11 دقیقه
موارد جدید مبتلا به سرطان و مرگومیر ناشی از آن در سطح جهان در چند دهه اخیر بهطور محسوسی افزایش یافتهاند؛ این افزایش بیش از آنکه ناشی از تغییرات زیستی جدید باشد، نتیجهی تغییرات جمعیتی، دسترسی نابرابر به خدمات درمانی و ادامهٔ تماس با عوامل خطر قابل پیشگیری است. یک تحلیل جامع منتشرشده در مجلهٔ The Lancet توسط همکاران مطالعهٔ Global Burden of Disease (GBD) هشدار میدهد که بدون اقدام هدفمند، تا نیمهٔ قرن بار جهانی سرطان بسیار سنگینتر خواهد شد.
چه چیزهایی برآوردهای جدید جهانی را نشان میدهد
تیم GBD برای بهروزرسانی شمار موارد سرطان در ۲۰۴ کشور و قلمرو بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۳ از رجیستریهای مبتنی بر جمعیت، ثبتهای حیاتی ملی و دادههای کالبدشکافی توصیفی (verbal autopsy) استفاده کرده و سپس روندها را تا ۲۰۵۰ پیشبینی نمودهاند. ارقام اصلی بسیار هشداردهندهاند: در سال ۲۰۲۳ حدوداً 18.5 میلیون مورد جدید سرطان (بهجز سرطانهای پوست غیرملانوم) و نزدیک به 10.4 میلیون مرگ ناشی از سرطان رخ داده است. اگر روندهای فعلی ادامه یابد، برآوردها برای سال ۲۰۵۰ نشاندهندهٔ حدود 30.5 میلیون تشخیص جدید و 18.6 میلیون مرگ سالانه خواهد بود.
در نگاه اول ممکن است این رشد صرفاً بهعنوان افزایش بیماری تعبیر شود، اما تصویر پیچیدهتر است. نرخهای استانداردسازیشده بر مبنای سن برای بروز و مرگومیر جهانی — معیارهایی که اثر تغییرات اندازهٔ جمعیت و ساختار سنی را تصحیح میکنند — انتظار نمیرود افزایش یابند. در واقع، بخش عمدهٔ افزایش نتیجهٔ رشد جمعیت و افزایش تعداد افراد سالخورده در سراسر جهان است. به عبارت دیگر، حتی اگر خطر ابتلا برای هر فرد ثابت بماند، افزایش جمعیت و پیری جمعیت بهتنهایی موجب افزایش تعداد موارد سرطان خواهد شد. این نکته در بحث سیاستگذاری سلامت عمومی و برنامهریزی منابع حیاتی است؛ زیرا نیاز به گسترش زیرساختهای تشخیصی و درمانی را آشکار میسازد.
پیشرفت نابرابر: چه کسانی بیشترین بار را تحمل میکنند؟
بهبودهای میانگین جهانی تفاوتهای جغرافیایی و اقتصادی عمیقی را مخفی میکند. بین ۱۹۹۰ و ۲۰۲۳، نرخهای مرگ استانداردشدهٔ ناشی از سرطان بهطور کلی ۲۴٪ کاهش یافتهاند. اما این دستاوردها عمدتاً در کشورهای با درآمد بالا و بالای متوسط رخ داده است؛ کشورهایی که منابع بیشتری برای پیشگیری، غربالگری، تشخیص زودهنگام و درمانهای پیشرفته دارند.

در مقابل، بروز سرطان در گروههای درآمدی پایینتر افزایش یافته است: نرخ بروز استانداردشده در کشورهای با درآمد پایین ۲۴٪ و در کشورهای با درآمد پایین تا متوسط ۲۹٪ افزایش داشته است. این رشد سریعتر در مناطق فقیرتر به معنی بروز موارد بیشتر در محیطهایی است که خدمات تشخیصی محدود، ظرفیت نیروی کار تخصصی سرطانشناسی کمتر و گزینههای درمانیِ محدودتری دارند. در نتیجه پیامدهای اجتماعی و اقتصادی این موارد برای خانوادهها و سیستمهای سلامت محلی بسیار سنگین خواهد بود.
کشورها نیز تغییرات قابلتوجهی نشان میدهند: لبنان بیشترین درصد افزایش در نرخ بروز و مرگ استانداردشده را برای هر دو جنس از سال ۱۹۹۰ تجربه کرده است، در حالی که امارات متحدهٔ عربی بیشترین کاهش در نرخ بروز استانداردشده را گزارش کرده است. قزاقستان بیشترین کاهش را در نرخهای مرگ استانداردشده داشته است. این تغییرات بازتابدهندهٔ تحول در میزان معرض بودن به عوامل خطر، سرمایهگذاری در سیستمهای سلامت و سیاستهای بهداشت عمومی است.
عوامل خطری که میتوانیم تغییر دهیم
تحلیل GBD نشان میدهد بخش قابل توجهی از مرگهای ناشی از سرطان با مواجهه به عوامل قابل تعدیل ارتباط دارد. در سال ۲۰۲۳، برآورد میشود که حدود ۴۲٪ مرگهای ناشی از سرطان — نزدیک به 4.3 میلیون از 10.4 میلیون مرگ — به ۴۴ عامل خطر بالقوهٔ قابل اصلاح نسبت داده میشود. این نتیجه سرطان را نه فقط بهعنوان یک مسئلهٔ بالینی، بلکه بهعنوان یک چالش پیشگیرانه و بهداشت عمومی قابل مداخله نشان میدهد؛ یعنی سیاستهای کنترل سرطان و پیشگیری اولیه میتوانند تأثیر معنیداری در کاهش مرگومیر داشته باشند.
عوامل رفتاری و محیطی برجسته
- توتون و دخانیات: مسئول تقریباً ۲۱٪ مرگهای سرطانی در سطح جهان و عامل خطر اول در اغلب گروههای درآمدی.
- رژیم غذایی نامناسب، مصرف بالای الکل، چاقی و قند خون بالا: بهطور جمعی از عوامل اصلی مرتبط با انواعی از سرطانها هستند که با متابولیسم و سبک زندگی در ارتباطاند.
- مواجهات شغلی و آلودگی هوای محیطی: از محرکهای مهم در برخی مناطق و صنایع خاص بهشمار میآیند.
- روابط جنسی ناایمن: بهویژه در کشورهای با درآمد پایین یکی از عوامل قابل نسبتدهی اصلی است که با سرطانهای ناشی از عفونتها مانند HPV مرتبط است.
در بسیاری از محیطها سهم مرگهای مرتبط با عوامل قابل تغییر در میان مردان بیشتر از زنان بوده است (حدود ۴۶٪ در مردان در مقابل ۳۶٪ در زنان)، که اغلب ناشی از شیوع بالاتر مصرف دخانیات و مواجهات شغلی در مردان است. برای زنان، عوامل اصلی شامل دخانیات، روابط جنسی ناایمن، رژیم غذایی نامناسب، چاقی و قند خون بالا است.
این الگوها فرصتهای پیشگیری روشنی را نشان میدهند: کنترل دخانیات، واکسیناسیون علیه عوامل سرطانزا (مانند HPV)، بهبود رژیم غذایی و سلامت متابولیک، کاهش مصرف مضر الکل و سیاستهای بهبود کیفیت هوای محیطی میتوانند در مقیاس ملی و منطقهای موارد و مرگهای آیندهٔ سرطان را کاهش دهند، البته به شرطی که با برنامهریزی مناسب و اجرا در سطح جمعیت همراه باشند.
شکافهای سیاستی و فراخوانی برای کنترل عادلانهٔ سرطان
نویسندهٔ اصلی مطالعه، دکتر Lisa Force از مؤسسهٔ Health Metrics and Evaluation (IHME)، تأکید میکند که کنترل سرطان همچنان در بودجه و سیاستگذاری سلامت جهانی کمتر مورد توجه قرار میگیرد. او میگوید: «برای تضمین نتایج عادلانه در سرطان در سطح جهان، تلاشهای بیشتری لازم است تا نابرابریها در ارائهٔ خدمات سلامت مانند دسترسی به تشخیص دقیق و بهموقع، درمان باکیفیت و مراقبت حمایتی کاهش یابد.»
همکار نویسنده، دکتر Theo Vos اضافه میکند که استراتژیهای جمعیتی و مراقبتهای بالینی فردی باید با هم کار کنند: «با توجه به اینکه چهار نفر از هر ده مرگ سرطانی به عوامل خطر شناختهشده مرتبط است، فرصتهای عظیمی برای کشورها وجود دارد تا این خطرها را هدف قرار دهند — و در نتیجه از موارد سرطان پیشگیری کرده و جانها را نجات دهند — همراه با بهبود تشخیص دقیق و زودهنگام و درمان.»
کارشناسان حاضر در تحلیل تأکید دارند که کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط (LMICs) سریعترین رشد بار بیماری را تجربه میکنند و به همین دلیل نیاز فوری به سرمایهگذاریهای متناسب با بافتهای محلی دارند؛ از گسترش واکسیناسیون و غربالگری تا تقویت پاتولوژی، رادیولوژی، جراحی انکولوژی و سیستمهای مراقبت تسکینی. دکتر Meghnath Dhimal از شورای تحقیقات سلامت نپال هشدار میدهد: «افزایش سرطان در LMICs یک فاجعهٔ قریبالوقوع است. مداخلات هزینه-موثر برای همهٔ محیطها وجود دارد، اما نیاز فوری به شواهد میانرشتهای و هماهنگی چندبخشی برای اجرای آنها احساس میشود.»
دادهها، محدودیتها و آنچه اعداد نشان نمیدهند
پیشبینیهای GBD بر پایهٔ بهترین دادههای در دسترس بنا شدهاند، اما شکافهای مهمی همچنان وجود دارد. بسیاری از کشورهای کممنبع رجیستریهای سرطان یا آمار حیاتی ناقص دارند که پژوهشگران را مجبور به تکیه بر مدلسازی و کالبدشکافیهای توصیفی میکند. مطالعه همچنین بهطور کامل چندین عامل عفونی مرتبط با سرطان را ثبت نکرده است (برای مثال Helicobacter pylori و Schistosoma haematobium)، که احتمالاً موجب کمبرآوردی بار سرطان منتسب به عوامل عفونی در برخی مناطق شده است.
علاوه بر این، برآوردهای فعلی آثار بلندمدت اختلالات بزرگ اخیر مانند پاندمی COVID-19 یا درگیریهای منطقهای را در نظر نگرفتهاند؛ این اختلالات ممکن است در برخی جمعیتها موجب کاهش غربالگری و تأخیر در تشخیص شده باشند. برعکس، پیشبینیها فرض وقوع پیشرفتهای بزرگ آینده در پیشگیری یا درمان سرطان را نیز در خود جای ندادهاند، که در صورت تحقق میتواند مسیر را بهطور چشمگیری تغییر دهد. بنابراین این نتایج نه یک سرنوشت محتوم، که یک سناریوی محتمل بر مبنای روندهای فعلی هستند.
پیامدها برای اهداف سلامت جهانی و سرمایهگذاری
افزایش پیشبینیشدهٔ اعداد مطلق سرطان میتواند پیشرفت در جهت هدف توسعهٔ پایدار سازمان ملل متحد (SDG) مبنی بر کاهش مرگهای زودرس از بیماریهای غیرواگیر به میزان یکسوم تا سال ۲۰۳۰ را به خطر اندازد. اگر مرگهای سرطانی همانطور که برآورد شده افزایش یابند، دستیابی به هدف SDG دشوارتر خواهد شد، بهویژه در کشورهای LMICs.
برای تغییر مسیر، سیاستگذاران و حامیان مالی باید اولویتبندی کنند:
- تقویت نظارت بر سرطان از جمله رجیستریهای مبتنی بر جمعیت و سیستمهای آمار حیاتی؛
- گسترش اقدامات پیشگیری اولیه (کنترل دخانیات، واکسیناسیون، سیاستهای الکل، تغذیه سالم و کاهش آلودگی)؛
- بهبود ظرفیت تشخیص زودهنگام و امکانات تشخیصی تا درمان بتواند بهموقع آغاز شود؛ و
- گسترش دسترسی عادلانه به درمانهای باکیفیت و خدمات حمایتی و تسکینی در همهٔ سطوح منابع.
سرمایهگذاری در این حوزهها نه تنها میتواند بار انسانی بیماری را کاهش دهد، بلکه از نظر اقتصادی نیز توجیهپذیر است، زیرا پیشگیری و تشخیص زودهنگام اغلب هزینههای نهایی مراقبت را کاهش داده و بهرهوری نیروی کار و رشد اقتصادی را حفظ میکنند.
دیدگاه یک کارشناس
«اعداد بخشی از داستان را میگویند، اما تجربهٔ زیسته شکافها را پر میکند»، میگوید دکتر Amanda Reyes، متخصص انکولوژی جهانی با دو دهه تجربهٔ میدانی. «در بسیاری از جوامعی که کار کردهام، بیماران بهدلیل نبود خدمات تشخیصی یا دسترسی محدود، با بیماری پیشرفته به کلینیکها مراجعه میکنند. تقویت مراقبت اولیه، آموزش بالینی محلی در تشخیص زودهنگام، و سرمایهگذاری در غربالگری کمهزینه میتواند همین حالا جانها را نجات دهد در حالی که بهروزرسانیهای طولانیمدت سیستمها در دستور کار قرار میگیرند.»
دکتر Reyes تأکید میکند که پیشگیری و مراقبت مکمل یکدیگرند: «کاهش مصرف دخانیات و افزایش پوشش واکسیناسیون موارد آینده را کمتر میکند، اما افراد مبتلا به سرطان امروز به مراقبت بهموقع و مقرونبهصرفه نیاز دارند. این مسیر دوگانه — پیشگیری بهعلاوه توانمندسازی ظرفیت درمان — تنها راهی است که بتوان این پیشبینیها را نزولی کرد.»
نگاهی رو به جلو: پژوهش، فناوری و امید
یافتههای GBD همچنین فرصتهایی را نشان میدهد که علم و فناوری میتوانند به تحقق آنها کمک کنند. تشخیصهای نزدیک-بیمار (point-of-care)، پاتولوژی دیجیتال، تلهمدیسین و ابزارهای غربالگری کمهزینه میتوانند دامنهٔ خدمات سرطان را به مناطق محروم توسعه دهند. فناوریهای نوین در پاتولوژی دیجیتال و یادگیری ماشینی میتوانند کمبود کارشناسان پاتولوژی را با ارائهٔ دومین نظرهای تخصصی از راه دور تا حدی جبران کنند.
سرمایهگذاری در علوم پیادهسازی (implementation science) برای تطبیق مداخلات اثباتشده با بسترهای محلی به همان اندازه مهم است. پژوهشهای بومیشده میتوانند نشان دهند کدام بستهٔ ترکیبی از واکسیناسیون، غربالگری، مداخلات رفتاری و ارتقای زیرساختها بیشترین بازده را در هر کشور یا منطقه دارد. علاوه بر این، همکاری میانبخشی بین وزارتخانههای بهداشت، آموزش، حملونقل و محیط زیست برای هدفگیری عوامل خطر اجتماعی-محیطی ضروری خواهد بود.
در نهایت، این مطالعه فراخوانی برای اقدام است: بسیاری از سرطانها با خطرهایی مرتبطاند که ما از پیش میدانیم چگونه کاهششان دهیم. ترکیب سیاستهای پیشگیری در سطح جمعیت با سرمایهگذاریهای راهبردی در تشخیص، درمان و مراقبت تسکینی — بهویژه با هدفگیری کشورهای با درآمد پایین و متوسط — میتواند میلیونها نفر را در برابر پیامدهای پیری و رشد جمعیت محافظت کند. عمل هماهنگ بین پیگیری دادهها (مثل تقویت ثبت سرطان)، سیاستگذاری هوشمند و سرمایهگذاری هدفمند در فناوری و نیروی انسانی، کلید کاهش بار آیندهٔ سرطان خواهد بود.
منبع: scitechdaily
نظرات
پمپزون
پیشنهاد: واکسیناسیون و کنترل دخانیات، ساده و مقرون به صرفه، چرا اجرا نمیشه؟
مکس_ای
تحلیل خوبه اما خیلی از عواملو در نظر نگرفته، مثل H.pylori و تاثیر جنگها، ناقصه
رضا
تصحیح برحسب سن نکته مهمیه ولی حجم مطلق فشار سرویسها رو نشون میده. باید سرمایهگذاری کنیم
لابکور
کارم تو بهداشت عمومی است، همین کمبود پاتولوژی و تشخیص رو هرروز میبینم، فاجعه نزدیکه
ویرایدر
این آمار از کجا اومده دقیقا؟ رجیستریها که ناقصن، ممکنه اغراق باشه؟
کوینپل
من فکر میکنم تمرکز روی پیشگیری ارزونتره، سیاستگذاری باید سریعتر باشه
رودکس
وای این اعداد واقعاً ترسناکن... چطور باید آماده شد، برنامه کاربردی کجاست؟
ارسال نظر