4 دقیقه
زیر تلاطم موجها و در دل رفتوآمد معمول خطوط کشتیرانی، پکن میگوید نوعی عملیات اطلاعاتی عجیب در جریان است: لاکپشتها و ماهیهایی که به حسگرهای متحرک تبدیل شدهاند، دادههای اقیانوسی را جمعآوری میکنند و آن را به ماهوارههای خارجی میفرستند. این ادعا در یک پست کوتاه در شبکه اجتماعی داخلی چین مطرح شد؛ جایی که وزارت امنیت دولتی این کشور، سازمانهای اطلاعاتی خارجی را متهم کرد حیوانات دریایی را به ابزارهای تخصصی مجهز کردهاند تا جریانهای آب، توزیع دما و ویژگیهای بستر دریا را نقشهبرداری کنند.
در نگاه نخست، این تصویر حالوهوایی سینمایی دارد. لاکپشتی که از کنار یک شناور عبور میکند و یک ثبتکننده کوچک را با خود حمل میکند، یا ماهیای که در جریان سرد آب پیش میرود و همزمان دادهها را به گیرندههای در حال گردش در مدار مخابره میکند. اما چرا یک دولت باید به چنین اندازهگیریهایی علاقهمند باشد؟ چون دادههای اقیانوسشناسی فقط به علم اقلیم مربوط نیستند. این اطلاعات بر عملیات دریایی، ناوبری زیرسطحی، مدلهای صوتی مؤثر بر پنهانکاری زیردریاییها و لجستیک دریایی که اقتصادها را تغذیه میکند، اثر میگذارند. خلاصه اینکه اثر انگشت فیزیکی دریا، اهمیتی راهبردی دارد.
ادعاهای غیرمعمول، نگاهی سریع به تاریخ را ضروری میکنند. استفاده از حیوانات در فعالیتهای اطلاعاتی موضوع تازهای نیست. در دهه ۱۹۶۰، یک برنامه در ایالات متحده تلاش کرد گربهای را به ابزار شنود تبدیل کند؛ آزمایشی که بعدها به نمونهای مشهور از جاسوسی عجیبوغریب بدل شد. در سالهای اخیر نیز مشاهده یک نهنگ سفید در نزدیکی نروژ که تجهیزاتی مهارشده به همراه داشت، گمانهزنیهایی درباره دوربینهای نصبشده روی حیوانات و جاسوسی فرامرزی برانگیخت؛ ادعایی که برخی طرفها آن را رد کردند و برخی دیگر آن را نتیجه تشخیص اشتباه تجهیزات پژوهشی دانستند.

پس ادعای پکن تا چه حد پذیرفتنی است؟ از نظر فنی، نصب حسگر روی حیوانات امکانپذیر است. برچسبهای سبک میتوانند دما و عمق را ثبت کنند و زیستنگاری به ابزاری معتبر در زیستشناسی دریایی تبدیل شده است. با این حال، ارسال مستقیم این دادهها به ماهواره دشوارتر است. فرستندههای ماهوارهای انرژی مصرف میکنند و برای انتقال اطلاعات به بالا، به بالا آمدن قابل پیشبینی حیوان به سطح آب یا پنجرههای دید مستقیم نیاز دارند. حیوانات طبق برنامه خودشان حرکت میکنند. باتریها تمام میشوند. تجهیزات جدا میشوند. رفتار جانور تغییر میکند. همین محدودیتها استخراج منظم و قابل اتکای مجموعهدادههای بزرگ و حساس به زمان را از موجودات آزادزی دشوار میسازد.
با این حال، پرونده بسته نمیشود. سناریوهای ترکیبی وجود دارند: حیواناتی که حسگرهای غیرفعال را حمل میکنند و پژوهشگران یا مأموران بعدا آنها را بازیابی میکنند، یا برچسبهایی که هرگاه شرایط اجازه دهد، بستههای کوچک داده را بهصورت فرصتطلبانه ارسال میکنند. همچنین باید به یاد داشت که کشورها بیش از پیش روی وسایل زیرآبی خودران و شبکههای حسگری سرمایهگذاری میکنند؛ سامانههایی که بسیاری از همین وظایف را با پیشبینیپذیری بیشتر از هر پیک زندهای انجام میدهند.
زمینه سیاسی به اندازه سختافزار اهمیت دارد. چنین اتهامهایی میتواند چند هدف را دنبال کند: هشدار به سرویسهای خارجی، فراخوان داخلی درباره آسیبپذیری، یا مطالبه مقررات سختگیرانهتر برای پژوهشهای دریایی و اشتراکگذاری دادهها. این ادعاها همچنین ممکن است تا حدی درست باشند، در فضای شایعه بزرگنمایی شده باشند، یا از تشخیص نادرست تجهیزاتی ناشی شوند که دانشمندان برای مطالعه مهاجرت جانوران و فرایندهای اقیانوسی به کار گرفتهاند.
راستیآزمایی مستقل، آزمون اصلی این ادعاها خواهد بود. شبکههای علمی باز، ناظران غیرنظامی و تصاویر ماهوارهای میتوانند به تأیید برنامههای برچسبگذاری غیرمعمول یا ظهور ناگهانی تجهیزات حسگری کمک کنند. بدون چنین شواهدی، این داستان میان جذابیت اطلاعاتی و تردید باقی میماند؛ یادآوری اینکه رقابت بر سر اطلاعات اکنون هم به رفتار زیستی رسیده و هم به فیزیک اقیانوس.
اگر آبهای ساحلی به صفحه شطرنجی تبدیل شدهاند که در آن جریانها و عمقسنجی بستر دریا مهرههایی برای تصاحباند، پرسش دیگر این نیست که آیا دادهها اهمیت دارند یا نه، بلکه این است که چه کسی حق جمعآوری آنها را دارد و تحت چه قواعدی.














نظر بگذارید
نظرات (3)
نکتهاش سیاسی هم هست؛ ممکنه بهونهس برای محدود کردن پژوهش دریایی. اگر مدرک نباشه، بیشتر سروصداست.
این ادعاها جدیه؟ فرستادن داده ز ماهواره اونقدرا ساده نیست، یا دارن بزرگش میکنن؟ مدرک کو؟...
وااای… تصور لاکپشتِ جاسوس، سینماییه! ولی واقعاً جای تحقیق داره، خیلی سوال بیجواب مونده.