6 دقیقه
به قفسه کتاب خانه دوران کودکیتان فکر کنید. حالا آن را مانند یک بیمهنامه کوچک و پایدار برای مغز خود تصور کنید. کافی است بهاندازهٔ کافی بخوانید، مرتب بنویسید، چند عبارت به زبان دیگر یاد بگیرید — و پس از چند دهه ممکن است ذهنتان بهتر از انتظار دوام بیاورد.
تیمی در مرکز پزشکی دانشگاه راش (Rush University Medical Center) به مدت نزدیک به هشت سال وضعیت 1,939 نفر را دنبال کردند و الگوی قابلتوجهی یافتند: کسانی که گزارش دادند طی عمرشان در فعالیتهای مبتنی بر کلمات و زبان بیشتر مشارکت داشتهاند، احتمال ایجاد بیماری آلزایمر یا اختلال شناختی خفیف در آنها بهطور قابلتوجهی کمتر بوده است. اعداد برجسته روشناند — مطالعه تا ۳۸ درصد کاهش خطر آلزایمر و ۳۶ درصد کاهش خطر اختلال شناختی خفیف را برای افرادی که بالاترین نمره در شاخص «غنای شناختی» را داشتند، نسبت به کمترین نمرات گزارش میکند.

شروع ابتلا به آلزایمر در کسانی که نمرهٔ غنای شناختی مادامالعمر بالاتری داشتند، به تعویق افتاد.
چگونه پژوهش، عمرِ یادگیری را اندازه گرفت
پژوهشگران کاری ساده اما در عین حال گسترده انجام دادند. از شرکتکنندگان خواستند عادات خود را در سه دورهٔ زندگی بهیاد آورند: کودکی (سن ۱۲ سال)، میانسالی (سن ۴۰ سال) و دورهٔ فعلیِ سالمندی. پرسشها شامل فعالیتهای عملی و مبتنی بر کلمه بود — خواندن کتاب، بازدید از کتابخانهها و موزهها، یادگیری زبانهای خارجی و حتی استفادهٔ معمول از فرهنگنامهها. پاسخها ترکیب و در قالب نمرههای تجمیعیِ «غنای شناختی» قرار گرفت تا نشاندهندهٔ درگیری فکری پایدار در طول دههها باشد.
شرکتکنندگان پژوهش را با میانگین سنی حدود ۸۰ سال آغاز کردند و سلامت شناختی آنها با ارزیابیهای بالینی استاندارد پیگیری شد. هنگام مقایسهٔ نتایج، افرادی که بیشترین غنای شناختی را داشتند نه تنها نرخهای کمتری از تشخیص زوال عقل داشتند؛ بلکه میانگین شروع بالینی بیماری نیز بهتعویق افتاده بود — تقریباً پنج سال برای بیماری آلزایمر و حدود هفت سال برای اختلال شناختی خفیف. این تاخیر از منظر بهداشت عمومی معنادار است؛ پنج سال میتواند کیفیت زندگی، نیاز به مراقبت و هزینههای بهداشتی را تغییر دهد.
تیم پژوهشی همچنین بافت مغزی برخی از شرکتکنندگانی را که در طول مطالعه فوت کردند بررسی کردند. آنها نشانههای کمتری از تجمع پروتئینهای مرتبط با آلزایمر را در افرادی مشاهده کردند که از کودکی نمرهٔ غنای شناختی بالاتری داشتند. این یافته نشانهای زیستشناختی است — هرچند نه اثبات قطعی — که درگیری شناختی بلندمدت ممکن است پاتولوژی مغز را تغییر دهد یا مقاومتی در برابر آن بسازد.
چه معنایی دارد و چه معنایی ندارد
تمایل به خواندن این نتایج بهعنوان یک رابطهٔ سادهٔ علتومعلولی وجود دارد: بیشتر بخوانید، از زوال عقل اجتناب کنید. اما نویسندگان محتاطاند. این یک مطالعهٔ مشاهدهای است که بر خاطرات افراد از رفتارهای گذشتهٔ خود تکیه دارد و نمیتواند ثابت کند که مطالعه یا تمرینهای زبانی بهتنهایی از ابتلا جلوگیری میکنند. مغز تحت تأثیر نیروهای متعددی شکل میگیرد — خواب، ورزش، سلامت قلبی-عروقی، ژنتیک و عوامل اجتماعی از جمله آنها.
یکی از پرسشهای پیچیده، وضعیت اجتماعی-اقتصادی (SES) است. محلههای برخوردارتر معمولاً مدارس بهتر و دسترسی آسانتر به کتاب و موزه دارند که میتواند توضیحدهندهٔ نمرههای غنای بالاتر باشد. پژوهشگران این موضوع را بررسی کردند: در حالی که SES پیوندهای نسبتاً کوچکی با شناخت در سنین بالا نشان داد، ترکیبِ غنای شناختی همچنان درگیری شخصی و پایدار در فعالیتهای ذهنی را فراتر از چیزی که صرفاً با مزیت اجتماعی-اقتصادی توضیح داده میشود، ثبت کرد. خلاصه اینکه: دسترسی اهمیت دارد، اما عادات شخصی نیز بهنظر میرسد اهمیت دارند.
از منظر مکانیزمی، این مطالعه به مفهوم گستردهتر «رزرو شناختی» مربوط میشود — ایدهای که میگوید فعالیتهای ذهنی تحریککننده و پیچیده شبکههای مغزی را تقویت میکنند تا آنها بتوانند پیش از ظهور علائم بالینی، آسیب بیشتری را تحمل کنند. این را مانند افزونگی در یک شبکهٔ برق در نظر بگیرید: هرچه مسیرهای بیشتری موجود باشد، سیستم مدتزمان بیشتری میتواند هنگام خرابی بخشی از شبکه کار کند.
نکات عملی نیز وجود دارند. لازم نیست یکشبه به یک چندزبانگی کامل تبدیل شوید. عادتهای کوچک اما پایدار — خواندن منظم، پیوستن به گروههای کتابخوانی، یادگیری زبان دوم یا داوطلبی در نقشهایی که نیاز به ارتباط پیچیده دارند — همه میتوانند به غنای شناختی مادامالعمر کمک کنند. همراه با خواب سالم، ورزش منظم و رژیم غذایی متعادل، این عادات یک استراتژی چندوجهی برای سلامت مغز شکل میدهند. کلید، استمرار و تنوع در محرکهای شناختی است؛ فعالیتهایی که حافظه، قضاوت و مهارتهای اجرایی را همزمان درگیر میکنند، ارزش افزوده ایجاد میکنند.
بینشِ کارشناسی
«باید نسبت به نسخههای ساده محتاط باشیم، اما شواهد همگرایانهاند: درگیری ذهنی اهمیت دارد،» میگوید دکتر النا مارکز، دانشمند عصبشناسی شناختی که در این مطالعه مشارکت نداشت. «فعالیتهای مبتنی بر زبان بهویژه مؤثرند چون حافظه، عملکرد اجرایی و شناخت اجتماعی را همزمان فعال میکنند. وقتی میخوانیم یا زبان یاد میگیریم، مغز چندین سیستم را همزمان تمرین میدهد — این میتواند طی دههها مقاومت بسازد.»
مارکز یک نکتهٔ واقعگرایانه هم اضافه میکند: «سیاستگذاری عمومی در این زمینه نقش دارد. گسترش آموزش دوران کودکی و دسترسی به کتابخانهها تنها غنای فرهنگی نیست — بلکه پیشگیری است. سرمایهگذاری در این منابع اکنون میتواند شیوع زوال عقل را در آینده کاهش دهد.»
مطالعهٔ دانشگاه راش، منتشرشده در نشریهٔ Neurology، روایت رو به رشدی در علوم اعصاب را تقویت میکند: مغزهای ما از استفاده بهره میبرند، بهخصوص استفادهای که زبان، استدلال و حافظه را بارها و بارها در طول زندگی به چالش میکشد. پیام امیدوارکننده و کاربردی است. هر جایی که در خط زمان زندگی قرار دارید، برداشتن یک کتاب یا یادگیری یک عبارت در زبان دیگر عمل کوچکی و دستیافتنی است که ممکن است دههها بعد سود بدهد.
پس امشب چه میخوانید؟
منبع: sciencealert
نظرات
شهرخط
خوبه ولی یه کم اغراق داره، مطالعه مشاهدهایه، سیاستگذاری مهمه اما نباید همه چیز رو به کتاب ربط بدیم.
آرمین
مامانم همیشه کتاب میخوند، ۸۵ ساله هنوز سر یادگیری فرانسه یه جمله یاد میگیره، فکر کنم واقعا موثره. ولی سختیش برا بعضیا واقعا زیاده
بیونیکس
جالبه ولی چطور مطمئن باشیم خاطراتِ کودکی دقیقن؟ SES هم وجو د داره، و آیا فقط خواندن کافیه؟
رودکس
وای، انتظار نداشتم! یعنی واقعاً خواندن ساده میتونه ۵ سال تاخیر بیاره؟ حس خوبیه، یه انگیزه جدید.
ارسال نظر