7 دقیقه
وینس گیلیگان در پاسخ به منتقدان
وینس گیلیگان، خالق آثار تحسینشدهای چون «برکینگ بد» و «بتر کال سول»، به نقدهایی که میگویند آخرین سریال او، پلوریبوس، با ریتم کندی جلو میرود پاسخ داده است. در حالی که مجموعههای پیشین او به دلیل پیشرانش روایی قوی و پیچیدگیهای تنشآور خود تقریباً ستایش همگانی به دست آورده بودند، پلوریبوس آگاهانه به سمت فضای آرامتر و سنجیدهتری حرکت کرده است. این انتخاب هنری سبب شده تماشاگران و منتقدان تقسیم شوند؛ عدهای آن را تکاندهنده و جذاب میدانند و دیگران آن را کند و مبهم توصیف میکنند. در این متن، با نگاهی تحلیلی به ساختار درام، ریتم کند، و نحوه برخورد گیلیگان با مخاطبان و صنعت پخش آنلاین به بررسی دلایل این تصمیم خلاقانه و پیامدهای آن میپردازیم.
گیلیگان در مصاحبهای با پادکست تلویزیونی The Ringer توضیح داد که لزوماً همه کسانی که از برکینگ بد لذت بردهاند، از پلوریبوس نیز خوششان نخواهد آمد و این امر را امری طبیعی دانست. او سریال جدید را بیشتر بهعنوان تمرین در طراحی حرکت شخصیتها، فضا و جوّ کلی نمایش تعریف کرد تا صف آرایی مداوم از پیچشهای پرشتاب داستانی. او گفت: «اگر همه همان چیز را دوست داشتند، دنیا بسیار یکبعدی میشد.» این دیدگاه نشان میدهد که برای گیلیگان ارزش اثر تنها به میزان مخاطب عام یا شوکهای داستانی نیست، بلکه به کیفیت شکلدهی به شخصیتها، خلق اتمسفر و ظرفیت روایت برای ایجاد سوالات و ابهام نیز مربوط میشود. از منظر سازنده، پلوریبوس محصول رویکردی است که میخواهد فضای سینمایی و تلویزیونی متفاوتی ارائه دهد و به مخاطب امکان تأمل و تماشای جزئیات را بدهد.
واکنشها به چه چیزهایی معطوف است
بخش اعظم انتقادها به ریتم عمدی و انتخاب بازیگران محدود پلوریبوس مربوط است. بسیاری از اپیزودها به جای حرکت روایی سریع به اولویتبندی خلق حال و تغییرات لطیف درونی شخصیتها میپردازند، و به همین دلیل برخی بینندگان احساس کردهاند که از اپیزودی به اپیزود دیگر اتفاق قابلتوجهی رخ نمیدهد. برای طرفدارانی که منتظر همان فوریت و کشش رواییِ آشنا در کارهای قبلی گیلیگان بودند، خلأهای سکوت و زمانهای درنگ میتواند مانند فواصل طولانی و بیثمر جلوه کند. این واکنش ناظر به انتظارات تماشاگر است: وقتی نام یک تهیهکننده یا نویسنده با آثاری که ریتمی تند و ضربآهنگ روایی قوی داشتهاند گره میخورد، مخاطب تمایل دارد همان تجربه را تکرار ببیند.
با این حال، رویکرد «آرام و تدریجی» یکی از نقاط قوت سریال هم به شمار میآید. تمرکز بر تعداد کمتری شخصیت به پلوریبوس اجازه میدهد تا به ظرافتهای روانشناختی، ایجاد تنش خاموش و قاببندیهای سینماییای بپردازد که صبر تماشاگر را پاداش میدهد. در دورهای که بسیاری از تولیدات تلویزیونی و پلتفرمهای استریم به دنبال شاخصهای سریعِ جذب مخاطب و افزایش نرخ تماشای لحظهای هستند، پلوریبوس رویکردی کلاسیکتر و تأملمحور انتخاب کرده است. چنین انتخابی نه تنها بر کیفیت بازیگری و طراحی صحنه تأکید میگذارد، بلکه فضای لازم برای پرداختن به رنگهای اخلاقیِ پیچیده و ابهامات اخلاقی را نیز فراهم میسازد؛ مسائلی که از ویژگیهای متمایز کارهای وینس گیلیگان است و برای مخاطبان علاقهمند به درامهای روانشناختی و مطالعات شخصیت جذاب خواهد بود.

چگونه با آثار گذشته گیلیگان و روندهای کنونی مقایسه میشود
بر خلاف تصاعدی شدنِ تنشها در برکینگ بد یا روند موشکافانه و آهستهپژوهِ بتر کال سول که با حرکتی منظم به سوی فروپاشی شخصیتها و پیامدهای اخلاقی پیش میروند، پلوریبوس ترجیح میدهد در «لحظات» ساکن بماند و آنها را بازتعریف کند. این رویکرد سریال را در کنار دیگر درامهای عصریِ کند-ساخت (slow-burn) قرار میدهد که مطالعات شخصیت را در اولویت میگذارند؛ نمونههایی مانند The Americans یا برخی فصلهای Succession که به جای تحولات سریع، بر لایهبرداری تدریجی شخصیتها و کنشهای درونی تمرکز دارند. همزمان اما حس و لحن پلوریبوس همچنان «گیلیگانوار» است: شخصیتهایی با سایههای اخلاقی، صحنهپردازیهای دقیق و توجه ویژه به جزئیات بصری و نمادین.
از منظر صنعت پخش، پلوریبوس روی Apple TV+ منتشر شده و گیلیگان اشاره کرده که قضاوت درباره اینکه چه چیزی «باارزش» است معمولاً با معیارهای پلتفرم و استراتژی شرکتی درآمیخته است. این اشاره به معنای واقعی کلمه نشان میدهد که حتی آثار هنری نیز در فضای امروز تحت نفوذ الگوریتمها، دادههای بیننده، و اهداف تجاری پلتفرمها قرار دارند؛ معیارهایی که گاهی با اهداف خلاقانه سازندگان در تعارض یا تعامل هستند. با این وجود، تأیید فصل دوم از سوی اپل نشان میدهد که شرکت پخش به جهتگیری خلاقانه این پروژه اعتماد دارد و حاضر است بر روی آن سرمایهگذاری کند؛ این تصمیم میتواند معیاری از موفقیت کمپانی در سنجش ارزش طولانیمدت یک اثر، فراتر از معیارهای کوتاهمدت تماشا باشد.
طرفداران و منتقدان همچنان در حال بحثند که آیا ریتم پلوریبوس طاقتفرساتر است یا پاداشدهنده برای صبر تماشاگر. اگر با انتظار تجربهای فوری و پرهیجان وارد سریال شوید، ممکن است دچار ناامیدی شوید؛ اما اگر از تماشای دقیق شخصیتها، تعاملات ظریف و سازهپردازی تدریجی لذت میبرید، پلوریبوس میتواند تجربهای عمیق و رضایتبخش باشد. این نوع تقسیمبندی بین مخاطبان نشان میدهد که در اکوسیستم کنونی سریالها، گونههای مختلفی از «موفقیت» وجود دارد: موفقیتِ تجاریِ وسیع و کوتاهمدت یا موفقیتِ هنری و پایداری که ممکن است مخاطب محدودتری جذب کند اما تأثیر بلندمدتی بر نقد و فرهنگ بگذارد.
پلوریبوس شاید مناسب همه نباشد — و این دقیقاً بخشی از هدف اثر است. تأیید فصل دوم نشان میدهد که گیلیگان قصد ندارد تنها برای راضی نگهداشتن شمار بیشتری از بینندگان، سرعت روایت را افزایش دهد؛ در عوض، به دنبال ادامه اکتشاف معماری آرام سریال است. این تصمیم ریسکآمیز است اما میتواند نشاندهنده اعتماد تولیدکننده و شبکه به مخاطبِ اهل تحلیل و همچنین به فرایند طولانیمدت ساخت روایتهای دقیق و چندلایه باشد. از منظر تحلیل محتوای رسانهای و مطالعات سینمایی، چنین پروژههایی اغلب به عنوان نمونههایی خوانده میشوند که چگونه سازندگان میتوانند بین الزامات بازار و اراده هنری تعادل برقرار کنند.
یادداشتی کوتاه اما نه کماهمیت: سریال به تماشاگرانی پاداش میدهد که فضا را برای ابهام، بافت و تدبّر باز میگذارند تا بهجای پاسخهای فوری، نسبت به نشانهها و جزئیات حساس شوند. این شیوه روایتپردازی، از منظر سئو و محتوای تحلیلی نیز فرصتهایی ایجاد میکند تا نقدها و تحلیلهای بلندمدت تولید شود؛ مقالاتی که به بررسی نمادپردازی، طراحی صحنه، بازیگری و ساختار روایی میپردازند و میتوانند علاقهمندان جدیتر را به خود جذب کنند. به عنوان نمونه، تحلیلهای فصلی درباره نقش رنگآمیزی، قاببندیهای دوربین، و موتیفهای تکرارشونده در پلوریبوس میتوانند به ارتقای درک مخاطب و ایجاد گفتمان پیرامون سریال کمک کنند.
منبع: smarti
ارسال نظر