3 دقیقه
تصور کنید کوئنتین تارانتینو درست پس از ساخت ده فیلم، از سینما کنار بکشد. شبیه یک حرکت نمایشی به نظر میرسد. افسانهای که تاریخ خروجش را خودش مینویسد. کریستوفر نولان این را میشنود و مؤدبانه، اما آشکارا، واکنش نشان میدهد.
نولان به تلگراف گفته است که به دلایل تارانتینو احترام میگذارد، اما در دل امیدوار است این کارگردان نظرش را تغییر دهد. او توضیح داد چرا با هر پروژه سینمایی خود چنین برخوردی دارد: با فوریتِ کسی که باور دارد هر اکران ممکن است آخرین اثرش باشد. جملهای کوتاه. کارنامهای بلند. همین تضاد، نکته اصلی ماجراست.
نولان گفت: "به نظرم خطرناک است که پایان کارتان را تا این حد دقیق برنامهریزی کنید." او ادامه داد: "کوئنتین دلایل خودش را دارد و من احترام بسیار زیادی برای آنها قائلم، اما امیدوارم در نهایت به این تصمیم وفادار نماند." نولان اضافه کرد وقتی فیلمی میسازد، با آن طوری رفتار میکند که انگار ممکن است واقعاً آخرین فیلم زندگی حرفهایاش باشد؛ بنابراین همه توانش را در آن میگذارد و هرگز نمیگوید: "این ایده را برای بعد نگه میدارم."
من هرگز با ذهنیت نگه داشتن ایدهها برای آینده کار نمیکنم؛ هر فیلم باید بهترین اثری باشد که میتوانم بسازم.
این تنش، میان فیلمسازی که برای تعداد آثارش حد نهایی تعیین میکند و فیلمسازی که هر فیلم را یک قمار همه یا هیچ میبیند، لایه پنهان گفتوگوی آنهاست. تارانتینو بارها روشن کرده که منظورش از بازنشستگی، مشخصاً کنارهگیری از فیلمسازی برای اکران سینمایی است. تلویزیون، کتاب و تئاتر همچنان در برنامه او قرار دارند. «قانون بانتی»، سریال وسترن او، و نمایشنامههای تازه بخشی از این مسیرند. کتابهای بیشتری هم در راه است. او ناپدید نمیشود، فقط میدان بازیاش را عوض میکند.

با این حال، صنعت سینما همچنان هر حرکت او را زیر نظر دارد. پلیلیست اخیراً با رابرت ریچاردسن، فیلمبردار مطرح، گفتوگو کرده و او گفته است شاید فیلم دهم تارانتینو از همین تابستان آینده وارد مرحله تولید شود. اینکه آن فیلم داستانی کاملاً تازه خواهد بود یا فیلمنامهای قدیمی که دوباره احیا میشود، هنوز معماست. تارانتینو پیشتر ایده اقتباس از رمانهای جاسوسی لن دیتون، از جمله «بازی برلین»، را مطرح کرده بود و اگر چنین شود، نخستین باری نخواهد بود که از ادبیات جنایی موجود الهام میگیرد؛ به هر حال «جکی براون» از رمان «رام پانچ» نوشته المور لئونارد آغاز شد.
در همین حال، پروژههای مرتبط با تارانتینو حتی وقتی خودش کارگردانیشان را بر عهده ندارد، همچنان در هالیوود موج ایجاد میکنند. «ماجراهای کلیف بوث»، فیلمنامهای که او زمانی کنار گذاشته بود، به دیوید فینچر رسیده و قرار است اواخر امسال از نتفلیکس منتشر شود. بنا بر گزارشها، سونی هم تلاش میکند کراساور «زورو/جانگو» را دوباره زنده کند. شاید این مرد از صندلی کارگردانی فاصله بگیرد، اما رد انگشتانش همهجا دیده میشود.
اما نولان چه؟ تماشاگران بهزودی پاسخ را خواهند دید. فیلم «اودیسه» او در مسیر افتتاحیهای پرفروش قرار دارد؛ برخی پیشبینیها فروش آخر هفته نخست را نزدیک به ۲۰۰ میلیون دلار میدانند و حتی احتمال بلندمدتی برای رسیدن به مرز یک میلیارد دلار در گیشه جهانی مطرح است. نولان همچنین اعتراف کرده که دوست دارد روزی یک فیلم ترسناک بسازد، اما میگوید هنوز ایدهای پیدا نکرده که ارزش چنین جهشی را داشته باشد. صبر. کمالگرایی. اولویت با مهارت و پرداخت سینمایی.
دو کارگردان کهنهکار. دو نگرش به پایان. یکی میخواهد مرزی مشخص تعیین کند. دیگری ترجیح میدهد هر اکران را مانند پرتگاهی هنری ببیند و چنان بپرد که انگار پروژه بعدی وجود ندارد تا او را بگیرد. کدام رویکرد به سینما خدمت بیشتری میکند؟ این بحث در سالنهای سینما، فهرستهای پلتفرمهای استریم و روی صحنه تئاتر ادامه خواهد یافت. فعلاً تماشا میکنیم. و منتظر میمانیم.
.avif)



نظر بگذارید
نظرات (3)
خیلی شیک و پخته توضیح دادن، اما فکر نکنم برنامهریزی پایان کار اینقدر ساده باشه. یه کم احساس بازاری داره، نه؟
واقعاً قراره همین ده تا باشه؟ یعنی دیگه سینما از اون شکلای قدیمیش محروم میشه؟ شک دارم به این تصمیم ولی کنجکاوم.
وااای، تارانتینو بعد از ده تا فیلم؟ انگار افسانه رو خودش مینویسه. نولان هم خوشش نمیاد، اما امیدوارم بمونه... عجیب موازی دو جهان سینما.