5 دقیقه
او را از لبه مرگ بازگرداندند. یک اتاق عمل، اهداکنندهای که با اچآیوی زندگی کرده بود و گیرندهای ۵۶ ساله که ریههایش تقریبا از کار افتاده بود، این همان پزشکیای نیست که یک نسل پیش تصورش را داشتیم.
در ۲۱ مارس ۲۰۲۶، جراحان مرکز سلامت انواییو لانگون، پیوند همزمان دو ریه و کبد را با استفاده از اندامهای یک اهداکننده مبتلا به اچآیوی برای یک گیرنده مبتلا به اچآیوی انجام دادند. گیرنده، برتراند نلسون، بیش از دو دهه با اچآیوی زندگی کرده بود و با سارکوئیدوز دستوپنجه نرم میکرد، بیماریای که باعث ایجاد بافت اسکار در ریههای او شده بود. پس از یک عفونت شدید تنفسی در سال ۲۰۲۱، عملکرد ریوی او بهتدریج کاهش یافت و تا سال ۲۰۲۴ بهطور فوری به اندامهای تازه نیاز پیدا کرد.
این عمل، نخستین موفقیت گزارششده در پیوند ریه از یک اهداکننده مبتلا به اچآیوی به فرد دیگری است که با اچآیوی زندگی میکند. پیش از این، کلیهها و کبدهای اهداکنندگان مبتلا به اچآیوی تحت پروتکلهای پژوهشی بسیار سختگیرانه استفاده شده بودند، اما ریهها، که ظریف، مستعد عفونت و پس از پیوند بهشدت غیرقابل پیشبینیاند، همچنان آخرین مرز دشوار باقی مانده بودند. عملهای قلب و ریه از دیرباز، زمانی که اهداکننده حامل اچآیوی بود، بهویژه پرخطر تلقی میشدند. اکنون این مانع جابهجا شده است.
مسیر نلسون تا رسیدن به اتاق عمل پر از دشواری بود. یک مرکز پیوند دیگر او را نپذیرفت، سپس در لانگون ارزیابی شد و در اکتبر ۲۰۲۴ در فهرست انتظار قرار گرفت. چند ماه بعد، یک مورد سازگار پیدا شد. خود عمل بسیار پرتنش بود: او هنگام جراحی دچار ایست تنفسی شد و تیم پزشکی او را احیا کرد. پس از آن، ۶۷ روز بستری در بیمارستان ادامه یافت. سپس بازگشت به خانه. او اکنون در حال بهبود است، به زندگی با ریههای تازه و کبد پیوندی عادت میکند و همزمان درمان ضدرتروویروسی خود را ادامه میدهد.

این اتفاق چگونه ممکن شد؟ بخشی از پاسخ در قانون است و بخشی دیگر در علم. قانون امید ایالات متحده که در سال ۲۰۱۳ تصویب شد، مسیرهای پژوهشی را برای استفاده از اندامهای اهداکنندگان مبتلا به اچآیوی برای گیرندگانی که آنها نیز به این ویروس مبتلا هستند، تحت تدابیر حفاظتی سختگیرانه باز کرد. در ابتدا، این برنامه بر کلیه و کبد تمرکز داشت. در طول سالها، پیشرفت در درمان ضدرتروویروسی، یعنی داروهایی که تکثیر ویروس را تا سطح غیرقابل تشخیص سرکوب میکنند، اچآیوی را برای بسیاری به یک بیماری مزمن قابل مدیریت تبدیل کرده و محاسبات اخلاقی و بالینی پیرامون اهدای عضو را دگرگون ساخته است.
با این حال، ریهها نگرانیهای ویژهای ایجاد میکنند. آنها در معرض محیط بیرون قرار دارند. میزبان جوامع میکروبی پیچیدهاند. عفونتهای پس از عمل همواره یک تهدید جدی هستند. به همین دلیل متخصصان پیوند، این مورد را یک نقطه عطف دانستند: این عمل نشان میدهد که با غربالگری دقیق، مدیریت سرکوب ایمنی و پیگیری هوشیارانه، حتی اندامهای آسیبپذیر نیز میتوانند با موفقیت میان افرادی که با اچآیوی زندگی میکنند منتقل شوند.
این نقطه عطف، دامنه اهداکنندگان را گسترش میدهد و نگاه ما را به درمان افراد مبتلا به اچآیوی از نو تعریف میکند.
پزشکان درگیر در این پرونده میگویند اهمیت آن در دو جهت پیش میرود. از نظر بالینی، گسترش دامنه اهداکنندگان واجد شرایط میتواند هفتهها یا ماهها از زمان انتظار بیمارانی کم کند که در غیر این صورت با چشماندازی بسیار دشوار روبهرو هستند. از نظر اجتماعی، این دستاورد به کاهش انگ اجتماعی کمک میکند: افراد مبتلا به اچآیوی میتوانند هم گیرنده باشند و هم اهداکنندهای نجاتبخش. از نظر علمی، پروندههایی مانند نلسون دریچههایی کمیاب به درک رفتار اچآیوی در بدن انسان پس از پیوند میگشایند، اینکه سرکوب ایمنی چگونه با کنترل مزمن ویروس تعامل میکند، مخازن ویروسی چگونه به درمانهای جدید پاسخ میدهند و آیا نتایج بلندمدت با پیوندهایی که اندامهای فاقد اچآیوی در آنها به کار میروند تفاوت دارد یا نه.
کارشناسان در عین جشن گرفتن این موفقیت، بر احتیاط تاکید میکنند. تیمهای پیوند باید عملکرد پیوند، بار ویروسی و عفونتهای فرصتطلب را از نزدیک پایش کنند. چارچوبهای قانونی و پروتکلهای پژوهشی همچنان برای تضمین ایمنی و شفافیت اخلاقی ضروریاند. پزشکانی مانند ساپنا مهتا از انواییو لانگون، این موفقیت را نقطه چرخشی در مراقبت از اچآیوی توصیف کردهاند، نقطهای که نیازمند گردآوری دقیق دادههای پیامدها و گسترش محتاطانه معیارهای واجد شرایط بودن است.
پژوهشگرانی مانند کامرون ولف در دانشگاه دوک، مزیت علمی بیشتری نیز در این موضوع میبینند: هر پرونده محیطی کنترلشده برای مطالعه پایداری اچآیوی و پاسخهای ایمنی پس از جایگزینی یک اندام حیاتی فراهم میکند. این بینشها میتوانند حوزه درمان را به سوی راهبردهای بهتر برای کنترل بلندمدت سوق دهند و شاید تلاشها برای دستیابی به فروکشی پایدار بیماری را نیز هدایت کنند.
پیامدهای عملی هم وجود دارد. با افزایش طول عمر افراد مبتلا به اچآیوی به لطف درمانهای نوین ضدرتروویروسی، بیماریهای وابسته به سن و نارسایی اندامها شایعتر میشوند. این واقعیت با کمبود جهانی اندامهای اهدایی تلاقی پیدا میکند. استفاده ایمن از اهداکنندگان مبتلا به اچآیوی میتواند فشار کمبود اندام را کاهش دهد و جان انسانها را نجات دهد، به شرط آنکه پروتکلها همچنان نیرومند بمانند و نتایج به بهبود خود ادامه دهند.
داستان نلسون یادآور این است که پزشکی به شکل ناموزون پیشرفت میکند: پیشرفتهای بزرگ اغلب از حاشیهها میآیند و با تغییرات قانونی، پایداری علمی و جسارت بالینی به حرکت درمیآیند. این همچنین داستانی انسانی است. بافت اسکار، بقای طولانی با یک ویروس مزمن، پیدا شدن یک مورد سازگار غیرمنتظره، جراحیای هراسانگیز و سپس کار آهسته و نامطمئن بهبودی.
آیا این پرونده به روالی عادی تبدیل خواهد شد؟ نه یکشبه. اما گفتوگو را تغییر میدهد، درباره اینکه چه کسی میتواند اهدا کند، چه کسی میتواند دریافت کند و زندگی با اچآیوی در عصر پزشکی هرچه توانمندتر چگونه میتواند باشد.














نظر بگذارید
نظرات (4)
من تو بیمارستان یه مریض اچآیوی دیدم که منتظر کلیه بود، فکر نمیکردیم روزی از اهداکنندگان مبتلا هم استفاده کنیم، هنوز باید داده ها جمع بشن تا مطمئن شیم
جدی میگم این پرونده چند تا سوال بیپاسخ داره: مخازن ویروسی بعد پیوند چی میشه؟ عفونتهای دیررس چطور کنترل میشه؟
معقول به نظر میاد، مخصوصا با داروهای ضدرتروویروسی قوی. باید احتیاط باشه ولی این راه میتونه جان خیلیا رو نجات بده
وااای، نمیدونستم پیوند ریه از اهداکننده اچآیوی ممکنه باشه! داستان نلسون خیلی دلخراش و امیدوارکننده است، اشکال نداره اگه محافظهکار باشن اما واقعا نقطه عطفه...