تأثیر یائسگی و هورمون درمانی بر مغز — یافته های کمبریج

تحلیل بزرگ دانشگاه کمبریج ارتباط یائسگی را با تغییرات ساختاری مغز، افزایش علائم اضطراب و افسردگی، اختلال خواب و کندی زمان واکنش نشان می‌دهد؛ نقش درمان جایگزینی هورمونی (HRT) در سرعت پردازش شناختی نیز بررسی شده است.

6 نظرات
تأثیر یائسگی و هورمون درمانی بر مغز — یافته های کمبریج

9 دقیقه

پژوهش نو و گسترده‌ای از دانشگاه کمبریج ارتباط بین یائسگی و تغییرات دقیق اما گسترده در ساختار مغز، شایع‌تر شدن علائم خلقی و اختلالات خواب را نشان می‌دهد. این مطالعه با استفاده از آزمون‌های شناختی و تصویربرداری MRI بررسی می‌کند که چگونه یائسگی — و استفاده از درمان جایگزینی هورمونی (HRT) — با حافظه، زمان واکنش، اضطراب و افسردگی مرتبط است.

How the researchers approached the question

تیم پژوهشی داده‌های نزدیک به 125,000 زن را از بانک زیستی بریتانیا (UK Biobank) تحلیل کرد و این موضوع مطالعه‌ای در مقیاس بزرگ جمعیتی است که همزمان یائسگی، ساختار مغز و سلامت روان را بررسی می‌کند. شرکت‌کنندگان به سه گروه تقسیم شدند: زنان پیش از یائسگی، زنان پس از یائسگی که هرگز HRT مصرف نکرده بودند، و زنان پس از یائسگی که از HRT استفاده کرده بودند. پرسشنامه‌ها وضعیت خلقی، کیفیت و الگوی خواب و تاریخچهٔ پزشکی را ارزیابی کردند، در حالی که آزمون‌های شناختی حافظه و زمان واکنش را اندازه‌گیری کردند. نکتهٔ کلیدی آن بود که حدود 11,000 زن نیز اسکن MRI مغز داشتند که امکان مقایسهٔ مستقیم آناتومی مغز بین گروه‌ها را فراهم آورد.

میانگین سن یائسگی طبیعی در نمونه حدود 49.5 سال بود. زنانی که HRT دریافت کردند به‌طور معمول درمان را نزدیک به همین سن آغاز کردند. مطالعه ترکیبی از علائم خودگزارش‌شده، سوابق نسخه و اندازه‌گیری‌های عینی را به‌کار برد — رویکردی که با پیوند دادن تجربهٔ زندگی روزمره به تفاوت‌های قابل اندازه‌گیری در مغز، اعتبار یافته‌ها را تقویت می‌کند.

Key findings: mood, sleep and cognitive speed

زنان پس از یائسگی نسبت به زنان پیش از یائسگی احتمال بیشتری داشت که برای اضطراب یا افسردگی به مراقبت پزشکی مراجعه کرده باشند و در پرسشنامه‌ها نیز علائم افسردگی بالاتری گزارش کردند. آن‌ها همچنین اختلال خواب بیشتری تجربه می‌کردند: نرخ‌های بالاتر بی‌خوابی، مدت زمان خواب کوتاه‌تر و خستگی مزمن. به‌طور جالب، زنانی که HRT مصرف کرده بودند در ابتدا به‌نظر می‌رسید اضطراب و افسردگی بیشتری داشته‌اند، اما تحلیل‌های بیشتر نشان داد که این تفاوت‌های سلامت روان اغلب قبل از یائسگی وجود داشته‌اند — که این فرض را تقویت می‌کند که برخی زنان به‌خاطر وجود علائم پیشین اقدام به شروع HRT کرده‌اند، علائمی که ممکن است در زمان یائسگی تشدید شوند.

در آزمون‌های شناختی، نمرات حافظه در کلیت بین گروه‌ها تا حد زیادی مشابه بود، اما الگوی زمان واکنش نشان‌دهندهٔ کندی مرتبط با افزایش سن پس از یائسگی بود. زنانی که پس از یائسگی بودند و از HRT استفاده نمی‌کردند زمان واکنش کندتری نسبت به زنان پیش از یائسگی داشتند؛ در حالی که کسانی که HRT مصرف کرده بودند کاهش کمتری در سرعت واکنش نشان دادند. به بیان دیگر، HRT مانع ایجاد تفاوت‌های ساختاری مغز نشد اما با حفظ جزئی‌تر سرعت پردازش همراه بود. این یافته‌ها دربارهٔ زمان واکنش و سرعت پردازش شناختی بر اهمیت پیگیری عملکرد اجرایی و توجه در میانسالی تأکید می‌کند.

Brain scans reveal targeted grey matter loss

تحلیل‌های داده‌های MRI کاهش حجم مادهٔ خاکستری را در چند ناحیهٔ کلیدی در بین زنان پس از یائسگی، چه آن‌هایی که HRT دریافت کرده بودند و چه آن‌هایی که نکرده بودند، نشان داد. مادهٔ خاکستری شامل جسم سلولی نورون‌ها است و نقش بنیادی در پردازش اطلاعات، شکل‌گیری حافظه و تنظیم احساس و توجه ایفا می‌کند. کاهش در مادهٔ خاکستری می‌تواند بازتاب تغییرات در مجموعه‌ای از فرآیندهای بیولوژیک از جمله سیناپتیک، قوام نورونال و جریان خون موضعی باشد.

سه ناحیه بیشتر از بقیه تفاوت نشان دادند:

  • هیپوکامپ — منطقه‌ای محوری در شکل‌دهی و بازیابی خاطرات.
  • قشر اینتورنال (entorhinal cortex) — ناحیه‌ای واسطه بین هیپوکامپ و شبکه‌های گسترده‌تر مغزی که از ناوبری و رمزگذاری حافظه پشتیبانی می‌کند.
  • قشر سینگولات قدامی (anterior cingulate cortex) — در تنظیم عاطفه، تصمیم‌گیری و کنترل توجه دخیل است.

این نواحی همچنین از مناطقی هستند که در مراحل اولیهٔ بیماری آلزایمر تحت تأثیر قرار می‌گیرند، و این نگرانی را ایجاد می‌کند که تغییرات مرتبط با یائسگی ممکن است به آسیب‌پذیری بعدی کمک کند. پروفسور باربارا ساهکیان، نویسندهٔ ارشد مطالعه، اشاره می‌کند که همپوشانی با نواحی مرتبط با دمانس ممکن است تا حدودی توضیح دهد چرا شیوع دمانس در زنان بیشتر از مردان است. ذکر این نکته ضروری است که هم‌پوشانی نواحی مغزی صرفاً نشان‌دهندهٔ یک پیوند احتمالی است و نیاز به مطالعات طولی و مکان‌سنجی دقیق‌تر دارد تا مسیرهای علت و معلولی روشن شود.

Scientific context and implications

یائسگی به‌صورت قطع شدن دائمی چرخه‌های قاعدگی و کاهش قابل‌توجه هورمون‌های جنسی گردش‌کننده مانند استروژن و پروژسترون تعریف می‌شود. این هورمون‌های جنسی بر شیمی مغز، جریان خون مغزی و عملکرد سیناپسی تأثیر می‌گذارند، بنابراین از منظر بیولوژیک احتمال دارد که کاهش آن‌ها ساختار و عملکرد مغز را تغییر دهد. مطالعات کوچک‌تر پیشین و تحقیقات حیوانی اثرات شناختی و خلقی در دورهٔ یائسگی را نشان داده بودند؛ تحلیل بانک زیستی بریتانیا آن مشاهدات را به مقیاس جمعیتی بسیار بزرگ‌تر گسترش می‌دهد و قدرت آماری بیشتری به نتایج می‌بخشد.

مهم است تأکید شود که این مطالعه ثابت نمی‌کند یائسگی باعث دمانس می‌شود یا اینکه HRT قطعی جلوی زوال شناختی را می‌گیرد. در عوض، این مطالعه همبستگی‌ها را مستندسازی می‌کند: یائسگی با کاهش مادهٔ خاکستری در نواحی مرتبط با حافظه و عاطفه، شیوع بالاتر علائم خلقی و اختلال خواب پیوند خورده است، و HRT با کاهش کمتر در کند شدن زمان واکنش همراه بوده است. این الگوها پنجره‌ای را برای افزایش آگاهی بالینی و پژوهش‌های بیشتر دربارهٔ زمان‌بندی درمان‌ها، فرمولاسیون‌های مختلف هورمونی و ریسک‌های فردی باز می‌کند.

Expert Insight

دکتر اِلاین کارتر، نوروآندوکرینولوژیست و مطرح‌کنندهٔ علمی (نمونه‌ای خیالی)، اظهار می‌دارد: "این مطالعه شواهد قوی در سطح جمعیت فراهم می‌کند که گذار یائسگی می‌تواند همزمان با تغییرات قابل اندازه‌گیری در مغز و افزایش علائم سلامت روان باشد. از منظر بالینی، این نتایج اهمیت رویکرد جامع مراقبتی را نشان می‌دهد — ارزیابی هم‌زمان خواب، خلق و عملکرد شناختی — و ضرورت تطبیق تصمیم‌گیری دربارهٔ HRT با تاریخچه و ریسک‌های هر زن. آزمایش‌های آینده باید بررسی کنند آیا رژیم‌های مشخص HRT، مداخلات سبک زندگی یا تمرینات شناختی می‌تواند سلامت مغز را در این دورهٔ آسیب‌پذیر حفظ کند."

Practical takeaways for health and lifestyle

پژوهشگران تأکید می‌کنند که اکثر زنان یائسگی را تجربه خواهند کرد و بسیاری از علائم قابل مدیریت‌اند. تدابیر سبک زندگی که می‌دانیم از سلامت مغز پشتیبانی می‌کنند — فعالیت بدنی منظم، رژیم غذایی متوازن، خواب باکیفیت، مشارکت اجتماعی و کنترل عوامل خطر قلبی‌عروقی مانند فشار خون و کلسترول — به‌ویژه در میانسالی اهمیت دارند. شناخت زودهنگام مشکلات خلقی یا خواب و گفتگوهای باز با ارائه‌دهندگان مراقبت سلامت می‌تواند به هدایت گزینه‌های درمانی کمک کند، چه رویکردهای رفتاری، دارویی یا هورمونی باشند.

دکتر کریستل لنگلی، یکی از نویسندگان، بر نیاز به حساسیت و رفع انگ تأکید کرد: زنان باید احساس امنیت کنند که دربارهٔ سلامت روان در دوران یائسگی بدون شرم صحبت کنند و در صورت مشکل از کمک تخصصی بهره‌مند شوند.

What remains uncertain and next steps

چند پرسش همچنان بی‌پاسخ است. کدام جنبه‌های HRT (زمان‌بندی آغاز درمان، دوز، مسیر تجویز، و نوع هورمون) ممکن است مزایای شناختی ارائه دهند؟ آیا تفاوت‌های سلامت روان پیشین می‌تواند پیش‌بینی‌کنندهٔ کسانی باشد که پس از یائسگی تغییرات مغزی بیشتری را تجربه می‌کنند؟ مطالعات طولی که زنان را در طول گذار یائسگی دنبال می‌کنند و آزمایش‌های تصادفی‌سازی‌شدهٔ HRT و مداخلات غیرهورمونی برای تفکیک سبب و معلول ضروری خواهند بود.

برای پژوهشگران و پزشکان، این یافته‌ها یائسگی را به‌عنوان رویدادی مهم در میانسالی با تبعاتی برای پیری مغز برجسته می‌سازد. برای زنان و خانواده‌ها، پیام اصلی احتیاط و آگاهی از گزینه‌هاست: طیف گسترده‌ای از مداخلات می‌تواند کمک کند و مراقبت‌های شخصی‌سازی‌شده اهمیت دارد. در عمل، تلفیق اطلاعات بالینی، تصویربرداری عصبی و ارزیابی‌های روان‌شناختی می‌تواند راهنمای بهتری برای انتخاب درمان و پیشگیری فراهم آورد.

Conclusion

مطالعهٔ دانشگاه کمبریج یائسگی را با کاهش‌های متوسط اما گسترده در مادهٔ خاکستری نواحی مرتبط با حافظه و عاطفه، شیوع بالاتر اضطراب، افسردگی و مشکلات خواب، و کندی زمان واکنش پیوند می‌دهد. HRT مانع از بروز تفاوت‌های ساختاری مغز نشد اما با کاهش کمتر در افت سرعت پردازش همراه بود. این نتایج ضرورت ادامهٔ پژوهش، مراقبت بالینی فردمحور و آگاهی عمومی دربارهٔ سلامت روان و مغز در دوران و پس از گذار یائسگی را نشان می‌دهد. به‌ویژه، نیاز به مطالعات طولی، بررسی جزئیات فرمولاسیون‌های هورمونی و مداخلات ترکیبیِ سبک زندگی و درمانی برای حفاظت از سلامت شناختی زنان در میانسالی و بعد از آن وجود دارد.

منبع: scitechdaily

ارسال نظر

نظرات

اتو_ر

معقول به نظر میاد، HRT هم پیچیده‌ست و باید با احتیاط تجویز بشه، مراقبت شخصی‌سازی‌شده ضروریه، نه نسخه‌ی کلی.

پمپزون

احساس می‌کنم کمی اغراقه، همبستگی با سببیت فرق داره، با این حال خوبه که بحث باز شده؛ مطالعات تصادفی‌سازی لازمِ، فوراً نتیجه‌گیری نشه

آرمین

نکتهٔ مهم، پیگیری خواب و سلامت روان در میانسالی هست، نه فقط تمرکز روی HRT. نوشته منطقی و متوازنِ، ولی سوالات باقیه.

لابکور

تو خانواده‌مون بعد یائسگی مادر خوابش بهم ریخت و حافظه‌ش کم شد، دیدن این همزمانی آشناست، باید مطالعات طولی بیشتر باشه 🙂

کوینیار

آمار بزرگه ولی آیا می‌تونیم سریع نتیجه بگیریم؟ یعنی یائسگی واقعا علت تغییر مغزِ یا فاکتورهای دیگه نقش دارن؟

داده‌پالس

واقعاً انتظار نداشتم یائسگی اینقدر روی ساختار مغز تاثیر بذاره! خواب و خلق هم آسیب می‌بینن، باید پیگیری بیشتری بشه...

مطالب مرتبط