5 دقیقه
خسته و کوفته به خانه برمیگردید. سگتان مثل خورشیدی کوچک و پشمالو به استقبالتان میآید. او را بغل میکنید یا پشتش را نوازش میکنید و انتظار دارید فشار عصبیتان آرامآرام آب شود. اغلب هم حالتان بهتر میشود. اما یک مطالعه تازه نشان میدهد سازوکاری که پشت این آرامش قرار دارد، آن چیزی نیست که بسیاری از افراد تصور میکنند.
پژوهشگران چگونه زندگی واقعی را در لحظه بررسی کردند
روانشناسان دانشگاه آزاد بریتانیا از روش ارزیابی لحظهای بومشناختی استفاده کردند تا لحظههای روزمره را ثبت کنند: یک اپلیکیشن در طول پنج روز، روزی ده بار به شرکتکنندگان اعلان میفرستاد. هر اعلان میپرسید آنها چه کاری انجام میدهند، چه احساسی دارند و آیا نزدیک حیوان خانگی خود هستند یا با او تعامل میکنند. پس از ثبت نزدیک به ۸ هزار پاسخ، تیم پژوهش به نقشهای دقیق از تعامل میان صاحبان و گربهها یا سگهایشان رسید.
اهمیت روش مطالعه در همین نکته است. نظرسنجیهای سنتی از افراد میخواهند بعدا به یاد بیاورند که چه احساسی داشتهاند. اما این پژوهش احساسات را همان زمان که رخ میدادند ثبت کرد. این کار سوگیریهای حافظه را کاهش میدهد. همچنین به پژوهشگران امکان میدهد ببینند آیا تماس با حیوان خانگی واقعا در لحظههای پرتنش افراد را آرام میکند یا بهبود عاطفی از عامل دیگری ناشی میشود.
تعامل با حیوان خانگی خلقوخو را بهتر میکند، اما نه با خاموش کردن استرس
در کل نمونه، تعامل با حیوان خانگی با هیجان مثبت بیشتر و احساسات منفی کمتر همراه بود. ساده و روشن. افراد گزارش کردند زمانی که حیوان خود را نوازش میکردند، با او بازی میکردند یا به شکل دیگری با او درگیر بودند، نسبت به زمانی که تعاملی نداشتند احساس بهتری داشتند.

اما وقتی تیم پژوهش لحظههای استرس حاد را بررسی کرد، الگوی شگفتانگیزی دیده شد. افزایش تعامل با حیوان خانگی دقیقا در همان لحظهای که فرد احساس استرس میکرد، به طور قابل اتکا شدت احساسات منفی را کاهش نداد. به بیان دیگر، در آغوش گرفتن سگ هنگام ناراحتی، همیشه مانند سپری عمل نمیکرد که ضربه عاطفی ناشی از استرس را نرمتر کند.
پژوهشگران پیشنهاد میکنند حیوانات خانگی بیشتر حمایت عاطفی عمومی فراهم میکنند تا خنثیسازی فوری استرس. حضور، عادتهای روزانه و روتین میتوانند بهزیستی روانی مداوم را تقویت کنند. احساس پیوند اهمیت دارد. این پیوند میتواند سطح پایه خلقوخو را بالا ببرد، بدون آنکه الزاما واکنش استرسی را درست در لحظه وقوع متوقف کند.
همه حیوانات خانگی در احساسات صاحبانشان یکسان عمل نمیکنند
وقتی تیم پژوهش صاحبان گربه را از صاحبان سگ جدا بررسی کرد، بیشتر الگوهای کلی همچنان برقرار بود: تعامل برای هر دو گروه با خلقوخوی بهتر ارتباط داشت. با این حال، در میان صاحبان گربه یک نشانه ضعیف اما قابل توجه دیده شد. در لحظههای پراسترس، سطح بالاتر تعامل با گربهها گاهی با احساسات منفی شدیدتر همراه بود. این نتیجه در همه تحلیلها با قدرت یکسان تکرار نشد و گروه صاحبان گربه نیز کوچکتر بود، بنابراین باید با احتیاط تفسیر شود.
چرا ممکن است چنین اتفاقی رخ دهد؟ یک فرضیه این است که تعامل با گربهها معمولا حالت منفعلانهتری دارد. گربهای که روی پاهای شما جمع میشود برای بسیاری از افراد آرامشبخش است، اما این تماس کمتقاضا ممکن است با نیاز فردی که از نظر هیجانی برانگیخته شده هماهنگ نباشد. در برخی موارد، تعامل بیشتر شاید فقط آن لحظه را از نظر عاطفی پررنگتر کند، نه آرامتر.
تعامل با سگها در زمان استرس احساسات منفی را تشدید نکرد، اما به شکل قابل اتکا هم آنها را کاهش نداد. برداشت اصلی این نیست که یک گونه برتر از دیگری است. احتمالا شخصیت صاحب حیوان، انتظارات او و پیشینه رابطه انسان و حیوان بیشتر از گونه حیوان به تنهایی بر نتیجه اثر میگذارند.
این یافتهها برای صاحبان حیوانات و درمانگران چه معنایی دارد
برای درمانگرانی که حیوانات همراه را به عنوان حمایت عاطفی توصیه میکنند، این مطالعه بر ضرورت نگاه دقیقتر تاکید دارد. حیوانات خانگی میتوانند به بهبود بهزیستی عاطفی روزمره کمک کنند، اما ابزار تضمینشدهای برای تنظیم فوری استرس نیستند. مداخلات درمانی مبتنی بر حیوانات باید زمان و نوع تعامل را در نظر بگیرند و بررسی کنند که آیا فرد در لحظههای حاد به راهبردهای مقابلهای فعال نیاز دارد یا نه.
- حیوانات خانگی به طور میانگین خلقوخوی لحظهای را بهتر میکنند.
- آنها به طور مداوم از احساسات منفی هنگام استرس حاد محافظت نمیکنند.
- تفاوت گونهها ظریف است و احتمالا ویژگیهای صاحب حیوان اهمیت بیشتری دارد.
دیدگاه کارشناس
دکتر لنا مورالس، روانشناس بالینی که پیوندهای انسان و حیوان را مطالعه میکند، میگوید: «مردم اغلب انتظار دارند حیوان خانگی یک لحظه بد را همانطور درست کند که مسکن سردرد را آرام میکند. اما حمایت عاطفی میتواند در طول زمان و از راه همراهی، روتین و حس تعلق اثر بگذارد. برای جهشهای ناگهانی استرس، هنوز به ابزارهای مقابلهای هدفمند نیاز داریم.»
نکته او کاربردی است. حیوانات خانگی میتوانند بخشی از جعبه ابزار سلامت روان باشند، اما جایگزین راهبردهای بحران، رواندرمانی یا شبکههای حمایت اجتماعی نیستند.
زمینه گستردهتر و گامهای بعدی
این پژوهش به ادبیات علمی رو به رشدی اضافه میشود که فرضهای ساده درباره ضربهگیری اجتماعی را به چالش میکشد؛ یعنی این ایده که حضور یک شریک اجتماعی بلافاصله استرس را کاهش میدهد. انسانها در روابط نزدیک نوعی ضربهگیری اجتماعی نشان میدهند، اما پویایی رابطه با حیوانات همراه پیچیدهتر به نظر میرسد. پژوهشهای آینده باید انواع مختلف استرس، بازههای مشاهده طولانیتر و جمعیتهای متنوعتر از صاحبان حیوانات را بررسی کنند.
همچنین سنجش نشانههای فیزیولوژیک، مانند ضربان قلب یا کورتیزول، در کنار احساسات گزارششده توسط خود افراد میتواند مفید باشد. این کار ممکن است نشان دهد آیا حیوانات خانگی بر پاسخ بدنی به استرس اثر میگذارند، حتی زمانی که افراد تغییر عاطفی فوری احساس نمیکنند. فناوریهایی مانند حسگرهای پوشیدنی چنین کاری را امکانپذیر کردهاند.
نتیجهگیری
حیوانات خانگی روحیه را بهتر میکنند. با این حال، مانند ترمز اضطراری همیشگی برای استرس عمل نمیکنند. برای صاحبان حیوانات، این یعنی باید از همراهی و مزایای خلقی حیوانات خانگی لذت برد و همزمان تشخیص داد چه زمانی به راهبردهای مقابلهای بیشتر نیاز است. برای پژوهشگران و درمانگران نیز این مطالعه یادآوری میکند که حمایت عاطفی لایهلایه است و پیوندهای روزمره انسان و حیوان ارزش آن را دارند که در بافت طبیعی خود بررسی شوند.
.avif)
















نظر بگذارید
نظرات (5)
خوبه ولی فکر میکنم اندازه نمونه و نوع استرس مهمتره، نتیجهگیری شتابزده نشه. یه حس کلی خوبه اما جزئیات لازمه.
کار من با سالمندان، گربهها گاهی آرامش میدن اما وقتی حمله اضطراب میشه، کمک کمکی نمیکنن؛ تجربهٔ شخصیم
یعنی چطور مطمئن شدن این لحظههای پراسترس رو درست اندازه گرفتن؟ حس میکنم باید فیزیولوژیک هم باشه، نه فقط گزارش خودی.
معقول به نظر میاد، حیوانات مزیت خلقی دارن ولی معجزهٔ لحظهای نیست.
واو، دقیقا حسشون رو میفهمم... بعضی روزها سگم مثل باتری شارژم میکنه، ولی نه همیشه!