تاریخ گذاری نقاشی های غاری عصر یخبندان در فرانسه با زغال

کشف زغال در رنگدانه‌های سیاه غار فون-دو-گوم، امکان تاریخ‌گذاری رادیوکربن نقاشی‌های عصر یخبندان فرانسه را فراهم کرده و روایت تازه‌ای از هنر غاری پارینه‌سنگی ارائه می‌دهد.

3 دیدگاه
تاریخ گذاری نقاشی های غاری عصر یخبندان در فرانسه با زغال

3 دقیقه

یک قرن بحث و اختلاف نظر، نه با حفاری‌ای پرهیاهو، بلکه با رد کم‌رنگی از زغال پایان یافت که درست پیش چشم همه پنهان مانده بود. همین اثر بسیار کوچک، که درون خطوط سیاه غار فون-دو-گوم جا گرفته، برای نخستین بار به پژوهشگران امکان داده است برای برخی از مشهورترین تصاویر عصر یخبندان فرانسه، زمان‌سنجی مستقیم و قابل اتکا به دست آورند.

در لز اِیزی، در منطقه دوردونی، گروهی به سرپرستی یک پژوهشگر مرکز ملی پژوهش‌های علمی فرانسه به سراغ روش‌هایی رفتند که با هنر صخره‌ای نه مانند اشیای موزه‌ای قابل دستکاری، بلکه همچون شواهدی بسیار شکننده رفتار می‌کنند. آن‌ها از میکرو طیف‌سنجی رامان و تصویربرداری ابرطیفی استفاده کردند؛ روش‌هایی غیرتهاجمی که اثر انگشت شیمیایی مواد و تفاوت‌های ظریفی را آشکار می‌کنند که با چشم دیده نمی‌شوند. نتیجه شگفت‌انگیز بود: رنگدانه سیاه در چندین پیکره، برخلاف تصور دیرینه که آن را فقط اکسیدهای منگنز یا آهن می‌دانست، حاوی زغال واقعی است.

چرا این موضوع اهمیت دارد؟ چون زغال را می‌توان با روش رادیوکربن تاریخ‌گذاری کرد. تا امروز، دانشمندانی که در این منطقه کار می‌کردند نمی‌توانستند تاریخ‌گذاری کربن ۱۴ را به‌طور قابل اعتماد برای نقاشی‌های غاری به کار ببرند؛ زیرا تصور می‌شد رنگدانه‌ها فاقد هرگونه کربن آلی هستند. اما هیچ‌کس نبودن آن را واقعاً ثابت نکرده بود. با تأیید وجود زغال در امتداد خطوط سیاه، این گروه مجوزی استثنایی برای برداشت نمونه‌های میکروسکوپی و انجام تحلیل رادیوکربن با طیف‌سنجی جرمی شتاب‌دهنده دریافت کرد.

تصویر ابرطیفی به‌دست‌آمده با طیف‌سنجی تصویربرداری بازتابی از پنل کارفور، که تضاد بصری میان پیکره‌های ساخته‌شده با سیاه کربنی، به رنگ قرمز، شامل گوزن‌سان اچ‌بی۱۴ و گاومیش کوهان‌دار اچ‌بی۱۵، و پیکره‌های ساخته‌شده با اکسیدهای سیاه منگنز، به رنگ سبز، شامل گاومیش کوهان‌دار اچ‌بی۱۴ را نشان می‌دهد. 

نمونه‌ها بسیار کوچک بودند. کار دشوار بود. دقت اهمیت حیاتی داشت. تاریخ‌هایی که به دست آمدند، کاملاً در محدوده پارینه‌سنگی پسین قرار گرفتند؛ برخی کمی جوان‌تر از برآوردهای پیشین و برخی دیگر نشان‌دهنده دوره‌های بسیار قدیمی‌تر فعالیت بر دیواره‌های غار بودند. تاریخ‌گذاری کالیبره یک پیکره گاومیش کوهان‌دار، بازه‌ای میان ۱۳٬۴۶۱ تا ۱۳٬۱۶۲ سال تقویمی پیش از حال را نشان داد. یک نقاب نقاشی‌شده نیز در بخش‌های مختلف خود چندین سن متفاوت ارائه کرد: حدود ۸٬۹۹۳ تا ۸٬۵۹۰ سال تقویمی پیش از حال برای یک قطعه و بازه‌های قدیمی‌تر نزدیک به ۱۵٬۹۸۱ تا ۱۵٬۱۲۱ و ۱۵٬۲۹۷ تا ۱۴٬۲۴۶ سال تقویمی پیش از حال برای بخش‌های دیگر.

این سن‌های پله‌پله نشان می‌دهند که تاریخ این آثار پیچیده‌تر از یک فوران خلاقانه کوتاه‌مدت بوده است. انسان‌ها طی هزاران سال بازگشته‌اند، تصاویر را بازکاری کرده‌اند یا لایه‌های تازه‌ای از نقش‌ها را بر دیواره‌ها افزوده‌اند. این رویکرد تازه در تاریخ‌گذاری نقاشی غار به باستان‌شناسان امکان می‌دهد دوره‌های متفاوت فعالیت هنری را از هم جدا کنند و با دقت بیشتری بپرسند چه کسانی این تصاویر را ساخته‌اند و در چه زمانی.

خود این تکنیک، یعنی ترکیب طیف‌سنجی تصویربرداری بازتابی با تحلیل شیمیایی در مقیاس میکرو، راه‌های تازه‌ای می‌گشاید. اگر ردهای مشابه زغال در غارهای دیگر دوردونی نیز وجود داشته باشد، پژوهشگران شاید سرانجام بتوانند برای محوطه‌هایی که مدت‌ها در برابر تاریخ‌گذاری مستقیم مقاومت کرده‌اند، گاه‌نگاری دقیق‌تری بسازند؛ از جمله مکان‌هایی مانند لاسکو که ترکیب رنگدانه‌ها تلاش‌های رادیوکربن را پیچیده کرده بود.

علم اغلب با یافتن چیزی پیش می‌رود که از نگاه‌ها پنهان مانده است. تکه‌ای بسیار کوچک از کربن، پنهان در ضربه‌قلم‌های سیاه فون-دو-گوم، دقیقاً همین کار را می‌کند: راز را به تاریخ قابل اندازه‌گیری تبدیل می‌کند و شیوه خواندن گذشته بسیار دور را از نو شکل می‌دهد.

نظر بگذارید

نظرات (3)

ابرچرخ

خوبه ولی یه لحظه اغراق حس میشه. سن‌ها پله‌ای هیجان‌انگیزن، اما باید با احتیاط نتیجه گرفت. کاش بگن آزمونهای تکراری هم شده یا نه

آرش

واقعا؟ زغال تو خطوط سیاه پنهان بوده؟ شگفت‌انگیز، ولی نگران اینم که حتی نمونه میکرو هم به اثر صدمه بزنه…

لابکور

روش‌شون واقعاً جالب؛ همین ذره زغال که پیش چشم همه پنهان بود، چقدر می‌تونه تاریخ رو بازنویسی کنه... دغدغه‌م اینه: نمونه‌برداری چقدر ریسک داره؟