4 دقیقه
تصور کنید برای تجمل یک برچسب قیمت وجود داشته باشد؛ نه روی یک کیف گرانقیمت یا جت خصوصی، بلکه روی هزینه زیستمحیطی سبک زندگی ثروتمندان. این رقم حیرتآور است. پژوهشهای تازه نشان میدهد ۱۰ درصد پرمصرفترین افراد جهان، هر سال مسئول خسارتهایی هستند که ارزش آنها به تریلیونها دلار میرسد.
پژوهشگران فشارهای زیستمحیطی را در چهار حوزه به ارزش پولی تبدیل کردند: اقلیم، کاهش تنوع زیستی، آلودگی ناشی از مواد مغذی و مصرف آب شیرین. نتیجه، برآوردی جهانی از خسارت سالانه در بازهای حدود ۱.۷ تا ۵.۷ تریلیون دلار بود که به همین دهک بالای مصرف مربوط میشود. این رقم ناچیز نیست. حتی با تعهدات کنونی هزینهکرد بینالمللی برای اقلیم و تنوع زیستی در مجموع قابل مقایسه است و در برخی برآوردها از آن هم فراتر میرود.
به بیان دیگر، هزینه زیستمحیطی هر فرد در میان ۱۰ درصد بالای مصرفکنندگان، سالانه بین حدود ۲,۳۰۰ تا ۷,۵۰۰ دلار است. در ایالات متحده، جایی که الگوهای مصرف اثرات سرانه را به حد افراط میرساند، این بازه به حدود ۱۹,۰۰۰ تا ۶۳,۰۰۰ دلار میرسد. برای بسیاری از آمریکاییها، این صورتحساب زیستمحیطی ضمنی، سهم قابل توجهی از درآمد یا ثروت را نشان میدهد.
چرا این تمرکز اهمیت دارد؟ چون مصرف بالا به شکل خوشهای متمرکز شده است. بیشتر افراد این گروه مصرفی در ایالات متحده و اتحادیه اروپا زندگی میکنند؛ در برخی کشورهای اتحادیه اروپا نزدیک به نیمی از جمعیت در دهک بالای مصرف قرار میگیرد و در آمریکا این سهم بیش از نصف است. بنابراین اثرات همزمان جغرافیایی و اجتماعیاند؛ آسیبهای زیستمحیطی به طور برابر توزیع نشدهاند.

کاهش تنوع زیستی به عنوان بزرگترین جزء منفرد در محاسبه خسارت ظاهر میشود و حدود نیمی از کل رقم را تشکیل میدهد، در حالی که هزینههای مرتبط با تغییرات اقلیمی حدود یکسوم آن را شامل میشود. این یافته بحثهای سیاستگذاری را به این سمت میبرد که تنوع زیستی و اقلیم به جای دو حوزه جداگانه، به عنوان بحرانهایی درهمتنیده دیده شوند. اقداماتی که برای یکی انجام میشود، احتمالا بر دیگری نیز اثر میگذارد.
نویسندگان تأکید میکنند که ارقام آنها محافظهکارانه است. این تحلیل بر ردپای مصرفمحور سال ۲۰۱۷ و قیمتهای «راهنمای قیمتهای زیستمحیطی ۲۰۲۴» تکیه دارد و بر مصرف مستقیم تمرکز میکند. در این برآورد، اثرات بالادستی مرتبط با سرمایهگذاریها محاسبه نشده است؛ در حالی که برای ثروتمندترین خانوارها، سرمایهگذاریها میتوانند منبع بزرگی از انتشار گازهای گلخانهای باشند. خلاصه اینکه ردپای واقعی ثروتمندترین افراد ممکن است از آنچه این مطالعه گزارش کرده بزرگتر باشد.
یکی از پیامدهای عملی این موضوع مالی و مالیاتی است. اگر اصل «آلاینده باید بپردازد» درباره گروههای پرمصرفتر اعمال شود، درآمد بالقوه بسیار چشمگیر خواهد بود. پژوهشگران مالیاتهای زیستمحیطی هدفمند بر کالاهای لوکس را هم عادلانه و هم مؤثر میدانند: مالیات بر هزینههای اختیاری و پرکربن، ثروتمندان را بیش از خانوارهای معمولی تحت تأثیر قرار میدهد و میتواند بدون مجازات کردن نیازهای اساسی، انتشار آلایندهها را کاهش دهد.
با این حال، پول به تنهایی اکوسیستمها را ترمیم نمیکند. به گفته نویسندگان مطالعه، قوانین قویتر، مقررات بهتر و پیشگیری نیز به همان اندازه ضروریاند. اثرگذارترین افراد فقط مصرفکننده نیستند. آنها سرمایهگذار، کارفرما و جریانسازند؛ بازیگرانی که میتوانند بازارها و زیرساختها را به سمت مسیرهایی با اثرات زیستمحیطی کمتر هدایت کنند.
این گروه پژوهشی شش کشور را با جزئیات بررسی کرد: برزیل، چین، مصر، آلمان، هند و ایالات متحده؛ در عین حال تصویری جهانی نیز ارائه داد. تفاوت میان کشورها بازتاب نابرابریهای بزرگ در مصرف است: آمریکا با بیشترین خسارت سرانه برجسته میشود، در حالی که کشورهایی مانند هند و مصر در انتهای پایینتر این طیف قرار میگیرند.
تبدیل فشار وارد بر سیاره به ارزش پولی، تلاشی برای خریدن طبیعت نیست. این کار راهی است برای آشکار کردن مقیاس مسئله و طرح پرسشهای صریح درباره مسئولیت و سیاستگذاری. اگر کاهش انتشار گازهای گلخانهای و حفاظت از گونهها هزینه دارد، چه کسی باید آن را بپردازد؟ و شاید پرسش دقیقتر این باشد: چه کسی قدرت دارد پیش از آنکه پولی جابهجا شود، جلوی خسارت را بگیرد؟
.avif)




نظر بگذارید
نظرات (3)
معقوله مالیات روی کالاهای لوکس؛ ثروتمندا باید بیشتر مسئول باشن. اما پول تنها جواب نیست، قوانین قوی و پیشگیری هم لازمه، وگرنه فقط جابجایی پوله.
این همه محاسبه پولی کردن طبیعت جالبه، ولی مدل ۲۰۱۷ و حذف سرمایهگذاریها یعنی ممکنه رقمها دستکم گرفته شده باشن؟ شک دارم، توضیحات بیشتر لازم است...
وااای، این ارقام واقعاً شوکهکنندهان… اینکه فقط ۱۰٪ از مردم تریلیونها دلار خسارت میزنن، یعنی خیلی چیزا رو اشتباه کردیم. باید زودتر اقدام کنن!