌ها، بیشتر نشان‌دهنده تهی شدن ذخایر یخی است.

علاوه بر این، پس از حذف یخچال‌های کوچک‌تر، تغییر در ترکیب اندازهٔ باقیمانده‌ها به ساختاری منجر می‌شود که در آن کاهش سالیانه تودهٔ یخ نسبتاً کمتر است؛ زیرا یک یخچال بزرگ‌تر برای کاهش قابل‌توجه نیاز به مدت و گرمای بیشتری دارد. با این وجود، حتی کاهش آهسته نیز به‌معنای بار کلی کمتر ذخیرۀ آب شیرین و تأثیرات زیست‌محیطی قابل‌توجه است.

نکته مهم دیگر این است که فرایندهای غیرخطی، مانند فروپاشی تودهٔ یخی در نقاط تماس با دریا یا آزادسازی آب‌های زیرسطحی، ممکن است به کاهش‌های ناگهانی و سریع منجر شوند که مدل‌های خطی ساده آن‌ها را دست‌کم می‌گیرند؛ بنابراین عدم قطعیت در برآوردهای زمانی و شدت اثرات باید به‌طور شفاف در برنامه‌ریزی‌ها لحاظ شود.

پیامدها برای جوامع و اکوسیستم‌ها

  • امنیت آب: آب حاصل از ذوب یخچال‌ها رودخانه‌ها و کشاورزی را تغذیه می‌کند؛ از دست رفتن این منابع فصل به فصل عرضه آب را تهدید می‌کند و خطر خشکسالی فصلی و کم‌آبی را برای میلیون‌ها نفر افزایش می‌دهد.
  • سطح دریا: ذوب یخچال‌ها، همراه با تغییرات در یخچال‌های قطبی و صفحات یخی، به افزایش سطح دریا کمک می‌کند؛ این امر تهدیدی بلندمدت برای نواحی ساحلی، زیرساخت‌ها و جمعیت‌های مرتبط با مناطق ساحلی ایجاد می‌کند.
  • تنوع زیستی و گردشگری: زیستگاه‌های کوهستانی و گونه‌های وابسته به سردی، از جمله گیاهان و جانوران بومی، در معرض خطر قرار می‌گیرند. همچنین اقتصادهای محلی که به گردشگری یخچالی و چشم‌اندازهای کوهستانی وابسته‌اند، درآمد و معیشت خود را از دست می‌دهند.

علاوه بر این موارد، افزایش احتمال وقوع مخاطراتی مانند سیلاب‌های ناشی از شکست دیوارهٔ دریاچه‌های یخچالی (GLOF)، رانش‌های توده‌ای و تغییر الگوهای رسوب‌گذاری رودخانه‌ها، خطرات جدیدی را برای زیرساخت‌ها و جامعه‌های محلی ایجاد می‌کند. این مخاطرات نیازمند برنامه‌ریزی متقابل در مدیریت خطر، زیرساخت‌های مقاوم و سیستم‌های هشدار زودهنگام است.

کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای برای محدود کردن گرمایش جهانی و برنامه‌ریزی تطبیقی برای مدیریت منابع آب، مدیریت مخاطرات و حفاظت‌های زیست‌محیطی از ضروریات اصلی برای کاهش اثرات اجتماعی و اکولوژیک این روند سریع است. راهکارهای تطبیقی می‌توانند شامل افزایش ذخیره‌سازی آب از طریق سدها یا مخازن تحت‌سطحی، بهینه‌سازی تخصیص آب، توسعه سیستم‌های کشاورزی مقاوم به خشکی و سرمایه‌گذاری در پایش بلندمدت و مدل‌سازی منطقه‌ای باشند.

جزئیات فنی، عدم قطعیت‌ها و روش‌شناسی

تجزیه و تحلیل‌های مربوط به نابودی یخچال‌ها بر پایه ادغام خروجی‌های مدل‌های عمومی اقلیمی (GCMها) و مدل‌های سلولی یا توده‌ای یخچال هستند. این مدل‌ها تغییر دما، تغییرات در توزیع و نوع بارش (برف در مقابل باران)، تغییر در جذب انرژی سطحی، و اثرات آلاینده‌های جوی مانند ذرات سیاه (black carbon) را در نظر می‌گیرند. علاوه بر این، پارامترهایی مانند ارتفاع، عرض، شیب، و ساختار داخلی یخچال نیز برای پیش‌بینی پاسخ تودهٔ یخی محاسبه می‌شوند.

با این حال، چندین منبع عدم قطعیت وجود دارد: تفاوت بین سناریوهای انتشار گازهای گلخانه‌ای، تغییرات محلی در بارش، اثرات بازخوردی در سطح زمین مانند تغییر آلبدو (بازتاب سطح)، و فرآیندهای دینامیکی پیچیده‌ای که در مقیاس زمان کوتاه یا در لبهٔ یخچال رخ می‌دهند. همچنین داده‌های میدانی در برخی مناطق دورافتاده ناقص است که به عدم قطعیت بیشتر در برآوردها منجر می‌شود. برای کاهش این عدم قطعیت‌ها نیاز به شبکه‌های مشاهداتی گسترده‌تر، مشاهدات ماهواره‌ای با دقت بالاتر و کاربر روی مدل‌های با رزولوشن فضایی و زمانی بهتر وجود دارد.

از منظر سیاست‌گذاری، نشان دادن محدودهٔ احتمالی و سناریوهای متفاوت به متولیان تصمیم‌گیری کمک می‌کند تا برنامه‌های مدیریت آب و سازگاری را بر پایه بهترین اطلاعات ممکن و نیز برنامه‌های اضطراری برای وقوع مخاطرات ناگهانی طراحی کنند.

راهکارهای کاهش و تطبیق (میترشیگیشن و ادپتیشن)

برای مقابله با پیامدهای گستردهٔ از دست رفتن یخچال‌ها، دو مسیر مکمل باید دنبال شوند: کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای (میترشیگیشن) و اقدامات تطبیقی (ادپتیشن). کاهش سریع انتشار باعث کند شدن روند گرمایش و به‌تبع آن کاهش نرخ نابودی یخچال‌ها می‌شود. همزمان، اقدامات تطبیقی مثل تقویت ظرفیت مدیریت منابع آب، حفاظت از زیستگاه‌ها، طراحی زیرساخت‌های مقاوم در برابر سیلاب و توسعه برنامه‌های جبران معیشتی برای جوامع آسیب‌پذیر اهمیت دارد.

اقدامات مشخص می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

  • ایجاد و بهبود شبکه‌های ذخیرهٔ آب فصلی و ذخایر زیرزمینی؛
  • پایش مداوم یخچال‌ها با استفاده از ماهواره‌ها و ایستگاه‌های زمینی؛
  • سیستم‌های هشدار زودهنگام برای حادثه‌هایی مانند GLOF؛
  • برنامه‌ریزی منطقه‌ای برای تغییر الگوهای مصرف آب و تخصیص اولویت‌ها در شرایط کم‌آبی؛
  • حفظ و بازسازی زیستگاه‌های کوهستانی برای کاهش اثرات زیستی و اکوسیستمی؛
  • سرمایه‌گذاری در پژوهش و مدل‌سازی برای کاهش عدم قطعیت‌های پیش‌بینی.

پیاده‌سازی این راهکارها نیازمند هماهنگی بین‌المللی، منبع‌یابی مالی و انتقال فناوری به ویژه برای کشورهای در حال توسعه است که اغلب بیشترین آسیب را از دست رفتن یخچال‌ها متحمل می‌شوند.

جمع‌بندی و نکات کلیدی

پیش‌بینی‌ها دربارهٔ سناریوی گرمایش حدود ۴ درجه، تصویر روشنی از سرعت بالای از دست رفتن یخچال‌های طبیعی ارائه می‌دهد: هزاران یخچال در هر سال تا میانهٔ سده از بین خواهند رفت و تنها بخش کوچکی از یخچال‌های کنونی تا پایان سده باقی خواهند ماند. پیامدهای این روند شامل تضعیف امنیت آب، کمک به افزایش سطح دریا و ضربه به تنوع زیستی و معیشت‌های محلی است. اگرچه نرخ از دست رفتن ممکن است در انتهای سده کاهش یابد، این کاهش نشان‌دهنده بازسازی نیست بلکه بازتابی از تخلیهٔ ذخایر یخی است.

برای کاهش این خسارت‌ها لازم است هم سیاست‌های قاطع کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای اجرا شود و هم برنامه‌های تطبیقی برای مدیریت منابع آب، کاهش خطر مخاطرات و حفاظت از زیستگاه‌ها تقویت گردد. ادغام داده‌های مشاهداتی، بهبود مدل‌ها و تقویت همکاری‌های بین‌المللی در حوزهٔ تغییر اقلیم و مدیریت منابع آب از ملزومات اقدام مؤثر هستند.

کلمات کلیدی مرتبط: ذوب یخچال‌های طبیعی، تغییرات اقلیمی، امنیت آب، سطح دریا، یخچال‌های کوهستانی، گرمایش جهانی، پیش‌بینی مدل‌های اقلیمی.

منبع: sciencealert

ارسال نظر

نظرات

امیر

یادمون باشه وقتی میگن نرخ از دست رفتن کم میشه یعنی یخچال‌ها تموم شدن نه بازگشت، این فرق بزرگه

مسیرمن

کمی اغراق شده بنظر میرسه، اما حتی نصفِ اینم بشه بدِ بزرگیه. برنامه محلی و ذخیره سازی لازم داریم

لابنیکس

تو یک پروژه میدانی دیدم کوچکتر شدن یخچال تاثیر فصلبه فصل آب رو عوض کرد،‌ این مقاله نزدیک به حقیقته، باید بیشتر پایش کنیم

توربوم

این آمار واقعیه؟ مخصوصا برای مناطق دورافتاده که دیتایی ندارن... شک دارم

رمزپول

منطق داره اما سوال اینه سیاستمدارا عمل میکنن یا فقط حرف میزنن؟ وقت کم شده

دیتاپالس

واقعا ترسناکه... فکر نمیکردم اینقدر سریع یخچال‌ها از بین برن، چه فاجعه‌ای برای آب و زندگی کوه! خیلی نگرانم

مطالب مرتبط