7 دقیقه
نقطهای سرد و کمفروغ از نور فروسرخ، پس از سفری بیش از ۱۳ میلیارد ساله به ما میرسد. این نور از یک ستاره نیست. درخشش سهمگین یک سیاهچاله کلانجرم است که در آستانه سپیدهدم کیهانی در حال بلعیدن ماده بوده است. این اجرام کوازار نام دارند و مجموعه تازهای از آنها در حال دگرگون کردن شیوه خوانش اخترشناسان از فصل نخست تاریخ جهان است.

یک کوازار مقادیر استثنایی از انرژی را تابش میکند که از فرو افتادن ماده درون یک سیاهچاله کلانجرم پدید میآید.
پیمایش اقلیدس کمیابی را به یک جمعیت تبدیل کرد
تا همین اواخر، نخستین کوازارها بیشتر شگفتیهایی پراکنده بودند: چراغهای بسیار درخشان و منزوی که پس از جستوجوهای طولانی، یکییکی پیدا میشدند. سپس آژانس فضایی اروپا تلسکوپ اقلیدس را به فضا فرستاد و نوع تازهای از جستوجو را آغاز کرد. اقلیدس با نقشهبرداری از نور فروسرخ نزدیک در بالای جو زمین، از درخشش پسزمینهای که تلسکوپهای زمینی را کور میکند دور میماند. نتیجه، هم عمق بیشتر و هم پوشش گستردهتر در آسمان است؛ ترکیبی که وقتی هدفها بهشدت کمیاباند اهمیت تعیینکننده دارد.
در تازهترین انتشار دادههای این پیمایش، گروههایی که با اقلیدس کار میکنند ۳۱ کوازار را شناسایی کردند که زمانی شکل گرفتهاند که سن جهان کمتر از ۷۰۰ میلیون سال بوده است. چهارده مورد از آنها در انتقال به سرخ ۷ یا بیشتر قرار دارند و دو نمونه به انتقال به سرخ ۷٫۶۹ و ۷٫۷۷ میرسند. برای درک بهتر، انتقال به سرخ نزدیک به ۷٫۷ نوری را به ما نشان میدهد که هنگامی گسیل شده که کیهان تنها حدود ۵ تا ۶ درصد سن کنونی خود را داشته است. این یعنی نگاهی تقریبا مستقیم به نخستین میلیارد سال جهان.
چرا این موضوع مهم است؟ زیرا یافتن تعداد زیادی کوازار آغازین به اخترشناسان اجازه میدهد از روایتهای موردی فراتر بروند و نقشه یک جمعیت واقعی را ترسیم کنند. آیا این سیاهچالهها در کهکشانهای غبارآلود و ستارهزای پرشتاب زندگی میکنند یا در محیطهایی نادر و دستنخورده؟ آیا با برافزایش پیوسته رشد کردهاند یا از مسیرهایی سریع و نامتعارف؟ سرشماری گستردهتر اقلیدس با فراهم کردن هدفهایی در تعداد معنادار، پاسخ به این پرسشها را آغاز میکند.
وقتی غولها بیش از حد زود ظاهر میشوند
یک شگفتی سرسخت مدام دوباره مطرح میشود. نیروی این کوازارها از سیاهچالههایی با جرم صدها میلیون تا میلیاردها برابر جرم خورشید میآید. چنین غولهایی چگونه میتوانند زمانی وجود داشته باشند که جهان تازه آغاز شده بود؟ مدلهای نظری با این مسئله درگیرند. رشد استاندارد از راه تغذیه پیوسته از کهکشان میزبان، بهسختی میتواند در چند صد میلیون سال سیاهچالههایی با جرم میلیارد خورشیدی بسازد.
چند مسیر احتمالی در دست بررسی است. یک احتمال این است که بذرهای اولیه از همان آغاز سنگینتر شکل گرفته باشند، شاید از فروپاشی مستقیم ابرهای گازی عظیم، نه از مرگ نخستین ستارگان. ایده دیگر این است که سیاهچالهها بهصورت جهشی رشد کردهاند؛ با تغذیه از ادغامهای مکرر کهکشانی و مخازن متراکم گاز که دورههایی از برافزایش فراتر از حد ادینگتون را ممکن کردهاند. مشاهدات میتوانند میان این سناریوها تمایز بگذارند، اما فقط در صورتی که اخترشناسان بتوانند جرم سیاهچالهها، محتوای گاز میزبان و نرخ شکلگیری ستاره را برای نمونهای بزرگ اندازهگیری کنند.
کارهای پیگیری از همین حالا آغاز شده است. برای نمونه، دومین کوازار کهنسال در نمونه تازه، درون کهکشانی غبارآلود و غنی از گاز با ستارهزایی شدید قرار دارد. این همراهی به همتکاملی رشد سیاهچاله و ساخت کهکشان در دوران بازیونش اشاره میکند؛ دورهای که در آن نخستین منابع نورانی، هیدروژن خنثی پرکننده فضای میانکهکشانی را یونیده کردند. بنابراین هر کوازار تازه کشفشده فقط کاوشگری برای فیزیک سیاهچاله نیست، بلکه ابزاری برای فهم چگونگی شکلگیری نخستین کهکشانها و اثر نور آنها بر محیط میانکهکشانی نیز هست.
چگونه پیدا و تأیید شدند
آشکارسازی کوازارها در انتقال به سرخ ۷ و فراتر از آن از نظر فنی بسیار دشوار است. تابش فرابنفش آنها بر اثر انبساط کیهان به فروسرخ نزدیک منتقل شده است؛ همان بخشی از طیف که جو زمین در آن میدرخشد. از روی زمین، جدا کردن یک کوازار دوردست از یک ستاره بسیار نزدیکتر مانند یافتن یک چوب کبریت کنار فانوس دریایی در گرگومیش است. اقلیدس این وضعیت را تغییر میدهد، زیرا بالای جو فعالیت میکند و بخشهای بزرگی از آسمان را در طولموجهای مناسب پیمایش میکند.
اما یافتن نامزدها فقط آغاز کار است. خط لولههای یادگیری ماشین که با میلیونها منبع آموزش دیدهاند، به غربال کردن فهرستهای اقلیدس کمک میکنند و نامزدهای امیدبخش کوازار را علامت میزنند. برای اندازهگیری انتقال به سرخ و تأیید اینکه جرم واقعا یک کوازار دوردست است، تأیید طیفسنجی لازم است. اخترشناسان با استفاده از زمان رصدی ممتاز در تلسکوپهای زمینی بسیار بزرگ، از جمله رصدخانه کک، دو سوم نمونه تازه را تأیید کردهاند و سه دورترین منبع تا امروز را به ثبت رساندهاند.
ابزارهای نرمافزاری نیز اهمیت دارند. این گروهها از بستههای پیشرفته کاهش داده برای استخراج امضاهای طیفی کمنور از تصاویر پرنویز استفاده کردند. پایپایت، یک جعبهابزار پردازش داده که توسط گروههای دارای دسترسی به کک توسعه یافته و بهبود یافته است، نقش مهمی در تبدیل فهرست نامزدها به کوازارهای تأییدشده با انتقال به سرخ بالا ایفا کرد.
گام بعدی در روایت کوازارها چیست
یافتن کوازارها نخستین گام است، نه خط پایان. برای درک مسیرهای شکلگیری، اخترشناسان به اندازهگیریهای دقیق از جرم سیاهچالهها و گاز پیرامون آنها نیاز دارند. مشاهدات تأییدشده با تلسکوپ فضایی جیمز وب، خطوط گسیلی و ویژگیهای پیوستار را اندازهگیری خواهد کرد که برآورد جرم سیاهچاله را ممکن میسازد. آلما، آرایه میلیمتری بزرگ آتاکاما، غبار سرد و گاز مولکولی را در کهکشانهای میزبان نقشهبرداری میکند و رد شکلگیری ستاره را دنبال خواهد کرد. این امکانات در کنار هم تشخیصهای مکمل ارائه میدهند: جیمز وب برای موتور مرکزی و گاز یونیده، آلما برای سوخت سرد و زادگاههای ستارهای.
نقطه عطف نزدیک در فهرست آرزوهای بسیاری از گروهها، تأیید یک کوازار فراتر از انتقال به سرخ ۸ است. چنین کشفی نگاهی مستقیم به نخستین ۶۰۰ میلیون سال جهان خواهد بود و محدودیتهای سختتری بر شکلگیری بذرها و نرخ رشد وارد میکند. محدوده پیمایش اقلیدس همچنان گسترش خواهد یافت و یادگیری ماشین نیز بهتر میشود، بنابراین احتمال یافتن چنین منبعی اکنون بیش از یک سال پیش است.
دیدگاه کارشناسی
دکتر جوزف هناوی، که گروه او بخش بزرگی از انتخاب نامزدها و تلاشهای پیگیری را هدایت کرده است، اهمیت موضوع را بهروشنی خلاصه میکند. او میگوید هر کوازار اضافی در این انتقال به سرخها، محدودیتهای تاریخچههای رشد ممکن را فشردهتر میکند و مدلها را وادار میسازد هم چگالی عددی و هم جرمهایی را که مشاهده میکنیم توضیح دهند. این یک تنظیم جزئی نیست؛ بلکه میپرسد آیا روایتهای بنیادین ما درباره همتکاملی کهکشانهای آغازین و سیاهچالهها کامل است یا نه.
برای افزودن نگاهی از زاویهای دیگر، دکتر میرا پاتل، کارشناس خیالی کیهانشناسی رصدی و مروج علم که با پیمایشهای چندطولموجی کار کرده است، درباره جهش فناورانه این دستاورد توضیح میدهد. او یادآور میشود که ترکیب پهنه پوشش اقلیدس و حساسیت فروسرخ نزدیک آن، اجرام کمیاب را به نمونههای آماری تبدیل میکند و پیگیری هماهنگ با جیمز وب و آلما، منابع فهرستشده را به داستانهای فیزیکی درباره رشد، بازخورد و جدول زمانی بازیونش بدل خواهد کرد. دیدگاه او نشان میدهد کشفها تنها زمانی به علم تبدیل میشوند که فوتونها را به مدلهای فیزیکی پیوند دهیم.
پیامدهایی فراتر از تیترها
این کوازارهای اعماق زمان، صرفا رکورددار نیستند. آنها آزمایشگاههایی برای فیزیک بنیادی و تاریخ کیهانیاند. اندازهگیری اینکه نواحی یونیده پیرامون کوازارهای آغازین چگونه رشد کردهاند، به ما میگوید جهان چه زمانی و چگونه بازیونش را کامل کرده است. نقشهبرداری از محتوای فلزی و غبار در کهکشانهای میزبان آنها نشان میدهد نخستین نسلهای ستارهای با چه سرعتی محیط اطراف خود را غنی کردهاند. همچنین بررسی جمعیتشناسی سیاهچالهها در انتقال به سرخ بالا، پیشبینیها درباره منابع امواج گرانشی را که آشکارسازهای آینده ممکن است ببینند، دقیقتر میکند.
کشف ۳۱ کوازار باستانی در یک سال پیمایشی، یادآور این نیز هست که پیشرفت در ابزارسازی و تحلیل دادهها نوع پرسشهایی را که اخترشناسان میتوانند پاسخ دهند تغییر میدهد. زمانی مدلهای جهان آغازین بر پایه تعداد انگشتشماری نمونه افراطی ساخته میشدند. اکنون جمعیتها در دسترساند و این هم توان آماری آزمونها را تغییر میدهد و هم شگفتیهایی را که میتوانند آشکار کنند.
جمعبندی
اقلیدس پنجرهای تازه به سوی دورانی گشوده است که نخستین غولهای جهان در حال شکلگیری بودند. گامهای بعدی ماهیتی کارآگاهانه خواهند داشت: اندازهگیری جرم سیاهچالهها، نقشهبرداری از کهکشانهای میزبان و کنار هم گذاشتن سرنخها برای فهم اینکه این اجرام هیولایی چگونه چنین سریع رشد کردند. ترکیب میدان دید گسترده اقلیدس، انتخاب نامزدها با یادگیری ماشین و امکانات پیگیری قدرتمندی مانند جیمز وب، آلما و کک، ابزار لازم را به اخترشناسان میدهد تا کشف را به درک علمی تبدیل کنند. داستان نخستین میلیارد سال جهان، کوازار به کوازار، در حال بازنویسی است.
.avif)





نظر بگذارید
نظرات (6)
قابل تحسینه اما یه خورده اغراق هم حس میشه؛ نمونه ۳۱ تا خوبه ولی ممکنه سوگیری انتخابی داشته باشه، صبر میکنم برای آمار کامل
نکات فنی خوب بیان شده، مخصوصا نقش اقلیدس و یادگیری ماشین. منتظر ترکیب با آلما و جیمز وب هستم.
خلاصهاش اینکه تو شبیهسازی من هم دیدم ستارهزایی شدید و رشد سریع سیاهچاله میاد کنار هم، پس منطقیه، ولی باید با دیتا تایید بشه
اینکه سیاهچالهها تو چند صد میلیون سال میلیاردی شدن، واقعا فقط با بذر سنگین قابل توضیحه؟ یا هنوز یه چیزی جا مونده…؟
معقول؛ آمار جمعی بهتر از چند نمونه تکیه. باید منتظر پیگیریهای جیمز وب باشیم.
وای، یعنی واقعاً ۳۱ تا کوازار از اون دوردستها؟! 😮 ذهنم منفجر شد، حس میکنم تازه داریم پنجرهای به یک جهان دیگه باز میکنیم...