3 دقیقه
بهمحض انتشار خبر انتخاب بازیگران، اینترنت بهسرعت ملتهب میشود. این اتفاق بار دیگر زمانی رخ داد که برداشت پرستاره کریستوفر نولان از اثر هومر، ادیسه، در فضای رسانهای دستبهدست شد: منتقدان آنلاین از انتخاب بازیگران گرفته تا طراحی لباس و حتی لهجهها را زیر ذرهبین بردند.
نولان که از این واکنشها چندان متأثر به نظر نمیرسید، به تلگراف گفت هیاهوی پیش از اکران بهندرت اهمیت واقعی دارد. او گفت: «این گفتوگوهایی که پیش از آنکه مردم واقعاً فیلم را ببینند شکل میگیرد، تا حد زیادی بیمعناست» و تأکید کرد که صدای بلند لزوماً به معنای قضاوت آگاهانه نیست. کوتاه و صریح. او پیشتر هم این مسیر را تجربه کرده است.

کافی است به مسیر دهساله او با بتمن فکر کنیم. نولان به مخاطبان یادآوری کرد که وقتی ساخت «بتمن آغاز میکند» را شروع کرد، این شخصیت نیمقرن بار خلاقانه و فرهنگی با خود داشت. نظرها سنگین بود. توقعات سنگینتر. پاسخ او در آن زمان و اکنون، تمرکز بر وفاداری به منبع اصلی از طریق تفسیر هرچه قدرتمندتر آن بود. او معتقد است متفاوت بودن به معنای بیصداقتی نیست. بلکه یعنی یک اقتباس سینمایی با زاویه دید مشخص.
البته همه این نگاه را نمیپذیرند. پرصداترین اعتراضها به فیلم ادیسه از گوشههایی غیرمنتظره مطرح شده است: چهرههای شبکههای اجتماعی و شخصیتهای سیاسی که به انتخابهایی مانند حضور لوپیتا نیونگو در نقش هلن تروآ اعتراض کردند. برخی منتقدان این تصمیم را بیانیهای سیاسی دانستند. ایلان ماسک حتی تا آنجا پیش رفت که گفت نولان «اصالت خود را از دست داده است»، در حالی که مت والش، مفسر محافظهکار، در ایکس به نیونگو حمله کرد و مدعی شد این انتخاب بازتابدهنده دستورکاری گستردهتر است.
انتخابهای طراحی نیز با انتقاد روبهرو شد. تصاویر زرههای فیلم، موجی از میمها را به راه انداخت که ظاهر آنها را با لباسهای ابرقهرمانی مدرن مقایسه میکردند. هوادارانی که برای اصالت تاریخی ارزش زیادی قائلاند، لهجههای آمریکایی و عبارتپردازی معاصر را نشانههایی نابهنگام دانستند. نولان به این نکات نه با انکار، بلکه با ارائه جزئیات پاسخ داد: تیم او درباره مواد و پرداختهای مربوط به آن دوره تحقیق کرده و دیدگاههای طراح لباس در تصمیمگیری درباره رتبه و جایگاه شخصیتها روی پرده نقش داشته است. به گفته او، جزئیات کوچک برای انتقال منزلت اجتماعی طراحی شدهاند، نه ادای دین به فرهنگ عامه.

او کار روی سلاحها و پرداخت فلزات را تقریباً با زبانی موشکافانه توصیف کرد: ایده برنز تیرهشده، روشهایی برای افزودن فلزات گرانبها و حتی استفاده از گوگرد برای رسیدن به پتینههای خاص. نولان توضیح داد که هدف، بازآفرینی یک نمایشگاه موزهای نبوده، بلکه ساخت اشیایی بوده که روی پرده سینما زیسته، باورپذیر و معنادار به نظر برسند. عملگرایی با شعر درآمیخته است.
هنرمندان انتخاب میکنند؛ مخاطبان معنا میسازند. به نظر میرسد این خلاصه نگاه نولان باشد. او درباره سروصدای شبکههای اجتماعی سادهلوح نیست. میداند جنجال تیتر میسازد. با این حال باور دارد زمان و خود پرده سینما، حرف اصلی را خواهند زد.
اینکه آیا ادیسه منتقدان را ساکت خواهد کرد یا بحث را عمیقتر میکند، در سالنهای سینما مشخص میشود؛ جایی که زمینه، اجرا و تجربه تماشا سرانجام هیاهوی پیش از اکران را کنار میزنند. فعلاً موضع نولان آشناست: بگذارید شکوه فیلم حرف بزند و تماشاگران تصمیم بگیرند که آیا ترجمه سینمایی او از یک حماسه باستانی، در حد افسانهاش ظاهر میشود یا نه.
.avif)



نظر بگذارید
نظرات (3)
به نظرم شلوغش کردند، ولی اگر طراحیها و متریال درست باشه شاید جواب بده. لهجهها اما میتونستن طبیعیتر باشن...
واقعاً اینا سیاسی شده؟ یا صرفاً جنجال اینترنتیه؟ نولان رو دوست دارم اما اینقدر هم نباید سریع حکم داد، منتظرم ببینم فیلم چه میگه.
واااای؛ این جنجالها همیشه خستهکنندهان. نولان میخواد فیلمو بسازه، بزنن مردم قضاوت کنن وقتی ببینن... اما کنجکاوم لوپیتا چی میشه، امیدوارم خوب از آب در بیاد