10 دقیقه
شما هر زمستان این جمله را تکرار میکنید: «سرما را در استخوانهایم حس میکنم.» این یک شِکوهٔ محاورهای، لرزی مشترک و — همانطور که معلوم میشود — نه کاملاً شاعرانه و نه کاملاً نادرست است. احساسی که مردم بهعنوان نفوذ سرما به اسکلت توصیف میکنند ترکیبی از پاسخهای فیزیولوژیک در پوست، اعصاب، رگهای خونی و بافتهای پیوندی است. آنچه شبیه یک سرمازدگی عمیق به نظر میرسد در واقع نتیجهٔ تعامل دستگاه تنظیم دما در بدن، مکانیک موضعی بافتها و سیگنالدهی سیستم عصبی است که با هم کار میکنند.
چگونه هوا، رطوبت و پوشش شما جریان گرما را تغییر میدهند
هوای سرد مستقیماً به استخوانها حمله نمیکند. ابتدا لایهٔ نازکی از هوای گرم را که به پوست میچسبد تغییر میدهد. در اقلیمهای مرطوب، مانند بسیاری از نقاط بریتانیا، رطوبت جو این لایهٔ عایقکننده را سریعتر از بین میبرد و انتقال گرما را کارآمدتر میسازد. پارچههایی که از رطوبت هوا یا عرق خیس شدهاند حرارت را سریعتر از بدن میربایند؛ آب حدود 70 برابر بهتر از هوا گرما را هدایت میکند که یک واقعیت فیزیکی ساده است و توضیح میدهد چرا سرمای نمناک بسیار گزنده به نظر میرسد.
بدن انسان در دمای حدود 37°C بهترین عملکرد را دارد. بافتهای محیطی — مثل انگشتان، نوک پاها و گوشها — معمولاً چند درجه خنکترند و دمای پایهٔ هر فرد با توجه به سن، جنس و وضعیت سلامتی متفاوت است. بزرگسالان مسنتر اغلب سرما را شدیدتر احساس میکنند؛ زنان نیز بهطور مکرر حساسیت بیشتری به سرما گزارش میدهند. این تفاوتها تعیین میکنند که لایهٔ گرم اطراف پوست چقدر سریع از بین میرود و چقدر سریع لرزش (شِوِرینگ) یا تغییرات رفتاری برای حفظ دمای مرکزی بدن فعال میشوند.
علاوه بر این، ویژگیهای لباس و نحوهٔ پوشیدن آن حیاتی است. استراتژیهای لایهلایه پوشیدن (لباسهای زیرِ گرم، میانهٔ عایق و لایهٔ بیرونی مقاوم در برابر باد و آب) هوا را در میان لایهها بهعنوان عایق به دام میاندازد. الیاف طبیعی مانند پشم و الیاف فنیِ خشکشونده سریع میتوانند بهتر از پنبهِ مرطوب از بدن محافظت کنند. انتخاب جنس پارچه، تناسب لباس و وجود بادگیر یا لایهٔ ضدآب میتواند تفاوت قابل توجهی در حفظ گرما و کاهش «احساس نفوذ سرما به استخوان» ایجاد کند.
چرا به نظر میرسد استخوانها درگیرند: پریوست و سیگنالدهی درد
خودِ استخوانها گیرندههای حساس به دما مانند پوست را بهوفور ندارند، که منطقی است: بسیاری از استخوانها زیر لایههایی از عضله، چربی و بافت پیوندی قرار گرفتهاند. ولی پوشش بیرونی استخوان، یعنی پریوست (periosteum)، دارای عصبدهی فراوان است. تصور کنید یک توری نازک از اعصاب حسی دور سطح استخوان پیچیده شده است؛ آن نورونها تغییر شکل، آسیب و تغییرات در کشش مکانیکی را تشخیص میدهند. وقتی بافتهای پیوندی سفت میشوند و مفاصل در هوای سرد خشکی پیدا میکنند، اعصاب پریوستال ورودیهای مکانیکی متفاوتی را تجربه میکنند و میتوانند احساسهای تیز یا دردناک و گاهی خستهکننده را به مغز منتقل کنند.

روانکنندهٔ بیشتر مفاصل بزرگ هنگام کاهش دما غلیظتر میشود.
مایع سینوویال، محیط ویسکوزی که حرکت مفصل را تسهیل میکند، با کاهش دما کندتر و غلیظتر میشود. تاندونها و لیگامانها سفت میگردند. عضلات در دمای پایینتر نیروی کمتری تولید میکنند و برای رسیدن به همان دامنهٔ حرکت به تلاش بیشتری نیاز دارند. این تغییرات مکانیکی، فشار بیشتری بر گیرندهها در اطراف و داخل استخوان وارد میکند که ممکن است توسط سیستم عصبی بهصورت درد یا ناراحتی تفسیر شود؛ احساسی که مردم آن را «عمیق» یا «تا استخوان» توصیف میکنند. کاهش جریان خون موضعی این اثر را تشدید میکند: وازوکنتریکسیون (تنگشدن رگها) گرما را به طرف هستهٔ بدن هدایت میکند تا اندامهای حیاتی محافظت شوند و در نتیجه اندامهای محیطی سردتر و با پرفیوژن (خونرسانی) کمتر باقی میمانند.
در بیماریهای مفصلی مانند آرتروز، این مکانیک تغییرات بیشتری مییابد: التهاب مزمن میتواند حساسیت نرونهای پریوستال و مفصلی را بالا ببرد و باعث شود که تغییرات دمایی کوچک نیز بهصورت دردهای واضح حس شوند. همچنین در اختلالات بافت همبند مانند فیبرومیالژیا، تنظیم درد مرکزی و محیطی تغییر میکند و بیماران ممکن است پاسخهای حسی به سرما را متفاوت گزارش دهند. این موضوع، اهمیت تشخیص و درمان پایهای مشکلات مفصلی یا التهابی را برجسته میکند.
ویتامین D، خلقوخو و درک سرما
تفاوتهای فصلی در نور آفتاب به شیوهای ظریفتر در تجربهٔ سرما تأثیر میگذارند. نور خورشید سنتز ویتامین D را در پوست تحریک میکند؛ در ماههای تیره و ابری بسیاری از افراد مقدار کمتری ویتامین D تولید میکنند. بالینی، کمبود ویتامین D با سلامت ضعیفتر استخوان و اختلالاتی مانند راشیتیسم در کودکان و استئومالاسی در بزرگسالان مرتبط است، اما بهنظر میرسد حساسیت به درد را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. چندین مطالعه نشان دادهاند که سطوح پایینتر ویتامین D با دردهای اسکلتی-عضلانی بیشتر همبسته است. نقش این ترکیب در تعدیل سیستم عصبی — و در تنظیم خلقوخو — بدان معنی است که کمبود میتواند نحوهٔ تجربه و تحمل ناراحتی را تغییر دهد.
آسمانهای ابری بیش از محدود کردن سنتز ویتامین D اثر میگذارند. آنها خلقوخو و سطح انگیختگی را تغییر میدهند و در افراد مستعد ممکن است اضطراب یا افسردگی را تشدید کنند. این تغییرات میتوانند تحمل دما را کاهش دهند، بنابراین هوای نمناک و تیره اغلب شدیدتر از همان دما زیر نور خورشید روشن احساس میشود. بهطور خلاصه: یک روز آفتابی و خشک با دمای 2°C نسبت به یک روز ابری و مرطوب با دمای 6°C کمتر نفوذی و آزاردهنده به نظر میرسد.
از منظر تغذیه و بهداشت عمومی، منابع ویتامین D شامل قرارگیری معقول در معرض آفتاب، مصرف غذاهای غنیشده (مثل برخی لبنیات و غلات) و منابع طبیعی مانند ماهیهای چرب هستند. در مناطق کمآفتاب یا برای افراد با ریسک بالا، مکملهای ویتامین D تحت نظر پزشک میتواند لازم باشد. با این حال، توصیهٔ دقیق دوز و ارزیابی سطح سرمی باید توسط ارائهدهندهٔ خدمات سلامت انجام شود، زیرا سطح بیشازحد نیز عوارضی دارد.
فیزیولوژی کاربردی: چه کمک میکند و چرا
انتخابهای رفتاری و تغذیهای اهمیت دارند. لایهلایه پوشیدن هوا را نزدیک بدن بهعنوان عایق به دام میاندازد؛ فعالیت بدنی حرارت متابولیک تولید میکند و گردش خون به اندامهای محیطی را بهبود میبخشد؛ افزودن کالریِ معقول سوخت لازم برای فرایندهای تولید گرما را فراهم میآورد. از منظر پزشکی، توصیهها ساده و البته چندوجهیاند: دمای مرکزی را حفظ کنید، بافتهای محیطی را در حرکت نگه دارید، و هر بیماری زمینهای مفصلی یا کمبود ویتامین D را که میتواند ناراحتی را تشدید کند، درمان یا مدیریت نمایید.
حفظ گرمای مرکزی بدن، فعال ماندن و نگهداری سطح مناسب ویتامین D به کاهش درد و خشکیای کمک میکند که معمولاً به «استخوانهای سرد» نسبت داده میشود.
پیشنهادهای عملی و قابل اجرا شامل این موارد است:
- پوشیدن لایههای مناسب: لایهٔ پایه جاذب رطوبت، لایهٔ میانیِ عایق (مثل پشم یا پلیاسترهای فنی) و لایهٔ بیرونی ضدباد/ضدآب.
- فعالیتهای منظم سبک تا متوسط (پیادهروی، نرمشهای کششی، تمرینات تقویتی) که گردش خون و گرما را افزایش میدهند و خشکی مفاصل را کاهش میدهند.
- مصرف مایعات گرم و وعدههای غذایی کوچک و مقوی برای تأمین انرژی متابولیک موردنیاز تولید گرما.
- گرمکردن موضعی: استفاده از حولهٔ گرم، پدهای حرارتی یا ترکیبات موضعی مناسب (با مشورت با متخصص) برای تسکین موقت درد و افزایش جریان خون موضعی.
- بررسی سطح ویتامین D در صورت احساس درد مزمن یا زندگی در مناطق کمآفتاب و پیگیری درمان تحت نظر پزشک.
این اقدامات نه تنها ناراحتی را کاهش میدهند بلکه میتوانند از آسیبهای بیشتر به مفاصل و بافتها پیشگیری کنند. در صورت وجود درد شدید یا تغییر ناگهانی در عملکرد مفصلی، مراجعه به پزشک برای بررسیهای دقیقتر (تصویربرداری، آزمایشهای خون برای التهاب یا کمبودهای تغذیهای) ضروری است.
دیدگاه کارشناسی
«عبارت «تا استخوانها» یک پاسخ بیولوژیک چندلایه را جمعبندی میکند،» دکتر امیلی کارتر، استاد خیالی فیزیولوژی انسان با 20 سال تجربهٔ بالینی و تحقیقاتی، میگوید. «این احساس به ندرت ناشی از حس مستقیم بافت استخوانی است. تغییرات در پریوست، مکانیک مفصل و عروق هنگامی که دما پایین میآید رخ میدهد و آن تغییرات بهصورت ناراحتی به مغز منتقل میشوند. سیستم را درمان کنید — گردش خون، روانکنندگی مفصل و تون عضلانی — و آن احساس معمولاً بهتر میشود.»
دکتر کارتر اضافه میکند که مداخلات ساده اغلب بسیار مؤثرند: «لباسهای تنفسی و لایهای بپوشید که هوا را به دام میاندازند، حتی با پیادهرویهای کوتاه فعال بمانید، و اگر در منطقهای با نور خورشید کم در زمستان زندگی میکنید، سطح ویتامین D خود را با یک متخصص بهداشت بررسی کنید.»
تحقیقات زیستپزشکی همچنان در حال آشناسازی دقیقتر تعاملات بین دما، هیدراسیون و مکانیک بافت همبند در سطح میکروسکوپی هستند. مطالعات جاری بررسی میکنند که چگونه پایانههای عصبی محیطی در پریوست درد را تعدیل میکنند و آیا درمانهای هدفمند میتوانند درد اسکلتی-عضلانی القاشده توسط سرما را کاهش دهند بدون اینکه پاسخهای حفاظتی تنظیم دمای بدن را تضعیف کنند.
سرما میتواند شخصی و گریزان احساس شود. اما این احساس معمولاً نشاندهندهٔ یک پاسخ فیزیولوژیک هماهنگ شده است تا یک سرمایش مستقیم در مغز استخوان — و این بدان معنی است که گامهای عملی اغلب میتوانند تفاوت بزرگی ایجاد کنند. این فصل را تجربه کنید و ببینید آیا آن عبارت آشنا از شکایت به خاطرهای ساده تبدیل میشود یا خیر.
منبع: sciencealert
نظرات
اتو_ر
خوبه، ولی یه خورده طولانیه و بعضی جاها شواهدو محکم نشون نمیده؛ مثلا کیسهای بالینی بیشتر کم بود، ولی کلیت منطقیه.
پمپزون
خلاصه اینکه حس «تا استخوان» ترکیبی از پوست، عروق و اعصابه. خوب توضیح داده، عملی و قابل اجرا، ولی خب باز هم جای تحقیق بیشتر هست.
مهران
من آرتروز دارم، دقیقا همینو تجربه میکنم؛ وقتی هوا سرد میشه، مفاصل سفت و درد میگیرن. پیادهروی کوتاه و گرمکن موضعی کمک میکنه، اما گاهی باید پزشک هم دید.
لابکور
آیا واقعا ویتامین D تا این حد روی درد تاثیر داره؟ ممکنه هم عوامل روانی دخیل باشن، کسی منابع یا مطالعات دقیق داره؟
توربو
منطقیشه، مخصوصا نکته رطوبت؛ تو بریتانیا واقعا فرق داره. لباس لایهای و پشم کار خودش رو میکنه، ساده و اجرایی.
دیتاپالس
واقعا؟ همیشه فکر میکردم «سرما تا استخوان» یه حرف شاعرانهس... خوندن این باعث شد نیمهمتقاعد بشم، اما هنوز هم یه حس عمیق تو بدن میمونه، عجیبه!
ارسال نظر