تازه ترین اظهارات لیام نیسون درباره دنباله The Naked Gun 2

لیام نیسون می‌گوید هنوز تماس رسمی برای دنبالهٔ The Naked Gun 2 دریافت نکرده اما در صورت وجود فیلمنامهٔ قوی و حضور بازیگران کلیدی، امکان بازگشتش وجود دارد. تحلیل روند احیای فرنچایزها و مسیرهای احتمالی دنباله.

5 نظرات
تازه ترین اظهارات لیام نیسون درباره دنباله The Naked Gun 2

8 دقیقه

لیام نیسون تازه‌ترین و شفاف‌ترین اطلاع‌رسانی خود را درباره احتمال ساخت دنبالهٔ The Naked Gun 2 — دنباله‌ای برای احیای ۲۰۲۵ این فرنچایز کمدی کلاسیک — ارائه کرده است. او هنگام تبلیغ فیلم مهیج جدیدش Cold Storage اعتراف کرد که پارامونت هنوز با او تماس نگرفته، اما در عین حال در را برای بازگشت به نقش فرانک دریبن جونیور باز گذاشت، مشروط بر اینکه همهٔ قطعاتِ پروژه در جای خود قرار بگیرند.

چه چیزی را نیسون دقیقاً گفت

نیسون در گفت‌وگو با خبرنگاران گفت: «با من تماس نگرفته‌اند.» او افزود که در صورت وجود فیلمنامهٔ قوی و در دسترس بودن هم‌بازی‌هایی همچون پاملا اندرسون و دنی هیوستون با خوش‌رویی به نقش بازخواهد گشت. این بازیگر همچنین به عملکرد خوب فیلم در گیشه اشاره کرد — ۵۲ میلیون دلار در باکس آفیس داخلی و ۱۰۱ میلیون دلار در سطح جهانی پس از اکران در اوت ۲۰۲۵ — و به بازخورد مثبت منتقدان (امتیاز ۸۷٪ در Rotten Tomatoes) اذعان کرد، اما تأکید داشت که تا کنون هیچ پیشنهاد رسمی دنباله‌ای روی میز او قرار نگرفته است.

این پاسخ نیسون ساده و روشن است: او علاقه‌مند است اما تا زمان تماس رسمی استودیو و حل شدن مسایل اجرایی و فیلمنامه‌ای چیزی قطعی نیست. جملهٔ کوتاه «با من تماس نگرفته‌اند» نشان می‌دهد که مذاکرات رسمی یا حتی طرح نهایی شده‌ای به او ارائه نشده است و تصمیم‌گیری نهایی به عوامل مختلفی وابسته خواهد بود؛ از بودجه و زمان‌بندی بازیگران گرفته تا چرایی خلاقانهٔ ادامه دادن فرنچایز.

چگونه این موضوع با روند احیای فرنچایزها هم‌خوانی دارد

طی چند سال اخیر، استودیوها بارها و بارها روی نوستالژی شرط‌بندی کرده‌اند؛ از بازسازی و ریبوت کمدی‌های سنتی گرفته تا ادامه‌دادن مجموعه‌های درام و آثار فرنگی خاص. تصمیم پارامونت برای سبز کردن پروژهٔ بازسازی The Naked Gun در ۲۰۲۵ به کارگردانی آکیوا شفر، دقیقاً واکنشی به همین بازار نوستالژی‌محور بود: ترکیبی از احترام به میراث بی‌حالتِ لسلی نیلسن و افزودن طعم‌های کمدی معاصر.

نتیجهٔ این ترکیب برای استودیو قابل قبول بود: فیلم هم در گیشه عملکردی محترمانه داشت و هم نظر مثبت منتقدان را جلب کرد، و چنین نتیجه‌ای معمولاً کمترین شرط لازم برای آغاز بحث دربارهٔ دنباله است. با این حال، روند عمومی احیاهای فرنچایز نشان می‌دهد که حتی موفقیت نسبی و بازخورد مثبت لزوماً به معنای تصویب فوری دنباله نیست؛ عوامل اقتصادی، جدول زمانی بازیگران، علاقهٔ بازار جهانی و برنامهٔ ساخت دیگر پروژه‌های استودیویی همگی در تصمیم‌گیری نقش دارند.

نکاتی که معمولاً در ارزیابی امکان ادامهٔ فرنچایز بررسی می‌شوند عبارت‌اند از:

  • عملکرد تجاری فیلم (در کشور میزبان و بازارهای بین‌المللی)
  • پذیرش منتقدان و شاخص‌های اجتماعی رسانه‌ای (نظیر نمرهٔ Rotten Tomatoes و واکنش کاربران)
  • دسترسی و تمایل بازیگران اصلی و خلاقان (نویسنده، کارگردان)
  • قابلیت تولید و بودجهٔ مورد نیاز برای حفظ یا افزایش کیفیت
  • پتانسیل داستانی برای توسعهٔ جهان‌سوز یا معرفی شخصیت‌های جدید

پارامونت با احیای The Naked Gun سعی کرد هم هواداران قدیمی را راضی نگه دارد و هم مخاطبان جدید را جذب کند؛ این توازن دقیقاً همان چیزی است که اغلب تعیین‌کنندهٔ موفقیت یا شکست یک دنباله است.

یک دنباله ممکن است به کجا برود

اگر تصمیم به ساخت دنباله گرفته شود، گزینه‌های روایی و لحنِ ممکن متنوع‌اند. دنباله می‌تواند در همان مسیر تُن‌آلِ اصلی حرکت کند — هجو نهادها، سکانس‌های ابزورد و ژانرِ کمدی فیزیکی — یا اینکه به سمت طعنه‌پردازی تیزتر و مدرن‌تر مانند آنچه در برخی بازسازی‌های اخیر دیده‌ایم متمایل شود. نمونهٔ مقایسه‌ای معمول Ghostbusters: Afterlife است که تلاش کرد بین احترام به آثار پیشین و افزودن مؤلفه‌هایی برای نسل جدید تعادل برقرار کند.

از منظر داستانی، چند مسیر کلیدی وجود دارد:

  • ادامهٔ مستقیم محور فرانک دریبن: حفظ ارتباط با سریِ اصلی Police Squad و فیلم‌های دههٔ ۱۹۸۸–۱۹۹۴ و پیشبرد روایتِ شخصیتِ فرانک در قالبی معاصر.
  • نسخهٔ نسل‌بعدی: معرفیِ شخصیت‌های جدیدی که از میراثِ فرانک دریبن بهره می‌گیرند و در عین حال زبان طنز را برای مخاطبِ جوان‌تری به‌روز می‌کنند.
  • چندگانگی طنز (Anthology-style): هر قسمت با موضوعات و هدف‌های متفاوت، اما با لحنِ کمدیِ مشخصِ فرنچایز پیوند دارد.

حضور پاملا اندرسون و دنی هیوستون در دنباله، اگر محقق شود، امکان پیوند مستقیم با شخصیت‌ها و ارجاعاتِ سریال Police Squad و سه‌گانهٔ اصلی را فراهم می‌کند و می‌تواند به حفظ حسِ continuity کمک کند. از سوی دیگر، اگر سازندگان تصمیم به ورود بازیگران جدید بگیرند، استودیو باید طوری بازاریابی کند که هم طرفداران قدیمی را آگاه نگه دارد و هم کنجکاوی مخاطبان جدید را برانگیزد.

از منظر تولید و بودجه، عوامل زیر تعیین‌کننده‌اند:

  • بودجهٔ پیشنهادی: آیا تولیدکنندگان مایل‌اند هزینهٔ بیشتری برای سکانس‌های پیچیدهٔ فیزیکی و بازیگران ستاره صرف کنند؟
  • زمان‌بندی بازیگران و کارگردان: آیا آکیوا شفر یا کارگردان دیگری در دسترس و علاقه‌مند است؟
  • بازاریابی و استراتژی اکران: آیا تمرکز بر اکران جهانی و بازارهای دیجیتال خواهد بود یا انتشار محدودتری مدنظر است؟

تحلیلگران صنعت می‌گویند که حتی فیلم‌هایی با بودجهٔ متوسط می‌توانند با استراتژی اکران و تبلیغاتِ مناسب، بازگشتی قابل‌توجه داشته باشند. بعلاوه، موفقیت در سرویس‌های استریمینگ و فروش دیجیتال می‌تواند به سودآوری بلندمدت فرنچایز کمک کند و به تصمیم‌سازان برای سرمایه‌گذاری در دنباله انگیزه بدهد.

نکتهٔ مهم دیگر، لحنِ کمدی است. لسلی نیلسن با بازیِ فرانک دریبن، نمادِ کمدیِ deadpan است؛ آن لحنِ خاص بین گروهی از طرفداران کاملاً محبوب و بین کسانی که به‌دنبال شیوهٔ جدیدی از کمدی هستند، بحث‌برانگیز بوده است. منتقدان و بینندگان جوان‌تر اغلب از بازسازیِ آکیوا شفر به‌خاطر به‌روز کردن ریتم و بصری‌های موسیقایی-کمدی استقبال کردند، اما برخی از هواداران قدیمی ترجیح می‌دهند که روحِ کمدیِ کلاسیک حفظ شود.

در نتیجه، سازندگان دنباله با یک دوراهی روبه‌رو هستند: حفظ وفاداری به میراث لسلی نیلسن و در عین حال ایجاد نوآوری‌های کافی تا فیلم برای مخاطب معاصر هم جذاب بماند. این تعادلِ ظریف نیازمند فیلمنامهٔ دقیق، استفادهٔ هوشمندانه از ارجاعات و یک استراتژی بازاریابی متناسب است.

چند نکتهٔ کلیدی که می‌تواند مسیر دنباله را شکل دهد:

  1. تعیین هدفِ طنز: آیا دنباله به دنبال کمدیِ ساده و فیزیکی است یا طنزی پیچیده‌تر و سیاسی‌تر؟
  2. استفاده از بازیگرانِ شناخته‌شده: بازگرداندن چهره‌های منتسب به فرنچایز یا آوردن ستاره‌های جدید؟
  3. تعادل بین نوستالژی و نوآوری: چه مقدار از ارجاعات گذشته حفظ شود و چقدر نوآوری برای جذب نسل جدید لازم است؟

در مورد زمان‌بندی، حتی اگر پارامونت به‌زودی تصمیم به ساخت دنباله بگیرد، زمان تولید تا اکران می‌تواند بین ۱۸ تا ۳۰ ماه طول بکشد؛ این بازه شامل نگارش فیلمنامه، پیش‌تولید، فیلم‌برداری و پس‌تولید است. بنابراین، حتی در خوشبینانه‌ترین حالت، طرفداران باید برای اعلام رسمی و آغاز تولید کمی صبر کنند.

برای جمع‌بندی موقت: گرچه گیشهٔ قوی و بازخورد مثبت منتقدان، دنباله را محتمل می‌سازند، اما موارد عملیِ بسیاری وجود دارد که باید پیش از کسب تصمیم رسمی حل شوند؛ بنابراین The Naked Gun 2 در وضعیتِ «ممکن اما قطعی نشده» قرار دارد.

نکاتِ طرفداران و تریویا: فرانک دریبنِ لسلی نیلسن همچنان نمادی از کمدیِ deadpan است و میان علاقه‌مندان دو جبههٔ مخالف وجود دارد — کسانی که به تُنِ سه‌گانهٔ اصلی وفادارند و کسانی که نسخهٔ مدرن‌ترِ شفر را پسندیده‌اند. در پشت صحنه، آکیوا شفر که به خاطر کارهای کمدی و تصاویر ویدئوکلیپی‌وار شناخته می‌شود، سبک پویایی به فیلم داد که منتقدان آن را جزو جذابیت‌های اثر دانستند.

در نهایت، طرفداران باید هیجان خود را با صبوری ترکیب کنند: باز بودنِ نیسون به بازگشت و پایهٔ مالی و انتقادی فیلم احتمال ساخت دنباله را تقویت می‌کند، اما تا زمانی که پارامونت تماس رسمی نگیرد، The Naked Gun 2 در دایرهٔ «امکان» باقی می‌ماند و نه «قول قطعی». هرگونه خبر رسمی دربارهٔ قراردادها، فیلمنامه یا جدول تولید به‌عنوان نقطهٔ عطفی در مسیر ساخت دنباله محسوب خواهد شد.

منبع: smarti

ارسال نظر

نظرات

کوینپ

اگه فقط برای نوستالژی ساخته شه، زود کهنه میشه. یه فیلمنامه محکم لازمه، بازیگران قدیم یا جدید باید دلیل داشته باشن 🙂

بایونیکس

نقد نسبتاً متعادل و کامل بود؛ به نظرم نقطه‌کلیدی فیلمنامه‌ست. نوستالژی مهمه ولی اگر نوآوری نباشه سریع تکراری میشه. زمان‌بندی ۱۸ تا ۳۰ ماه هم منطقیه

توربو

واقعاً؟! فقط تبلیغات یا قدم بعدی واقعا جدیه؟ شایدم همه چیز گیر بودجه و زمانبندی باشه…

مهران

معقوله، تماشاگرا پسندیدن و گیشه هم بد نبود، ولی بدون تماس رسمی هیچی قطعی نیست. صبر کنین

رودایکس

وای، نیسون گفته «با من تماس نگرفته‌اند»؟ یعنی هنوز همه چیز معلقه، اما امیدوارم برگرده، فرانک واقعی یه چیز دیگه‌س…

مطالب مرتبط