مولکول های غذایی، راهی برای درمان ایمن تر آلزایمر

پژوهشگران واترلو نشان داده‌اند مولکول‌های الهام‌گرفته از انگور و زردچوبه می‌توانند اثر درمان آنتی‌بادی آلزایمر را تقویت کرده و خطر تورم یا خونریزی مغزی را کاهش دهند.

3 دیدگاه
مولکول های غذایی، راهی برای درمان ایمن تر آلزایمر

4 دقیقه

یک دانه انگور، اندکی زردچوبه، مشتی توت، در نگاه اول هم‌پیمانانی بعید در یک داستان پزشکی به نظر می‌رسند، اما این دقیقا همان تصویری است که پژوهشگران دانشگاه واترلو ترسیم کرده‌اند. آن‌ها در حال آزمایش مولکول‌های کوچکی هستند که از ترکیبات موجود در خوراکی‌های روزمره الهام گرفته‌اند و این مولکول‌ها را با درمان‌های آنتی‌بادی بالینی همراه می‌کنند تا با پروتئین‌های چسبنده‌ای مقابله کنند که مدارهای مغزی را در بیماری آلزایمر مختل می‌کنند.

توده‌های سمی پروتئین‌های آمیلوئید یکی از نشانه‌های اصلی آلزایمر هستند. دانشمندان دهه‌ها تلاش کرده‌اند این توده‌ها را از هم باز کنند یا مانع شکل‌گیری آن‌ها شوند. درمان‌های آنتی‌بادی هدفمند علیه آمیلوئید می‌توانند روند بیماری را در برخی بیماران کند کنند، اما با یک نگرانی جدی همراه‌اند: عوارض جانبی بالقوه خطرناک مانند تورم و خونریزی مغزی. به همین دلیل، نیاز به راهکارهای ایمن‌تر بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

در اینجا پای رزوراترول و کورکومین به میان می‌آید، مولکول‌های گیاهی که در انگور، توت‌ها، بادام‌زمینی و زردچوبه یافت می‌شوند. این ترکیبات کوچک به‌تنهایی سال‌ها به دلیل ویژگی‌های ضدالتهابی و ضدآمیلوئیدی بررسی شده‌اند. پژوهشگران واترلو این پرسش را مطرح کردند: اگر این ساختارهای طبیعی بتوانند به‌جای رقابت با داروهای آنتی‌بادی موجود، در کنار آن‌ها عمل کنند چه رخ می‌دهد؟

نتیجه در آزمایش‌های آزمایشگاهی فراتر از امیدوارکننده به نظر می‌رسد. زمانی که آنتی‌بادی‌های هدف‌گیرنده آمیلوئید با مولکول‌های الهام‌گرفته از مواد غذایی ترکیب شدند، این دو در کنار هم توده‌های پروتئینی را مؤثرتر از هرکدام به‌تنهایی خنثی کردند. آمیلوئید کمتر مقاوم ماند، تخریب سریع‌تر انجام شد و یک همکاری مولکولی شکل گرفت.

دکتر پروین نکار رائو از دانشکده داروسازی واترلو گفت: «ما از پیش می‌دانیم مولکول‌های کوچک رزوراترول یا کورکومین که در برخی خوراکی‌های رایج یافت می‌شوند، از تجمع آمیلوئید جلوگیری می‌کنند. نکته تازه و هیجان‌انگیز، ترکیب این مولکول‌ها با آنتی‌بادی‌های ضدآمیلوئید است. این رویکرد می‌تواند به پزشکان اجازه دهد از دوزهای پایین‌تر آنتی‌بادی استفاده کنند و در نتیجه، خطر عوارض جانبی جدی مرتبط با درمان را کاهش دهند.»

ترکیب آنتی‌بادی‌های ضدآمیلوئید با مولکول‌های کوچک مشتق از مواد غذایی ممکن است امکان استفاده از دوزهای پایین‌تر آنتی‌بادی و کاهش عوارض جانبی خطرناک را فراهم کند.

چرا دوز پایین‌تر اهمیت دارد؟ درمان‌های آنتی‌بادی می‌توانند واکنش‌های التهابی در مغز ایجاد کنند و پژوهشگران هنوز در حال روشن کردن علت دقیق آن هستند. هرچه تحریک سیستم ایمنی ساده‌تر و محدودتر باشد، بهتر است، یعنی التهاب کمتر و احتمال پایین‌تر تورم یا خونریزی. اگر یک مولکول کوچک بتواند آمیلوئید را ناپایدار کند یا آن را برای آنتی‌بادی‌ها آشکارتر سازد تا کار خود را کارآمدتر انجام دهند، پزشکان شاید برای مشاهده اثر درمانی، مجبور نباشند دوز آنتی‌بادی را تا حد زیادی افزایش دهند.

اما نباید با عجله سراغ قفسه مکمل‌ها رفت. تیم واترلو به‌روشنی تأکید می‌کند که مصرف قرص‌های رزوراترول یا کورکومین مسیر مؤثری برای درمان نیست. این ترکیبات، در شکل موجود در غذاها یا مکمل‌های بدون نسخه، بدون دوزهای ناایمن به غلظت درمانی در مغز نمی‌رسند. امید اصلی در طراحی نسل بعدی مولکول‌هاست: گونه‌هایی دارومانند که از سد خونی-مغزی عبور کنند، به‌طور مؤثر به آمیلوئید متصل شوند و در زیست‌شناسی واقعی با درمان‌های آنتی‌بادی سازگار عمل کنند.

این ایده از سرطان‌شناسی الهام می‌گیرد، جایی که رژیم‌های ترکیبی به یک استاندارد تبدیل شده‌اند: چند عامل درمانی که هرکدام به‌تنهایی اثری متوسط دارند، در کنار هم نتایجی قوی‌تر و پایدارتر ایجاد می‌کنند. آلزایمر بیماری پیچیده و چندعاملی است. هدف قرار دادن آن از چند زاویه، یعنی هدف‌گیری ایمنی همراه با اختلال مولکولی کوچک، یک مسیر تکاملی منطقی به نظر می‌رسد.

البته ملاحظاتی وجود دارد. موفقیت آزمایشگاهی فقط نخستین مرحله است. بهینه‌سازی شیمیایی، آزمون‌های ایمنی و کارآزمایی‌های بالینی دقیق لازم خواهد بود تا متخصصان مغز و اعصاب بتوانند ترکیب آنتی‌بادی‌ها با نامزدهای دارویی جدید الهام‌گرفته از رزوراترول و کورکومین را در نظر بگیرند. با این حال، این مسیر راهی برای حفظ مزیت آنتی‌بادی‌های ضدآمیلوئید و هم‌زمان کاهش خطراتی ارائه می‌دهد که تاکنون کاربرد آن‌ها را محدود کرده است.

برای بیماران و خانواده‌هایی که با زوال عقل زندگی می‌کنند، نوآوری‌ای که خطر را با اطمینان بیشتر جایگزین کند می‌تواند زندگی را دگرگون کند. هنوز باید دید آیا مواد آشنای موجود در آشپزخانه واقعا می‌توانند به درمان بالینی کمک کنند یا نه، اما مطالعه واترلو آینده‌ای را نشان می‌دهد که در آن مولکول‌های آشنا به سوی مراقبت ایمن‌تر و هوشمندانه‌تر از آلزایمر کفه ترازو را سنگین‌تر می‌کنند.

نظر بگذارید

نظرات (3)

پمپزون

ایده خوبه ولی خیلی روش مانده، نشونگر آزمایشگاهی امیدوارکننده ست اما کلی تست و بهینه سازی لازمه، نریم سراغ مکملها عجله نکنید

رضا

واقعاً قرص‌ها می‌تونن کاری بکنن؟ دوز و عبور از سد خونی مغزی که اونجا بزرگترین مشکله، شک دارم...

لابکور

وای، انگار از آشپزخونه اومدن تو آزمایشگاه! امیدوارم مرحله بالینی هم جواب بده، ولی مراقبیم لازمه...