7 دقیقه
شرکت Lionsgate اعلام کرده است که فیلم «خانهدار»، تریلر روانشناختی پرزرقوبرق که با بازی آماندا سیفرید و نامزد امی سیدنی سویینی در نقشهای اصلی ارائه شده، از تاریخ سوم فوریه روی پلتفرمهای دیجیتال در دسترس قرار میگیرد. این اطلاعیه در حالی منتشر شد که فیلم همچنان اکران سینمایی موفقی را تجربه میکند و تا کنون حدوداً 305 میلیون دلار در سطح جهانی فروخته است در برابر بودجه گزارششدهای حدود 35 میلیون دلار — بازده چشمگیری که این فیلم را به یکی از غافلگیرکنندههای فصل تبدیل کرده است.
درباره فیلم
«خانهدار» داستان میلی را دنبال میکند؛ زنی که برای آغاز دوباره زندگیاش شغل همراهبا اقامت در خانه را در عمارت گستردهٔ زوج ثروتمندی به نامهای نینا و اندرو وینچستر میپذیرد. آنچه در آغاز بهعنوان فرصتی تحسینبرانگیز به نظر میرسد، کمکم به بازی خطرناک و تنشی از رازها، رسواییها و کنترل بدل میشود. فیلم از تکنیکهای متداولِ تریلرهای روانشناختی مدرن بهره میبرد: تنشِ کمکم شعلهور شونده، فشردگیِ فضایِ خانوادگی و حسِ خفقانِ درونی که تماشاگر را تا پردهٔ آخر در حالت پرسش و انتظار نگه میدارد.
در لایههای روایت، فیلم بر تضاد میان ظاهرِ کامل و واقعیتِ درهمریخته تأکید میکند؛ چیزی که در سینما بهعنوان موضوعی آشنا در آثار معاصرِ روانشناسانه شناخته میشود. شخصیتها بهطور پیوسته در موقعیتهایی قرار میگیرند که انتخابهای اخلاقی، قدرت و آسیبپذیری آنها را نمایان میسازد و همین باعث میشود داستان علاوه بر جلوهٔ بصریِ صیقلی، عمق روانی هم داشته باشد. تماشاگرانی که به پیچشهای حسابشدهٔ روایت و اوجگیری تدریجی تعلیق علاقهمندند، عناصر بازیِ نقشها، زبانِ بصری و آهنگبندی سکانسها را جذاب خواهند یافت.
از جهت ساختاری، فیلم با اتکا بر طراحی صحنهٔ دقیق، نورپردازی کنترلشده و تدوینی فشرده موفق میشود فضایِ «خانه» را همزمان آشنا و تهدیدآمیز نشان دهد؛ امری که به ایجاد حسِ ناخوشایندی که محور روایت است، کمک میکند. موسیقی متن و کار با صدا نیز نقش مهمی در تقویت لحظاتِ اوج و زیرپوستی کردن تهدید ایفا میکنند؛ هرچند فیلم بهجای اتکا به وحشتِ ناگهانی (jump scare) سعی در ایجاد تهدیدی مداوم و کمرمق دارد که بیشتر مبتنی بر شخصیت و رابطه است تا شوکهای ساده.
بازیگران، سازندگان و منبع اثر
«خانهدار» به کارگردانی پُل فیگ ساخته شده و اقتباسِ فیلمنامه توسط ربکا سوننشن از رمان پرفروش فریدا مکفَدِن در سال 2022 انجام شده است. ترکیبِ ستارههایی مانند آماندا سیفرید و سیدنی سویینی با بازیگران مکملی همچون براندون اسکلنار، میکله مورونه، الیزابت پرکینز و مگان فرگوسن، به فیلم جذابیتِ بازارپسندی بخشیده است. حضور سویینی و سیفرید بهعنوان تهیهکنندگان اجرایی نیز نشاندهندهٔ درگیری خلاقانهٔ عمیقتر آنها در پسزمینهٔ تولید است و میتواند بر جهتگیریهای روایت و تصویری اثر تأثیر داشته باشد.
رابطهٔ متنِ مبدا (رمان) با اقتباس سینمایی یکی از نکات قابل توجه است؛ ربکا سوننشن تلاش کرده است هستهٔ درام رمان را حفظ کند در حالی که عناصر سینمایی مانند ریتم، صحنهآرایی و زیرمتن بصری را تقویت کرده تا برای مخاطب سینما مناسبتر باشد. این نوع اقتباسها معمولاً نیازمند بازنویسیهایی هستند که شخصیتها را برای پردهٔ بزرگ قابللمستر کنند، در عین حال پیچیدگیهای روایی را هم حفظ کنند.
از منظر بازیگری، سیفرید بهخاطر تواناییاش در نمایشِ شکنندگیِ ظاهری و نیروی درونی شناخته شده است و سویینی نیز در نقشهایی با بار روانشناختیِ سنگین توانسته است توجه منتقدان را جلب کند. بازیگران مکملِ فیلم نیز با افزودن ابعاد مختلف به تعاملات شخصیتها، به تقویت حسِ واقعگرایانهٔ تنش کمک میکنند؛ نکتهای که در تریلرهای نفوذگرانهٔ خانوادگی بسیار مهم است.

چرا اهمیت دارد
برای پُل فیگ، که عمدتاً با کمدیهایی مانند Bridesmaids و The Heat شناخته میشود، این فیلم یک جهش عمدی به سرزمینهای تاریکتر محسوب میشود؛ حرکتی که با روندهای اخیر صنعت سینما همراستاست، جایی که کارگردانان شناختهشده فاصلهٔ بین سینمای پرستیژ و ژانرهای پرطرفدار را کمرنگ میکنند. موفقیت تجاری «خانهدار» و امتیاز قابلقبول 74٪ در راتن تومیتوز (بر اساس 194 نقد) نشان میدهد که هنوز تقاضای قویای برای تریلرهای روانشناختیِ بااستایل و بازیمحور هم در سینما و هم در بازار VOD وجود دارد.
مقایسهها اجتنابناپذیر است: تماشاگرانی که از تعلیقِ تدریجیِ خانهمحورِ Gone Girl یا تهدیدِ جویِ Rebecca لذت بردهاند، احتمالاً در «خانهدار» نیز نکات مورد علاقهٔ خود را خواهند یافت؛ در حالی که طرفدارانِ The Handmaiden ممکن است از لایههای پیچیدهٔ قدرت و صحنههای نزدیک و فشردهٔ فیلم استقبال کنند. در عین حال، رویکرد پُل فیگ دارای درخششی مدرن و صیقلی است که آن را از تریلرهای مستقل و هنر-سینماییِ سردتر متمایز میسازد و به فیلم وجههای تجاریتر و دسترسیپذیرتر میدهد.
در پشت صحنه، ناظران به طراحی تولید دقیقِ فیلم، انتخاب لوکیشنها، طراحی لباس و تدوین منسجم اشاره کردهاند؛ عناصری که با هم توهم کمال را میسازند و روایت بهمرور آن توهم را فرو میپاشد. چنین ترکیبی از دقت بصری و تدوینِ هدفمند موجب میشود که تماشاگر در برابر هر حرکت ظاهراً بیاهمیت شخصیتها، منتظرِ معنی و پیامِ پنهان باشد.
تصمیم برای انتشار دیجیتال پس از دورهٔ قابلتوجهِ اکران سینمایی نیز بازتابدهندهٔ الگوهای توزیعِ معاصر است؛ دورهای که در آن موفقیتِ گیشه میتواند دیدپذیریِ VOD را افزایش دهد و ارزشِ مجوزدهی به سرویسهای استریم را بالا ببرد. این استراتژی برای ناشران و توزیعکنندگان مفید است زیرا درآمدِ سینمایی میتواند بهعنوان شاخصی برای جذابیتِ فیلم در بازار دوم (دیجیتال و پخش خانگی) عمل کند و مذاکرهها برای حقوق استریم را تسهیل نماید.
از منظر مخاطب، صرفنظر از اینکه قصد دارید فیلم را در سینما قبل از سوم فوریه ببینید یا منتظر انتشار دیجیتال بمانید، «خانهدار» نمونهای جذاب از فیلمسازی ژانری است که تلاش میکند تعادل میان جذب مخاطب عام و پیچیدگی روانشناختی را حفظ کند. برای کسانی که به تحلیل شخصیتها، ساختارهای قدرت و فضایِ خفقانآورِ درونِ خانه علاقهمندند، این اثر ارزش توجه دارد.
نکتهٔ کوتاهِ پایانی: اگر از معماهایی که بیشتر بر شخصیت و اتمسفر تکیه دارند تا شوکهای ناگهانی لذت میبرید، «خانهدار» تماشای ارزشمندی ارائه میکند. فیلم نه تنها بهعنوان یک سرگرمی تجاری، بلکه بهعنوان نمونهای از مهارت در تلفیقِ داستانگویی روانشناختی و طراحی سینمایی مطرح است.
در نهایت، موفقیتِ «خانهدار» میتواند نشانهای از ادامهٔ بقای تریلر روانشناختی ستارهمحور در عصر پخش دیجیتال باشد؛ ژانری که توانایی ترکیبِ پرسشهای اخلاقی با جذابیتِ بصری را دارد و میتواند در بازارهای مختلف (سینما، VOD، سرویسهای استریم) مخاطب جذب کند. به همین دلیل، تحلیل عملکرد گیشه، بازخورد منتقدان و مسیر توزیع دیجیتالِ این فیلم برای کسانی که به روندهای صنعت سینما و بازار محتوا علاقهمندند، آموزنده خواهد بود.
منبع: smarti
نظرات
اتو_ر
خلاصه؛ اتمسفر فیلم خوبه، ولی خیلی برام جدید نبود، با این حال نسخه دیجیتال رو احتمالا اجاره میکنم، شاید بهتر باشه.
لابکور
فیگ از کمدی اومده سمت تاریکی، شجاعانهست ولی حس میکنم یه جاهایی سطحی میمونه، عمق رو کامل نمیده، با این حال سرگرمکننده.
آرمین
تحلیل جالبیه، ترکیب بازیگرها قویست و اون 74٪ در راتن هم معقول به نظر میاد. انتشار دیجیتال هم منطقیه، بازار تغییر کرده.
کوینپیل
305 میلیون دلار، واقعا؟ این آمار شامل همه جا میشه یا تبلیغاته؟ فیلم که به نظرم زیادی صاف و صیقلیه، شاید واسم زیادی تجاری باشه.
رودکس
وای، 305 میلیون؟! اصلا انتظار نداشتم... آماندا و سیدنی با هم خوب کار کردن، باید ببینمش قبل از انتشار دیجیتال
ارسال نظر