فعالیت های اجتماعی چگونه روند سالمندی را کند می کنند

پژوهشی بر سالمندان استرالیایی نشان می‌دهد ارتباطات اجتماعی، بازی‌های فکری و یادگیری مداوم می‌تواند خطر ناتوانی و ضعف جسمی در سالمندی را به‌طور ملایم کاهش دهد.

3 دیدگاه
فعالیت های اجتماعی چگونه روند سالمندی را کند می کنند

3 دقیقه

یک بازی ورق در بعدازظهر، مسابقه شطرنج در مرکز محلی، یا ساعتی آرام برای مطالعه؛ تکه‌های معمولی از زندگی روزمره که حالا معلوم شده می‌توانند به‌نرمی شیوه پیر شدن بدن ما را تغییر دهند. عادت‌های کوچک، پیامدهای بزرگ دارند.

پژوهشگران ۱۲٬۸۶۲ استرالیایی ۷۰ ساله و بالاتر را طی یک دوره ۱۱ ساله بررسی کردند تا ببینند آیا فعالیت‌های اجتماعی و فعالیت‌های ذهنی می‌توانند مسیر افت توان جسمی را تغییر دهند یا نه. شرکت‌کنندگان در آغاز مطالعه نسبتا سالم بودند و بیماری‌های مهمی مانند بیماری قلبی یا زوال عقل نداشتند. پژوهشگران هر سال شاخص‌های سلامت را ثبت کردند؛ از چربی شکمی و وضعیت سیگار کشیدن گرفته تا آزمون‌های یادآوری شناختی، سرعت راه رفتن، قدرت گرفتن دست و توانایی انجام کارهای روزمره مانند لباس پوشیدن یا آماده کردن غذا.

دو ابزار معتبر پایه تحلیل را شکل دادند: شاخص تجمع کمبودها که سالمندی زیستی را در سراسر بدن می‌سنجد، و فنوتیپ ضعف جسمی فرید که شکنندگی و ضعف جسمانی را مشخص می‌کند. پرسش ساده بود: فراتر از ورزش و رژیم غذایی، آیا ارتباط اجتماعی و تحریک ذهنی می‌تواند به سالمندان کمک کند تا در سال‌های بعدی زندگی توانمندتر بمانند؟

پاسخ، به زبان ساده، مثبت است، اما نه به شکل چشمگیر. عضویت در یک باشگاه یا سازمان محلی با حدود ۳ درصد کاهش احتمال دچار شدن به ضعف جسمی طی هفت سال همراه بود. داشتن حلقه گسترده‌تری از دوستان یا اعضای خانواده که بتوان روی آنها حساب کرد نیز فایده‌ای مشابه داشت. فعالیت‌هایی که ذهن را به چالش می‌کشند، مانند ورق‌بازی یا شطرنج، حل جدول یا پازل، با حدود ۴ درصد کاهش خطر ضعف جسمی در سالمندی ارتباط داشتند. فعالیت‌های سوادمحور مانند نوشتن نامه، استفاده از رایانه یا شرکت در کلاس‌ها نیز مزیت کوچک‌تری در حدود ۲ درصد نشان دادند.

البته همه سودها یکسان نبودند. به نظر می‌رسد زنان از این فعالیت‌های اجتماعی و یادگیری محافظت بیشتری دریافت می‌کنند، به‌طوری که کاهش خطر ضعف جسمی در آنها حدود ۳ تا ۶ درصد بود؛ اما اثر مشابهی در مردان دیده نشد. این تفاوت‌ها ظریف، اما پایدارند. می‌توان این فعالیت‌ها را نوعی تمرین مقاومتی شناختی و اجتماعی دانست؛ فشار آن سبک است، اما تکرارها در طول زمان اثر خود را می‌گذارند.

به نظر می‌رسد عادت‌های کوچک و منظم اجتماعی و یادگیری، احتمال ضعف جسمی را تا حدی کاهش می‌دهند.

این یافته‌ها به این معنا نیست که مشارکت اجتماعی جایگزین ورزش یا تغذیه سالم است؛ شواهد فراوانی پیش‌تر از این ستون‌های سالمندی سالم حمایت کرده‌اند. در عوض، فعالیت‌های اجتماعی و ذهنی ابزارهایی مکمل به شمار می‌آیند. این فعالیت‌ها حرکت را بیشتر می‌کنند، ذهن را تیز نگه می‌دارند و فرصت‌هایی برای بیرون رفتن از خانه ایجاد می‌کنند؛ رفتارهایی که احتمالا به تاب‌آوری جسمی بهتر کمک می‌کنند.

از نگاه سیاست‌گذاری، پیامدها کاملا عملی هستند. سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های اجتماعی مناسب سالمندان، مانند کتابخانه‌ها، برنامه‌های یادگیری مادام‌العمر، مراکز اجتماعی و حمل‌ونقل، همراه با سازگاری‌های ساده‌ای مثل رمپ و دستگیره‌های کمکی، می‌تواند موانعی را بردارد که مانع مشارکت سالمندان می‌شوند. وقتی دسترسی‌پذیری به یک روال عادی تبدیل شود، مشارکت نیز به دنبال آن می‌آید.

هنوز پرسش‌هایی بی‌پاسخ باقی مانده است. این فعالیت‌ها چگونه با ورزش، تغذیه و مراقبت پزشکی تعامل دارند؟ چرا زنان بیشتر از مردان سود می‌برند؟ پژوهش‌های آینده باید این گره‌ها را باز کنند. تا آن زمان، شواهد ما را به سوی یک ایده ساده در سلامت عمومی سوق می‌دهد: زندگی اجتماعی و یادگیری فقط امتیازهای خوشایند اضافی نیستند. آنها داروهای کوچکی هستند که می‌توان با یک تماس تلفنی، یک کارت اتوبوس یا یک کلاس رایگان تجویز کرد. آیا جوامع با آنها چنین برخوردی خواهند کرد؟

نظر بگذارید

نظرات (3)

دیتاپالس

این یعنی یه تماس تلفنی یا کلاس رایگان می‌تونه مثل یه داروی کوچیک باشه، ساده اما ارزشمند. امیدوارم مسئولین جدی بگیرن...

رضا

۳-۴ درصد؟ خیلی کم بنظر میاد، شواهد دیگه برای ورزش قوی‌تر هستن. آیا این واقعاً قابل سیاست‌گذاریه یا فقط آماریه؟

بیونیکس

دقیقاً تجربه خودم همینه؛ مادربزرگ تو باشگاه محلی شطرنج بازی می‌کرد، یه جور تمرین ملایم بود و بعد از چند سال بهتر راه می‌رفت. چرا زن‌ها بیشتر سود می‌برن واقعا؟